تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN - مطالب D2 DAMOON02
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون

می­دانیم که فرهنگ آپارتمان نشینی از ما نیست. از همه مهم­تر آنکه با معضلات آن نیزآشنا هستیم. تنها شاید بهانه امنیت را برای خود داشته باشیم .چون فکر می کنیم آپارتمان نشینی امنیت دارد. ولی انصاف دهیم که فقط توجیهی بیش نیست. فقط نوعی  ترسهای اجتماعی است که باعث علاقه به این روش زندگی م­یشود. ترس از فضای بزرگتر و کار بیشتر. ورود زنان به عرصه اجتماع، بدین شیوه ای که الآن هست، خود تشدید کننده این امر است. زنان کار، مادران خوبی نخواهند بود برای فرزندانشان. چون وقت کار در منازل بزرگتر را ندارند، منزل کوچکتر، راحت تر مدیریت می­گردد. البته نقش اقتصاد خانواده را نمی­توان در انتخاب این روش زندگی مردود دانست. ولی این مسئله در این سالهای اخیر موثر واقع شده است.

اگر دقت کنید به همین مقدار که حجم کار زنان در منزل کم شده است، کار بیرونی ایجاد نشده است. ولی صدمات اجتماعی آن صدها برابر شده است. کودکان سر سفره مادر و پدر بزرگ نمی­شوند. سر سفره مهد کودک ها بزرگ می­شوند. بازهم فرهنگ وارداتی از ناکجا آباد. غربی ها به مادرانی که در منزل تربیت فرزند را عهده دار شوند امتیاز می دهند اما ما  چه کردیم با مادران نسل آینده مان؟!

واقعیت این است که تمام هنر آپارتمان نشینی، کم کردن فاصله اتاق خواب، سفره خوراک و توالت ما بوده است. نگاهی به خانه خود کنید. واقعا طول اضلاع این مثلث، بیشتر از 5 متر می­شود؟ آشپزخانه تان را هم اضافه کنید. حال در می­یابید که علت العلل این همه بیماری­های ناشناخته چیست؟ بوی تعفن فاضلاب مجتمع­ها اذیتتان نمی­کند؟ یادمان باشد که پیشینیان ما هنگام رفتن به مبال(توالت) کلاهی بر سر داشتند. حال ما همان کثافات را، در کنار سفره شام و ناهار تنفس می­کنیم!تاکنون کسی کتاب قانون را در مورد شرایط انتخاب محل سکونت مطالعه کرده است؟!
ابوعلی سینا در کتاب قانون، مشخصات محل زندگی را ذکر می کند و می نویسد: وقتی کسی جایی سکونتی بر می گزیند باید کیفیت خاک، پستی و بلندی زمین، باز بودن فضا، پوشش گیاهی، آب و گوهر(کیفیت) آن، کمی یا زیادی آب، بادگیر بودن یا گود بودن محل سکونت را بررسی کند. همچنین بادهایی که در منطقه می وزد را بشناسد که آیا سالم است یا نه و نیز نقاط مجاور محل سکونت مانند دریا، مسیل ها، کوه ها و کان ها(معادن)، وجود درختان، گورستان ها، مواد بدبو(محل دفن زباله و...) را مورد تحقیق قرار دهد، چرا که همه این موارد در مزاج هوا مؤثرند و تأثیراتی بر بدن دارند.

 در ضمن باید از تندرستی و بیماری مردم آن منطقه باخبر باشد که تا چه حد نیرومند هستند، اشتها و هضمشان چه اندازه است و بیشتر چه غذاهایی می خورند و بداند که آب های منطقه از آب راه های باریک می آید یا کانال های وسیع(که در کیفیت آب مؤثر است) و مردم آنجا به چه نوع بیماری هایی خو گرفته اند (اپیدمی است). پنجره ها و درهای محل سکونت باید شرقی شمالی باشد، به ورود بادهای شرقی به داخل خانه اهمیت داده شود، آفتاب باید همه جای خانه را فرا بگیرد زیرا آفتاب هوا را صاف و مساعد می کند. بهتر آن است که محل سکونت در نزدیکی آب های گوارا، روان و پاکیزه که در زمستان سرد و در تابستان گرم هستند باشد، آب های زیرزمینی که در زمستان گرم و در تابستان خنک هستند به خوبی آب های مذکور نمی باشد.

این ویژگی ها بطور خلاصه در قانون به این صورت آمده است:

  1. نوع خاک 2. حالت پستی و بلندی زمین 3. باز بودن فضا 4. پوشش گیاهی منطقه 5. آب و گوهر(کیفیت) آن 6. بادگیر بودن محل 7. جهت قرار گرفتن درها و پنجره ها 8. سالم یا ناسالم بودن بادهای منطقه 9. مجاورت با کوهساران، درختان، کانی ها(معادن)، گورستان، مواد بدبو، مسیل 10. تندرستی و نیرومندی مردم منطقه 11. غذای غالب مردم 12. بیماری های مردم منطقه 13. وضعیت آفتاب 14. جهت وزش باد به داخل خانه

انصافا کدام یک را آپارتمان شما داراست؟!

جالب است بدانید آب چشمه سارها از آب لوله ای که می نوشیم سالمتر است. عامل مهمی در عفونت ها و سنگ کلیه لوله آب است. مانداب داخل لوله ها بسیار مضر است.

راستی عصر ارتباطات ما را نزدیکتر کرده است؟ قول می­دهم همین روزها از راه سیم تلفنتان سفر کنید! اما آیا به هم نزدیک شده ایم؟!

ما همه چیز را با شور پیگیری می کنیم بی آنکه آن را درک کرده باشیم(توهین نمی کنم). عوض انکه در زندگی کوچک آپارتمانی خویش مدیریت بیشتری روی فرزندان مان داشته باشیم، این مادران و پدران آینده! موجوداتی خاص بار می­آیند که خودمان هم نمی­توانیم درکشان کنیم. ارتباطات آنها از نوعی است که تائید ما را ندارد. در قدیم مگر کوچه برای ما دانشگاه نبود؟ ارتباطات سالم تر در کوچه مگر مشهود نبود؟ آیا الآن شما می­توانید فرزندتان را در حیاط آپارتمان-اگر داشته باشد- یا مجتمع زیستی­تان رها کنید؟

راهکار چیست؟

مهاجرت معکوس؟ به کجا؟!





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 بهمن 1393

توصیه های پروفسور جعفریان

این روزها نظریه های نوینی در سطح دنیا مطرح شده که تمام باورهای ما را درباره تغذیه به چالش می کشد. نظریه«خوب و سیر بخورید تا لاغر شوید» یکی از آن هاست که پروفسور منوچهر جعفریان چهره نام آشنای تغذیه از آن می گوید. او می گوید چاقی ربطی به خوردن ندارد بلکه این هورمون ها هستند که ما را چاق می کنند و معتقد است اگر افراد بیاموزند عادت های اشتباه تغذیه ای خود را اصلاح کنند نه تنها دچار چاقی نمی شوند بلکه می توانند از موهبت عمر طولانی بهره مند شده و عمر ۱۲۰ سال را همراه با سلامت تجربه کنند. پروفسور جعفریان که ۴۵ سال پیش جلای وطن کرده و در سوئیس تحقیقات علمی خود را در زمینه تغذیه ادامه داده ۲۵ سال از عمرش را در آزمایشگاه ها مشغول مطالعه و تحقیق بوده است. حاصل تلاش علمی او علاوه بر تالیف چند کتاب در زمینه تغذیه، دستاوردهای علمی نوینی ا ست که پنجره جدیدی را در باب تغذیه و ارتباط تنگاتنگ آن با سلامت جسم و روح، روی ما گشوده است.او که فارسی را با لهجه آلمانی صحبت می کند و در حاشیه نخستین همایش تغذیه روح و جسم که به همت انجمن «راهیان مولانا» و با حضور استادان عرفان و تغذیه در تالار اندیشه معلم سعادت آباد برگزار شد با ما هم صحبت شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 28 خرداد 1393

عنبر نصارا یا پهن ماچه الاغ( الاغ ماده)

با شنیدن این اسم پرطمطراق، انسان ناخودآگاه، یک داروی خوش رنگ و بو را در ذهن خود مجسّم می کند؛ امّا در واقع، عنبر نصارا، پشگل الاغ مادّه(به گویش محلّی ماچه الاغ) است. در کتب داروسازی طبّ قدیم، خواصّ دارویی انواع مدفوع و ادرار انسان و حیوانات مختلف شرح داده شده است. جالب آنجاست که این آثار درمانی به طور مکرّر تجربه شده است و در بسیاری موارد گره گشای درمان بیماری هایی بوده اند که در حالت عادّی درمان آنها بسیار سخت است. برای مثال با مراجعه به یادداشت های مرحوم فقید، دکتر عبدالله احمدیه-که خدایش رحمت کناد- موارد متعدّدی را می توان یافت که دردهای شدید مفصلی و روماتیسمی را با ضماد سرگین گاو درمان نموده اند. البتّه در کتب طبّی قدیم، حتّی آثار استفاده خوراکی! از این داروها هم ذکر شده است امّا  از آنجا که استفاده خوراکی آنها در فقه ما حرام شمرده شده است – به استثنای ادرار شتر که با رعایت شرایط و از نظر بعضی فقها، قابل شرب است – ترجیح می دهم از این موارد عبور کنم و به سایر خواص عنبر نصارا بپردازم.

-1دود دادن عنبر نصارا در محیط های بسته مثل فضای خانه، مانند اسفند اثر میکروب کشی قوی دارد و انجام گاهگاهی این کار به ویژه در فصول سرد، تاثیر قابل توجّهی در کاهش موارد بروز بیماری هایی مثل سرماخوردگی دارد؛ به ویژه اگر یکی از اعضای خانواده سرما خورده باشد می توان با این کار از افزایش بار ویروس در فضای محلّ زندگی کاست.

2-  استنشاق دود عنبر نصارا یکی از راه های مناسب برای درمان سینوزیت های مزمن و حاد و سرماخوردگی است. این کار در درمان سردردهای کهنه نیز موثّر است. برای این کار، عنبرنصارا را در یک اسفند دود کن ریخته روی شعله کم قرار داده دود متصاعد شده را استنشاق کنید.

3-گرفتن مواضعی از بدن که دچار خارش است روی دود عنبر نصارا، یکی از روش های بسیار موثّر در کاهش انواع خارش هاست. همچنین این کار، برای درمان تاول ها و زخم های ترشّح دار نیز اثر مناسبی دارد. این روش یکی از بهترین روش های درمانی اگزما هم هست. همچنین این کار تاثیر بسیار خوبی در ترمیم سریع انواع زخم ها به ویژه زخم های سوختگی دارد.

4- ضماد کردن مخلوط عنبر نصارا و سرکه روی پیشانی در درمان خون دماغ مفید است.

5- به روش های ذیل می توان از عنبر نصارا برای کمک به درمان صرع استفاده کرد:

1-5ستنشاق عصاره خشک آن با سرکه.

2-5 استفاده از آب عنبر نصارای تازه به عنوان قطره بینی.

6- پاشیدن پودر عنبر نصارای خشک بر روی انواع زخم های تازه، علاوه بر کمک به بهبودی آنها، خونریزی آنها را نیز متوقّف می کند.

توضیح  مهم:

هنگام دفع پهن از بدن ماچه الاغ یک لایه ماده سیاه رنگ چرب روی آن قرار میگیرد که هنر درمان در همین لایه است. 

در تاثیر ضد میکروبی آن جای شک نیست و نیاز به کار علمی روی آن است. در برخی کشورها از جمله ژاپن این کار صورت گرفته است و ظاهرا در بیمارستان ها یشان هم استفاده ی ضد عفونی می گردد. باید تحقیق بیشتری صورت گیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1393
از سایت تابناک
انسان از آن‌جا که در اجتماع زندگی می‌کند باید حدود و مرزهای دیگران را هم رعایت کند و به حقوق آن‌ها احترام بگذارد، یکی از این حدود، «نفقه» است که تأمین آن به عهده «مرد» گذاشته شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، تعداد قابل توجهی از زندانیان مرد، به دلیل نداری، غفلت یا سرپیچی در پرداخت «نفقه‌» همسر و فرزندان در حبس به سر می‌برند.

این غفلت و سستی و سپس گرفتار شدن، نتیجه ناآگاهی و یا لجاجت است. زن و مرد در آغاز زندگی مشترک باید بدانند چه وظایفی در برابر هم دارند و اگر سرپیچی کنند در کدام موارد «قانون» با آن‌ها برخورد خواهد کرد.

از وظایفی که بر عهده مرد است پرداخت «نفقه» است که انجام آن باعث انسجام خانواده و ازدیاد محبت می‌شود.

نفقه چیست؟

نفقه در اصطلاح فقهی و حقوقی، هزینه زندگی زن و فرزندان است که مرد باید آن را بپردازد. این تعهد حقوقی و شرعی، در نظام آفرینش هم جاری است، یعنی معمولاً موجودات نر از پرنده و چرنده،  وحشی و اهلی، همه و همه به فکر تأمین خوراک و سرپناه و امنیت بچه‌ها و خانواده خود هستند و صبح تا شام خود را در این اندیشه به سر می‌برند.

انسان فقط خود و خانواده‌اش را سیر نمی‌کند و نمی‌پوشاند، بلکه با هر لقمه‌ای به اعتلای روحی و تکامل معنوی خود هم کمک می‌کند.

انسان از آن‌جا که در اجتماع زندگی می‌کند باید حدود و مرزهای دیگران را هم رعایت کند و به حقوق آن‌ها احترام بگذارد، یکی از این حدود، «نفقه» است که تأمین آن به عهده «مرد» گذاشته شده است.

بعضی از مردان از جدی بودن این قانون فطری و حقوقی الهی اطلاع ندارند و به سبب همین بی اطلاعی، گرفتار می‌شوند. برخی هم با تعصب کور فکر می کنند که «نفقه»، مسئولیت سنگینی است که فقط اسلام به دوش مرد نهاده است، حال آن که چنین نیست زیرا اساساً «نفقه» در بطن طبعیت و فطرت همه موجودات و از آن جمله، انسان نهاده شده است.

نفقه در همه مکاتب بشری و الهی مطرح شده است، مثلاً در ایالات متحده آمریکا واژه Maintenane تقریباً معادل کلمه نفقه به کار برده می‌شود. معنای اولیه آن، مترادف با معنای مشهور نفقه، شامل تأمین غذا،‌ لباس و مسکن می‌شود، ولی در اصطلاح حقوقی، شامل دیگر نیازمندی‌های معقول از قبیل هزینه‌های رفت و آمد و هزینه‌های دارو و درمان می‌شود.

در انگلیس، واژه Maintenavce به پول قابل پرداخت برای هزینه‌های زندگی شخصی همسر و فرزندان اطلاق می‌شود. اما علاوه بر واژه فوق، کلمه Alimoney نیز در انگلیس به کار برده می‌شود که معنای آن، محدودتر و مربوط به نفقه‌ای است که دادگاه در زمان جدایی، شوهر را ملزم به پرداخت آن به همسر خویش می‌کند.

در ماده 25 اعلامیه حقوق بشر آمده است:

« هر کسی باید سطح زندگانی، سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش را از حیث خوراک و مسکن و مراقبت‌های طبی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند.»

اعلامیه حقوق بشر با این که در بندهای دیگر تصریح می‌کند که زن و مرد دارای حقوق مساوی هستند، اما نفقه دادن مرد را به زن، منافی تساوی حقوق زن ندانسته است.

روشن است که قوانین کشورهای غربی و اعلامیه حقوق بشر، مربوط به یک قرن قبل است اما اسلام در پانزده قرن قبل که اقوام گوناگون در شرق و غرب حقوق زن را نادیده می‌گرفتند و او را به سان برده‌ای در خدمت مرد می‌دانستند از زن دفاع کرد و شئون انسانی‌اش را پاس داشت.

فلسفه نفقه


در نظام آفرینش، مسئولیت و رنج طاقت فرسای تولید نسل به عهده زن گذاشته شده است،‌ زن است که باید سنگینی دوره بارداری و بیماری مخصوص این دوره را به عهده بگیرد، سختی زایمان و عوارض آن را تحمل کند، این‌ها همه از نیروی بدنی و عضلانی او می‌کاهد و توانایی‌اش را در کسب و کار، کاهش می‌دهد.

به گفته شهید مطهری: « زن و مرد از لحاظ نیروی کار، مشابه و مساوی آفریده نشده‌اند، عموماً توانایی‌های مردان برای کارهای اقتصادی و تولیدی به خصوص کارهای طاقت فرسای بدنی، بیشتر است.»

طبق ماده 1105 قانون مدنی «در روابط زوجین، ریاست خانواده بر عهده شوهر است». تکلیف وی به پرداخت نفقه نیز از توابع و نتایج حقوقی ریاست او بر خانواده است، این وظیفه به حکم قانون است.

برخی از حقوق‌دانان به ماده 1104 قانون مدنی (تشیید مبانی خانواده) استناد می‌کنند و پرداخت نفقه را از موجبات تشیید (محکم کردن) خانواده می‌دانند و معتقدند که زوج در این جا نباید فکر کند که به زوجه احسان می‌کند، بلکه این کار از لوازم تأسیس و صیانت خانواده است.

شرایط پرداخت نفقه

واجب بودن پرداخت نفقه از سوی مرد، دو شرط دارد:

1. دائم بودن ازدواج: قانون مدنی ایران در ماده 1106 تصریح می‌کند که در عقد دائم، نفقه زن به عهده شوهر است پس اگر عقد موقت باشد، نفقه از سوی مرد به زن واجب نیست مگر این که در سند عقد موقت، شرطی مبتنی بر پرداخت نفقه از سوی مرد، قید شده باشد.

2. تمکین کامل همسر: در حقوق اسلامی، تمکین به دو معنای زیر است:

الف. تمکین خاص که شامل انجام دادن وظایف زناشویی است.

ب. تمکین عام، یعنی اطاعت زن از شوهر در امور جاری مشترک به نحو معمولی و متعارف، یعنی زن بدون هماهنگی با شوهرش شغل انتخاب نکند، به مسافرت، میهمانی، دید و بازدید و امثال آن نرود.

در ماده 1108 قانون مدنی ایران آمده است:

«هرگاه زن، بدون مانع شرعی از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.»

پس استحقاق نفقه در عقد دائم، مشروط به تمکین زن در برابر شوهرش است، مگر این که همسر دارای عذر شرعی باشد که در این صورت هر چند همسر از ادای وظایف زناشویی خودداری می‌کند، ولی باز هم مستحق نفقه است.

پی‌‌آمدهای نپرداختن نفقه

مرد اگر بی هیچ گونه عذر موجّهی، خرج زندگی همسر و خانواده را نپردازد، با عواقب ناگواری رو به رو خواهد شد.

صدمه به شخصیت و آبرو،‌ سست کردن گوهر ذاتی انسان، نچشیدن طعم ایمان و عبادت و دور شدن از سلامت جسمی و روحی از جمله عوارض طبیعی آن است.

علاوه بر این ها، زن وقتی در تنگنای معیشتی قرار می‌گیرد و سستی و تنبلی همسر خود را می‌بیند گاه ناچار می‌شود که به «قانون» پناه ببرد تا از این راه،‌ حق خود و فرزندان را طلب کند.

این اقدامات قانونی او در شکل‌های مدنی و کیفری خود را نشان می‌دهد تا جایی که به حبس و زندان مرد هم منجر می‌شود. همین زندانی شدن آغاز ماجراهای ناگوار دیگری است که شخصیت مرد و کیان خانواده را در معرض تندبادهای شدیدی قرار می‌دهد.

البته زنان آگاه و فهیم تا آن جا که می‌توانند می‌سازند و طرح دعوای کیفری و به زندان انداختن مرد را هم راه چاره نمی‌دانند، بالاخره مرد هم باید همتی کند و امروز و آینده خود و خانواده‌اش را در نظر گیرد.

توصیه به همسران

در مسئله «نفقه»، اخلاق و غیرت دینی و انسانی بسیار مهم است که زن و شوهر باید رعایت کنند. مرد باید از تنبلی و سستی یا لجاجت و بدخلقی دست بکشد و بداند که خرج زندگی زن و فرزند با اوست و باید ذهن و اندیشه خود را به خلاقیت وادارد و از توان فکری و قدرت جسمی خود به نفع خانواده بهره ببرد.

«زن» هم باید به فطرت و سرشت زنانه خود توجه کند و شیوه‌های زن بودن را هوشیارانه و به طور طبیعی به کار گیرد. این جاست که مرد نیز موجودیت واقعی خود را تحقق یافته می‌بیند و به وظایفش در عرصه زندگی دل‌گرم می‌شود.

زن باید عنصر «قناعت» را چون تابلویی درخشان در پیش چشم خود داشته باشد. اسراف و تجمل‌گرایی و افتادن در خرج‌های سنگین دور از قناعت است.




نوع مطلب : یک کمی حقوق ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393
گفتگوی اختصاصی نشریه همشهری تندرستی با دکتر روازادهچاپفرستادن به ایمیل

گفت و گویی با دکتر روازاده درباره تمام اظهار نظرهای جنجالی اش در سال های اخیر

تا 7 سال دیگر ایران پر از آلزایمری می شود!

دکتر حسین روازاده را کمتر کسی است که نشناسد. او چهره مشهوری است که در قلمرو طب سنتی ایران برای خودش اسم و رسمی دارد و البته شخصیتی جنجالی و پر حاشیه دارد. عقاید گاهی افراطی او درباره تغذیه و سبک زندگی و درمان بیماری ها، همچنان که عده ای دیگر را به دشمنان قسم خورده او تبدیل کرده گروهی را شیفته خود کرده است. فضای مجازی را

که جستجو کنید به سایت ها و وبلاگ های متعددی بر می خورید که دکتر روازاده را نقد یا از او تقدیر و تشکر کرده اند. برای اینکه ابهامات و حواشی عقاید و نظریات دکتر روازاده برایمان روشن شود با او در مطبش به گفت و گو نشستیم.

دفتر دکتر روازاده مفروش است و باید بدون کفش وارد شد؛ خودش هم خوش خلق تر و صبورتر از چیزی است که تصور می کردیم. چای با گل گاوزبان و لیموترش از مهمانان پذیرایی می کند و به جای قند روی میز گلوله های شکرسرخ به چشم می خورد.

آقای دکتر مردم اخیراً گرایش زیادی به طب سنتی پیدا کرده اند؛ دم نوش ها و داروهای گیاهی بیش از پیش طرفدار پیدا کرده اند و تعداد عطاری ها روز به روز زیادتر می شود. در مقابل، بعضی‌ها هم معتقدند طب سنتی مد روز است و بعد از مدتی که تب آن فرو بنشیند مردم از این طب ناامید می شوند و دوباره به طب جدید روی می آورند، نظر شما چیست؟

زمانی می توانیم بگوییم چیزی مُد است که در دل یک جامعه و فرهنگ ثابت، تغییر می کند. یعنی اگر داخل یک فرهنگ تغییراتی بیاید و برود می توانیم بگوییم مُد است، ولی وقتی یک فرهنگی می رود و یک فرهنگی می آید این دیگر مُد نیست. همین چند وقت پیش در شبکه یک تلویزیون، نظرسنجی پیامکی انجام دادند و از مردم پرسیدند نظرتان راجع به این دو طب چیست؟ به کدام بیشتر مراجعه می کنید؟ سی هزار نفر گفتند طب اسلامی و دو هزار نفر گفتند طب جدید! این آمار برای کسانی که بر طبل توخالی طب جدید می کوبند، یک هشدار جدی است.

طبل توخالی؟ یعنی طب جدید فقط ادعا دارد؟

ببینید، ما در طول تاریخ همیشه یک ارزش داشتیم و یک ضد ارزش. همیشه در برابر ارزش ها عده ای هم بوده اند که قد علم کردند و ضدارزش ها را غالب کردند. جنگ بین این دو گروه همیشه بوده است. وقتی عده ای حمله می کنند و کتابخانه ها را آتش می زنند عده ای دیگر می آیند کتابخانه تأسیس می کنند، وقتی عده ای از سر مردم چادر می کشند، عده ای برای مردم حجاب درست می کنند. معتقدم یک سری آدم آمدند و آرام آرام نفوذ کردند و آن علم قدیمی و راستین را به عمد به فراموشی سپردند. خیلی اصولی برنامه ریزی کردند و از روی فکر همه چیز را خراب کردند و به جایش چیزهایی را ساختند که برای بشر مضر است.

یعنی عده ای با قصد سلامت مردم را هدف قرار داده اند؟

بله یک مثال عرض می کنم؛ در طب هفت هزار ساله ما مشخص شده مادری که زایمان می کند تا سه روز اول زایمان در سینه هایش ماده ای سمی وجود دارد که این را نباید به نوزاد بدهند. اگر نوزاد این ماده را بخورد زردی می گیرد و مشکلات مغزی و اثرات دراز مدت برایش ایجاد می شود. ولی بعد از سه روز آغوز شروع به ترشح می کند که خیلی عالی است. پس سه روز اول مادر نباید شیر بدهد و برای تغذیه نوزاد همین کفایت می کند که روغن زرد را به اندازه یک قاشق چایخوری با انگشت به سقف دهان بچه بمالید. اما ضد ارزشیون آمدند گفتند مادر از همان روز اول باید به نوزاد شیر بدهد. یا مثلاً در هفت هزار سال طب ثابت شده که بسیار خطرناک است اگر مادر بارداری در 10 روز اول زایمانش گوشت و مرغ و هر جانداری را بخورد چرا که دچار گوشت های اضافی داخل رحم می شود که امروزه تحت عنوان فیبروم و میوم و پولیپ شناخته می شود ولی ضدارزشیون در طب جدید جا انداخته اند که به زن تازه زایمان کرده حتماً گوشت بدهید، صبح کباب، ظهر کباب، شب کباب! یا به طور مثال تأکید می کنند شب ها قبل خواب حتماً مسواک بزنید. ما رفتیم تحقیق کردیم در متون طبی قدیمی دیدیم که مطلقاً شب ها نباید مسواک زد و خود خمیر دندان هم بسیار مضر است. کسانی که شب ها مسواک می زنند دائم مقیم دندانپزشکی اند. البته اینطور هم نیست که غذا بخوری و بخوابی، شرط و شروطی دارد. باید حتماً مقداری پنیر شور مثل پنیر تبریز یا عسل را قبل از خواب در دهان بریزید و با زبان روی دندان ها بمالید و بقیه اش را بخورید. این دوتا نگه دارنده دندان هستند و هر چیزی هم لای دندان ها باشد صبح راحت با شست و شو خارج می شود. از این مثال ها تا دلتان بخواهد هست.

این چیزهایی که می گویید، مثل مسواک زدن و شیر دادن به نوزاد چیزی است که در همه جای دنیا مرسوم است. اگر فقط برای ضربه زدن به سلامت مردم ما درست شده اند؛ پس چطور در همان اروپا و آمریکا هم همین کار را می کنند؟

هرجا که این کارها انجام می شود غلط است و این درست نبودنش را می توانیم از نظر علمی ثابت کنیم. از 160 سال پیش به این طرف ارزشیون در کل دنیا کمرنگ شدند. آن قدر که امروز شما استدلال می کنید هر جا که می روی همین است. خب این غلط است ولو که در کل دنیا به همین منوال باشد. توصیه دین این است که شب می خواهی بخوابی همنشین با مدفوع نشو.

مدفوع معنایش مشخص است در مرحله ای که جذب صورت گرفت، فضولاتی تولید می شود که آن فضولات باید بدون تغییر خارج شوند. هر قدر در بدن باقی بمانند این عصاره فضولات است که وارد خون شما می شود و این برای سلامت بد است. اما الان می بینیم که می گویند اصلا شب دستشویی رفتن و اجابت مزاج مهم نیست، اصلاً روزش هم مهم نیست، تعدادش هم مهم نیست! بعد می گویند یک ماه هم شکم کار نکند مهم نیست! در حالی که ما می گوییم حداقل روزی دوبار باید اجابت مزاج داشته باشید، اگر این طور نباشد شما باید فکری به حال خودتان بکنید. اگر فردا پوست صورتت خراب شد باید بدانی یکی از دلایلش این است که شکمت خوب کار نکرده ولی در طب جدید اهمیتی به این موضوع مهم نمی دهند.

پس شما همه عقاید طب جدید را زیر سوال می برید؟ اصلاً شما خودتان تحصیلات پزشکی دارید؟ چون عده ای می گویند شما طبیب سنتی هستید و پزشکی نخوانده اید.

من مدرکم را از دانشگاه تهران در رشته پزشکی عمومی گرفته ام و سال های متمادی هم خارج از کشور تحصیل کرده ام. علت این حرف هایی که در مورد مدرکم می زنند این است که بازمانده های آن نظام ضد ارزشی که در حال پاک شدن و حذف شدن هستند مقاومت می کنند و چشم هایشان را می بندند و می گویند ما ندیدیم! این دکتر نیست! حتی در تلویزیون هم تا چند وقت پیش، وقتی ما را نشان می دادند جوری نشان می دادند که یعنی عطار هستیم یا می نوشتند آقای روازاده، نه دکتر روازاده، تا اگر کسی نمی داند که ما پزشکیم، از این به بعد هم نداند.

آیا تحصیل در رشته پزشکی به شما کمک کرد که بتوانید مقایسه بهتری داشته باشید بین طب سنتی و طب جدید یا فکر می کنید نه اصلاً ربطی به هم ندارند؟

طب، یک پایه و اساسی دارد. باید از یک جا شروع کنید تا به یک جایی برسید. اگر به آن پایه مسلط نباشید این شاخ و برگی هم که باید روی آن ستون قرار بگیرد جایگاهی ندارد و محکم نمی شود.

پس شما طب جدید را نفی نمی کنید...

نخیر ما اصلاً رد نمی کنیم و افتخار هم می کنیم که به قول رسول خدا علم را از چین هم شده برویم بیاوریم به کشورمان. طب جدید خوب است چون پایه و اساسش از روی طب اصیل ایرانی برداشته شده اما آنجا که در پایان کار می خواهد به مردم خدمت بکند نقص فراوانی دارد. الان وقت آن فرا رسیده که این چیزی که به درد مردم نمی خورد، استفاده بهینه ازش نمی شود را کنار بگذاریم. به چه درد شما می خورد بدانید چند تا استخوان دارید؟ اینکه بروید پیش طبیب و او برایتان بگوید چند تا استخوان دارید چه نفعی به حالتان دارد؟ اساس این کار این است که طبیب درد شما را با ابزاری که دارد تشخیص بدهد و بعد بتواند آن را درمان کند.

طب جدید به چه دردی می خورد وقتی یک عفونت ساده گلو، یک سرماخوردگی را نمی توانید درمان کند؟ چرا برای سرماخوردگی ویروسی دانشجوی پزشکی را به سمتی هدایت می کنند که آنتی بیوتیک تجویز کند؟ آنتی بیوتیک اگر برای درمان ویروسی خوب بود، پس برای ایدز و هپاتیت هم آنتی بیوتیک بدهید خوب شود. این طوری آن بیماری که قرار است دوران نقاهت دو سه روزه را بگذراند و حالش خوب شود، یک هفته طول می کشد تا خوب شود ولی طوری برایش جا می افتد که قرار بوده یک ماه در بستر باشد و حالا یک هفته ای خوب شده، در حالی که این طور نیست. اصلاً آنتی بیوتیک دوای ضد ویروس نیست، ضد میکروب است، ضد باکتری است... ما طب جدید را نفی نمی کنیم و خیلی هم خوب است، ولی در نهایت به بن بست رسیده است.

معتقدید با طب ایرانی تمام بیماری ها درمان می شوند؟

درمان می کردند. نمی گویم من می توانم درمان کنم ولی آنها درمان می کردند. شما به عنوان یک خبرنگار باید حواستان باشد با کلمات شما را بازی ندهند. خیلی از پزشکان ما هنوز نمی دانند که خودشان دارند خودشان را گول می زنند. وقتی صحبت می کنیم می گویند آقای دکتر ما تا حالا اینطوری نگاه نکرده بودیم به ماجرا.

برای رماتیسم چه درمانی داریم؟ هیچ! برای میگرن چی داریم؟ هیچ! فشارخون؟ هیچ! آلرژی؟ هیچ! دیابت؟ هیچ! ما برای بسیاری از بیماری ها در طب مدرن درمان نداریم، پس چرا اسمش را می گذاریم درمان؟ بگوییم برای تحت نظر گرفتن، برای کنترل بیماری بیایید به پزشک مراجعه کنید، برای درمان هم انشاالله خداوند در آینده یکی کمکی بکند تا ما بتوانیم درمان های مریضی ها را پیدا کنیم!

مردم کدام طب و کدام روش را باور کنند؟

خب من دوباره با یک مثال جواب شما را می دهم. طب اسلامی می گوید شما اگر کلاه بر سرت بگذاری باعث رشد مو می شود ولی در طب جدید می گویند کلاه باعث ریزش مو می شود. کدام درست است؟ اگر کلاه نخی باشد، نمدی باشد، پشمی باشد حفاظت می کند و رشد مو را هم به دنبال دارد ولی کدام کلاه است که این ویژگی را دارد؟ اول کلاه را ضد ارزشی کرده اند، کلاه مضر برای ما درست کرده اند و بعد اثرات سوء ش را می شمرند، خب همه چیز الان این طوری شده است. مثل جریان نمک... ما می گوییم نمک فشارخون را پایین می آورد؛ طرف مقابل می گوید نمک فشارخون را بالا می برد. کدام درست است؟ اینجا ما توجه هموطنان مان را به این موضوع جلب می کنیم که عزیزان آیا این نمکی که فشار را بالا می برد، همان نمکی است که در طب اسلامی گفته می شود؟ خیر این نیست. نمک دریا را شما اگر به خانم بارداری بدهید قطعاً ورم بدنش خوب می شود، بدهید به کسی که فشارخون دارد قطعاً فشارش را پایین می آورد. چرا این را به آزمایش نمی گذارند؟ بحث ما همین جاست!

شما مرتب می گویید طب اسلامی... آیا طب اسلامی با طب سنتی یا همان طب بوعلی سینا متفاوت است؟

کلمه سنتی را روی هر چیزی که می گذارند می خواهند جا بیندازند که سنتی یعنی قدیمی، یعنی کهنه پرستی، یعنی دیگر تاریخ مصرفش گذشته... حالا شما به من بگویید، شلوار جینی که 40 سال پیش وارد کشور کرده اند سنتی است یا مدرن؟ ولی این را بهش نمی گویند سنتی چون اگر بگویند دیگر کسی نمی پوشد چون از مُد افتاده. سنتی در جامعه ما دو معنای متفاوت دارد که یکی اش خیلی خطرناک است؛ همان که می گوید این به درد جامعه نمی خورد باید بیندازیدش بیرون... رسم بر این است که شما غذا را داخل دهان بگذارید و بجوید، حالا اگر صد هزار سال از این کار گذشته دیگر کهنه شده؟ حالا از این به بعد توی چشم مان بگذاریم قاشق را؟! بعضی ها که مدعی علم هستند می گویند زمانی الاغ سواری بوده، الان هواپیما سوار می شویم پس علم رشد کرده... خب آقای فلانی، یک زمانی اجداد شما با پا راه می رفتند، الان شما با کله راه برو! دستت را بگذار زمین پاهایت را هوا کن این طوری راه برو... چون زمان بهش خورده شما باید روش ات را عوض کنی؟ نخیر این را بهش نمی گویند رشد علم این را بهش می گویند تعصب. علم واقعی می ماند. علم چیزی نیست که تعویض شود. اصلاً معنای علم در جوامع ضد ارزشی با معنای علم در طب ما فرق می کند. ما می گوییم علم چیزی است که قابل توسعه و رشد باشد اما قابل از بین بردن نباشد یعنی تعویض نمی شود. آنها می گویند علم می تواند خودش را نقض کند؛ یعنی امروز به این نتیجه رسیدیم که این کار درست است فردا می گوییم غلط است. این علم نیست! این نظریه است. علم ماندنی است و عوض نمی شود. اگر بوعلی سینا همین الان زنده شود، به شما قول می دهم با سرنخ هایی که پیدا کرده ایم همه بیماری ها را جارو می کند، تمام بیماری ها را درمان می کند. ما یک مقدار از درس های اینها را یاد گرفتیم داریم غوغا می کنیم الحمدالله، مردم هم راضی اند. در مجموع ما به این طب می گوییم طب ایرانی، اسلامی، سنتی.

نظرتان راجع به تدریس طب سنتی در دانشگاه چیست؟

این ابتدای کار است و ما خیلی سعی کردیم برای جا انداختن این طب. این همهمه ای هم که الان ایجاد شده در کشور و افراد علاقمند به این طبابت زیاد شده اند، این کار را دانشگاه نکرده، خدمتگزارانی مثل بنده و حاج آقا خیراندیش کرده اند. کجا دیده اید وزارتخانه ای، سازمانی بیاید حمایت کند از این طب و آن را اشاعه دهد؟ عکسش بوده است، یعنی هر کسی که در این زمینه قدم برداشته، اذیت شده، دستگیر شده یا به زندان رفته است. اینکه می بینید امروز طب اسلامی به این گستردگی در کشور و منطقه مطرح شده علتش این است که دوستان ما خیلی زحمت کشیده اند و مردم را مطلع کردند و این منجر به تأسیس دانشکده ای در این راستا و به دنبال آن تأسیس دانشگاهی در این راستا و به دنبال آن تشکیل معاونتی در این راستا... خیلی هم خوب است.

با وجود روی آوردن خیلی از مردم به طب سنتی، اجرای سبک زندگی اش کار خیلی سختی است. بیشتر آدم ها زود خسته می شوند... شما خیلی سخت گیر هستید و در سخنرانی هایتان می گویید آب، روغن، نمک مشکل دارد؛ پس مردم چه کار کنند؟ چه بخورند؟ از کجا تهیه کنند؟

من سوال شما را جور دیگری پاسخ می دهم... یک کشوری که نمی داند سوسیس چیست، کالباس چیست، نوشابه رژیمی چیست، آبمیوه صنعتی چیست، چطوری می تواند یک دفعه راه بیفتد از اینها بخورد؟ این طور که نظام ضد ارزشی، سال ها کار کرده اینها هم محصولاتش است. این نظام ضد ارزشی استاد فرهنگ سازی است. ما سال ها مشغول جنگ بودیم، مشغول ساختن سخت افزار نظام مان بودیم و در این فرصت آنها کار خودشان را کرده اند. آنها هنوز هستند، در قسمت نرم افزار و ناامید نیستند و می دانند که این طرفی ها می آیند آنها را حذف می کنند. همین نظرسنجی که سی هزار نفر می گویند از طب اسلامی استفاده می کنند نشان دهنده این است که انقلابی در این زمینه در شرف وقوع است. من می دانم مسئولین به چیزی جز رشد و تعالی بشر فکر نمی کنند. ما هم اگر خدا بخواهد به خدمتگزار کوچکی در این راستا هستیم که آگاهی می دهیم به مردم، شما که آگاه شوید زمینه فراهم می شود که آن آب خوردن درست شود که مواد شیمیایی را توی آب نریزند.

این سخت است چون برخلاف جریان آب شنا کردن است. ما چاره ای نداریم، داریم برخلاف رودخانه حرکت می کنیم...

این ضدارزشیون که می گویید چه کسانی هستند؟ کجا هستند؟ اگر منظورتان اروپا و آمریکاست که خودشان هم همین طوری زندگی می کنند!

این یک بحث پیچیده است، ما نمی خواهیم وارد بحث «خودشان» شویم! «خودشان» نیستند، خودشان آنهایی هستند که وقتی در دانشگاه انگلیس یکی شان را گیر می اندازیم می گوییم بیا برویم ناهار بخوریم می گوید من غذای خودم را از خانه آورده ام.

یعنی یک عده خاصی منظورتان است؟

بله. خواص! اینها همان یک درصدی هستند که در اروپا و آمریکا کنترل همه چیز دست شان است وگرنه بقیه مردم دنیا اصلا کاری به کار کسی ندارند، آنها هم دارند کباب می شوند. اما فرقش با من و شما این است که ما الان بیدار شده ایم اما آنها هنوز خوابند، همه چیزشان هم دارد از بین می رود.

پزشکان زیادی در حیطه طب سنتی فعال هستند ولی هیچ کس به اندازه شما چهره نشده. سخنرانی های شما مدت ها سوژه ثابت شبکه های ماهواره ای بود و به عنوان شوخی و مزاح مطرح می شد.

اگر آن طرفی ها ما را تأیید کنند، باید به خودمان شک کنیم. وقتی برعلیه شما حرف بزنند بدانید کارتان درست است. پس خدارا شکر که از ما تعریف نمی کنند، تعریف می کردند ناراحت می شدم. ولی مطلب دوم این است که چنین پیروزی نصیب کشور ما شده و من این پیروزی را متعلق به بچه جبهه ای ها می دانم. ما الان هر کاری دوست داریم در نظام خودمان می کنیم و آنها هم از آنجا که توان برخورد ندارند و راهکارهای قدیمی شان دیگر اثر ندارد دست به تمسخر ما می زنند. راهکار های قدیمی شان چه بود؟ این که مثلاً یک نفر را از وزارت بهداشت یا قوه قضاییه تحریک کنند که بیاید برای من دردسر درست کند و مرا نسبت به نظام بدبین کنند و بعد بگویند بیا بهت ویزا می دهیم، اینها قدر علم را نمی دانند، بیا در کشور ما کار کن. ولی فهمیدند که ما دست آنها را خواندیم و من اگر تکه تکه شوم از این نظام، پایم را بیرون نمی گذارم چون آمده ام خدمت کنم. اینها اسیر منند و فکر نکنید من یک چیزی گفته ام تمام شده، کار به جایی رسید که دوتا از سفرای خارجی آمدند گفتند می خواستیم ببینیم شما کی هستید که اینقدر درباره شما حرف می زنند یا خیلی ها از طریق همان صحبت ها با ما آشنا شده اند آمده اند سایت ما را دیده اند و بعد خودشان شده اند مبلغ ما. بگذارید ادامه بدهند کارشان را.

در داخل هم شما منتقد زیاد دارید. مثلاً در سایت ها اعلام شده دبیرخانه کارگروه نمک کشور، نمک دریایی تبلیغ شده توسط دکتر روازاده را تقلبی اعلام کرد.

در داخل کشور، تنها مخالف ما وزارت بهداشت است که الان دیگر نصفش مخالف نیست. اما در وزارتخانه های دیگر من مخالف ندارم... ما هرچه می گوییم برای خود مردم می گوییم و هیچ منفعتی برای ما ندارد. همه می توانند بروند امتحان کنند ببینند چیزهایی که ما می گوییم بد است. شما بروی نمک دریا بخوری و فشارخونت پایین بیاید، چی گیر من می آید؟

یکی از ایراداتی که در فضای مجازی علیه شما مطرح شده این است که شما گفته بودید در سوره جمعه استفاده از گندم سبوس دار تأکید شده اما عده ای نوشته اند ما تمام سوره جمعه را خواندیم و حتی یک کلمه گندم پیدا نکردیم.

این را من خودم تفسیرش را در می آورم، می زنم توی سایت. حالا دکتر روازاده مگر عالم دینی است؟ یک جا برخورد  کرده دیده گفته، می گردند یک چیزی پیدا کنند که بگویند روازاده اشتباه کرده، اصلاً ما اشتباه کردیم، مثال برای روشن شدن موضوع است، موضوع را می توانی نفی کنی؟ ظلم است که آدم فقط دنبال عیب های یک نفر بگردد و هزار تا عیب روی او بگذارد؛ یعنی این آدم یک حسن هم ندارد؟ هر آنچه که به عنوان سوال مطرح می شود در ذهن مردم، درباره صحبت های من، دلیل بر این نیست که همه اش اشتباه است، شاید من یک جا اشتباه کرده باشم، البته تا حالا موردی نبوده ولی اگر باشد می پذیرم اما این را بدانید ما در شرایطی می رویم سخنرانی می کنیم که هیچ استادی نداشتیم، اینهایی که اساتید دارند می روند تپق می زنند ما خودمان رفتیم دنبال علم گشتیم پیدا کردیم و همه حرف های ما پشتوانه علمی دارد. ما زحمت کشیدیم کار کردیم ده ها برابر یک آدم معمولی که می خواهد لیسانسی بگیرد فوق لیسانسی بگیرد. اما مشکل این است که طرف مقابل ما زرنگ است، از بی خبری مردم سوء استفاده می کند. می آیند حرف مرا درباره آدامس مسخره می کنند، من تعداد زیادی مقاله علمی مطالعه کرده ام و می توانم ثابت کنم بچه ای که از کوچکی آدامس خورده چرا وقتی خاله اش می آید آدامس برایش نمی آورد می زند توی گوشش؛ چون معتاد شده. روی همه آدامس ها می نویسند که چقدر الکل بهشان می زنند. دوست ندارید مردم بفهمند که در مقابلتان بایستند؟ بچه آدامس را جویده و از زیر زبانش جذب شده و مستقیم وارد جریان خونش شده و اعتیاد پیدا کرده... چرا این در و آن در می زنید؟ چرا صحبت های مرا تکه تکه پخش می کنید؟

موضوع استفاده از نوره هم که شما تأکید زیادی روی آن دارید، خیلی مورد تمسخر واقع شده است.

ولی تأثیر معکوس داشته و الان مصرفش رفته بالا... خب ما که حرف بدی نمی زنیم... نوره مگر بد است؟ بدن را تمیز می کند. آنها می گویند آرسنیک دارد مگر می خواهید بخوریدش؟

می مالی به بدن دیگر. خب مگر آرسنیک بد است؟ اگه آرسنیک بد است چرا با سه تا اکسیژن ترکیبش می کنند می شود آرسنیک تری اکساید می آورند در بیمارستان به عنوان داروی درمان سرطان خون استفاده می کنند؟ در حالی که نظر طب اسلامی این است که آرسنیک فقط از طریق جذب پوست و تنفس ضد سرطان عمل می کند ولی اگر وارد خون شود مضر است ولی اینها وارد خون می کنند که ضدسرطان عمل کند.

در مورد آب آشامیدنی چطور؟ شما می گویید آب های شهری وایتکس دارد و مضر است پس مردم چه آبی بنوشند؟

الان خیلی از کسانی که من می شناسم و مریض های ما هستند آب های طبیعی می خورند؛ می روند تهیه می کنند. این همه آب دارد از بین می رود. تانکرها را پر می کنند و می آورند خالی می کنند پای درخت ها، اینها همه آب خوراکی است. همین آب را از چاه ها می کشند. 40 درصد آب تهران آب چاه است دیگر، این 40 درصد آبی را که از چاه می گیرند وایتکس می زنند می دهند دست مردم. آن وقت ما می گوییم همین آب را مستقیم استفاده کن می گویند آب چاه آلوده است.

قضیه کره مارگارین که گفته بودید از فاضلاب درست شده چی بود؟

جمعش کردند دیگر! چون من خبر داشتم. گفتم من اشتباه می کنم دیگه؟ بگویید این چه گیاهی است که تا حالا دنیا خبر نداشته کره می دهد؟

اسمش را بنویسید. جمعش کردند. در فرهنگ کلامی ما می گویند بهت نشان می دهم یک من ماست چقدر کره دارد! یعنی کره را از ماست می گیرند آن وقت چرا شما محصولی را تولید می کنید و رویش می نویسید کره گیاهی؟! بعد از آن یک اتفاق جالبی افتاد؛ خبر دادند یک دانشمند ژاپنی موفق شده به صورت استریل از مدفوع انسان همبرگر درست کند. عکس دانشمند و خبرش را زدم توی سایت. نوشته قیمتش هم سه برابر همبرگرهای دیگر است و کافی است شما فقط آن احساس اکراهی را که نسبت به این موضوع دارید کنار بگذارید وگرنه این خیلی هم خوب است. ما که فقط گفتیم چربی اش را از فاضلاب آوردند، اینها که می گویند همبرگرش را هم آورده اند!

شما تأکید می کنید مردم باید حتماً نان سبوس دار بخورند ولی آرد سبوس دار در ایران خیلی کم است.

تازه یک خبر بد هم داریم؛ دانشمندی 27 سال پیش کشف کرد که قرص آهن را همراه با نان نباید بخوریم، آلزایمر می گیریم و به خاطرش از آمریکایی ها جایزه گرفت.

حالا از همان یافته علمی استفاده کرده اند و آمدند در ایران دارند به عنوان غنی سازی آرد به آردها آهن و اسیدفولیک می زنند و یقین داشته باشید، الان که سه سال از شروع این کار گذشته ولی مملکت ما تا هفت سال دیگر پر از آدم آلزایمری می شود.

پس اینکه شما می گویید مسئولین مشتاق اصلاح وضعیت هستند کجا ثابت می شود؟ اگر این قدر اوضاع وخیم است، چرا کاری صورت نمی گیرد؟

نگران نباشید، دارد زیرسازی می شود، زمینه سازی می شود. امام سال 42 حرکت کرد و سال 57 انقلاب شد. همین که الان دانشکده طب سنتی درست شده، دانشگاه سنتی راه افتاد نشانه خوبی است و انشاالله در آینده تغییراتی اتفاق می افتد.

سارا هاشمی نیک

***************************************************

سه تأمل درباره دکتر روازاده

  1. دکتر روازاده که سهل است؛ همه متخصصان و کارشناسان طب سنتی، بلکه همه متخصصان علوم پزشکی، نمی توانند قسم بخورند که هر چه می گویند درست است و این است و جز این نیست. دانش پزشکی مدرن، مبتنی بر تجربه است و علم تجربی مدام در حال تغییر. یافته های جدید گاهی برخلاف یافته های قدیم است. عیبی هم ندارد. دنیا همین است. این وسط کسی که قسم می خورد حرف طرف مقابل غلط است و شاهرگش بیرون می زند، شاید به اندازه همان کسی اشتباه می کند که قسم می خورد آنچه ادعا می کند عین حقیقت است. بهتر نیست هر کسی حرفش را بزند و فرض بگیرد که شنوندگان عاقل اند؟
  2. دکتر روازاده شاید فرق اش با دیگران این است که صریح تر است و بی ملاحظه تر. خوب و بدش را شما قضاوت کنید، اما همیشه کسانی که صریح تر صحبت می کنند، سوء تفاهم برانگیزترند. آنچه او می گوید از مبنا با آنچه طب غربی می گوید متفاوت است. این نه ویژگی نگاه دکتر روازاده که ویژگی مبنایی طب سنتی ایرانی- اسلامی است که با طب غربی فرسنگ ها فاصله دارد. خیلی از مبنای طب سنتی از نگاه طب غربی شوخی ای بیش نیست؛ اما همین شوخی ها زمانی تنها ستون های دانش پزشکی در دنیا بوده اند و مثلاً ابن سینای بزرگ بر همین ستون ها تکیه داده بوده. از پزشکانی که در چند سال اخیر تخصص طب سنتی گرفته اند اگر بپرسید برای شما توضیح می دهند که در اغلب موارد حتی تلاش برای توجیه بعضی از ادعاهای طب سنتی با یافته های طب غربی، بی فایده است. دو فلسفه متفاوت؛ و حتی دو جهان بینی متفاوت را نمی شود به این راحتی ها با هم هماهنگ کرد.
  3. عده ای می گویند نگران سلامت مردم اند. می گویند اقبال مردم به شیوه های درمانی طب مکمل، آنها را از راه اصلی دور می کند و به سلامت عمومی لطمه می زند. خوش بین باشیم و فرض را بر این بگذاریم که این نگرانی بجاست و کسی نگران بازار کسب و کار سلامت نیست. اما حتماً این دوستان نگرانی های جدی تری هم باید داشته باشند. فقط یکی اش فضای بی صاحب و صد البته مسموم تبلیغات ماهواره ای که هیچ کس برای مدیریت آن نه ایده ای دارد و نه اقدامی می کند. انواع ادعاهای دروغ که در شبانه روز بارها و بارها تکرار می شوند و محصولاتی که در فروشگاه های زیرزمینی فروخته می شوند و کسی ککش نمی گزد. اینها خطرناک تر اند یا حرف های دکتر روازاده مثلاً؟ کسی می تواند ادعا کند نگران سلامت مردم است و آنها را نبیند و فقط نگران دکتر روازاده ها باشد؟

دکتر محمدرضا رجبی شکیب

==============================================

منبع: ماهنامه تندرستی همشهری شماره 147  فروردین 93

http://hamshahrionline.ir/details/253239

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
زندگی صنعتی توان تامین خوراک انسانهای شهرنشین را ندارد . پس چاره ای نداریم جز آنکه انواعی از موادرا خوراکی معرفی کنیم تا بتوان انسانها را سیر نگه داریم. از جمله این مواد سویا است که تفاله اش را خوراکی و روغن آن را هم خوردنی فرض می کنیم. مقاله را بخوانید. شاید یکی دیگر ازمقصرین بیماری های ناشناخته را بازشناسیم. سالهاس در بدن ما کارکرد دارد.دقت کنید اخیرا روی توفو تاکید زیادی میشود.

احتمالاً شما هم در مقالات مختلف در مورد خواص و فواید سویا و توفو (همان پنیر تهیه‌شده از شیر سویا) زیاد شنیده‌اید؛ اما برخی از متخصصان و مصرف‌کنندگان، مخالف مصرف زیاد این ماده غذایی هستند.

سویا در دادگاه سلامتی

واقعیت این است که هر 100 گرم لوبیای سویا 16 گرم پروتئین دارد که به طور متوسط دو برابر پروتئین موجود در حبوبات دیگر است. این پروتئین‌ها به کنترل دیابت و کلسترول خون کمک می‌کند و در کاهش خطر ابتلا به سرطان کولورکتال و بیماری‌های قلبی عروقی موثر است. سویا منبع فوق‌العاده آهن، فسفر، منیزیم، زینک، کلسیم و ویتامین‌های B1،B2 و B6 می‌باشد. علاوه بر این‌ها سویا حاوی ایزوفلاون‌های طبیعی به‌ویژه «ژنیستئین» و «دایدزئین» می‌باشد که به عقیده متخصصان نقطه ضعف آن است.آژانس فرانسوی امنیت سلامت مواد غذایی بر اساس نتایج آزمایش‌های انجام‌شده روی حیوانات آزمایشگاهی، مصرف سویا را به 1 میلی‌گرم برای هر کیلوگرم وزن افراد محدود کرده است. همچنین این آژانس مصرف سویا را برای کودکان زیر 5 یا 6 ماهه ممنوع کرده است. البته توجه داشته باشید که این نتایج به دست آمده مخالفان خود را دارد و محققان مشغول بررسی‌های جزئی و تکمیلی در فواید و مضرات سویا می‌باشند.

گزارش دانشگاه هاروارد

محققان دانشکده سلامت عمومی هاروارد نیز در خصوص مضرات احتمالی سویا بررسی‌هایی انجام داده و به این نتیجه رسیدند که زیاده‌روی در مصرف سویا به میزان اسپرم مردان آسیب ‌زده و کمیت و همچنین کیفیت آن‌ها را به طور چشمگیری کاهش می‌دهد. علاوه بر این مصرف زیاد سویا مکانیسم ترشح شیر مادران را نیز دچار اختلال کرده و میزان شیر ترشح‌شده را کاهش می‌دهد. همچنین باید بدانید که زیاده‌روی در مصرف سویا اجازه نمی‌دهد که بدن، برخی از پروتئین‌ها را جذب کند. این مساله نیز باعث می‌شود بدن در مقابل آلرژی‌ها به خصوص در برابر گرده‌های گل و گیاهان معلق در هوا کارایی لازم را نداشته باشد. توجه داشته باشید اگر جزو افراد آلرژی‌دار و همچنین طرفدار سویا هستید حتماً میزان مصرفتان را کاهش دهید.نتایج پژوهش‌های دیگری که در سال 2006 انجام شده، مصرف سویا را به خانم‌های باردار، کودکان زیر سه سال و همچنین افرادی که از کم کاری تیروئید رنج می‌برند توصیه نمی‌کند.

حرف حساب

به نظر می‌رسد هنوز محققان نتوانسته‌اند در خصوص فواید و مضرات احتمالی سویا به نتیجه واحدی برسند. آنچه مهم است نوع رژیم غذایی افراد است. در حالت کلی داشتن برنامه غذایی متنوع یعنی استفاده از گروه‌های غذایی مختلف و رعایت تعادل ضامن سلامتی است. حرف حساب این است که محض احتیاط و تضمین سلامتی خود تنوع را وارد رژیم غذایی‌تان بکنید.

آسیایی‌ها و مصرف سویا

سوالی که ذهن بسیاری از محققان را درگیر کرده این است: اگر مصرف سویا مشکل‌زا است، تکلیف آسیایی‌ها چه می‌شود؟ برخی از محققان بر این باور هستند که متابولیسم و میزان تحمل فیبرهای غذایی در افراد مختلف متفاوت است که به ژنتیک آن‌ها بر می‌گردد. آسیایی‌ها بیشتر از ملت‌های دیگر سویا مصرف می‌کنند و برای همین عوارض سویا را راحت‌تر تحمل می‌کنند.

فواید و مضرات سویا

به عقیده برخی از متخصصان سویا فواید زیادی داشته و در پیشگیری از پیری، بالا بردن قدرت ذهن و پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه و پروستات نقش دارد؛ اما در عوض عده دیگر بر این باور هستند که باید مطالعات بیشتری برای اثبات این فرضیه انجام بگیرد. به عقیده متخصصان مصرف سویا می‌تواند باعث بروز مشکلاتی مانند یبوست جزئی، حالت تهوع، مشکلات گوارشی، قرمزی پوست و یا علائم تنگی نفس شود.

علائم نشان‌دهنده‌ آلرژی

افرادی که به خود سویا آلرژی دارند معمولاً با علائمی مانند افت فشارخون، مشکلات تنفسی، مشکلات گوارشی و حالت اختناق مواجه می‌شوند.علاوه بر این‌ها یکی دیگر از مباحث که در خصوص سویا وجود دارد وجود ماده‌ای به نام «لسیتین» (به غیر از افزودنی‌های مجاز) می‌باشد. این مواد می‌توانند دلیل اصلی افت فشارخون، سردرد و حتی سرگیجه و استفراغ شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393
برخی از مواد غذایی برای سلامتی مفید اما به دلایلی کشنده هستند که در این مقاله با آنها آشنا می‌شوید.

برخی از مواد غذایی برای سلامت ما مفید و دارای ویتامین‌هایی هستند اما به دلایلی کشنده نیز هستند که باید از خوردن آنها خودداری کنید؛ این مواد غذایی بی‌ضررند اما گاهی خوردن زیاد بعضی از آنها کشنده است.

گیلاس- هسته گیلاس دارای سیانور است که خوردن دوتای آن کشنده است.

ریواس- برگ ریواس دارای اسید اکزالیک است که کشنده است.

کارامبولا– بومی اندونزی است در مناطق گرمسیری جهان یافت می‌شود به رنگ زرد متمایل به سبز یا زرد متمایل به نارنجی است دارای 5-6 دنده و به شکل ستاره است؛ اگر ناراحتی کلیوی دارید این میوه را نخورید و به دلیل داشتن «کارامبوکسین» باعث حملات قلبی و مرگ می‌شود.

سیب زمینی– اگر سیب‌زمینی سبز رنگ یا سایه‌هایی از رنگ سبز داشت را نخورید چون دارای «سولانین» نوعی سم است و موجب استفراغ و اسهال می‌شود.

مانیوک یا کاساوا– نوعی گیاه در آمریکای مرکزی و جنوبی مخصوصا در آمازون وجود دارد؛ همیشه باید شسته و پخته شود در غیر این صورت می‌تواند در بدن به سیانور تبدیل شود.

لوبیا قرمز– در صورتی که لوبیا قرمز خام خورده شود حالت تهوع شدید بوجود می‌آورد.

گردو– خوردن گردو بیش از حد می‌تواند شخص خورنده را دیوانه کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393
ایجاد روابط خوب بین همکاران کار راحتی نیست. دوست شدن با یکدیگر در محل کار، خیلی مشکل است و به دست آوردن اعتماد و احترام همکارها زمان، تلاش و اندکی سختی می‌طلبد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، گاهی اوقات با تمام کوششی که می‌کنیم، نمی‌توانیم اعتماد همکاران‌مان را جلب کنیم و ممکن است آنها همیشه با شک و بدبینی به ما بنگرند. چرا چنین اتفاقی می‌افتد و چه می‌شود همکاران‌مان به ما اعتماد نمی‌کنند. 15 مورد زیر می‌توانند دلایل این بی‌اعتمادی را شرح دهد.

1- همکارمان را قربانی می‌کنیم

یعنی این‌که رفاه و آسایش دیگری را فدای آسایش خودمان می‌کنیم، بویژه این‌که ممکن است آن فرد نسبت به ما آسیب‌پذیرتر باشد. تا به حال پیش آمده تمام گناه شکست پروژه‌ای را به گردن یکی از همکاران‌تان بیندازید؟ یا به رئیس‌تان بگویید دلیل عدم موفقیت‌تان، دخالت بی‌مورد همکارتان بوده است؟ یا بدتر از همه اگر هم واقعا خطایی کرده است، آن را بزرگنمایی کرده و برای همه اعضای محل کارتان بگویید. گاهی اوقات بدون این‌که خودمان متوجه باشیم چنین رفتاری در پیش می‌گیریم.

اگر می‌خواهید اعتماد همکاران‌تان را از دست ندهید یا دوباره کسب اعتماد کنید، دفعه بعد که رئیس‌تان اعتراض کرد چرا پروژه درست پیش نرفته است، درباره همه عوامل موجود در تولید مشکل توضیح دهید و شخص خاصی را متهم نکنید.

2- دروغ می‌گوییم

فرقی نمی‌کند دروغ مصلحت‌آمیز باشد یا هر چیز دیگر، دروغ گفتن به همکارها باعث می‌شود علاوه بر این‌که احترام‌مان را از دست بدهیم، بلکه آنها دیگر به ما اعتمادی نداشته باشند.

اگر می‌خواهید اعتماد از دست رفته همکاران‌تان را به سبب دروغی که به آنها گفته‌اید، دوباره به دست آورید، اول از همه صادقانه بپذیرید که دروغ گفته‌اید. البته می‌توانید دلیل دروغ‌تان را هم بگویید، اما معمولا دیگران آن را فقط توجیه کار زشت‌تان به حساب می‌آورند؛ اعتمادی را که با دروغگویی از بین برده‌اید به راحتی نمی‌توانید دوباره به دست آورید و این موضوع کمی زمان می‌برد. پس صبورانه تلاش کنید و یادتان باشد دیگر کلمه‌ای دروغ بر زبان نرانید.

3- پنهانکاری می‌کنیم

چه از روی بدجنسی این کار را انجام دهیم و چه فقط یادمان رفته باشد، اگر همکاران‌مان را از جلسه‌ای که دارید یا هر موضوع دیگری که به آنها مربوط است، بی‌خبر بگذاریم، موجب خشم و عصبانیت آنها می‌شوید. ما با این کار به آنها نشان می‌دهیم با نگهداشتن آنها در بی‌خبری قصد بهره‌برداری به نفع خود داشته‌ایم.

اگر هم چنین کاری کردیم برای اصلاح فضای محل کار از همکارانمان عذرخواهی کنیم.

4- کارهای مربوط به آنها را انجام می‌دهیم

بدون اجازه تکمیل کردن کار نیمه‌تمام همکارمان، او را بسیار عصبانی می‌کند. ما با این کار به او می‌فهمانیم توانایی انجام کارش را به درستی ندارد و اصلا قابل اعتماد نیست و این‌که می‌خواهیم او را نزد دیگران بی‌لیاقت نشان دهید. یک لحظه خود را جای همکارتان بگذارید و متوجه می‌شوید چه کار ناپسندی در حق او انجام داده‌اید و اگر روزی بدون نیت خاصی این کار را کرده‌اید، از او عذرخواهی کنید و دیگر در کار همکاران‌تان دخالت بیجا نکنید.

5- احساس مسئولیت نمی‌کنیم

مردم نمی‌توانند به کسانی که احساس مسئولیت ندارند، اعتماد کنند؛ اگر دائم از جلسه‌ها فرار می‌کنیم، دل به کار نمی‌دهیم، موجب می‌شویم که همکارانمان به ما چندان اعتماد نداشته باشند و بویژه در کارهای گروهی ما را وارد برنامه‌هایشان نکنند. تعهد داشتن یکی از نشانه‌های اعتماد است. وقتی همکاران‌تان مطمئن باشند شما کار مربوط به خودتان را به درستی انجام می‌دهید، می‌توانند به شما اعتماد کنند.

6- ثبات نداریم

هیچ چیز به اندازه بی‌ثباتی شخصیتی دیگران را گیج نمی‌کند. اگر در حرف‌ها و رفتارهایتان ضد و نقیض عمل کنید فقط موجب بروز بی‌اعتمادی در همکاران‌تان می‌شوید.

مراقب باشید حرف و عمل‌تان یکی باشد تا همکاران‌تان از شما فاصله نگیرند.

7- هنگامی که مشکل دارید روراست نیستیم

متاسفانه اکثر مردم وقتی موضوعی ناراحت‌شان می‌کند به جای این‌که آن موضوع را صادقانه و رودررو مطرح کنند در خود ریخته و دم نمی‌زنند، اما بعدها هنگام انجام دادن کار یا پروژه‌ای دل به کار نداده و حتی عمدا موجب خرابکاری می‌شوند.

بنابراین برای این‌که اعتماد همکاران‌تان را از دست ندهید، شهامت به خرج داده و چیزی را بی‌خود در دل نگه ندارید و تا مشکل کهنه نشده است، آن را حل کنید.

8- اشتباه‌های خود را نمی‌پذیریم

انسان جایزالخطاست. وقتی باعث به‌هم ریختن کاری می‌شوید، چه کار می‌کنید؟ آیا اشتباه‌تان را می‌پذیرید و عذرخواهی می‌کنید یا با اصرار هیچ چیز را به گردن نمی‌گیرید؟ فراموش نکنید پس از مدتی دیگر کسی علاقه‌ای به کار کردن با شما نخواهد داشت.

پس از هر خطایی ـ حتی اگر بسیار سخت بود و مجازاتی در بر داشت ـ بدون تردید آن را پذیرفته و عذرخواهی کرده و سعی کنید اشتباه‌تان را جبران کنید.

9- خبرچین و شایعه‌ساز هستیم

تصور کنید سر میز ناهار نشسته‌اید و مشغول به غیبت و بدگویی از یک همکار تازه‌وارد هستید و اخباری را که از او به دست آورده‌اید به جمع منتقل می‌کنید. با این کار شما اعتماد دیگران را از دست می‌دهید، زیرا آنها به این موضوع می‌اندیشند که ممکن است روزی خودشان سوژه سخن‌چینی‌های شما شوند. بنابراین تا وقتی غیبت می‌کنید، محال است بتوانید اعتباری در محل کارتان کسب کنید.

10- رفتار مناسبی نداریم

گاهی جوک‌هایی تعریف می‌کنید که باعث ناراحتی همکاران‌تان می‌شود و به نظر می‌رسد برای جمع ارزشی قائل نیستید. اگر تاکنون چنین رفتاری داشته و احتمالا تصمیم گرفته‌اید تغییر کنید کافی است فقط در برابر همکاران‌تان نوع حرف زدن‌تان را اصلاح کنید و باعث رنجش آنها نشوید.

11- از خود راضی هستیم

شما از ابتدای سال تمام روزهای تعطیلی خوب را درنظر می‌گیرید و قبل از این‌که اجازه دهید دیگران هم شانسی داشته باشند، مرخصی گرفته و به تعطیلات می‌روید. شما در برابر چشمان همکاران‌تان با خرید هدیه تولد، رئیس‌تان را غافلگیر می‌کنید و این فرصت را از همکاران‌تان می‌گیرید. دیر سرکار می‌آیید و زود هم می‌روید.

اگر می‌خواهید اطرافیان‌تان به شما اعتماد داشته باشند، اندکی هم به آنها و نیازهایشان توجه کنید و خودمحور نباشید.

12- عادت​هایی بد داریم

ممکن است عادت‌های بدی در زندگی پیش گرفته‌اید که موجب سلب آسایش دیگران می‌شود. مثلا روزی یک پاکت سیگار تمام می‌کنید و به این موضوع که دود سیگارتان آرامش همکاران‌تان را به هم می‌ریزد، اهمیتی ندهید. با تغییر‌دادن عادت‌های بد روزمره‌تان می‌توانید اعتماد اطرافیان‌ را به دست آورده و در جمع‌شان پذیرفته شوید.

13- از همه چیز شکایت داریم

لحن پر از گله و شکایت شما و سخنان مسموم‌تان می‌تواند انرژی و شادابی را از گروه گرفته و آنها را از کارشان دلسرد کند. هیچ کس دوست ندارد مدام سخنان ناراحت‌کننده بشنود. با رفتن پیش مشاور و مطرح کردن مشکلاتی که باعث شده به دنیا دید منفی داشته باشید و با اصلاح رفتار خود، پس از مدتی می‌توانید دوباره اعتماد از دست رفته را به دست آورید.

14- گوشه‌گیر هستیم

سرد و بی‌انرژی هستید و از جمع کناره می‌گیرید. شما تقریبا دعوت دیگران را به ناهار نمی‌پذیرید و هرگز به خودتان زحمت نمی‌دهید حال همکاران‌ و این‌که کارهایشان چگونه پیش می‌رود را بپرسید.

درست است ممکن است شما فرد درونگرایی بوده و چندان به فکر دوست‌یابی نباشید، اما حتی درونگراترین افراد، باز هم ظرفیت توجه نشان دادن به دیگران را دارند. گاهی در جمع همکاران‌تان شرکت کنید و به آنها نشان دهید که برایتان اهمیت دارند تا حس بدبینی و تردیدشان نسبت به شما از بین برود.

15- در کار همکاران سرک می‌کشیم

در امور همکاران‌تان دخالت می‌کنید و به طور کلی آنها را لحظه‌ای راحت نمی‌گذارید. مدام از آنها سوال‌های بی‌مورد می‌پرسید و این موضوع آنها را خسته و کلافه می‌کند. ممکن است کنجکاوی‌تان شما را وادار به انجام این کار می‌کند، اما این موضوع باعث می‌شود همکاران‌تان برداشت غلط کرده و شما را خبرچین بدانند. برای این‌که بتوانید این سوء تفاهم را برطرف کنید، خودتان را کنترل کرده و سرتان به کار خودتان باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393
«ریچارد برانسون» در 16 سالگی تحصیل را رها کرد و با کمک یکی از دوستانش مجله "دانش‌آموز" را راه انداخت. او بعدها، در دهه ۱۹۷۰، کمپانی "ویرجین رکوردز" را تاسیس کرد و مؤسس شرکت "ویرجین گروپ" هم هست. او در دهه ۱۹۸۰ شرکت هوایی "ویرجین آتلانتیک" را به وجود آورد و دهه ۱۹۹۰ شاهد "ویرجین موبایل" و "ویرجین ترین" نیز بود.

به گزارش شفاف نیوز، سایت بی‌بی سی با انتشار مطلبی درباره او افزوده است:

او یکی از موفق‌ترین بازرگانان در انگلستان و نمادی از کارآفرینی است. جدیدترین پروژه او "ویرجین گلکتیک" است که امیدوار است روزی به یک شرکت گردشگری فضایی بدل شود.

این شما و این 10 درس برتر او برای موفق بودن:

۱ - رویاهایتان را دنبال کنید و به خود شک نکنید

رؤیاهای خود را دنبال کنید، درگیر زندگی و چیزهای جدیدی شوید که برایتان جالب است. اگر می‌خواهید کار و کسبی به راه بیاندازید، مطمئن شوید که درباره سرگرمی مورد علاقه یا موضوعی باشد که برایتان جذاب است.

این‌طوری زندگی بهتری خواهید داشت. هدفتان انجام کاری، صرفاً برای پول درآوردن، نباشد.

برانسون برای مجله خود برای افراد و مشاهیر بسیاری نامه فرستاد و بسیاری از آن‌ها دعوت او برای مصاحبه را پذیرفتند

فکر می‌کنم خیلی از افراد ایده‌های خیلی خوبی در ذهن دارند، ولی افراد اندکی می‌روند و واقعاً ایده‌هایشان را اجرا می‌کنند.

خیلی افراد هستند که به این فکر می‌کنند که حتماً فرد دیگری قبلاً این کار را کرده، یا هیچ وقت نمی‌توانی پول لازم برای این کار را فراهم کنی و یا اینکه در زندگی نباید خطر کرد.

دست آخر کسانی شانس یک زندگی هیجان‌انگیز و پر ارزش را خواهند داشت که می‌گویند همین الان می‌روم و این کار را می‌کنم.

۲ – یک تغییر مثبت بوجود بیاورید و یک کار خوب بکنید

اگر می‌خواهید یک کارآفرین بشوید، اولین چیز لازم این است که ایده‌ای داشته باشید که بتواند تغییری مثبت در زندگی دیگران ایجاد کند. کسب و کار یعنی همین.

اگر صاحب کار و کسبی باشید، در موقعیتی هستید که بتوانید تغییرات بزرگی در این دنیا ایجاد کنید.

به نظر من این برای کارمندان یک شرکت هم خوب است، که از کار کردن در شرکتی که می‌دانند در دنیا کارهای خوبی انجام می‌دهد لذت ببرند.

۳ – به ایده‌هایتان ایمان داشته باشید و در کار خود از همه بهتر باشید

شما قطعاً باید به ایده‌های خود ایمان داشته باشید. اگر شخص احساس خوبی نسبت به کاری که می‌کند نداشته باشد و به آن افتخار نکند، انگیزه‌ای برای هیچ کاری نمی‌ماند. باید علاقه شدیدی به کاری که می‌خواهید بکنید داشته باشید و بتوانید دیگران را هم به آن علاقه‌مند کنید.

اگر یک ایده، ایده خوبی باشد، باید بتوانید آن را در دو یا سه جمله توضیح دهید و دو سه جمله خیلی راحت پشت یک پاکت نامه جا می‌شود.

اگر بنا نبود خط هوایی من از همه خطوط هوایی بهتر باشد، دلیلی برای راه اندازی آن نداشتم. باید اطمینان کنید که همه جنبه‌های کاری که می‌خواهید بکنید، از رقیب‌هایتان بهتر باشد.

۴ – لذت ببرید و هوای تیم‌تان را داشته باشید

من صددرصد معتقدم لذت بردن از کار بسیار مهم است، و اگر از کاری لذت نمی‌برید یعنی وقت آن رسیده که به سراغ کار دیگری بروید. از راس تا پایین چرخه اداری باید از کارشان لذت ببرند تا فضای کاری دلچسبی ایجاد شود.

اطمینان حاصل کنید که کسانی شرکت شما را اداره می‌کنند که عمیقاً به مردم اهمیت می‌دهند، به بهترین جنبه افراد دقت می‌کنند و در عوض انتقادکردن، تشویق می‌کنند.

انسان‌ها چندان هم با گل‌ها فرق نمی‌کنند. اگر به یک گل آب بدهید شکوفا می‌شود و اگر آب ندهید، می‌خشکد و می‌میرد، من معتقدم که انسان‌ها هم همین گونه‌اند.

۵ – بیخیال نشوید

بیخیال نشدن اهمیت بسیار زیادی دارد. در ماجراهایی که من داشته‌ام، مثلاً وقتی می‌خواستم با بالن از اقیانوس آرام بگذرم، موقعیتهای بسیاری بوده که در آن‌ها فکر کنم احتمال زنده ماندنم ناچیز است.

برانسون در سال ۱۹۸۹، آویزان به پایین یک هلیکوپتر وارد جزیره نکر شد تا با همسرش جون تمپلتن ازدواج کند

کارآفرینی بی‌شباهت به ماجراجویی نیست. شما با موقعیتهای بسیاری روبرو خواهید شد که راه پس و پیش ندارید و باید روز و شب کار کنید تا به مشکلات مختلفی که سر راه یک شرکت قرار می‌گیرد غلبه کنید. روز بعد خود را جمع و جور کنید و سراغ کارهای دیگر بروید.

فکر می‌کنم من نسبتاً در مواجهه با شکست موفق باشم؛ معمولاً نمی‌گذارم ذهنم را برای بیش از یکی دو ساعت مشغول کند و هر آنچه در توانم باشد را صرف پرهیز از اشتباهات گذشته می‌کنم.

۶ – لیست های متعدد درست کنید و برای خود چالش های جدید ایجاد کنید

من لیست‌های بسیاری برای خودم تهیه می‌کنم، چون فکر می‌کنم توجه به جزئیات کوچک است که یک شرکت استثنایی را از یک شرکت متوسط متمایز می‌کند. جزئیات خیلی مهم است و من فکر می‌کنم تعیین چالش‌ها و اهداف جدید برای خود هم مهم است.

معتقدم که ابتدای سال زمان خوبی است برای اینکه اهداف پیش روی خود در طول سال را بنویسید. اگر خود را سازماندهی نکنید و آنچه را می‌خواهید بدست بیاورید ننویسید، خطر آن وجود دارد که زمان از چنگتان برود و چیزی زیادی به دست نیاورده باشید.

۷ – برای خانواده‌تان زمان بگذارید و سپردن کارها به دیگران را بیاموزید

یکی از اولین کارهایی که به عنوان یک کارآفرین باید کرد، آموختن هنر سپردن کارها به دیگران است. کسانی را پیدا کنید که در اداره روزانه یک شرکت از شما بهتر باشند و با این کار وقت خود را، برای فکر کردن به موضوعات مهم‌تر و وقت گذراندن با خانواده، آزاد کنید.

این کار، مخصوصاً اگر فرزند دارید، خیلی مهم است. آنها تنها چیزی هستند که وقتی شما بروید از شما باقی می‌ماند.

من می‌دانم که کارآفرین موفقی‌ هستم ، ولی مطمئن نیستم که می‌توانستم مدیر خیلی موفقی هم باشم. ذهن من همیشه به آینده فکر می‌کند و به ساختن چیزهای جدید فکر می‌کنم.

فکر می‌کنم بهتر است به مجرد اینکه چیزی را راه انداختم، فرمان آن را به فرد دیگری بسپارم. می‌توانم بروم و بیایم و کمی دردسر هم برای کارمندانم ایجاد کنم، ولی بهتر است کسب و کار روزانه را به فرد دیگری محول کنم.

۸ – تلویزیون را خاموش کنید، بروید بیرون و کاری بکنید

مادرم، ما را طوری تربیت کرد که برویم بیرون و برای خودمان کاری بکنیم، نه اینکه بنشینیم و کارهای دیگران را تماشا و تلویزیون نگاه کنیم. به نظرم این روش تربیتی خوبی بود. من زمان زیادی را با فرزندانم در جزایر کارائیب گذرانده‌ام و در آنجا هیچ وقت تلویزیون نگاه نمی‌کنیم.

جزیره نکر (در جزایر ویرجین بریتانیا) جایی است که در آن خود را از دنیای بیرون جدا می‌کنم و می‌توانم دغدغه‌هایم را فراموش کنم. ولی کارهایی که می‌کنم آن‌قدر به نظرم جذاب، با‌ارزش و هیجان انگیز است که هیچ وقت نمی‌خواهم کامل فراموششان کنم. چون خود را در جایگاه قدرتمند و چالش برانگیزی می‌بینم و نمی‌خواهم این موقعیت را هدر بدهم.

۹ – وقتی از شما بد می‌گویند، نشان دهید که اشتباه می‌کنند

افرادی هستند که به لباس افراد موفق آویزان می‌شوند و سعی می‌کنند با استفاده از نام آن‌ها چند کتاب بفروشند. چندان دلچسب نیست، ولی می‌دانید که اگر از آنها شکایت کنید و سر و صدا براه بیندازید، فقط فروش کتابشان را بیشتر خواهید کرد. برای همین من هنر نادیده گرفتن چنین افرادی را آموخته‌ام.

به نظرم بهترین کار این است که به هر شکلی که می‌شود، اشتباه بودن گفته‌های آنان را نشان دهید. مثلاً کتاب خاصی ("برانسون: پشت نقاب" اثر تام باور)، می‌گوید که برنامه فضایی ما عملی نیست، در سال جاری اشتباه بودن ادعای آنها را ثابت خواهیم کرد.

۱۰ – کاری را بکنید که به آن عشق می ورزید و در آشپزخانه‌تان یک مبل داشته باشید

شما فقط یک بار زندگی می‌کنید، پس اگر من بودم، کاری را می‌کردم که بتوانم از آن لذت ببرم. شاید گفتنش از سوی من که مالک یک جزیره کوچک در کارائیب هستم کمی باور‌نکردنی باشد، ولی وقتی به آن جزیره می‌رویم، بیشتر وقت‌مان را در آشپزخانه می‌گذرانیم.

حقیقت این است که تا وقتی که آشپزخانه شما جای کافی برای یک مبل داشته باشد و شریکی در زندگی داشته باشید که به او عشق می ورزید، لزوماً به دیگر ملحقات زندگی احتیاجی ندارید.

پس اگر مشغول کاری هستید که به آن شدیداً علاقهمندید، زندگی بسیار لذت‌بخش‌تری را برای شما به ارمغان می‌آورد تا اینکه صرفاً برای پول کار کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393

 کاکوتی

خواص دارویی: ضد نفخ معده و روده، تحریک کننده کار کلیه ­ها، افزایش دهنده جریان خون و فعالیت­های قلبی می‌باشد.

مواد:

کاکوتی 3 قاشق غذا خوری، عسل 2 قاشق مربا خوری در هر لیوان، آب جوش 4 لیوان.

طرز تهیه:

کاکوتی را به همراه آب جوش در قوری چینی بریزید و آن را به مدت 30 دقیقه روی حرارت ملایم دم کنید. سپس دم کرده را در یک لیوان و یا فنجان بزرگ بریزید، عسل را به آن افزوده و هم بزنید تا کاملاً حل شود و به آرامی آن را میل کنید.

خواص: این نوشیدنی بسیار خوش طعم، برای رفع خستگی مناسب بوده و ضد عفونی کننده خوبی نیز محسوب می شود.





نوع مطلب : طب سنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 فروردین 1393

همیشه‌بهار گیاهی از تیره مرکبات، علفی و پایا است. ساقه هوایی افراشته منشعب و دارای پرزهای غده‌ای گل آن زردرنگ می‌باشد.همیشه‌بهار در ایران از جمله در بلندی‌های بالای ۲۵۰۰ متر در استان کهگیلویه و بویراحمد می‌روید.

گیاهی علفی، یکساله دارای ساقه­ای به طول ۲۰ تا ۵۰ سانتی­متر است، برگ­هایی ساده بیضوی، دراز، پوشیده از کرک، با کناره­های موجدار و به رنگ سبز، مایل به قهوه­ای روشن دارد، روی ساقه منشعب آن کاپیتول­های درشت و زیبا ظاهر می گردد که به تناسب گرما و رطوبت محیط زندگی، به طور منظم صبح­ها در فاصله ساعت ۹ تا ۱۰ شکفته و سپس در بعد از ظهرها بین ساعات ۴ تا ۵ جمع می­گردد.

کاپیتولهای آن دارای دو نوع گل یکی لوله­ای و دیگر زبانه­ای به رنگ زرد مایل به نارنجی و واقع در حاشیه نهنج است.

 میوه فندقه و قهوه ای رنگ و سطح آن نا صاف می­باشد.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 فروردین 1393

نوشابه را که فراموش نکرده اید ؟

نوشابه میتونه خیلی مزایای دیگه داشته باشه ، به بخشی از اونها نگاهی بندازیم

نوشابه سیاه یکی از پرمصرف‌ترین و البته مضرترین نوشیدنی‌های دنیاست. سال‌هاست سازمان‌های بهداشتی و درمانی درباره مضرات مصرف نوشابه حرف می‌زنن، اما اقلا گوش ما ایرانی‌ها بدهکار نیست و می‌خواهیم همچنان بزرگ‌ترین مصرف کننده نوشابه باشیم.

نوشابه خارج از بدن می‌تونه مفید باشه. مثلا می‌تونه دوست خوبی برای ماشین‌تون باشه. یه تیکه فویل آلومینیومی رو مچاله کنید و تو نوشابه سیاه فرو کنید، بعد فویل رو روی زنگ‌زدگی سپر ماشین بمالید تا از بین بره. یا برای یخ‌زدایی شیشه جلوی ماشین ازش استفاده کنید. لک بدمنظره روغن ماشین روی موزائیک رو هم می‌تونید با یه قوطی نوشابه پاک کنید.

حالا که با نوشابه سراغ ماشین رفتید، بقیه بطری رو دور نریزید. برای اینکه چمن‌های سرسبزتری داشته باشید ماهی یه بار روی چمن نوشابه بپاشید.

برای پاک کردن درز بین کاشی‌ها از نوشابه سیاه استفاده کنید.

اگه از آخرین هنرنمایی آشپزی‌تون یه تابه سوخته به یادگار مونده، توش نوشابه بریزید و بذارید بجوشه و تکه‌های سوخته رو از تابه جدا کنه. از همین روش برای از بین بردن رسوب کتری و سماور هم می‌شه استفاده کرد.

دو لیتر نوشابه برای پاک کردن رسوب و زنگار یه استخر کافیه. بذارید نوشابه و آب یه روز تو استخر بمونه و از نتیجه لذت ببرید.

نوشابه لکه ماژیک رو به راحتی از روی فرش و دیوار پاک می‌کنه. بعد از لکه‌بری با نوشابه، با آب و صابون محل لک رو بشورید و خلاص!

یکی از مصیبت‌های دنیا چسبیدن آدامس به لباس و بدتر ازاون چسبیدنش به موی سره. اما نوشابه سیاه می‌تونه به راحتی اونو از هر سطحی جدا کنه.

یه کار دیگه که می‌تونید با نوشابه بکنید حالت دادن به موهای فر و مجعدتونه. اول موهاتون رو با نوشابه خیس کنید و بعد از چند دقیقه بشوریدش. اگه نمی‌خواهید رنگ موهاتون تیره‌تر بشه از نوشابه رژیمی استفاده کنید.

خب! حالا خودتون قضاوت کنید. چیزی که می‌تونه از روغن موتور تا رسوب آهک رو از بین ببره، با دندون و معده‌ و دستگاه گوارش‌تون چیکار می‌کنه؟ 

راستی لاستیک ماشینها رو هم با نوشابه برق میندازند.

بی دلیل نیست که فرمولاسیون نوشابه باید مخفی باشد.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 فروردین 1393
غلامرضاکردافشاری درباره تدابیر دوره نقاهت پس از شکستگی استخوان، اظهار داشت: هفته اول پس از شکستگی استخوان افراد از مصرف غذاهای غلیظ مانند کله پاچه، ماکارونی، غذاهای حاوی سیب زمینی و غذاهای دیر هضم پرهیز کنند و غذاهای لطیف مانند آب و عسل، شربت جلاب، سوپ جوجه و سوپ‌های رقیق جایگزین کنند.

به گفته وی افرادی که دچار شکستگی استخوان شده‌اند، هفته اول پس از شکستگی افراد باید لینت مزاج داشته باشند تا مواد زائد از بدنشان دفع شود، مصرف سوپ‌های رقیق به دفع بیشتر مواد زائد کمک می‌کند، همچنین پس از گذشت این یک هفته می‌توانند غذاهایی مانند کله پاچه، شیر و عسل همراه با 4 مغز یا پودر سنجد یا خرما مصرف کنند.

این استاد دانشگاه درباره ویار زنان باردار به مصرف گِل یا مهر نماز، افزود: برخی از زنان باردار به دلیل کم‌خونی و ضعف معده به مصرف گِل یا خاک یا مهر نماز مبادرت می‌ورزند که تقویت و تنقیه معده می‌تواند برای رفع این مسئله مفید باشد.

کردافشاری عنوان کرد: زنان بارداری که دچار چنین مشکلی هستند می‌توانند گل قند و سکنجبین مصرف کنند یا گل سرخ را شب در گلاب خیسانده و صبح صاف کرده مصرف کنند که به تقویت معده کمک می‌کند، همچنین مالیدن روغن مصطکی بر روی معده خود معده را تقویت و از بروز چنین حالاتی پیشگیری می‌کند.

وی که در برنامه تلویزیونی خانه محبت حضور یافته بود، درباره گیاهان دارویی که موجب سقط جنین می‌شود، اضافه کرد: بنفشه، گشنیز، ختمی، دارچین، زعفران، پونه، رازیانه، کنجد و هر گیاهی که خون حیض را جاری کند، سقط کننده جنین به شمار می‌رود.

ایشان با بیان اینکه مصرف گشنیز در دوران بارداری موجب کاهش قند خون مغزی می‌شود، گفت: مصرف مربای “به”، سیب، بالنگ، آب”به”، آب سیب در دوران بارداری بسیار مفید است چرا که تقویت کننده معده بوده و برای جنین و زن باردار مفید است.





مرجع: شبکه خبری گیاهان دارویی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 فروردین 1393

سلامت نیوز: اما داشتن عمری طولانی وسوسه‌ای است که افراد زیادی را به فکر واداشته تا با دانستن اسرار طول عمر ژاپنی‌ها و الگوبرداری از آن، چندسالی به عمرشان بیفزایند. اگر زندگی بر وفق مرادتان است و مایل نیستید به این زودی‌ها تمام شود، از همین فردا سعی کنید با توجه به رموز زیر رژیم غذایی سالم‌تر و در نتیجه عمر طولانی‌تری داشته باشید.

 راز اول

خوردن ماهی به جای گوشت قرمز اولین رمز طول عمر ژاپنی‌هاست که به کاهش خطر حملات قلبی منجر می‌شود. ماهی یکی از اجزای اصلی اغلب غذاهای ژاپنی برای تأمین پروتئین مورد نیاز بدن است. گوشت قرمز قیمت بالاتری دارد و معمولاً به مقدار کمی مصرف می‌شود.

ضمن اینکه ماهی غذای سالم‌تری است و هرچه تازه‌تر باشد فواید بیشتری دارد. ماهی‌ها در ژاپن خام مصرف نمی شوند و روش‌های آماده‌سازی متعددی از جمله کبابی کردن، پختن، سرخ کردن، پوره و ... برای مصرف آنها وجود دارد. همچنین زنان ژاپنی معتقدند که پوست ماهی باعث بروز زیبایی طبیعی پوستشان شده و رنگ چهره را باز می‌کند.

راز دوم

استفاده از سویا در رژیم غذایی دومین راز طول عمر ژاپنی‌هاست. فرآورده‌های سویا به کاهش بیماریهای قلبی و پایین آوردن فشار خون کمک می‌کنند و یک منبع عالی پروتئین محسوب می‌شوند.

توفو (یک نوع غذای ژاپنی که با سویا تهیه می‌شود) و سایر فرآورده‌های سویا از اجزای اصلی رژیم غذایی ژاپنی‌ها هستند. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که چربی‌های اشباع شده موجود در گوشت و لبنیات باعث افزایش کلسترول خون می‌شود.

اما غذاهای مشتق‌شده از گیاهانی چون سویا اثر معکوسی نسبت به مصرف گوشت و فرآورده‌های لبنی دارند و برای سلامتی بسیار مفیدند. دانه‌های سویا میزان پروتئین کافی و مورد نیاز بدن را بدون داشتن چربی اشباع‌شده و کلسترول موجود در گوشت، تأمین می‌کند.

ضمن اینکه فاقد چربی زیاد موجود در فرآورده‌های لبنی است. سس سویا، توفو و ناتو (دانه‌های سویای مخلوط شده با تخم‌مرغ خام که با برنج خورده می‌شود) نمونه‌هایی از غذاهای تهیه شده با سویا هستند که هر روز توسط مردم ژاپن مصرف می‌شوند.

راز سوم

مصرف آرد گندم و آرد غلات سومین رمز داشتن عمری طولانی است که ژاپنی‌ها از آن بهره‌مندند و به مراحل هضم غذا کمک می‌کند. مصرف نشاسته در رژیم غذایی آنها در حداقل ممکن است و اغلب غذاهایی که می‌خورند اصلاً آرد سفید ندارد.

همچنین رشته فرنگی ژاپنی‌ها از آرد غلات یا آرد گندم تهیه می‌شود که هر دوی این آردها سالم‌تر از آرد سفید غنی شده هستند. برنج نیز یکی دیگر از غذاهای اصلی ژاپنی‌هاست که البته فقط شامل یک کاسه کوچک در هر وعده غذایی است و نه بیشتر!

راز چهارم

داشتن وعده‌های غذایی کم‌حجم رمز دیگر افزایش طول عمر است. پرس‌های غذایی کوچک امکان غذا خوردن بیش از اندازه را کاهش می‌دهد و بدین منظور غذاهای ژاپنی‌ها در ظروف کوچکی سرو می‌شود.

همچنین خوراک ژاپنی‌های سنتی تقریباً نصف یک پرس غذای معمولی غربی‌هاست. با وجود اینکه اغلب غذاهایی که این افراد می‌خورند سالم است ولی در غذا خوردن زیاده‌روی نمی‌کنند و سهم هر نفر مقدار ناچیزی را شامل می‌شود.

راز پنجم

آخرین رمز از اسرار ژاپنی‌ها مصرف چای است. چای اثرات ناسالم غذاها را در بدن از بین می‌برد؛ در حقیقت مصرف چای سبز ژاپنی یا چای چینی که به صورت سرد یا گرم تهیه می‌شود، مزایای متعددی برای سلامتی دارد.

چای نصف کافئین موجود در قهوه را دارد و به تجزیه روغن در دستگاه گوارش کمک می‌کند؛ به همین دلیل ژاپنی‌ها معمولاً هنگام صرف غذا چای می‌نوشند؛ به ویژه وقتی که غذاهای سرخ‌شده می‌خورند.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 فروردین 1393

پروفسور دکتر یحیی عدل در سال 1287 شمسی در تهران در خانواده‌ای متمکن که از اعیان تبریز بودند به دنیا آمد . پدرش یوسف عدل (مکرم الملک و بعدا قائم مقام ) بود که اکثراً حاکم ولایات می‌شد. در تبریز، وی ابتدا به مکتب خانه رفت و بعداً محضر مرحوم میرزا باقر خان حکمت ابتدایی را خواند ، پدرش حاکم کرمانشاه شد و با خانواده به آنجا رفتند. در آنجا به دبیرستان رفت ولی بعد از مدتی کمی پدرش به توصیه برادرش که در پاریس بود، یحیی و برادر ارشدش غلام‌رضا را به همراه یک سرپرست به پاریس فرستاد.


مسافرت از راه تهران- انزلی- باکو- تفلیس- باطوم- استانبول و پاریس با کشتی و راه آهن در مدت 40 روز طی شد.در پاریس در منزل خانمی که فرزندش را در جنگ بین‌المللی اول از دست داده بود. پانسیونر شدند مرحوم پروفسور همیشه از صحبت‌های خانم و سختگیری و جدیت او در مورد درس و تربیت خودشان تعریف می‌کردند و تا این اواخر که خانم زنده بود در هر سال در مسافرت‌ها ایشان را ملاقات می‌کردند. عدل در یک مدرسه خصوصی مشهور دبستان و دبیرستان را تمام کرد، وارد دانشگاه شد و در مدرسه پلی تکنیک پاریس که امتحان ورودی سختی داشت موفق شد، اما عموی دیگر ایشان مرحوم دکتر حبیب عدل که در تهران به امر رادیولوژی مشغول بودند در نامه‌ای به ایشان نوشت که اگر مهندس شوی باید کارمند دولت باشی که با مشکلات همراه است و برو کار آزاد انتخاب کن که کار آزاد در آن زمان دو تا بیشتر نبود، حقوق و طب. لذا یحیی پلی تکنیک را ترک و بعد از گذراندن امتحان در 1928 میلادی وارد دانشکده پزشکی شد. در سال 1931 م. در مسابقه اکسترنای پاریس شرکت و موفق شد که اکسترن شود در سال 1934 که در امتحان کنکور انترنی که سخت‌ترین امتحان فرانسه است موفق به قبولی در انترنی شد، مدت 4 سال انترن بیمارستان‌ها بود، زنان و مامایی، اورولوژی و جراحی عمومی را در بهترین بخش‌ها گذراند، پروفسور گریگوار جراح معروف پاریس رئیس بخش جراحی و همچنین آناتومی بود، از یحیی عدل خیلی خوشش آمد و او را به مقام رئیس درمانگاهی خود رساند.


عدل در امتحان اگرگاسیون هم شرکت کرد ولی چون خارجی بود قوانین فرانسه اجازه استخدام در کادر دانشگاهی را ‌نمی‌داد ولی به علت درخشش تحصیلی و کمک پروفسورگرگوار ماده‌ای در قانون اضافه کردند که یک خارجی بتواند پروفسور شود. لذا ایشان امتحان دادند و پروفسور شدند و مرحوم پروفسور ژان گاسه که نوبت پروفسوری داشت نوبتش را به ایشان داد. عدل با وجود اصرار زیاد اساتید خود برای ماندن در فرانسه به قصد خدمت به ایران به وطن برگشت و بلافاصله به خدمت نظام رفت.

 


در آن موقع پروفسور اوبرلین فرانسوی برای سامان دادن به وضع دانشکده پزشکی تهران استخدام شده بود و چند نفر پزشک جوان ازجمله یحیی عدل را به امر تدریس انتخاب کرد. وی ابتدا رئیس درمانگاه و بعد دانشیار شد و سپس بخش جراحی سینا را به ایشان سپردند.
بعدها ایشان استاد کرسی تئوری جراحی دانشکده شدند و دستور ایشان به همکاران جوان این بود که همه بیماران اورژانس را بستری کنند و رد نکنند و بدین ترتیب بیمارستان مرکز اورژانس پایتخت شد و بعدها به همین مناسبت خدمات اجتماعی سه بخش اورژانس به بیمارستان سینا اضافه کرد و بودجه آن را هم پرداخت می‌کرد و یک واحد انتقال خون که بسیاری ضروری بود تاسیس و چون مردم در آن زمان از اهدای خون اکراه داشتند، عده‌ای را به نام خون دهنده تعیین کردند که خون در مواقع اضطراری از آن‌ها دریافت و به بیماران داده می‌شد و دیگر آنکه دستور دادند که اگر تخت خالی هم نبود بیمار اورژانس باید بستری شود ولو اینکه کف اطاق باشد. ایشان جراحان زیادی تربیت کردند و در اقصی نقاط ایران همیشه یک جراح از شاگردان ایشان بود. دوره آسیستانی آزاد (بدون مزد) را برنامه ریزی نموده و جراحان بسیاری را تربیت نمودند و این دوره همانی است که امروز دوره رزیدنتی می‌نامند.


هر ساله در تابستان در سفری که به پاریس می‌رفتند کارهای نوین جراحی را سوغات می‌‌آوردند و وسائل جراحی را با هزینه خود خریده و به بیمارستان سینا هدیه می‌کردند و به جوان‌ها آموزش می‌دادند و به علت نیاز مملکت به جراح عمومی تمام رشته‌ها اعم از جراحی عمومی، ریه قلب، استخوان، مغز و اعصاب و غیره را تعلیم می‌دادند..همیشه می‌گفت که من نمی‌دانم این مرض من است یا حسن من که هرچه می‌دانم و بتوانم به شاگردانم باید یاد بدهم ، شما هم همین‌طور باشید.وی از دولت ایران و دول خارجی مدال‌ها و نشان‌های علمی زیادی گرفتند عضو آکادمی جراحی پاریس شدند. البته مقالات فارسی نیز از ایشان وجود داشت.وی بیهوشی به طریقه جدید را با استخدام متخصصین بیهوشی از خارج (دکتربوله) راه‌اندازی کرده و بسیاری از عمل‌های ناممکن را ممکن ساخت.به دستور ایشان در انستیتوپاستور سرم‌های تزریقی را که امروزه مصرف می‌شود به صورت غیر تب زا تهیه نمود.


اما مهم‌تر از سرم آپایروژن ابداعات جراحی و علمی ایشان، از مشخصه‌های بارز ایشان، تعلیم نکات اخلاقی به شاگردانش بود بطوریکه وی به هیچ‌کس بدی نمی‌کرد و بدگویی در باره کسی را قبول نمی‌کرد. گذشت زیادی داشت و از اعتبار علمی و اجتماعی خود که با جراحی اکثر رجال و صاحب منصبان و مقامات کشوری و لشکری و روحانی به دست آمده بود و بسیاری از گرفتاری‌هایی که برای همکاران و ادارات از نظر امنیتی پیدا می‌شد کمک می‌کرد و برای حل گرفتاری اطباء استفاده کرده از حقوق حقه آن‌ها نیز دفاع می‌کرد.در عوارض جراحی که برای شاگردان پیش می‌آمد سینه خود را سپر ‌کرده و مسئولیت‌ها را خود به عهده می‌گرفت و در درمان عوارض حاصله مزدی دریافت نمی‌کرد.
اوصاف این مرد باهوش و نابغه توصیف ناپذیر است بطوریکه ایشان تا 93 سالگی بدون لرزش دست و ناراحتی دید اعمال جراحی بسیار مشکل و بزرگ را انجام می‌داد.وی اهتمام زیاد داشت که شاگردان خوب را برای بهتر شدن کار و سوادشان به خارج بفرستد و توصیه‌های ایشان را همکاران فرانسوی‌شان با جان و دل قبول می‌کردند.



پروفسور عدل در 14 بهمن سال 1381 در سن 94 سالگی با سابقه‌ی بیش از 70 سال جراحی و آموزش و پرورش شاگردان بیشماری دیده از جهان فرو بست و با مراسمی کم نظیر تشییع شد. یادش گرامی باد

 





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 16 فروردین 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی