تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN - مطالب مقالات علمی و اجتماعی
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون
دیشب بعد از سالی هوس کردیم دوستمان را خرج بیاندزیم. بنده خدا خرج افتاد و پیتزایی خرید و خانواده ها نوش جان کردیم. پل طبیعت بودیم. برای چندمین بار بود که می رفتیم. ولی هیچ وقت از رستورانهایش خرید نکرده بودیم. اینجا برای اولین بار بود که خواست بچه ها را عملی کردم و گفتم: میتوانید فست فود سیب زمینی سرخ شده هم بخرید. زحمتش را حضرت ملکه کشیدند. اما گویا قرار بود بجای سیب زمینی، جیب من سرخ شود. باورم نمیشد که پول 4 عدد سیب زمینی درشتی که گویا برای احشام خرد کرده بودند را 24000 تومان پرداختم. فوری یادم آمد که دارم اجاره حضرات را می پردازم تا درآمدی هم کسب و اشتغالی هم ایجاد کنند. بگذریم. بهر جهت برای چندمین بار تصمیم گرفتم که-  چون فست فوداز نظر تغذیه سنتی تائید نمیباشد- ولخرجی توام با خریت نکنم.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 1 خرداد 1395
سالها میگذرد و سال دگر می آید اما بنزین یورو 2004 خبری ازش نیست بلکه بنزینی که به مردم بیچاره عرضه می گردد از نوع عهد پارینه سنگی بوده که به ما ارث رسیده و داریم مزه میکنیم که مبادا تمام شود. نه تنها مزه که با جان و دل داریم لمسش میکنیم حتی جان مان را برایش میدهیم.
تازه گران تر که میشود بیشتر مصرف میکنیم و به محیط زیست احترام میگذاریم که مبادا بار این بنزین روی دوش منابع زیرزمین بماند و سنگینی کند . پس سعی میکنیم بار آن را بر ریه های خود حمل کنیم. پس ای شیرمردان عرصه رانت و رانت خواری تا میتوانید بنزین عهد پارینه سنگی را برای مان وارد کنید تا ما بهتر و بیشتر خدمت کنیم.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 دی 1394
من فکر میکنم هنوز باید تحریم خوردزو های داخلی ادامه یابد.خودرو که نه، لگنهای وطنی. قاتلهای متحرک. حلب تیکه هایی بنام ماشین.
همین دیروز ماشین پژو من یکهویی داخل تونل متوقف شد. فهمیدم که مشگل جدی است. بلی ، تسمه تایم از کار افتاده بود. تازه 4 ماه بود که عوضش کرده بودم. اما بررسی های من و دو نفر فنی نشان میداد که تسمه دینامی را که همان زمان با همان تسمه تایمینگ در نمایندگی 1140 ایران خودرو عوض کرده بودم جنس نامرغوب بوده و فرسوده شده و رشته های آن جدا و باعث شده که تسمه تایمینگ تخریب و الخ.
فردا تماس گرفتم با نمایندگی موضوع را گفتیم. گفتند بیاورید هزینه را تقبل میکنیم. جراثقال 100 هزارتوامنی گرفت. ماشین را گذاشتیم نمایندگی1140 خیابان تیموری . به بهانه شلوغی خودرو را رسید نکردند. گفتند بروید زنگ میزنیم به شما. یکی دو ساعت بعد تماس گرفتند که : چون چایه دینام شما خراب بوده تسمه دینام پاره شده و تسمه تایم را خراب کرده. گفتم شما تسمه دینام را تعویض کرده بودید. اگر پایه دینام خراب بوده نباید بدون تعویض پایه دینام تسمه را عوض میکردید. خلاصه بحثمان بالا گرفت تا جائی که کار به شکایت به بازرسی ایران خودرو رسید. تازه فهمیدم که چرا حاضر به رسید کردن خودرو نشده است. این ترفنیدی برای در رفتن از زیر بار تعهدات اس. اگر رسید میکرد یعنی پذیرفته که باید هزینه ها را متقبل شود.چون در سامانه ایران خودرو هم ثبت می شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 آبان 1394
هنوز مدیران ما افتخار میکنند که فولاد تولید میکنند و از خیلی کشورها مثل بورکینافاسو و ... جلوتریم. اما نمیدانند به چه قیمتی. دنیای اول افتخارش این است که دیگر معادن ذغالش را استخراج نمیکند و آهن و فولاد تولید نمیکند و کارخانه سیمان نمیسازد و... چون همه اینها آلوده کننده محیط زیست هستند. در عوض همه اینها را از جهان سوم میخرد.  اما تکنولوژی تمام این موارد را به کشورهای جهان سوم گرانتر میفروشد. حتی کارخانه های دست دومش را به کشور ما هم قالب میکنند. امنیت ملی آینده نگر یعنی همین.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 29 شهریور 1394
سال پیش بود که در تعطیلات از گردنه خوش ییلاق عبور میکردیم . تاریک بود و مه گرفتگی غلیظ حاکم بر گردنه. چشم هیچ نمیدید. توقف کردم . خط کشی جاده اصلا نبود. زنگ زدم 110 . توضیح دادم که گیر کردیم و نمی توانیم جلو برویم. گفتم به عنوان یک شهروند حق دارم موضوع امنیت جاده ای را طلب کنم. راهنمایی مدبرانه ای از سوی کارمند آنسوی گوشی تلفن شدم. گفت: لطفا آهسته بروید. انشااله گردنه را رد میکنید. گفتم: همین؟! گفت موفق باشید.
همچین قانع شدم که نگو.
یارو طوری گفت که انگار اگر نمی گفت، من گردنه خوش ییلاق را با سرعت 160 کیلومتر ، در مه گرفتگی غلیظ می خواستم برم.
انتظار زیادی از 110 داشتم؟!




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 مرداد 1394
به نسل امروز که مگاه میکنی ساسر ناسپاسی و بی اندیشگی از آن می بارد. ریشه آن در نوع تربیت خانواده و اجتماع است. شدیدا متوقع و بی مسئولیت . حتی در قبال اجتماع کوچک خانواده هم خود را مسئول نمیداند. بدیهی است که در آینده نه چندان دور ما باید بحران مدیریتی را در انتظار باشیم. همین چند ماه پیش بود که مدیریتی پیر و فرتوت گفته بود: ما باید از خارج مدیر وارد نمائیم. راست گفته است؟!




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 مرداد 1394
دیریست که جنگی نابرابر با مردم سوریه و عراق و یمن شروع شده است. ریشه این جنگ ایدئولوژیک است. در بطن اعتقادات قراردارد. حمله عراق به ایران سرمایه های ما را بلعید. اما فرهنگی عمیق ساخته شد. حمله عراق به کویت شروع نابودی عراق و شروع جنگهای آخرالزمانی در خاورمیانه شد. رهبران سنی! سوریه هیچوقت اعتمادی به سران عرب نداشتند. ولی به ایران اعتماد زیادی داشته و دارند. حمله به سوریه باید زیرساختهای این کشور را از بین میبرد. حال حمله به یمن نیز باید با همین هدف صورت گرفته باشد. یعنی زیرساختها باید نابود گردد. می دانید چرا؟ چون سفیانی از سوریه ظهور خواهد کرد و یمانی از یمن برای حمایت حضرت ولی عصر برخواهد آمد و حضرت از مکه خواهد آمد. باید منتظر باشیم که عنصر صهیونیسم با سفیانی در وسعت زیادی به سوریه حمله کند. هنوز مانده است.و الخ.
اگر عربستان به یمن حمله کرده- آنهم فقط هوائی- فقط برای آنست که هیچ چیزی نباشد که به دست یمانی قیام کننده بیفتد. پس باید منتظر باشیم.
ان الارض یرثها عبادی الصالحون.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 12 اردیبهشت 1394
شنیده اید که یک خارجی اومد به ایران وقتی ازش نظرخواهی شد، گفت: به نظر می آید در ایران زنهای زیادی هنرمند هستند. چون در خیابان اکثرا آرایش غلیظی دارند. خوب عجیب هم نگفته. کم نیستند زنان جوان و یا دخترانی که وقت کافی درمنزل ندارند و در خیابان و مترو و دیگر اماکن عمومی آینه و مداد و ... در دست، دارند آرایش و پیرایش می کنند. شاید نمیدانند که این صحنه چندش آورترین نما برای یک مرد و حتی برخی زنان است. زمانی که ما  کودک و نوجوان بودیم یادنداریم که حتی برای یکبار دیده باشیم مادران و خواهران ما در پیش دیدگان ما این کار را کرده باشند. چیزی که کم رنگ شده است اخلاق است که گاهی زنان ایران زمین برای پر رنگ کردنش در کوی و برزن قلم به دست میگردند.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 29 بهمن 1393
آن روزها
یاد ایام کودکی به نیکی، خاطرات عمیق کودکیمان حس قشنگی را برمی انگیزد توام با لذت درونی.همه چیز رنگ خوبی و سادگی داشتند. واقعی بودند. قابل لمس بودند. تازه و با طراوت. پدرم انقلابی بود که ضمن همه کارها یش، زنبور عسل هم پرورش می داد.تولید عسل می کرد. همه مولد بودند نه مصرف کننده. سالهای آخر حکومت شاه؛ خانه کوچک مان بوی تند دود هیزم می داد. لحظه های زیبای شبانه را در کنار پدر و در جوار بخاری هیزمی سیب زمینی مان را زیر خاکستر داغ می پختیم. سرمای زمستان را با گرمای هیزم و سیب زمینی های داغ مان جبران می کردیم. آن روزها صفا بود و صمیمیت و حمیت. آن روزها گلوله و دفاع



این روزها
گوئی احساس مرده است! حس نوعدوستی را فقط در فضای مجازی باید جستجو کرد. در سر چهارراه های ما کودکان وطنم را در حال فروش گل و سی دی و جوراب می بینیم. حاجی فیروزمان از فرط فقر در ترافیک محصولات ایران خودرو و سایپا - آشغالهای غرب زده- پول گدائی می کنند. دختران وطن - مادران آینده!- محبت را در خیابان بجای خانه دنبال میکنند. این روزها با بازی حروف  و الفبای ما درمطبوعات - این ارکان آزادی! - آنقدر( ب ز) می خوانیم که دزدی کرده اند.، که احساس می کنم تمام بزهای وطنم دزد شده اند. این روزها ریا هست و ربا و دزدی حریت از ملتی به افتخار تاریخ همه دنیا. این روزها ترقه و رفاه.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 بهمن 1393

می­دانیم که فرهنگ آپارتمان نشینی از ما نیست. از همه مهم­تر آنکه با معضلات آن نیزآشنا هستیم. تنها شاید بهانه امنیت را برای خود داشته باشیم .چون فکر می کنیم آپارتمان نشینی امنیت دارد. ولی انصاف دهیم که فقط توجیهی بیش نیست. فقط نوعی  ترسهای اجتماعی است که باعث علاقه به این روش زندگی م­یشود. ترس از فضای بزرگتر و کار بیشتر. ورود زنان به عرصه اجتماع، بدین شیوه ای که الآن هست، خود تشدید کننده این امر است. زنان کار، مادران خوبی نخواهند بود برای فرزندانشان. چون وقت کار در منازل بزرگتر را ندارند، منزل کوچکتر، راحت تر مدیریت می­گردد. البته نقش اقتصاد خانواده را نمی­توان در انتخاب این روش زندگی مردود دانست. ولی این مسئله در این سالهای اخیر موثر واقع شده است.

اگر دقت کنید به همین مقدار که حجم کار زنان در منزل کم شده است، کار بیرونی ایجاد نشده است. ولی صدمات اجتماعی آن صدها برابر شده است. کودکان سر سفره مادر و پدر بزرگ نمی­شوند. سر سفره مهد کودک ها بزرگ می­شوند. بازهم فرهنگ وارداتی از ناکجا آباد. غربی ها به مادرانی که در منزل تربیت فرزند را عهده دار شوند امتیاز می دهند اما ما  چه کردیم با مادران نسل آینده مان؟!

واقعیت این است که تمام هنر آپارتمان نشینی، کم کردن فاصله اتاق خواب، سفره خوراک و توالت ما بوده است. نگاهی به خانه خود کنید. واقعا طول اضلاع این مثلث، بیشتر از 5 متر می­شود؟ آشپزخانه تان را هم اضافه کنید. حال در می­یابید که علت العلل این همه بیماری­های ناشناخته چیست؟ بوی تعفن فاضلاب مجتمع­ها اذیتتان نمی­کند؟ یادمان باشد که پیشینیان ما هنگام رفتن به مبال(توالت) کلاهی بر سر داشتند. حال ما همان کثافات را، در کنار سفره شام و ناهار تنفس می­کنیم!تاکنون کسی کتاب قانون را در مورد شرایط انتخاب محل سکونت مطالعه کرده است؟!
ابوعلی سینا در کتاب قانون، مشخصات محل زندگی را ذکر می کند و می نویسد: وقتی کسی جایی سکونتی بر می گزیند باید کیفیت خاک، پستی و بلندی زمین، باز بودن فضا، پوشش گیاهی، آب و گوهر(کیفیت) آن، کمی یا زیادی آب، بادگیر بودن یا گود بودن محل سکونت را بررسی کند. همچنین بادهایی که در منطقه می وزد را بشناسد که آیا سالم است یا نه و نیز نقاط مجاور محل سکونت مانند دریا، مسیل ها، کوه ها و کان ها(معادن)، وجود درختان، گورستان ها، مواد بدبو(محل دفن زباله و...) را مورد تحقیق قرار دهد، چرا که همه این موارد در مزاج هوا مؤثرند و تأثیراتی بر بدن دارند.

 در ضمن باید از تندرستی و بیماری مردم آن منطقه باخبر باشد که تا چه حد نیرومند هستند، اشتها و هضمشان چه اندازه است و بیشتر چه غذاهایی می خورند و بداند که آب های منطقه از آب راه های باریک می آید یا کانال های وسیع(که در کیفیت آب مؤثر است) و مردم آنجا به چه نوع بیماری هایی خو گرفته اند (اپیدمی است). پنجره ها و درهای محل سکونت باید شرقی شمالی باشد، به ورود بادهای شرقی به داخل خانه اهمیت داده شود، آفتاب باید همه جای خانه را فرا بگیرد زیرا آفتاب هوا را صاف و مساعد می کند. بهتر آن است که محل سکونت در نزدیکی آب های گوارا، روان و پاکیزه که در زمستان سرد و در تابستان گرم هستند باشد، آب های زیرزمینی که در زمستان گرم و در تابستان خنک هستند به خوبی آب های مذکور نمی باشد.

این ویژگی ها بطور خلاصه در قانون به این صورت آمده است:

  1. نوع خاک 2. حالت پستی و بلندی زمین 3. باز بودن فضا 4. پوشش گیاهی منطقه 5. آب و گوهر(کیفیت) آن 6. بادگیر بودن محل 7. جهت قرار گرفتن درها و پنجره ها 8. سالم یا ناسالم بودن بادهای منطقه 9. مجاورت با کوهساران، درختان، کانی ها(معادن)، گورستان، مواد بدبو، مسیل 10. تندرستی و نیرومندی مردم منطقه 11. غذای غالب مردم 12. بیماری های مردم منطقه 13. وضعیت آفتاب 14. جهت وزش باد به داخل خانه

انصافا کدام یک را آپارتمان شما داراست؟!

جالب است بدانید آب چشمه سارها از آب لوله ای که می نوشیم سالمتر است. عامل مهمی در عفونت ها و سنگ کلیه لوله آب است. مانداب داخل لوله ها بسیار مضر است.

راستی عصر ارتباطات ما را نزدیکتر کرده است؟ قول می­دهم همین روزها از راه سیم تلفنتان سفر کنید! اما آیا به هم نزدیک شده ایم؟!

ما همه چیز را با شور پیگیری می کنیم بی آنکه آن را درک کرده باشیم(توهین نمی کنم). عوض انکه در زندگی کوچک آپارتمانی خویش مدیریت بیشتری روی فرزندان مان داشته باشیم، این مادران و پدران آینده! موجوداتی خاص بار می­آیند که خودمان هم نمی­توانیم درکشان کنیم. ارتباطات آنها از نوعی است که تائید ما را ندارد. در قدیم مگر کوچه برای ما دانشگاه نبود؟ ارتباطات سالم تر در کوچه مگر مشهود نبود؟ آیا الآن شما می­توانید فرزندتان را در حیاط آپارتمان-اگر داشته باشد- یا مجتمع زیستی­تان رها کنید؟

راهکار چیست؟

مهاجرت معکوس؟ به کجا؟!





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 بهمن 1393
وقتی تصورش را می کنم که آمار می گوید تهرانی ها 5 سال کمتر از شهرستانی ها عمر می کنند فکر کردم که در این 5 سال چه کارها که نمی شود کرد؟! دنیایی را می شود زیر و رو کرد. تصمیم گرفتم و برای اینکه 5 سال بیشتر عمر کنم مهاجرت معکوس کردم و حالا حداقل 2 روز در هفته با کودکانم سرگر تفریح و تفرجیم. اکسیژن خالص تری مصرف می کنم. آب سالم تری می نوشم. خوراکهای کارخانه ای مصرف نمی کنم. سبزیجات باغی مصرف می کنم. شیر بدون پالم را مستقیم از پستان گاو می دوشم. آلودگی صوتی کمتری را تحمل می کنم. ترافیک سهل تری را صبوری می کنم. بجای چای های آلوده از دم نوشهای گیاهی غیر کارخانه ای استفاده می کنم.خلاصه زندگی می کنم نه آنکه فقط زنده باشم.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 27 آبان 1393
همه چیز را در اینجا می بینیم. سوزن نخ کن، مداد خودکار و کمربند و ...
بلند گوی متر داد میزند که با ما همکاری کنید تا این دستفروشها را جمع کنیم. ولی هر روز بیشتر می شوند. رفتم پیش رئیس ایستگاه گفتم: شما که نمی تونید اینها را جمع کنید-هم قانونا و هم مصلحتا- حداقل داد و بیداد بلندگویتان را خاموش کنید. تاملی مودبانه کرد و گفت: حق باشماست. قانونا نمی توانیم جمع کنیم ولی مردم نباید از اینها خرید کنند. تا خودبخود جمع شوند. گفت  تعداد اینها حدود 45 تا 50 هزار نفرند. شهرداری و مترو هیچ کاری نمی تواندد بکنند. نفهمیدم تعداد در مترو را گفت یا در کل تهران. ولی هر چه باشد این تعداد کمی زیاد است. حال تصور کنید با یکی شون صحبتی داشتم گفت کف در امد روز من 100 هزار تومان است. حال یک ضرب کنید ببیند چقدر گردش مالی یک روز در کانون گرم دستفروشان مترو می شود.
45000*100000
4500000000 رقم کمی نیست و این رقم بدون اخذ مالیات بر ارزش افزوده است. یعنی دولت اشتغالزائی کره است اما خود بی نصیب است.
اما این وسط کی سرمایه دارتر می شود؟!




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 مهر 1393
ترافیک اگر برای من و شما دردسر است برای برخی نون داره و برای سیاست مداران و مسئولان فرصت خوبی است که در پشت سر آن ادعای اشتغال زائی نمایند. البته پر بیراه هم نگفته اند . چون به اینصورت خیلی از بیکاران سر کارند و صد البته درامدشان از حقوق در نظر گرفته شده در قانون کار بیشتر است. میگید نه بایکی از آنان مصاحبه کنید. یکی شون به من می گفت: مگر دیوونه ام که از صبح تا 6 بعد ازظهر کار کنم اخر ماه حقوق بهم بدهند و اون هم تازه 610 هزار تومان. اینجا حداقل روزی 150 هزار تومان درآمد دارم. تازه هم فال و هم تماشاست. راست هم می گفت . گاهی به پشم خودم دیدم که یکی از سر لطف دستمال کاغذی چینی مخصوص ماشین را که خود دستفروش 2 هزار تومان قیمت داده بود( که هزار تومان هم می دهند)، 5 هزار تومان - البته از سر لطف - خرید. خب حالا درآمد این شخص در طول روز چه می شود.
در این بازار همه چیز عرضه میکنند. زیباترینش گل های قشنگ هستند که گاهی نیز پژمرده می شوند. البته اغلب جنس های این فروشنده ها ته مانده های بنکداران هستند. اما برخی هم سازماندهی خاص خود را دارند برای این کار. یعنی یک تشکیلات پشت سر این قضیه هستند. حالا تعداد این فروشنده ها را حدس بزنید. خودم هم رقمهای متفاون شنیدم. 45 تا 100 هزار نفر. خب این تعداد بدون سازماندهی می شود.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 مهر 1393
احترام گذاشتن به طبیعت باید در ذات ما باشد.
کنار پنجره قطار در تفکر بودم که ناگاه چیزی با سرعت 90 کیلوتر بر ساعت(سرعت قطار) اما خلاف جهت حرکت قطار از مقابل بینی ام گذشت. قوطی پت(pet) مربوط به آب آشامیدنی مسافری بود که اندکی به  محیط زیست بی احترامی میکرد و آشغالهایش را از شیشه قطار به بیرون پرتاب می کرد. به بیرون نگاه کردم دیدم از این افراد زیاد می شود دید. چون حاشیه ریل قطار پر از آشغالهای هموطنان عزیزمان هست.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 مهر 1393

آخرش از این مملکت میرم

چون اینترنت پرسرعت نداره

آخه بدون اینترنت میشه کارآفرین بود؟

انتطار دارید شق القمر کنم؟

بابام جان من کارآفرین هستم نمی تونم بدون اینترنت باشم. تورو بخدا امنیت را جور دیگری کنترل کنید. از قدیم گفتن واسه چندتا بی نماز که در مسجد را نمی بندند.

روزی 2 ساعت اینترنت داشتن زیاد است؟ با سرعت لاک پشت که نمیشه کارآفرینی کرد. قبول دارم که وایبر و وی چت و ... می توانند هجمه فرهنگی ایجاد کنند. ولی اخه اگر من نتونم کار ایجاد کنم جوونای مملکت سرشون توی وایبر و امثالهم بیشتر میره. راه مقابله با بی فرهنگی و ویروسهای اجتماعی، بستن درب خونه نیست. نمیشه به دلیل بی حجابی برخی از مردم، من چشمهایم را ببندم و یا توی خیابان نروم.

اینکه ما به توان تقابل فرهنگی در جوونای خودمان اعتماد نداریم نشان از ناکفایتی ما در طول این سالهاست. یعنی کم کاری کردیم. فرهنگ سازی نکردیم. ظرفیت سازی کافی نداشتیم.

چون میگن تهران 50 میلیون موش داره . نمی خواهم پس از یک زلزله بزرگ مقیاس وقتی زیر آوار موندم ، این موشها بیایند و مرا زنده زنده بخورند. اه حالم بد شد. پس بهتره از این مملکت بروم. راستی این همه مالیات و عوارض و ... کجا میره؟!

میگن شیرهایش روغن پالم داره! عجب . خب رفتم شیر سنتی فله ای خریدم. دیدم چربی اش مشکوک است. گفتم از شهرستان شیر بیارم. دیدم نشد. به این نتیجه رسیدم یک دستگاه گاو شیرده دم درب آپارتمانم ببندم تا من و همسایه ها شیر بدون پالم بنوشیم.

میگن گازوییلش 700 برابر استاندارد یورو 2004 ! گوگرد داره. نگاه کردم به ریه هایم دیدم که دروغ که نیست.

میگن صابونهایش با پوست مرغ های صنعتی درست میشه . باور نکردم. چون صابون به اون خوشبوئی و پوست مرغ به اون بد بوئی.! ولی شیمیدانی می گفت: بوی خوبش از آروماتیکهای نفتی است . خودش سرطان زاست.

 

 

 

 





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 مهر 1393
چند ماهی است که مسیرم انتهای بزرگراه حکیم است. دوربرگردان روبروی استادیوم آزادی روی تابلو اعلان آلودگی هوا بنری چسبانده اند که تابلو در حال تعمیر است.هر روز فکر می کنم علت عقب ماندگی ما این نوع پیگیری و حل مسائل و مشکلات است. نمیدانم شاید تحریمها در این مورد بخصوص خیلی تاثیر داشته است.
چند ماهی است که مردم سر کارند و قرار است سبد کالا بگیرند ولی هنوز تعیین تکلیف نشده اند. فکر کنم نیازمندان تا حالا ریق رحمت را سر کشیده اند.






نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 19 شهریور 1393
بیچاره ملتی که بزرگانش را مشتی سیاستمدار سیاست زده و ناتوان تشکیل دهند. این ملت دائم طعم تلخ آوارگی و جنگ را همواره خواهد کشید. اگر چه منابع طبیعی سرشار هم داشته باشد.
کارگری دارم که 5 سال متعهدانه کار میکند و بارها در چنگ ماموران افتاده و به افغانستان مرجوعش نموده اند. این آخری دوباره پس از سه ماه اقامت در وطنش باز راهی ایران شده و 8 شبانه روز را پیاده برای اشتغال در ایران طی کرده و مخارج سنگینی برای ورود قاچاقی به قاچاقچیان داده است. مسئله اینها نیست. بلکه نهایت بی انصافی آنجاست که در گذر از خیابان کامیونی در تاریکی شب به دوچرخه اش می زند . ناکارش می کند. علیرغم آنکه شماره خودرو متخلف را دیده است ولی با احساسی از درماندگی می گوید: آخر چه می توان کرد؟ من خود قاچاقی امده ام . اگر شاکی شوم باید دوباره به افغانستان بازگردم. پس درد را تحمل می کند اما از شکایت کردن گریزان است.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 شهریور 1393
تازگی ها بود که دوستم لاستیکهای خودرواش را تعویض کرد. حوالی جنوب تهران . همه می دانیم کجاست. فروشنده لاستیک بدون درخواست لاستیک های فرسوده لاستیک های نو را سوار رینگها کرد و به هوای اینکه ما لاستیکهای کهنه را ترک می کنیم چیزی از خرید آنها نگفت. دوستمان که کمروئی همیشگی اش بروز کرده بود گفت: این کهنه لاستیکها را چه کنم؟ گفتم بینداز پشت ماشین مشتری اش را می یابد.تا انداخت پشت ماشین فروشنده گفت همه لاستیکها را می برید؟ گفتم :بله خریدارید؟ گفت آری . خلاصه 85 هزارتومان قیمت خورد و تمام.
تا این لحظه تصور آنرا می کردم که لاستیک ها روکش و بازیافت می شوند. اما روزهای بعد تحقیق کردم. دیدم جلوی همان مغازه ها لاستیک کهنه ها را عاج دستی زده و با ترکیب نوشابه سیاه و آب و تاید و صابون چنان جلائی می دهند که فکر می کنید نو و صفر است. بیچاره راننده ای که این لاستیک را خریده و در جاده می ترکاند و احتمالا ...
حال لاستیک های خودرو خودم را عوض کردم. ولی کهنه هایش را معدوم کردم تا وجدانم راحت باشد و ... 




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 شهریور 1393
گاهی دایره تنگ نظری و عدم تحمل نظر مخالف آنقدر کوچک می گردد که عرصه هنر را هم در بر میگیرد و هنر را سیاسی می کند. ربنای استاد شجریان هم از آن جمله است. یک بگو مگوی سیاسی کار را به جائی رساند که سالها این نوای الهی صادره از حنجره طلایی هدیه خدائی، دیگر گوش ما را بر سفره های افطار نمی نوازد. هر از گاهی این نوای زیبا را در گوشی هایمان یا گوشه ای از فایل های شخصی مان می شنویم. اما تنگ نظران سیاست باز نیز بدانند که نگاه ما به شجریان نگاه سیاسی نیست. و گوش کردن ما به این نوای معنوی از جنس عشق است. نمی توان ما را به نشنیدن این نوا عادت داد. بلکه ما عادت کرده ایم که روزه مان را با شنیدن ربناهای استاد و اذان استاد موذن زاده اردبیلی و نان و پنیر های مادربزرگمان افطار کنیم. حال آنانکه نمی دانند بدانند که نمی توان خدا را  از مردم مخفی نگاه داشت. مردم خود ربنا را خواهند خواند. پس خدایا مشکل ربنای مان را حل کن.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 مرداد 1393
در حالی که همه در اسارت ترافیک آزادگان بودیم، ماشین نیسانی که عامل ترافیک بود به دلیل نداشتن بنزین راننده اش به همه التماس مقداری بنزین می کرد. ماشینهایی که ترافیک را رد می کردند وقعی نمی نهادند. تصمیم داشتم تا بهش رسیدم کاری برایش کنم که راننده پیکانی پیش دستی کرد و در توقفی کوتاه شیشه ای بنزین به او هدیه داد. متوجه شدم که بهر حال معرفت پیکان بیشتر است.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 مرداد 1393
این روزها را تاریخ فراموش خواهد کرد؟! تصور نمی کنم بلکه مطمئن هستم که خاطرات تلخش در ذهن انسانهای آزاده مانا خواهد بود.
تصویر کودکانی که برای آزادی خویش، جان را آزاد کردند. عجیب است که مردمی با این کشتار کودکانشان دست از مبارزات برنمی دارد. 
خون سرخرنگ این کودکان پیامی برای جهانیان است.  
اگر دین ندارید لااقل مردمی آزاده باشید.(امام حسین)
اما ریشه این مقاومت و روحیه مقاوم درکجاست؟!
در صحن حضرت عباس که بودم دستجات عزاداری از کشورهای مختلف آمد و شد داشتند. در این بین صدای هیئتی را شنیدم که مرا به خود آورد. صدائی رسا و پرشور. برخاستم. رفتم. دیدم. زنان و مردانی که به زبان عربی با شور خاصی شعار می دادند و با حضرت عباس و امام حسین دلدادگی داشتند. اما هیچ یک از آن دستجات رفته این قدر شور رفتاری و شعور گفتاری نداشتند. بر دستان زنان و مردان شان پرچم حزب الله لبنان برافراشته بود.شور و نشاطی که بر جوّ هیات شان حاکم بود مایه توجه حضار شده بود. 
در مباجثه ای طولانی با دوستی همسفر، موضوع را به بحث کشیدم . گفت این موضوع بر میگردد به مبارزات و تلاشهای ابوذر غِفاری پس از تبعید. یعنی شیعیان لبنان حاصل زحمات این یار صدیق پیامبر گرامی اسلام است. روحیه این جمع مقاومت است.
حال اگر به مقاومت مردم غزّه بنگریم می بینیم ریشه در همین نوع مقاومت دارد. با این تفاوت که این مبارزات رنگ و بوی قومی و قبیله ای ندارد. روحیه ای فراملّی حاکم است. 
اما نقش ما کجاست؟! هنوز قائل به این نشده ایم که می توانیم با تحریم  هایمان دست از حمایت نهادهای اقتصادی حامی تروریسم دولتی یاشیم. 
ماهاتیرمحمد اخیرا دو چیز را برای دو دلیل تحریم کرد.
1- سوار شدن بر هواپیمای بوئینگ بدلیل مسائل مربوط به هواپیمای مفقود شده! کشورش.
2- خرید اجناسی با بارکد مشخص مربوط به رژیم اسرائیل.
خوب ما چه می توانیم انجام دهیم؟؟؟




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 19 مرداد 1393
زنگ زدند و حاجی را به مسابقات پرورش اندام دعوت کردند تا شاید بخشی از جوایز را ایشان اهداء نمایند. زیر بار نمی رفت به بهانه حضور من و من گفتم برویم . رفتیم و در صف اول تماشاچیان ما را نشاندند. دمی نگذشت که مسئول برگزاری مسایقات در بلند گو یک یه یک از مدعوین و مسئولین شرکت کننده در مسابقات تشکر نمود. من که تاکنون این مسابقات را از نزدیک ندیده بودم برای اولین بار هم نه تنها جذابیتی نداشت بلکه مایه تعجبم هم گردید. این جوانان با عضلاتشان چه میکنند که این همه قابلیت تورم را می یابند. اصلا برای چه؟ فقط یک عنوان و یه کاغذ پاره. بر سطح بنشان روغنی را برای ایجاد جدابیت  و انعکاس نور و نمای بهتر میزنند که می گویند روغن سوخته! است. باورم نشد.
چیزی که دیدم ماهیچه های ورآمده و فیگورهای نازیبا از جسم بود و اغلب آنان از ناحیه سر کوچک به نظر می رسیدند. نمی دانم آیا هورمونهای تزریقی با جسمشان این کار را می کند؟!
فقط یک چیزی به نظرم رسید. ای کاش با این پرورش اندام پرورش فکر هم توام بود.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 19 مرداد 1393
قبل تر ها مردم از بمب ناپالم می ترسیدند حالا باید از روغن پالم بترسند.
در خبر است که تازگی ها که! نه ولی یک کمی قبل تر ، توی ماست و شیر ما روغن قاطی می کردند. 
جل الخالق، شنیده بودیم که آب تو شیر می کردند. نشنیده بودیم روغن توی شیر کنند! 
بابا چه ادمهای خوبی اند این لبنی ها . فکر مردم اند دیگه . تا روغن مضر! حیوونی رو نخورند و کلسترولشون بالا نزنه.
یاد اون داستان افتادم که : یارو آب توی شیر میکرد و یک شب بارون اومد و همه زندگیشو برد. حالا این یاروها که روغن توی شیر می کنند احتمالا یه شب سیل روغن زندگی شونو می بره.
یادداشت: پالم در زبان اونوری ها همون درخت نخل است که ازش روغن می گیرند و در کشورهائی مثل مالزی و سنگاپور و خلاصه خط استوائی ها برای سرخ کردن استفاده میشه. حالا کدوم شیر پاک خورده ای به این سرمایه دار جماعت گفته چربی شیر را که بگیری می تونی چربی نخل را بزنی توش.
یکی نیست بگه بابا اگر چیز خوبی بود، خود خدا این کار رو بهتر بلد بود.
راجع به شیر کاکائو و شیر موز و ... نظرم همینه. اگر خوب بود خدا کاری می کرد که از پستان گاو ها شیر کاکائو و شیرموز فواره بزنه. نعوذ بالله




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 مرداد 1393
برنامه ای که از نگاه کمک به مستضعفان نوعی فرهنگ سازی احساسی را ترویج می کند اما فقط در محدوده زمانی یک ماه رمضان. در نگاه  اول زیبا اما با نگاه تحلیلی عمق فاجعه را می توان حس نمود. 
35 سال سال اخیر نه تنها موفق به حذف کوخ نشینی و حاشیه نشینی و تبدیل حلبی آباد ها نشدیم ، بلکه با این همه امکانات و وجود این همه فقر در بیخ گوش تهران ، می توان مدیریت حاکم بر این 35 سال سال را به نقد کشید. پس توفیق چندانی نداشته ایم.
یکی از بخش های این برنامه ، قسمتی بود که شهردار تهران دکتر قالیباف  را به حاشیه فقر زده شهر برد و آقای احمد زاده یکی از مجریان برنامه از خانواده مربوطه سوال کرد که آیا ایشان را می شناسند که گفتند: نه. جالب بود .شهروند حاشیه نشین و فقیر کلان شهر مسلمانی به نام تهران شهردارش را نمی شناسد و می گوید که اسمش را شنیده ایم.
نگاه دیگر به این قسمت از برنامه زمانی بود که قالیباف و احمد زاده در بخش عقب اتومبیلی نشسته و مشغول بحث هستند ولی غافل از اینکه کمربند ایمنی شان را نبسته اند. یادمان باشد که قالیباف قبلا نظامی بوده و حال حاضر مدیر اجرائی کلان شهر تهران مسلمان!




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 مرداد 1393
از همان روزی که دست حضرت قابیل 
گشت آغشته به خون حضرت هابیل
انسانیت مرده بود
گرجه انسان زنده بود
این  روزها هر انسان آزاده ای که چشمی بر مطالعه و دستی بر قلم و سیاست دارد، تقریبا مطمئن است که با هر پدیده ای مانند جام جهانی و بازی های جهانی باید منتظر کشتاری و یا نسل کشی در گوشه ای از جهان باشد. میانمار، پاکستان، افغانستان، عراق و ...
راستش همین بیخ گوشمان را ببینیم، عراق و افغان و اوکراین (کمی آنطرف تر) همیشه مثلث نفت ، جنگ و اسلحه برای جهان باصطلاح اول و مدعیات دموکراسی! کارکردی اقتصادی داشته است و هر زمان که بازارشان کسادی را در بر داشت، یک گوشه این مثلث در گوشه ای از این کره خاکی (خصوصا در بخشهای متمرکز از انرژی) باید تحریک و فعال شود. اینجاست که بازار اسلحه از احساس نا امنی رونق یافته و بازارشان از کسادی خارج خواهد شد.
افغانستان 1979 تا 1989 (10 سال خون ریزی و درگیری) به بهانه کمونیسم، بازماندگانی از خود بجای گذاشت که فقط جنگیدن بلد بودند. تنها مونسشان ماشه تسلیحات غربی بود. حال این نسل را باید چه کرد؟! اندوخته نظامی اش را باید استفاده کرد. مولودش القاعده با پشتوانه فکری فرقه ای تندرو ضد غرب! و شیعه ستیز. بزرگان فکری شان که میروند. بن لادن آمریکا ستیز! و زرقاوی شیعه ستیز در عراق می مانند. 
امریکایی ها بن لادن را که اولویت اش شیعه ستیزی نبود با ترفندی حذف فیزیکی کرده و زرقاوی شیعه ستیز در عراق می ماند و الخ.
تا بن لادن و ... نسلی بودند که شناسنامه ای شرقی داشتند. اما حالا جمعی در عراق و سوریه جنگ آخرالزمانی شان را شروع کرده اند که اینان نسل سوم همان جنگآورانی هستند که عمدتا شناسنامه غربی دارند و به هیچ چیز و هیچ کس رحم نخواهند کرد. معضلی شده اند برای دولتهایشان که اگر برگردند چه خواهند کرد. پس بهتر است سرشان را به همن ترتیب در عراق و شام گرم کرده تا یکدیگر را بکشند و خیال دول غربی از بازگشتشان به کشورهایشان راحت گردد.
اما همین گروه مانعی برای درک شدت تجاوز اخیر به ساکنین غزه هستند و صهیونیسم در پناه حمایت این گروه به تجاوز خود ادامه می دهد. کودک کشی مشی شان است. سکوت رسانه ای حاکم بر دنیا تعجب همگان بر می انگیزد؟! می کشند تا بگویند هستیم و با شدت خواهیم کشت. تا ترس را در خاور میانه نهادینه کنند.
دیگر سلاح ما فقط قلم کافی نیست اندیشه مان هم باید درگیر باشد. باید به این سلطه تسلیحاتی پایان داد
باید به این کودک کشی مدرن مهر خاتمه زد نه با شعار بلکه با تغییر مشی عافیت طلب خویش.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 5 مرداد 1393
عادت داریم هر چیزی را تقلید کنیم. اما فرهنگ استفاده آن را نیاموزیم.
اغلب دیده می شود هنگام اجرای پروژ ه های ساختمانی و عمرانی پارچه ای و یا بنری آویزان کرده و روی آن طلب پوزش از بابت اجرای پروژه و ایجاد مزاحمت نموده اند ولی گاه در برخورد با مدیران مجموعه پیمانکاری با افرادی مواجه می شوید که می بایست از آنان دوری نمود. در یکی از این موارد انسداد مسیر توسط یک کامیون بیش از حد به طول انجامید و باعث اعتراض یک راننده پراید  (با بوق )گردید. ظاهرا صدای بوق تاثیری روی اعصاب نداشته ی کارگران مجموعه گردید و دو نفری به راننده بخت برگشته حمله  نمودند و سر راننده را در لای درب پراید قرار داده و به قصد خفه کردن می فشردند. خوی وحشی گری انسان اگر کنترل نشود فاجعه می آفریند. دعوا فیصله یافت و نگاهی به بنر آویزان شده پروژه کردم. (پوزش ما را بذذلیل ایجاد مزاحمت بپذیرید) 




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 مرداد 1393
مدیریت شهری با همه ناتوانی اش سعی در مدیریت شهری مینماید که هیچ استانداردی از شهرهای بزرگ را نخواهد گذراند.جائی که تعقل و تفکر در آموزش اجتماعش تعطیل مانده است، انتظار زیادی است اگر بخواهیم که مردمش رعایت حد سرعت و سبقت نمایند و یا کل کل بی مورد بر سر عبور از اتوبانی که حتی گنجایش خودش را ندارد، کنار بگذارند و متمدنانه به حقوق هم احترام بگذارند.  دو خط روده دراز کردیم تا بگوئیم که اتوبان صدر جای تاختن قاطران مدرن نیست تا از پس حماقتی گذرا، انسانی را از لابلای آهنهای مچاله شده در نیاورند.
در حرکت بودیم که ناگاه همه چیز در هم پبچید و پشت آن ترافیک و مطابق عادت مالوف بی تمدنی مان، همه دوربین به دست از بدبختی انسان مچاله شده در بین آهن پاره های خودرو شاسی بلند فیلم برداری مینمودند تا شاید اولین کسی باشند که این فیلم را در شبکه های اجتماعی به نمایش گذارند و یا در نشستی پای منقلی به دوستان خویش بلوتوثی عرضه نمایند. بلی چه افتخاری بالاتر از این.؟!
10 نفز نجات را عهده دار بودند و 100 نفر از عبوری های متمدن! عاجزانه درخواست می کردند که حرکت کنید تا آمبولانس بتواند بیاید. البته که جراثقال حمل جنازه خودروها زودتر از آمبولانس و پلیس و آتش نشانی رسید و عجیب که از هرکسی درخواست کردم کپسول آتش نشانی تان را نیاز است کسی پاسخی نداد به جز راننده کامیونی که آنهم کپسولش بدرد لای جرز دیوار هم نمی خورد.چون عمل نکرد. خیلی ها تماشاچی صرف بودند.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 20 تیر 1393
علیخانی از رضا در برنامه اش پرسید؟ رضا آرزوت چیه؟
رضا جواب داد؟ من وقت نداشتم به این فکر کنم که آرزویم چیه؟! چون فقط کار می کردم.
میدانید رضا کیه؟
یک کودک کار سر چهارراههای جنوب تهران و حالا در برنامه ماه عسل علیخانی نطق می کند. علیخانی برای یک لحظه از گفته های رضا در بهت و حیرت فرو رفت.
 راستی رضاهای سر چهارراههای ما چه سهم از بشکه های نفت مان دارند؟!
افسوس که علیخانی دیگر وقت نداشت تا ادامه صحبتهای بچه های کار را بشنود. افسوس که برای شنیدن دردهای این کودکان وقت نداریم. وقتی علیخانی وقت ندارد انتظار دارید روسا و مسئولین وقت داشته باشند؟!
راستی کسانی که دلواپس هسته های کلان هستند بهتر نیست از درک این هسته های کوچک غافل نباشند؟!




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 تیر 1393
هر ازگاهی برای دوری از نوشیدن آبهای لوله کشی، به لواسان می روم و از چشمه هایش، آبی برای نوشیدن می آورم.پای چشمه نشسته بودم و در رویای خود منتظر پر شدن بانکه( بدانید گالن) خود بودم که دو خودرو در کَل کَلی نامودبانه، در رقابت رد شدن از مسیر بودند. و خلاصه به گونه ای نامطلوب موضوع خاتمه یافت.
ساعتی بعد نشسته بودم که مردی مسن بر طبق عادت هرروز خود با الاغش روان به صحرا بود و شاید هم براساس عادت همیشگی هرازگاهی با شلاقش الاغش را از بودنش آگاه می ساخت و شاید هم تاکیدی بر رفتن الاغش داشت. ناگهان صدائی شنیدم که گفت : نزنش ، گناه داره حیوون.
جالب بود چون ایشان یکی از همان آقایانی بود که لحظاتی قبل حاضر به گذشت در قبال شهروند هموطنش نبود. عجیب هستیم ما. حقوق حیوانات را می شناسیم اما ...





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 تیر 1393
احساس می کنم گمشده این روزهای ما ایرانی ها اخلاق است. در مقوله اخلاق، کمبود استاد داریم. نگاهی به اطرافمان کنیم و واقع بین باشیم. همه ما درگیر این بی اخلاقی هستیم. یکبار با خودمان صادق باشیم. ما انباشتی تاریخی از دروغ ، ریا و ... در جامعه خودمان داریم. اما به راحتی دم از خدا و دین و ... می زنیم. آنقدر که کارکردهای این مقولات مذهبی را زیر سوال بردیم.
عصبیت در جامعه موج میزند. در رانندگی، در خرید از فروشگاهها ، در پیاده روی ها، در پارکها. پرخاشگری جزئی از رفتار و سلوک جامعه ایرانی شده است.سطح تحمل اجتماعی پائین و سطح تجمل رفتاری ما بالا و فاصله بین ارزش و ضد ارزش قابل تشخیص نیست. حس نوعدوستی فراموش شده و سقوط اخلاقی نیز در مرحله تکمیلی خود است.اگر نجنبیم امیدی به نجات مان نیست.
ناهماهنگی مان در تمام امور روزمره پدیدار است.
در این خصوص داکتر سریع القلم جالب توجه است:
او معتقد است: توسعه یافتگی از دو بخش کلان تشکیل شده است:اصول ثابت و الگوهای مختلف به تناسب شرایط گوناگون کشورها.
کشورهائی مثل آلمان انگلیس و ژاپن از اصول ثابت توسعه یافتگی برخوردارند.مثل دولت حداقل، صنعتی شدن، توجه به علم و عقلانیت، بخش خصوصی فعال، نظام آموزشی کاربردی، نخبگان ابزاری منسجم، مردم پرکار و مسئولیت پذیرو دولت پاسخگو .
برای مثال اگر ما نظام آموزشی مان را به نقد بکشیم ، می توان میزان توسعه یافتگی مان را حدس زد. برای مثال سالهاست که تغییرات شدید و بدون برنامه در حوزه آموزش و پرورش دیده می شود. با تعویض هر دولت برنامه های دولت قبل با اهداف سیاسی به چالش کشیده شده و بدون هدف تغییراتی در این نظام ناکارآمد درانداخته می شود. این تغییرات در نظام آموزشی گاهی چیدمان تیم فوتبال را به ذهن متبادر می نماید. نظام 5، 3 ، 4 و 5، 3 ، 3و1(پیش دانشگاهی) و حالا 6،3،3 و فردا...؟! حال ببینیم از چنین نظام آموزشی ناکارآمدی چه نخبگانی به عنوان مدیر استخراج خواهد شد؟!
آیا تاکنون متوجه اختلاق ظریف و عمیق درامدی و بودجه ای بین وزارت خانه های آموزش عالی و آموزش پرورش و وزارتخانه های نفت و نیرو و مخابرات شده ایم؟ً
او معتفد است:



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 6 تیر 1393


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی