تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN - مطالب طنز اجتماعی
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون
من نمیدانم. شما اگر میدانید به من هم بگید. چرا بعداز انقلاب ها خشتک شلوارها زودتر پاره می شود؟ راه میروی خشتک پاره میشود. مینشینی خشتک پاره میشود. برمیخیزیم هم ایضا. ما که نفهمیدیم. اما یک جای کار میلنگد. عیب از خیاط است یا از نخ شلوار یا از هیکل ما انسانها. هر چی هست که خشتکها زود پاره می شود. یادتان میاد آخرین بار کی خشتک شما پاره شد؟




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 آبان 1396
زیاد تبلیغات می شود که کیسه های نایلونی بسیار بهداشتی بوده و استفاده از آنها مایه سلامت است. اما امروز طی بازدیدی که از کارگاههای تولیدی این صنعت داشتم متوجه شدم که تولید این جنس در کارگاههایی شدیدا غیر بهداشتی انجام میگیرد. عمده این کارگاهها علاقه وافری به داشتن مرغ و خروس و کبوتر و ... حتی سگ در کارگاه خود دارند. استفاده از مواد درجه چندم غیربهداشتی در این کارگاهها کاملا مرسوم است. جای مسئولان وزارت بهداشت خالی بود.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 خرداد 1394
روز 16 خرداد بود. سفر با قطار که لذت خاص خودش را داشت در ایستگاهی دچار تلاطم شد. تعداد زیادی مسافر در یک ایستگاه متروکه بین راه دامغان و سمنان در حالی که با بار و بنه سرگردان شده بودند، سوار قطار ما شدند. برخی هم که جا نشدند باید با قطار های بعدی میآمدند. گویا در گرمای سخت، بدون آب هم مانده بودند.خلاصه میزبانان در حد بضاعتشان به میهمانان کمک کردند. اما از همه اسفناک تر دوربین بدستهایی بودند که از بدبختی ملت و مشکل پیش آمده در حال فیلمبرداری بودند و احتمالا در ساعات آینده برای شبکه های اونور آبی ارسال خواهند نمود.
چند نکته:
قبول داریم که سامانه های ریلی ما فرسوده است.
قبول داریم که انعکاس مشکلات باعث بررسی آنها خواهد شد.
قبول داریم که سوء مدیریت در کل مملکت موج میزند.

اما انصاف دهیم که همین مشکل ممکن است در هر مملکتی روی دهد. پس علت چیست که تا کوچکترین مسئله ای پیش می آید سریعا به اونور آب مخابره می کنیم.
آیا قبول داریم که همین مسئولین از بین ما برخاسته اند؟!
ما چقدر برای اصلاح خودمان و اصلاح امورمان تلاش کرده ایم و میکنیم؟!
ضمنا مسئولان هم نباید گردن تحریم ها بیاندازند. چون اگر عرضه داشتند باید در این سی و پنج سال مشکلات به این کوچکی حل شده باشند.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 خرداد 1394
مترو، خیابان، کوچه و سر هر گذری که می گذری نشانی از متکدیانی نه  چندان آشنا نگاهت را می دزدند. چهره هایی که گوشه ای از سوختگی صورت کولیان را دارند. خرد و کلان، زن و مرد ، دختر و پسر. در این بین کودکانی معصوم که معلوم نیست به کدامین گناه در فقر و استثمار می زیند. گاه ملیتی غیر ایرانی در آنان می یابی. این تکدی گری به صورت مدرن تبدیل شده به فروش اجناس خرد و پسمانده ی انبارهای بزرگان بازار. در واگن مترو دیگر اوج مزاحمتشان است.
آری تهران پر شده است از گدا و مردم آن بی دفاع همچون شهر رم. شاید مدیران شهری تهران بتید مدیریت را از تبریزی ها یاد بگیرند. تبریز شهر بی گدا.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 5 خرداد 1394
قدیما وقتی تشنه می شدی می رفتی درب مغازه ای و درخواست آب می كردی یا شیر آب را نشانت می داد یا لیوانی آب دستت میداد. این روزها اگر درخواست آب كنی بطری آبی را كه فروشی است. نشانت می دهند. محبت دیگر خار را گل نمیكند.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 4 خرداد 1394
عادت به خراب کردن محیط اطراف و همه چیز برمیگردد به اینکه ملتی ذهن مهندسی شده ای نداشته باشند. پس هیچ چیزی در آن مملکت سر جای خودش نخواهد بود. فساد همه جا را در بر میگیرد.
یکی از عادت های بد ما تقلب و خراب کردن برندهای مشهور است. چند روز پیش دستگاه سنگ فرزی از برند AEG خراب شد و با کارت گارانتی اش فرستادم به نمایندگی اش برای تعمیرات. 4 هفته طول کشید آنهم با دادوبیداد من که چرا تعمیر نمیکنید؟! دو روز بعد زنگ زدند گفتند : 250 هزارتومان هزینه دارد . گفتم :پس گارانتی اش چی می شود. گفتند: چون قظعات برقی اش سوخته ، شامل گارانتی نمی شود. گفتم: مگر سنگ فرز چیزی جز قطعات برقی است؟ یارو که جوابی نداشت گفت: من مامورم و معذور. کارمندی بیش نیستم.وصل کرد به مدیرش. آخرین مکالمه من و مدیر ... این بود که: لطفا سنگ را پس بفرستید و درب اون دزدخونه را تخته کنید. این آخرین خرید من از این برند خواهد بود. . سنگ را پس فرستادند ولی کارت گارانتی اش را بالا کشیدند. این بود حکایتی از گند زدن ما به هرچی برند. تازه ادعای برند سازی هم داریم. 




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 خرداد 1394
یك بام و دو هوا یعنی همین نحوه توزیع تخم مرغ در ایران. توی شهرستان به كیلو معامله میشود و در تهران عددی فروش میگردد. ما كه نفهمیدیم كه قاعده كدام است. اگه فهمیدید به من هم بگید.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 اردیبهشت 1394
در اطراف من دو تا حسن کوچولو دیده میشود.یکی شوهر خاله ام که خیلی هم کوچک نیست و فقط ریزه میزه است. دومی حسن کوچولوی شاهرودی .کارمند مخابرات را می گویم. روز قبل وقتی از کنارم رد می شد، دیدم دست در جیبش میکند. یک کارت عابر بانگ درآورده و به طور غریبی به عابر بانک نگاه میکند. بنده خدا حق داشت اگر پله هم داشت باز قدش نمیرسید. گفتمش: حسن آقا کمک کنم. گفت: آره عمو جان. نامردها اصلا فکر کارو نمیکنند. آنقدر دستگاهها را بلند می سازند که قد ما نمیرسد.خلاصه کمکش کردم و موجودی از حسابش برایش گرفتم. 
یادم رفت از حافظه ایشان بگویم. حسن کوچولو در 118 شاهرود کار میکرد. به اون 118 سیار هم میگفتندو توی خیابون هم اگر کسی شماره ای میخواست از حفظ میگفت. اما حسن کوچولوی اول (شوهر خاله را می گویم) یک بازاری شریف سیاسی! است و فعلا دوران بازنشستگی اش را طی میکند.خاله مان که رفت به او گفتیم بیا واست زن بگیریم. میکفت: دیگه نه. معلوم نبود از خستگی اش بود یا از وفاداری اش؟! ما که نفهمیدیم.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
چند روزی است که برای خرید دستگاهی این ور اونور میریم. هر جا که میریم نشانی قوی از حضور برادران چینی مان داریم. صنعت ما را چینی ها فتح کرده اند. دیگر صنعتی نمانده . حق مان است. تنبلیم. نفت ما را تنبل کرده و سیاستمداران پول پرستمان هم دمار از روزگار تولید و صنعت درآورده اند. تا سالهای دیگر نه تولید کننده ، نه تکنیسین و نه صنعتگر، هیچکدام را نخواهیم داشت. فکر کنم ما فتح شدیم. یک حمله صنعتی از ناحیه چین داشته ایم. ملتی پررخوت و پرنخوت را چاره همین است. افسوس می خورم. نفت میدهیم، واردات می کنیم. گاز میدهیم، بی هنری میخریم. باید طرحی نو دراندایم.




نوع مطلب : اقتصاد، طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394
تهاجم فرهنگی صور مختلفی دارد. یکی از آن این روزها در فروشگاههای میوه و تره بار دیده می شود. ملون که معنی اش همان خربزه می شود. متاسفانه این کلمه دارد جا می افتد. جالب آنکه خیلی از مردم نمی دانند معنی اش پیست .اما هاج و و اج این کلمه را بکار می برند. وقتی به فروشنده گفتم که این همان خربزه معنی اش است. با تعجب و اندکی چاشنی سخره گفت: نه آقا این فقط ملون است.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
فیش آب خانه ام را که دیدم، متوجه شدم که من چقدر کم مصرف می کنم. با این حال از مبلغ فیش متوجه شدم آب چقدر ارزان است. در حالیکه در کشورهای پیشرفته آب از نفت هم گران تر است. با این توضیح نظام مدیریتی آب درکشور ما نوعی خیانت به طبیعت و منابع آن است.  زیرساختفرهنگ مصرف منابع طبیعی باید بهبود یابد. قیمتها هم به سمت واقعی شدن باید سیر کند. این کار را ما باید خودمان بخواهیم. دولتها مصلحت اندیشی می کنند نه آینده نگری.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، اقتصاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 11 اردیبهشت 1394
از خروجی ایستگاه راه آهن که بیرون آمدم تکه آشغالی نظرم را جلب کرد. خم شدم و برداشتم . نگاه متعجب راننده تاکسی ها دیدنی بود. باورشان نبود که من به تمیزی شهرشان اهمیت می دهم. آشغال به دست در مسیری که همیشه پیاده طی می کنم، دنبال سطل آشغال گشتم. در فاصله 500 متری که طی کردم، دورتادور میدان راه آهن شهر، پر بود از صندوق های صدقات، اما دریغ از یک سطل آشغال. خلاصه با آشغال محترم که در کیفم گذاشتم، سوار بر تاکسی به منزل رفتم و آشغال عزیز را در سطل آشغال منزل نهادم. ای کاش بجای آنهمه صندوق، یک سطل آشغال هم در کنار خیابان بود تا هموطنان عزیزمان بی حوصلگی نکنند و آشغال را در معابر نریزند. راستی رابطه بین آشغال و سطل و صندوق صدقات و فرهنگ چیست؟!




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394
این که می گویند زیر میزی، خوب چیز مسبوق به سابقه ای است . جدید نیست. سالها پیش پای دوستم شکسته بود . بستری بود. رفتم پیگیر کارهایش شدم. چون پارتی بازی موثر بود ما هم جانشین امام جمعه ای را واسط تسریع در امور قراردادیم و همه چیز به سرعت انجام و ظرف یکروز عمل شدند و حتی پلاتین منفرجه که گفتند باید از تهران تهیه شود ، ما انتظار نداشتیم در بیمارستان یافت شود. ولی یافت شد و عمل هم انجام شد.
اما تخت بغل پیرمردی بود که تیرآهن استخوان دست راستش را از بازو قطع کرده بود. دو سه روز متوالی پزشک ایشان را می دید و عمل را به روز بعد موکول می کرد. پزشک را می شناختیم. خلاصه به ایشان(بیمار) گفتیم: همراهان را بفرست مطب دکتر خوش وبشی کنند حتما همین امشب عمل می شوید. انشاء الله. خلاصه همراه ایشان رفتند. آنقدر سریع اتفاق افتاد، هنوز همراه برنگشته ما دیدیم که پرستاران دارند بیمار را برای اتاق عمل آماده می کنند. همراه آمد و گفت 60 هزارتومان روی میز دکتر گذاشتم. البته 60 هزارتومان آن موقع.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394
تازه مسئولان اذعان کرده اند که مقادیر زیاد رنگ غیرمجاز به تفاله های گوشت مرغ زده می شود و کالباس و سوسیس تولیدی به بازار عرضه می گردد.
هر دم از این باغ بری میرسد
تازه تر از تازه تری می رسد
بیچاره مردم
سرسخت مردم




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394
این روزها سیاهپوستهای زیادی در آمریکا بدست پلیس کشته میشوند. من احساس میکنم که دارند از اوباما انتقام میگیرند.چراکه او رییس جمهور شده است؟   




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394
دارم مستندی را میبینم که دهها نفر در حال نجات یک سگ در دریاچه ای در کانادا هستند. اما یادم افتاد کسی برای نجات کودکان غزه و سوریه و لبنان و یمن کاری نمی کند. راستی کدام را باور نمایم؟کشتن انسانهای بی گناه یا نجات سگی از دریاچه؟!
نظام سرمایه داری به آخر خط رسیده.
همین چند روز پیش هم تظاهراتی بزای نجات سگهای ولگرد که کشته می شدند در ایران رخ داد. اما کسی برای کودکان کشته شده غزه و افغانستان و ... کاری نمی کند.این یعنی مدرنیته.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 5 اردیبهشت 1394

فریب بزرگ

همین دیشب بود که دو تا مدیر ورزشی که باید ارزشی باشند، توی تلویزیون طوری مذاکره داشتند که گوئی چاله میدان است.

خوبه این همه پول بیت المال توی این ورزش فوت بال! هزینه کردیم. با این احوال این مدیران ادب را بوسیدند و ...

ظاهرا ملت را بازی گرفته اند. بیچاره اونائی که واسه اینها هورامی کشند. به نظر من این ورزش فوتبال یک فریب بزرگ جامعه جهانی است. پول را می خورد و فرهنگ را هم مضمحل و اخلاق را با خود می برد. ملتها را هم سرگرم می کند. فقط اونهائی که بانی این ورزشند می دانند که وقتی که همه سرگرم شوت فوتبالیستها هستند، آنها باید کارهائی دیگربکنن که مردم نفهمند.  





نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

کارگر خوب

در قدیم هروقت چیزی را نمی­توانستند بیابند می­گفتند: تخمش را ملخ خورده. مثلا می گویند : تخم دوست خوب را ملخ خورده است. البته مراد ازتخم همان بذر یا دانه کاشتنی است و دوستان سوء تعبیر نفرمایند.

حال مدتی است که در فرآیند کارهای تولیدی به این نتیجه رسیدم که تا یک دهه دیگر کارگر توانمند و خوش فکر نخواهیم داشت و باید ازافغانستان و کنگو و ... کارگرهایی را با التماس وارد کنیم. نسل فعلی ذهن مشغول و باطلی دارد. دنبال راحت ترین شیوه کسب درآمد است بدون آنکه زحمتی بکشند.انگیزه­ ای برای پیشرفت ندارد. یاد سال 63 افتادم. درحالی که پشت دوچرخه پسرعمویم نشسته بودم از مقابل دبستانی می گذشتیم که با نگاهی به درون دبستان با افسوس گفت: نمیدانم این بچه­ ها با چه امیدی درس می خوانند. اگر جای آنها بودم ... خلاصه الآن می فهمم که 30 سال پیش اون بی نوا می دانست که آینده چنین نسلی خواهند آمد.





نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 اردیبهشت 1394
نگاهی به اطراف خودمان می توانیم ببینیم که نسبتی معکوس بین داشتن ماشین کلاس بالا (خصوصا شاسی بلند) و اخلاق هست. هر چه ماسین کلاسش بالاتر اخلاق راننده سطح پائین تری دارد. بدون چراغ راهتما می پیچند. آشغال میوه به بیرون پرتاب می کنند تا مبادا ماشینشان کثیف شود. چراغ قرمز را رد می کنند. متکدیان و دستفروشان سر 4 راهها را به سخره می گیرند. جنون سرعت و لائی کشیدن دارند. استعداد فخر فروشی بالائی دارند. و و و
دفعه بعد که دقت کنید می بینید.
دلیلش این است که ثروت را با زحمت خود بدست نیاورده اند.





نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 آبان 1393

خلاصه پس از 6 سال تهران را ترک و مهاجرت معکوس کردم. حال تنفسم بهتر، آسایشم کمی بهتر، ولی آرامشم بیشتر شده است.
به چند دلیل:
1- با پراید خودم وقتی رانندگی می کردم سعی می کردم که پشت لکسوس و هیوندای و ... خلاصه ماشینهای از ما بهتران رانندگی نکنم. چون اگر می زدم به عقبشون! باید سند خودرو پراید بعلاوه کل پس اندازم را تقدیم صاحب ماشین جلوئی میکردم. چون بیمه نامه من و شمای پراید دار کفاف یک پیچ چراغ راهنمای ماشین لکسوس را نمی کند. این را گفتم شاید یک لکسوس بخری یا پراید را بفروشی و الاغی را برای تردد اختیار کنید و یا مثل من مهاجرت معکوس کنید. در شهرستان ماشین های از ما بهتران کمتر است. خوش بحال کسی که از خط 11 استفاده می کند. یعنی ماشین ندارد. زیدی می گفت:
 آسوده کسی که خر ندارد        از کاه و جو اَش خبر ندارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 مهر 1393
این روزها بازار جمع کردن دیش ماهواره ها از روی پشت بامها داغ است و به لطف برادران ما هم نمی توانیم بازی های فوتبال جام جهانی را مشاهده نمائیم.شاید دهه 60 را یادمان نرفته که برخوردهای حذفی شدید با ویدئو می شد و داشتن آن جرم بود.گفتن کلمه دستگاه به ویدئو تعبیر می شد. دوستی می گفت یک روز تصمیم داشتیم فیلمی هنری را ببینیم. با بجه ها ویدئویی را جور کردیم و در یک سبد زیر رخت و لباس پنهان کردیم و از یک مسیر متفاوت به همین شیوه فیلم را به مقصد رساندیم. تا داشتن توام فیلم و ویدئو (دستگاه) جرم سنگینی به ما تحمیل نکند. اما حرف ما این است که آن برخوردها آیا منجر به حذف ویدئو شد یا خیر؟!
نتیجه اینکه آیا این برخوردهای فعلی در بحث ماهواره و دیش منجر به اصلاحاتی در جامعه است یا خیر؟! چند سالی است که به این کار مبادرت می گردد و به نظر تاثیر چندانی ندارد. جز اینکه برای یک سری نصاب اشتغال بیشتری ایجاد کرده و برای قاچاقچیان ماهواره و سازندگان دیش و ... سود سرشاری به ارمغان می آورد. تجارتی که به جیب دولت نفعی نمی رساند.
به طنز گفته باشم که گویا باهوشی این امر را برنامه ریزی کرده است! تا مردم مشغول باشند و به اینصورت و با تامین مجدد دیش و ماهواره و ... به نوعی سرگرم بوده و مخالفت خود را رضایت مندانه اعلان نمایند.( داستان وزیر باهوش را بخوانید)




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 29 خرداد 1393
یزرگان به هر صورت می توانند منشاء اثری برای مردم کشورشان باشند هر گاه که بخواهند. در این میان از بزرگان کشور مالزی ماهاتیر محمد است که یکی از برترین معماران تحول اقتصادی کشورش می باشند. برای ما باید جالب باشد که در موضع گیری اخیر خود در خصوص پرونده هواپیمای ناپدید شده! مالزی، صراحتا سازمان سیا را هدف گرفت و متهم نمود که اطلاعات مربوط به این هواپیما را ارائه نداده و پنهان کاری کرده است.جالب تر اینکه این مرد بزرگ عنوان کرد: پس از این هواپیمای بوئینگ را جهت سفرهای خود مورد تحریم قرار میدهد. راستی یادمان باشد که ما هم محمد مصدق داشتیم. سوال اینجاست که، اگر امروز مصدقی دیگر بیاید نحوه تعامل ما با وی چگونه خواهد بود؟  آیا ما حاضریم خصلت تاریخی خود را که همانا ریشه در جامعه شناسی نخبه کشی ما دارد کنار نهاده و برای سرفرازی خودمان و کشورمان تلاش کنیم. مثلا بحران آب را چه خواهیم کرد؟ بحران زیست محیطی مان را په خواهیم کرد؟ بحران مصرف غیر بهینه اترژی را چگونه مدیریت خواهیم کرد؟ جوابی برای این سوالات داریم؟1




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 خرداد 1393
شاه عباس از وزیر خود پرسید: "امسال اوضاع اقتصادی كشور چگونه است؟"

 وزیر گفت: "الحمدلله به گونه ای است كه تمام پینه دوزان توانستند به زیارت كعبه روند!" 

شاه عباس گفت: "نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می بایست كفاشان به مكه می رفتند نه پینه‌دوزان، چون مردم نمی توانند كفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند، بررسی كن و علت آن را پیدا نما تا كار را اصلاح كنیم."

 

 تحلیل حكایت:

 1یك شاخص مناسب می تواند در عین سادگی بیانگر وضعیت كل سازمان باشد.

2 در تحلیل شاخص باید جنبه های مختلف را بررسی نمود. گاهی بهبود ناگهانی یك شاخص بیانگر رشدهای سرطانی و ناموزون سیستم است.






نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393

ظاهرا این فساد دست از سر کچل این مرز و بوم برنمی دارد.ریشه ای عمیق و پایا دارد. کسی را یارای تقابل با آن نیست . این آخری ها هم طی یک حرکت عمیق سر از پیراهن ملی مان درآورده . عنقریب است که سر از تنبان مبارکمان درآورد. دیگر واویلا می گردد. نمیدانم آیااین هم کار آقازاده ها ست یا کار آقانزاده ها؟!. اخه یکی نیست به این فساد بگوید که لامذهب پیراهن و تنبان مسئله اش با اقتصاد متفاوت است . این دفعه مثل فساد بانکی نیست که بی خیالت شوند. قضیه تعصبی و ناموسی است. باباجان فسادکننده عزیز، ریشت را تراشیده و ریشه ات را می زنند. این که سر از پیراهن ملی درآوردی و آبروی ملتی را ریختی، خیلی جرات به خرج دادی.معلومه که پشتت گرم است. نصیحت من این است که هر غلطی می خوای بکن ولی با آبروی ملتی  بازی نکن. والسلام

این اشاره ای بود به بحث های حول و حوش پیراهن تیم ملی ما.

 

 





نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393
اخبار ما هر روز از خودروسازها و قدرتشان می گویند. من و شما هم از بی قدرتی و بی همتی و نبود حمیت ملی خودمان در رنج هستیم. راستیس فکر می کنید ما چه کاری می توانیم بکنیم؟. بهترین راه از نظر من این است که خرید خودروهای وطنی آشغال را تحریم کنیم. نه؟! نگید ما که تنبلیم و برای 1000 متر پیاده روی، ماشین وطنی مان را به زحمت می اندازیم. مگر می توانیم این کار خطیر را انجام دهیم؟!
اصولا عادت به تنبلی کرده ایم . جزء خصوصیات ما شده است. اصولا ترس داریم و اعتماد به همنوع خود نداریم. مردمی هستیم که حسادت ریشه در شخصیتمان دارد. می ترسیم که اگر من تحریم کنم و نخرم ، همسایه می خرد. پس من هم می خرم. لذا محیط زیستم را، اگر من آلوده نکنم، همسایه ام این کار را میکند. پس چرا من نکنم؟.
یاد این طنز افتادم که :
روزی خدا دستور می دهد برای هر کشوری یک چاله حفر کنند و بدهای آن کشور را درون آن چاله بیاندازند و نگاهبانی برای چاله ها بگذارند تا نگذارند کسی از چاله ها بیرون آید. این کار انجام شد. روزی نماینده خدا آمد برای بازرسی. دید همه چاله ها نگاهبان دارند فقط چاله ایرانی ها بی نگاهبان است. فریاد کشید این چاله چرا نگاهبان ندارد؟ توضیح دادند که: این ملت نیاز به نگاهبان ندارند. چون هرکسی قصد کند از چاله بیرون آید، هم وطنهایش او را پائین می کشند.
توضیح قانع کننده ای بود!؟




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393
رسیدم به جائی که از فرط دود و مه دود ماشینهای قرن بیستم کشورم، قابل تشخیص نبود کجاست?!. گوشی ام را روشن کردم که از روی gps تشخیص موقعیت دهم،باز هم آلودگی مجال دیدن صفحه آیفونم را نداد. خلاصه مجبور شدم از یکی بپرسم : آقا ببخشید آزادی اینجاست؟! خندید و گفت: نه عمو آزادی قبل انقلاب بود. اینجا انقلاب است.خلاصه مجبور شدم کیلومترها برگردم . رسیدم به میدان آزادی . به میدانی که می توانست به زیبائی بهشت باشد ولی مه دود ناشی از سستی و تنبلی! مردمم ، باعث شده که آزادی مان در اسارت باشد. اسارت دود و آهن و غبار ناشی از سوء مدیریت مسئولانم!
خدایا آزادی مان را آزاد کن.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
بنا به ضرورت شغلی گذرم به ضایعات فروشان آزادگان افتاد. نیاز من کیسه های نایلونی بود که به قصد استفاده در ارسال کالای خودم به شهرستان پی آنها می گشتم. معامله مان نشد. اما ادعای فروشنده آن بود که این کیسه ها با همین قیمت بهترین مشتریان را دارد که پاکستانی ها هستند. گفتم برای چه می خرند گفت برنج در آنها میریزند. فهمیدم که ریشه برنجهای آلوده مان کجاست.



نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

پِهِنِ تَر یا پَهن تر

این روزها شنیده ایم که توافق نامه ژنو درکلیات وجزئیاتش به تکمیل بحث و توافق شده اما هنوز روی جای ویرگول و فتحه و کسره و غیره توافق نشده است. ناخودآگاه یاد اون داستان قدیمی افتادم که لازم دیدم بگویم. خالی از لطف نیست.

روزی دانش­ پژوهی به دعوت دوستش برای استراحت و مطالعه، یک هفته­ ای به روستایشان دعوت می­ گردد. باتفاق به روستا می ­روند. از اتفاق در روز ابتدائی دوره یک هفته ­ای یکی از اهالی روستا فوت می­کند و به قصد احترام و تفنن تواماً در مراسم تدفین شرکت می کنند.

در مرحله­ ای که متوفی را درون قبر می­ گذارند آخوند روستا دستور می­دهد قدری پِهِن (سرگین) گاو را آورده و به آن نم آبی زنند و در زیر سر متوفی می­ گذارند. دانش پژوه علت را می­ پرسد. در جواب می­ شنود که آخوند روستا گفته است که این امر مستحب است و در کتب فقهی ما به آن اشاره شده است.دانش پژوه نشان از کتاب می­ خواهد که بررسی نماید.

پس از بررسی متوجه می­شود که بیچاره آخوند روستا چون کتابش فاقد فتحه و کسره مشرف به کلمات بوده است، کلمه پهن را پِهِن قرائت نموده است.

حال ما نگرانیم که آیا ممکن است منافع ملی ما هم تحت اثر همین قاعده بازی گرفته شوند؟!   





نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1393
فرودگاه مهرآباد ساعت 5 صبح
اون وقت صبح تعداد کارمندان زن فرودگاه که ترانزیت مسافران را به عهده داشتند بطور چشمگیری از کارمندان مرد بیشتر بود. این موضوع بطوری جلب توجه می کردد که این امر را شما در نگاه مردم هم می توانستید پی ببرید.
نتیجه گیری منطقی این که بخش های دولتی نیز بطور چشمگیری زن ذلیل هستند . البته این طنز را از روی خوشبینی عرض کردم. ولی در کنه این موضوع مطلب دیگری نهفته است.
اگر این موضوع را در فرودگاه مشهد هم ببینید متوجه عمق موضوع می شوید.
البته مورد دیگری که این روزها می شنویم تاکید دولت بر زایمان طبیعی که مجانی هم شده . می گم شاید خانمها با این طرفند دارند از زیر بار مسئولیت در میرند و این امر خطیر را به آقایان خانه نشین هدیه می کنند.
بهر حال خواستم گفته باشم که دولت زن ذلیل شده!




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی