تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN - مطالب دامون
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون

شاید تصور می کنید شکری است در حالتی خاص. شما وقتی دچار عفونت می گردید از جمله عفونت های گلو و سرماخوردگی حتما به پزشک مراجعه میکنید و آنتی بیوتیک مصرف می کنید. ولی قدیما یک ماده شبیه آهک و ذاتا خود قندی نشاسته ای البته در شرایط تولیدی خاص به عنوان آنتی بیوتیک مورد استفاده قرار می گرفت. شاید باورتان نشود که این ماده توسط یک جانور شبیه سوسک( بنام خزو کک) پیله ای دور خود می سازد. مزه آن نزدیک به نشاسته است. خاصیت آن آنتی بیوتیک طبیعی ملین و ... است.

آنتی بیوتیک طبیعی است. شنیده اید که در زمستان برای گلو درد غر غر کردن نشاسته را پیشنهاد می کنند.؟

نام‌های دیگر آن در قدیم شکرتیار، خارشکر و تیغ قندک بوده‌است. شکر تیغال که براحتی در آب حل می‌شود دارای ۲۳ درصد قند ترهالوز، طعمی شیرین و لعاب‌دار است و بعنوان لینت‌بخش و برطرف‌کننده سرفه و نیز پائین آورنده تب مصرف می‌شود.

گیاهان هم خانواده آنرا راخارشکرها و قندرونک‌ها هم نامیده‌اند.

این خانواده در ایران ۵۴ گونه گیاه علفی چندسالهٔ خاردار دارد که معمولاً انحصاری ایران‌اند.

 شکرتیغال گیاهی است خاردار بشکل خارخسک که گل‌هایش به‌شکل گلوله‌ای خاردار و آبی‌رنگ در انتهای ساقه قرار دارند. این گیاه در سراسر بر قدیم می‌روید. بر روی برگ‌ها و ساقه ٔ این گیاه حشره‌ای از راسته ٔ قاب‌بالان بنام خزوکک برای نگهداری تخم‌ها و نوزاد خودپیله‌ای می‌تند به اندازه یک فندق که سفیدرنگ است. نوزاد پس از آن‌که به حشره بالغ بدل شد پیله را سوراخ می‌کند و از آن خارج میشود. جنس پیله ٔ این حشره که از ترشحات گیاه شکرتیغال ساخته شده ترکیبی از مواد سلولزی و نشاسته و مواد ازته و به‌مقدار زیاد (در حدود ۲۵ درصد) قند مخصوصی بنام ترهالوز است. در پزشکی قدیم از این پیله که بنام شکرتیغال یا گل تیغال مینامند بعنوان ملین و متعادل کنندهٔ دستگاه گوارش استفاده می‌کردند. در بازار منظور از شکرتیغال همین گل تیغال پیله ٔ خزوکک است و خودگیاه را بنام تیغال مینامند.

گیاهان مولد شیرابه‌های قندی شکرتیغال در اغلب استان‌های ایران به ویژه خراسان فارس(جهرم) اصفهان کرمان کرمانشاه همدان لرستان شاهرود مازندران و تهران در بلندای ۱۸۰۰ متری از سطح دریا رویش و پراکندگی داشته و جمع‌آوری محصول نیز کم و بیش در این مناطق صورت می‌گیرد. در بسیاری از مناطق ایران به رغم وجود و وفور گیاه شکرتیغال آثاری از فعالیت و وجود حشره مشاهده نمی‌شود.

 






نوع مطلب : طب سنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1393

پِهِنِ تَر یا پَهن تر

این روزها شنیده ایم که توافق نامه ژنو درکلیات وجزئیاتش به تکمیل بحث و توافق شده اما هنوز روی جای ویرگول و فتحه و کسره و غیره توافق نشده است. ناخودآگاه یاد اون داستان قدیمی افتادم که لازم دیدم بگویم. خالی از لطف نیست.

روزی دانش­ پژوهی به دعوت دوستش برای استراحت و مطالعه، یک هفته­ ای به روستایشان دعوت می­ گردد. باتفاق به روستا می ­روند. از اتفاق در روز ابتدائی دوره یک هفته ­ای یکی از اهالی روستا فوت می­کند و به قصد احترام و تفنن تواماً در مراسم تدفین شرکت می کنند.

در مرحله­ ای که متوفی را درون قبر می­ گذارند آخوند روستا دستور می­دهد قدری پِهِن (سرگین) گاو را آورده و به آن نم آبی زنند و در زیر سر متوفی می­ گذارند. دانش پژوه علت را می­ پرسد. در جواب می­ شنود که آخوند روستا گفته است که این امر مستحب است و در کتب فقهی ما به آن اشاره شده است.دانش پژوه نشان از کتاب می­ خواهد که بررسی نماید.

پس از بررسی متوجه می­شود که بیچاره آخوند روستا چون کتابش فاقد فتحه و کسره مشرف به کلمات بوده است، کلمه پهن را پِهِن قرائت نموده است.

حال ما نگرانیم که آیا ممکن است منافع ملی ما هم تحت اثر همین قاعده بازی گرفته شوند؟!   





نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1393

بهار نارنج آرامش ‌بخش و ضدهیجانات دستگاه عصبی است، سردردهای عصبی و میگرنی را کاهش می‌‌ دهد و تپش نامنظم قلب و اضطراب را از بین می ‌‌برد.

عرق بهار نارنج دارای طبیعت گرم و مقوی جسم و روح است.

پوست نارنج ضد یبوست است و برای افرادی که معده‌ ی آن ها زیاد ترش می ‌کنند، بهترین دارو است.

مربای بهار نارنج مقوی معده و ضد تشنج است.

 عرق بهار نارنج اشتهاآوری قوی است و برای رفع ضعف اعصاب مفید و نشاط آور است و در تسکین ناراحتی‌ های سینه و تپش قلب مؤثر است.

عرق بهار نارنج برای معطر کردن شربت‌ ها استفاده می ‌شود، اعصاب را تقویت و بی ‌خوابی را درمان می‌ کند.

مصرف عرق بهار نارنج تپش نامنظم قلب، تشویش و اضطراب را از بین می ‌‌برد و افرادی که مشکل اختلال خواب دارند، می ‌توانند پیش از خواب، مقداری عرق بهار نارنج با چای مصرف کنند.





نوع مطلب : طب سنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1393
تاکنون فکر کردید که ظروف آلومینم چه تاثیر در سلامت ما دارند!
ظاهرا چیزی جز بیماری ایجاد نمی کنند. آلزایمر بدیهی ترین آنهاست و ارتباط آن با دیگر بیماری ها قابل بررسی است.
جهان سرمایه داری وقتی فهمید می شود مس در در دیگر صنایع استفاده کند بهترین راه تامین ارزان آن را در جایگزینی ظروف مسی با  الومینیم و خریدن ظروف مسی به قیمت پاوین از جهان شرقی دید. لذا خانواده های شرقی اسیر زیبائی آلومینیم شدند و مس را از زندگی خود دور کردند و این سرآغاز بسیاری از بیماری های عصر باصطلاح مدرنیته شد.
این مقاله از سایت تابناک اخذ شده است و مثالی از تاثیر آلومینیم روی انسانها دارد.
خودکشی‌های رازآلود، بیماری‌های مهلک و بزرگ‌ترین مسمومیت دسته جمعی بریتانیا از جمله دلایلی است که باعث شده شهری کوچک لقب روستای نفرین‌زده بگیرد. حالا بعد از گذشت 25 سال از مسمومیت دسته‌جمعی، مدارکی به‌دست آمده که نشان می‌دهد در این روستا آب آلوده دلیل اصلی مرگ‌های بسیاری بوده است.

به گزارش جام جم، شهر کملفورد در کورنوال بریتانیا در سال 1988 دچار آلودگی با سولفات آلومینیوم شد. در این سال یک ون که حاوی 20 تن سولفات آلومینیوم بود، به صورت تصادفی داخل منبع آب شهر سقوط کرد و باعث شد روستاییان بسرعت مسموم شوند. مدت کوتاهی بعد از این اتفاق، مقامات اعلام کردند سلامت آب دوباره تامین شده است. از آن تاریخ مرگ ها و بیماری های بسیاری در این روستا گزارش شده که همگی مرتبط به آلومینیوم است و نتایج کالبدشکافی از درگذشتگان روستا نیز نشانگر مقدار زیادی آلومینیوم در مغز آنها و فراموشی زودرس و مرگ بر اثر آن بوده است.

ریچارد گیبونز، یکی از قربانیان بود. او 20 سال با رنج زندگی کرد. از نظر ذهنی آشفته بود و عاقبت هم بر اثر همین بیماری جان خود را از دست داد. مرگ او در اوایل شصت سالگی تراژدی بزرگی برای خانواده گیبونز بود.

آشفتگی ذهنی گیبونز و بیماری جسمانی ناشی از آن برای کسانی که وی را می دیدند، واضح بود اما مرگ او عامل دیگری نیز داشت؛ علتی که در مورد هزاران بیمار دیگر در شهر کوچک کملفورد صدق می کرد. فقط چند هفته قبل از مرگ این مرد، خبری پخش شده بود مبنی بر این که یک تاجر بر اثر وجود میزان بسیار بالای آلومینیوم در مغزش که به عصبانیت و خشم غیرعادی در او منجر شده بود، 25 سال با این بیماری دست و پنجه نرم کرد و سرانجام جان باخت.

ربع قرن از زمانی که خودروی حامل سولفات آلومینیوم به صورت تصادفی در منبع آب مردم این منطقه افتاد، می گذرد و تازه رازهایی از این ماجرا فاش شده است. 90 دقیقه بعد از این حادثه، اثرات مسمومیت با نشانه هایی نظیر اسهال و استفراغ، درد شدید مفاصل و تاول در روستاییان پیدا شد. چسبندگی لب ها، تغییر رنگ موها و کبودی ناخن ها نیز از نشانه های دیگر این مسمومیت بود.

مدتی بعد به نظر رسید این دردسرها پایان یافته است، خیلی ها این ماجرا را فراموش کردند و با اعلام خبر سالم بودن آب آشامیدنی، خیال شهروندان راحت شد اما گروه کوچکی از اهالی هنوز با اثرات بلند مدت و ویرانگر آن حادثه دست و پنجه نرم می کنند. بتازگی مشخص شده ترس بیست و پنج ساله آنها بیهوده نبوده و دلیل بسیاری از مرگ ها، همان مسمومیت 25 سال پیش است.

اخیرا دو مورد مرگ در ارتباط با این حادثه قدیمی شناسایی شده است؛ یکی مربوط به گیبونز و دیگری در مورد پیتر وین، کشاورزی که سال 2012 جان باخت اما مغز او بتازگی تشریح شده است. مدارک تازه به دست آمده، به پرونده زن دیگری اضافه می شود که دو سال پیش بر اثر همین مسمومیت فوت شد. این سه مرگ اکنون ترس زیادی را در میان روستاییان منطقه ایجاد کرده است. این مسمومیت به افزایش میزان پلاک پروتئن در مغز منجر می شود و عملکرد آن را مختل می کند. علائم این بیماری بی شباهت به آلزایمر نیست.

حالا نظر​ها به هزاران مرگ مشکوکی معطوف شده که با دلایلی ساده مانند خودکشی براثر افسردگی و آلزایمر یا پیری، روی آنها سرپوش گذاشته شده بود.مدارک جدید حاکی است که مسمومیت 25 سال پیش آب، در مرگ همه این افراد نقش داشته است. نتایج به دست آمده، سوالات زیادی هم درباره رفتار سیستم بهداشتی بریتانیا ایجاد کرده است؛ زیرا آنها در 25 سال گذشته همواره از ربط دادن بیماری های متعدد ساکنان این منطقه به حادثه سقوط ون سر باز زده اند. خانواده های درگذشتگان اکنون پیگیری قانونی ماجرا را آغاز کرده اند.

در راس این گروه کریستوفر اکسلی حضور دارد.او دانشمند شیمی در دانشگاه کیلی است که مغز گیبونز را بعد از مرگش بررسی و اعلام کرد 4.35 میکروگرم آلومینیوم در هر گرم از نمونه آزمایشگاهی مغز متوفی پیدا کرده است. پزشکی قانونی نیز اعلام کرده این میزان به شکل عجیبی بالاست. نتایج به دست آمده از آزمایش روی مغز وین هم شگفت انگیز است. او که از علائم مشابه با گیبونز رنج می برد نیز میزان بسیار بالای آلومینیوم در مغزش داشت.

«میشل روز» یکی دیگر از اشخاصی است که در برملا کردن حقیقت نقش بسزایی داشته است. او که معاون پزشکی قانونی کورنوال است، شهادت داده میان مرگ گیبونز و مرگ های دیگر و آلودگی آب در 25 سال پیش رابطه ای وجود دارد. او گفته میان این اتفاق قدیمی و شیوع سرطان، فراموشی و انواع دیگر مرگ در این منطقه رابطه وجود دارد.

او اضافه می کند: با توجه به این که میزان بالای آلومینیوم در مغز گیبونز بعد از مرگ پیدا شده اما علت اصلی مرگ حمله صرع عنوان شده است.

خانه گیبونز در آخرین نقطه خط لوله آبی بود که در کملفورد وجود داشت. او سال 2005 مبتلا به صرع شد و برای مدتی طولانی از فراموشی، بیماری های کلیوی، مشکلات پوستی و لثه، عفونت گوش، استخوان های شکننده و مشکل ترمیم زخم رنج می برد.

سولفات آلومینیوم در اصل برای گندزدایی و ضدعفونی آب استفاده می شود اما بعد از حادثه 1988، میزان گزارش شده آلومینیوم در آب بین 500 تا 3000 برابر حد مجاز اتحادیه اروپا بود.

مقامات مسئول سازمان آب غرب بریتانیا هنگام وقوع حادثه وجود هر نوع مشکل را رد کردند و گفتند آب قابل آشامیدن است. کملفورد حدود 2000 نفر سکنه داشت اما با احتساب جمعیت روستاها و شهرهای مجاور که از این آب استفاده می کردند، حدود 20 هزار نفر مشترک آب وجود داشت که خیلی زود اثرات کوتاه مدت این مسمومیت را گزارش دادند. فقط 16 روز بعد از حادثه سازمان آب بالاخره وجود مشکل را پذیرفت.

لین رید دختر گیبونز که زمان حادثه 9 سال داشت، می گوید: ما همان موقع پدرمان را از دست دادیم. او دیگر هیچ وقت مثل قبل نشد. او خیلی زود علاقه اش را به زندگی، ما و همه چیز از دست داد.

لین که همان موقع دچار زخم دهان شده بود، ادامه می دهد: این موضوع روی گردشگری منطقه هم تاثیر گذاشت. مردم منطقه می خواهند این موضوع را فراموش کنند اما این ممکن نخواهد بود و باید همه ابعاد ماجرا روشن شود.

یکی از مشکلاتی که گیبونز را رنج می داد، وسواس ناشی از فراموشی بود. این نشانه در دو مورد قربانی خودکشی در همان منطقه دیده شده است. هر دو از آشفتگی ذهنی در زمان مرگ رنج می بردند، چیزی که احتمالا اثرات همان مسمومیت قدیمی است.

تاکنون هیچ شخص حقوقی در ارتباط این حادثه بازخواست نشده اما سازمان آب ده هزار پوند جریمه شده و علاوه برآن 25 هزار پوند برای تامین آب سالم هزینه کرده است. در همین حال مقامات تاکنون حداقل 123 هزار پوند برای جلب رضایت 500 شاکی پرونده پرداخت کرده اند. در سال 1997 هم 148 شکایت دیگر طرح شده بود که همه شاکیان با دریافت در مجموع 400 هزار پوند رضایت دادند. هم اکنون پرونده دیگری برای پیگیری در جریان است که خانواده گیبونز پیگیر آن هستند.

بیش از یک دهه است که موضوع اثرات بلندمدت این مسمومیت مطرح شده است. یکی از قربانیان پیش از مرگش مقاله ای درباره وجود میزان بالای آلومینیوم در مغزش ارائه کرد اما تا زمان مرگش در سال 2012 هیچ پاسخی از مسئولان دریافت نکرد.

پیتر وین، قربانی دیگر نیز هرگز پاسخی دریافت نکرد. دختر او می گوید:پدرم سال ها از درد کلیه، کمر و سردردهای وحشتناک رنج می برد. بسیار عصبی شده بود و ساده ترین اتفاق، او را خشمگین می کرد.پس از مرگ وین، خانواده او اجازه دادند مغزش بررسی و آزمایش شود و پروفسور اکسلی متوجه مسمومیت آلومینیوم در مغز او شد.

خانواده خانم سیلیفنت چهل و پنج ساله که در سال 2005 خود را حلق آویز کرد و آقای جوئل که در هفتاد و هفت سالگی خودکشی کرد نیز اجازه آزمایش دادند و مشخص شد این دو نیز از علائم مشابه رنج می بردند.

به نظر می رسد موضوع آلودگی آب در سال 1988 تا حدی سیاسی باشد. وزیر وقت محیط زیست بریتانیا در سال 2001 این موضوع را مطرح کرد که دولت وقت از یک اعتراض بی حد و مرز عمومی می ترسید و به همین دلیل هشت تیم قوی را در خفا مسئول رسیدگی به این اتفاق کرد و از آن زمان جنگی طولانی برای پنهان کردن حقیقت درگرفت.پسر گیبونز می گوید: پدرم قبل از مرگش از ما قول گرفت برای اثبات آنچه باعث مشکلات او شده بجنگیم و ما هم به وعده ای که داده ایم، عمل خواهیم کرد و تا روشن شدن حقیقت از پا نخواهیم نشست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393
اگر مقاومت بدن شما از نظر سیستم دفاعی پائین است!
مغز بادام را در آب خیسانده تا پوست مغز بادام کنده شود سپس این مغز را با آب نوش جان فرمائید. سامانه دفاعی بدن شما تقویت می گردد. افراط نکنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
فرودگاه مهرآباد ساعت 5 صبح
اون وقت صبح تعداد کارمندان زن فرودگاه که ترانزیت مسافران را به عهده داشتند بطور چشمگیری از کارمندان مرد بیشتر بود. این موضوع بطوری جلب توجه می کردد که این امر را شما در نگاه مردم هم می توانستید پی ببرید.
نتیجه گیری منطقی این که بخش های دولتی نیز بطور چشمگیری زن ذلیل هستند . البته این طنز را از روی خوشبینی عرض کردم. ولی در کنه این موضوع مطلب دیگری نهفته است.
اگر این موضوع را در فرودگاه مشهد هم ببینید متوجه عمق موضوع می شوید.
البته مورد دیگری که این روزها می شنویم تاکید دولت بر زایمان طبیعی که مجانی هم شده . می گم شاید خانمها با این طرفند دارند از زیر بار مسئولیت در میرند و این امر خطیر را به آقایان خانه نشین هدیه می کنند.
بهر حال خواستم گفته باشم که دولت زن ذلیل شده!




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393

حقایقی درباره ی شیرین کننده های مصنوعی:

آیا میدانید که شیرین کننده‌های مصنوعی درحدود ۵ هزار ماده‌ی غذایی مختلف از نوشابه‌ها گرفته تا آدامس و شکلات و غذاهای بسته‌بندی بصورت آشکار یا پنهان وجود دارند؟
آیا میدانید که معروفترین و پرمصرف‌ترین شیرین کننده‌ی مصنوعی آسپارتم در ابتدا توسط پنتاگون به عنوان ماده‌ای برای جنگ‌های شیمیایی شناخته شد؟
آیا میدانید که تمام شیرین کننده‌های مصنوعی تحت هرنام و به هرشکل و گونه یا خود و یا متابولیتهایشان در بدن سرطان‌زا می‌باشند؟
آیا میدانید که دلیل ورود شیرین کننده‌های مصنوعی به بازار برای سلامت بیماران دیابتی و یا برای کاهش میزان چاقی در جامعه نبوده بلکه تنها و تنها به دلیل اقتصادی و بهره برداری از سودهای کلان حاصله از تولید و فروش این محصولات می‌باشد؟
تولید شیرین کننده‌های مصنوعی بسیار ارزانتر از قندهای طبیعی بوده و میزان شیرینی و همچنین دوام آنها عموماً چند صدبرابر شیرین کننده های طبیعی می‌باشد. بعلاوه، محصولاتی که در حالت عادی بدلیل وجود قند کمتر یا ابداً مصرف نمی‌گردند توسط تبلیغات سالم و مفید بودن این شیرین کننده‌ها به مقادیر بسیار باورنکردنی به فروش می‌رسند.
آیا میدانید سازمان صدور پروانه‌ی غذا و دارو در امریکا تا ۸ سال از دادن پروانه‌ی مجاز به آسپارتم (نوتراسوئیت) بدلیل خطرناک بودن آن خودداری می‌کرد[۱]؟
آیا میدانید که برای شیرین کننده‌های مصنوعی میزان مجاز یا حداکثر مجاز قابل مصرف روزانه تعیین گردیده است. یعنی مصرف کننده مجاز است که در روز تنها میزان خاصی از این مواد را مصرف نموده مصرف بیش از حد مجاز آن برای بدن مضر یا خطرناک تشخیص داده شده است.
این نوع طبقه بندی برای سموم موجود در خاک، آب و هوا بکار می‌رود.
آیا میدانید که جامعه پزشکی بیماری جدیدی به نام «بیماری ناشی از شیرین کننده‌ های مصنوعی» را ثبت و نام گذاری نموده است؟

این بیماری که خود شامل علایم و نشانه‌های مختلف از قبیل اختلالات عصبی، عضلانی، هورمونی می‌باشد با قطع مصرف آسپارتم بخصوص و سایر شیرین کننده‌های مصنوعی در کل درمان می‌گردد.

آیا میدانید رونالدرامزفیلد وزیر دفاع امریکا در زمان بوش عامل اصلی صدور پروانه برای آسپارتم بود. ایشان که در آن زمان مدیر کل و سهامدار اصلی شرکت سازنده‌ی آسپارتم بود با زد و بند، رشوه و استفاده از نفوذ خویش موفق به گرفتن مجوز تولید و فروش این ماده گردیده و از این طریق صدها میلیون دلار به جیب خود و کمپانی مربوطه سرازیر نمود.
آیا میدانید که ارتباط آسپارتم با ایجاد سرطان‌های مختلف و سمپتومهای نورولژیک و پسیکولوژیک در آزمایشات مختلف به اثبات رسیده است[۲]؟
آیا میدانید که هشتاد درصد مواردی که به نام بیماری ام اس تشخیص داده میشوند در حقیقت به مصرف شیرین کننده‌ی مصنوعی آسپارتم مربوط بوده پس از قطع مصرف این ماده از هر ۴ نفر، ۳ نفر بهبود پیدا می‌کنند.
                                                                            ///////
مصرف شیرین کننده‌های مصنوعی برای بدن مضر- اگر نگوئیم خطرناک - می‌باشند. شیرین کننده‌های مصنوعی با این دو ادعا که برای بیماران دیابتی و همچنین برای افرادی که دارای اضافه وزن می‌باشند مفیده بوده به درمان این دو عارضه کمک خواهند نمود وارد بازار شدند. در این نوشته نشان خواهیم داد که هر دوی این ادعاها نادرست می‌باشند.
در حقیقت با تکیه براین دو ادعا شیرین کننده‌های مصنوعی این دو بازار عظیم را در اختیار گرفتنه تنها در امریکا میزان سود سالانه‌ی کمپانیهای تولید کننده‌ی این مواد به بیش از یک بیلیون دلار در سال می‌رسد.
شیرین کننده های مصنوعی برچند دسته می‌باشند از جمله:
ساخارین، سوکرالوز که با نام اسپلندا (Splenda) دربازار عرضه می‌گردد، آسولفم (Acesulfame) با نام سوئیت وان یا سانیت و استیویا (Stevia) که عصاره‌ی گیاهی طبیعی در امریکای لاتین می‌باشد اما اخیراً کمپانی‌های کوکاکولا و پپسی کولا دو فرم مصنوعی آنرا سنتز نموده‌اند.
اما از همه‌ی شیرین کننده های مصنوعی معروفتر و بسیار پرفروش‌تر آسپارتم Aspartame یا نوتراسوئیت می باشد که در اکثریت قریب به اتفاق نوشابه‌های غیرالکلی، آدامس‌ها، کولاها، شیرینی جات و غذاهای رژیمی و دیابتی وجود دارد.
همه‌ی شیرین کننده‌های مصنوعی به جز استیویا (عصاره‌ی گیاهی) بشدت سمی بوده عوارض مختلفی از جمله سرطان در بدن تولید می‌نمایند. سوکرالوز که در هنگام تهیه‌اش دو مولکول کلرین بکار میرود جذب ید در بدن را دچار اختلال نموده باعث کم کاری غذه تیروئید، سردرد، ناراحتی‌های معدی و اضافه وزن نیز می‌گردد. اما جای آنست که بیش از همه به نوتراسوئیت یا آسپارتم که بیش از ۹۵درصد بازار شیرین کننده های مصنوعی را به خود اختصاص داده بپردازیم.
ده درصد ساختمان نوتراسوئیت را متانول یا الکل چوب تشکیل داده و ۹۰ درصد بقیه از دو اسید آمینه‌ی فنیل آلانین و آسپارتیک اسید ساخته شده‌اند.
اگر چه فنیل آلانین و آسپارتیک اسید، اسیدهای آمینه بوده همه روزه توسط غذاهای مختلف وارد بدن ما می‌گردند اما زمانی که ایزوله گردیده و خارج از تناسب با اسیدآمینه‌های دیگر و به مقدار بیش از اندازه مصرف می‌گردند بصورت نورتوکسین (مواد سمی برای سلولهای مغز و دستگاه عصبی) عمل  نموده باعث تحریک سلولهای مغزی و در نتیجه ایجاد سردرد، تشنج، اضطراب، بی‌قراری، سرگیجه، حالت گیجی، حملات پانیک، لرزش، دپرسیون می‌گردند.
مصرف مقدار فراوان آسپارتم در مدت زمانی کوتاه باعث ازدیاد تعرق، ایجاد حس ترس و وحشت، طپش قلب، اضطراب و عصبیت می‌گردد.
متانول یا الکل چوب نیز سمی شناخته شده برای سلولهای عصبی است. مقدار بیشتر از آنچه که در نیمی از قوطی کوکاکولا وجود دارد خاصیت سمی برای بدن دارد. متانول قابلیت تبدیل خودبخودی به فرم آلدهید را دارد که تأثیرات سمی آن از جمله خاصیت سرطان زایی اش شناخته شده می باشد. سرطان سینه و پروستات را با فورم آلدهید ارتباط داده اند[۳].
اگر چه متانول نیز در برخی مواد غذایی طبیعی وجود دارد ولی هرگز نه بصورت اتصال به دو اسید آمینه (آنگونه که در آسپارتم موجود است) بلکه در طبیعت با موادی مانند فیبرهای غذایی همراه است. این فیبرها باعث می‌گردند متانول بدون شکسته شدن از روده خارج گردیده خاصیت سمی خود را بروز ندهد[۴].
دگیر ماده‌ی سمی موجود در آسپارتم دی کیتو پیپرازین (Diketo Piperazine) می‌باشد که خاصیت سرطان زایی شناخته شده ای دارد. این ماده در اثر تغییر ساختمان اسیدآمینه‌های موجود در آسپارتم در نتیجه‌ی تأثیر گرما د رهنگام حمل و نقل، یا بعد از گذشت مدت طولانی مثلاً نگهداری طولانی مدت در قفسه‌های مغازه‌ها بوجود میاید.
فورمیت سم دیگر موجود در آسپارتم می‌باشد که در اثر متابولیسم فورم آلدهید ایجاد می‌گردد. تجمع این سم در سلولهای بدن باعث کوری، آسیب کلیه‌ها، و صدمه‌ی همزمان به ارگانهای حیاتی گردیده می‌تواند به مرگ انجامد[۵].
آسپارتیک اسید یا دیگر اسیدآمینه‌ی موجود در آسپارتم محرک عصبی بوده و در انتقال پیامهای عصبی نقش دارد. میزان بیش از حد نیاز محرکهای عصبی در بدن میتوانند باعث تحریک سلولهای مغز تا سرحد مرگ آنها گردند. این نوع مواد را محرکهای عصبی سمی (excito toxins) نام گذاری کرده‌اند. اکسیتوتوکسین‌ها را در ایجاد پارکینسون و آلزایمر دخیل دانسته اند. اکسیتوتوکسین ها با تولید رادیکالهای آزاد در کل بدن باعث بوجود آمدن یا پیشرفت بیماریهایی مانند آرتروز، گرفتگی رگها، سرطان و… می‌گردند[۶،۷،۸].
خانمهای باردار باید از مصرف نوتراسوئیت مطلقاً خودداری نمایند. آزمایشات نشان داده‌اند که تجمع اسیدآمینه‌ی فنیل آلانین در خون جنین به ۶-۴ برابر رسیده می‌تواند باعث مرگ سلولی گردد[۹].
کودکان نسبت به سموم موجود در نوتراسوئیت (آسپارتم) حساستر بوده ممکن است دچار عوارض بازگشت ناپذیری مغزی گردند.
سایر عوارض جانبی آسپارتم شامل سردردهای میگرنی، تغییرات دربینایی، بی‌خوابی، توهم، ضعف حافظه، تغییرات رفتاری، تشنج و حملات صرعی، ضعف، دردهای مفصلی و اسهال گزارش گردیده‌اند.
میزان مصرف آسپارتم با میزان بالا رفتن تورمورهای مغزی ارتباط داده شده است[۱۰].
همچنین تومورهای مغزی در کودکان افرادی که آسپارتم مصرف می‌نمایند نیز به میزان بالاتری مشاهده گردیده است[۱۱،۱۲].
افزایش وزن و دیابت
اپیدمی ازدیاد وزن در سطح جهانی در بیست تا سی سال گذشته خلاف ادعای کمپانی‌های تولید کننده شیرین کننده های مصنوعی در مورد کمک این مواد به کنترل اضافه وزن را ثابت می‌کند.
 شیرینی یکی از مزه‌های اصلی است که توسط پرزهای چشایی در زبان حس گردیده بارساندن پیام‌های مربوطه به مغز باعث ایجاد فعل و انفعالات مختلف شیمیایی توسط آنزیمها، هورمونها و نوروترانسمیترها (Neuro transmiter) می‌گردد. از جمله این هورمنونها انسولین[۱۳] و پتین می‌باشند. هر دوی این هورمونها باعث تجمع چربی‌ در بدن می گردند.
انسولین چنانکه میدانید هورمونی است که در ساختن و ذخیره‌ی چربی از گلوکز موجود در خون نقش دارد. چون ترشح انسولین هنگام مصرف شیرین کننده‌های مصنوعی همراه با ازدیاد گلوکز خون نیست هیپوگلیسمی و یا سندرم انسولین اضافه در خون ایجاد گردیده باعث بالارفتن اشتها و افزایش میزان مصرف غذا می‌گردد.
آزمایشات نشان داده‌اند که مصرف قندهای مصنوعی بطور تدریجی و هربار بیش از سابق باعث پرخوری و افزایش میزان مصرف غذا گردیده و در نتیجه باعث ازدیاد بافت چربی و افزایش وزن بدن می‌گردند[۱۴].
علاوه براین، پاسخ طبیعی خوردن غذاهای قندی یا قندهای طبیعی این استکه اشتها را کم نموده در وعده‌ی غذایی بعدی نه تنها مصرف غذا بطور طبیعی کمتر می‌باشند بلکه مقداری از کالری اضافه‌ی مصرفی غذاهای قندی بطور اتوماتیک و پروگرام شده در بدن به صورت ایجاد حرارت و گرم نمودن بدن به کار می‌رود.
هردوی این عکس العملهای طبیعی بدن، با مصرف قندهای مصنوعی بطور تدریجی از بین میروند[۱۵].
در سال ۲۰۰۵ میلادی در یکی از دانشگاه‌های معروف تکزاس تحقیقی در مورد افرادی که نوشابه های حاوی آسپارتم می‌نوشیدند ارتباط مشخص بین افزایش وزن و چاقی و مصرف این شیرین کننده‌ی مصنوعی را نشان داد[۱۶].
بالا رفتن اشتها در اثر مصرف شیرین کننده ی مصنوعی آسپارتم  همچنین به واسطه ی کاهش سروتونین نیز میباشد. سروتونین نوروترانسمیتری است که عامل سیری و دست کشیدن از تناول غذا می‌باشد. مقدار اضافه برنیاز فنیل آلانین یا اسیدآمینه‌ای که در آسپارتموجود دارد باعث کاهش سروتونین می‌گردد. پائین رفتن سروتونین باعث مختل شدن پیامهای سیری به مغز گردیده با ایجاد هوس غیر قابل کنترل برای غذاهای مختلف باعث پرخوری و در نتیجه اضافه وزن می‌گردد[۱۷].
گلوکز یکی از مواد طبیعی مورد نیاز بدن می‌باشد که مانند هر ماده‌ی غذایی دیگر در بدن نقش خاص خود را ایفا می‌نماید. هر آنچه که در طبیعت بوجود نیامده باشد - از جمله شیرین کننده های مصنوعی - در بدن بعنوان ماده‌ی غذایی شناخته نشده باید متابولیزه گردیده دفع گردد و این خود باعث اختلال کار طبیعی بدن و ایجاد عوارض مختلفی که ذکر کردیم می‌گردد.
مزه‌ی شیرین قندهای مصنوعی با مزه‌ی قندطبیعی متفاوت بوده بنابراین میزان رضایت فراهم آمده از آنها متفاوت می‌باشد.
زمانی که بدن مواد غذایی لازم از جمله گلوکز و سایر قندهای طبیعی را به اندازه و نسبت مناسب با سایر مواد غذایی دریافت نمی نماید تمایل غیر طبیعی  و غیر قابل کنترل نسبت به مصرف شیرینی و مواد قندی در بدن تولید می گردد.
اگر چه بحث کالری و تأثیر آن در اپیدمی چاقی در جهان بحثی بخشاً نادرست بوده به کمیت غذا و نه کیفیت و چگونگی آن اشاره دارد ولی جالب توجه است بدانیم که مواد قندی دارای کالری برابر با پروتئین ها می‌باشند. اما جایگزین نمودن پروتئینها با پروتئینهای سنتز شده برای کنترل چاقی و همچنین دیابت که ارتباط مستقیم با اضافه وزن دارد بسی دور از ذهن می‌نماید.
جایگزین نمودن قندهای طبیعی با شیرین کننده‌های مصنوعی برای کنترل چاقی و اضافه وزن و دیابت همانقدر نادرست و بی‌معناست که جایگزین نمودن پروتئینهای طبیعی با پروتئینهای مصنوعی برای منظوری مشابه.
طبیعی است که منظور از این مقاله تبلیغ مصرف قند و شکر که خود اشکال تغییر شکل یافته‌ی عصاره گیاهان طبیعی می باشند نیست ولی مصرف شیرین کننده‌های مصنوعی عوارض خطرناکی برای سلامتی به همراه دارد که مصرف آنها را مطلقاً غیرقابل توجیه می‌نماید.
تبلیغاتی که درباره پیشگیری و درمان چاقی درمورد شیرین کننده های مصنوعی وجود دارد درباره دیابت و تأثیر در پیشگیری و درمان این بیماری نیز بکار میرود. ولی چنانکه ذکر گردید افزایش انسولین و ایجاد هیپوگلیسمی (و در نتیجه‌ی ان ازدیاد اشتها به مصرف غذا بخصوص مواد قندی)، از بین بردن بالانس هورمونی و اضافه وزن در حقیقت بیماری دیابت را وخیم‌تر می‌نماید.
و این همه علاوه بر خواص سمی شیرین کننده های مصنوعی است که بطور کلی بدن را از حالت بالانس و هوموستازی خارج نموده زمینه را برای بروز یا وخامت بیماریهای مختلف فراهم می‌نماید.
حس چشایی مانند تمام حواس دیگر خاصیت تربیت پذیری دارد. بدین معنا که مثلاً اگر برای مدتی نمک را از غذای خود حذف نمائید مصرف نمک به میزان سابق شور چشیده خواهد شد. این مسئله در مورد مزه‌ی شیرینی نیز صادق است. شیرین کننده های مصنوعی صدها برابر شیرین تر از مزه‌ی قند بوده پرزهای چشایی را به میزان بالای شیرینی عادت داده اشتهای افراد برای مواد قندی هرچه بیشتر را بالا می‌برند.
تبلیغ جایگزین شیرین کننده های مصنوعی به جای قند طبیعی در غذای اشخاصی که به بیماری دیابت دچار می‌باشند این تصور نادرست را در ذهن بوجود میاورد که بیماری دیابت از مصرف قند فراوان بوجود آمده و عدم مصرف قند به کنترل یا درمان این بیماری کمک می‌نماید. اگر چه مصرف قند و شکر سفید به میزان بالا در رژیم غذایی روزمره ناسالم بوده زمینه را برای ابتلا بیماریهای مختلف از جمله دیابت فراهم میسازد اما نباید فراموش نمود که بیماری دیابت هم مانند بیماری‌های دیگر حاصل مجموعه‌ی ناسالم تغذیه و نوع زندگی بطور کلی می‌باشد. تبلیغ مصرف شیرین کننده های مصنوعی به جای قند تلویحاً این پیام را با خود دارد که شخص دیابتی میتواند مثلا شیرینی که از آرد سفید و روغن مایع و رنگها و اسانسهای مصنوعی تهیه شده باشد را با خیال راحت مصرف کند. اگر شیرینی بکار رفته در آن از شیرین کننده های مصنوعی باشد.
مصرف غذاهای تغییر شکل یافته، افزودنی‌ها، چربیهای حیوانی، مصرف مواد حیوانی، روغنهای مایع، فست فودها به همان اندازه عامل بیماری دیابت می‌باشد که مصرف قند و شکر تصفیه شده فراوان در غذای روزمره و همه‌ی این عوامل همانقدر در ایجاد سایر بیماریهای انسان نقش بازی می‌نمایند که در بوجود آوردن بیماری دیابت. علاوه بر همه‌ی اینها شیرین کننده های مصنوعی بطور کلی در مواد«غذایی»ای به کار میروند که خود برای بدن مضر یا در بهترین حالت بی‌فایده بوده و باید از بدن دفع گردند. بهترین  مثال نوشابه‌های مختلف غیرالکلی می‌باشد که بیشترین میزان استفاده از شیرین کننده‌های مصنوعی را به خود اختصاص می‌دهند. مصرف این نوشابه‌ها بعد از سنتز قندهای مصنوعی بخصوص آسپارتم چندین برابر افزایش پیدا نمود ولی این نوشابه ها چه با آسپارتم شیرین شده باشند و چه با قند و شکر به اصطلاح طبیعی به هر صورت برای بدن بسیار مضر بوده و جز مقداری آلومینیوم سمی، مواد رنگی از جمله رنگ کارامل که سرطان زایی آن به اثبات رسیده، آب گازدار، کافئین و تعدادی افزودنی و نگهدارنده‌های شیمیایی در قوطی آلومینیومی چیز دیگری به بدن انسان عرضه نمی‌کنند. آلومینیوم چنانکه اطلاع دارید در ایجاد بیماری آلزایمر نیز نقش دارد.
سئوال اینجاست که چرا اصلاُ باید کوکاکولا یا امثال دیگر مواد غذایی که در آنها شیرین کننده های مصنوعی به کار میروند را مصرف نمود.
غذا در طبیعی ترین و اولیه ترین شکل آن و حتی الامکان بصورت خام باید مصرف گردد. هرآنچه غیر از این، سمی بوده و باید از بدن دفع گردد. غذای انسان مانند غذای همه‌ی موجودات دیگر در طبیعت تولید میشود نه در جعبه و قوطی و بصورت بسته بندی‌ کارخانه‌ها و لابراتوارها. تنها غذایی در بدن هضم و جذب می‌گردد که طبیعی بوده توسط بدن شناخته گردد. هرچیز غیرازاین از نظر بدن سمی بوده و باید که دفع گردد. پروسه‌ی دفع سموم نیازمند مصرف نیروی حیاتی بدن بوده بار کبد و کلیه‌ها را افزایش میدهد. تکرار مصرف سموم به خستگی کبد انجامیده مواد سمی در بدن جمع و ذخیره گردیده بدن را از حالت هوموستازی و بالانس خارج کرده نهایتاً بیماری‌های مختلف را بوجود میاورد.
تنها راه کنترل دیابت و اضافه وزن مصرف غذاها بصورت طبیعی، اولیه و بدون دستکاری در آنها می‌باشد. مصرف فراوان مواد گیاهی بخصوص سبزی ها اگر تا حد امکان بصورت خام نیز استفاده گردند بهترین درمان برای نه تنها دیابت و اضافه وزن بلکه بسیاری دیگر از بیماریها می‌باشند.
طبیعیت برای ارضاء حواس ما مزه‌ی شیرین را در گیاهان مختلف به زیباترین، سالم‌ترین و بهترین صورت برای ما فراهم آورده است. تنها این نوع شیرینی است که برای بدن قابل استفاده بوده بر نیروی حیاتی بدن می‌افزاید.
شیرین کننده های مصنوعی سمومی هستند که در ازای آلوده کردن بدن ما و زمین و آب و خاکمان سودهای کلان به جیب تولید کنندگان آن سرازیر می‌کنند.
دکتر زرین آذر
دارای بورد تخصصی در دستگاه گوارش، کبد و بیماری‌های داخلی
متخصص تغذیه
کالیفرنیای جنوبی




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393
داشتم وبلاگ ها و وبسایت ها را مرور می کردم که برخوردم به کامنتی که در زیر می آورم...
این راجع به کارخانه های شیر پاستوریزه است.
لینک زیر:
http://alef.ir/vdcjhie8muqeyyz.fsfu.html?205096

خواهر من مهندس صنایع غذایی کارخانه شیر پاستوریزه استان ماست

چند تا از گفته های ایشان :

-(ما هر چیز سفیدی را حتی اگر روی زمین ریخته باشد با آب مخلوط و به دوغ تبدیل می کنیم )

- برای مدیران کارخانه بسته های مخصوص ماست درست می کنند و هرگز از محصولات عمومی کارخانه مصرف نمی کنند

- هیچ فرایندی در کارخانه های محصولات شوینده را که هنگام حمل و نقل با شیر مخلوط می شود نمی تواند جدا کند

- کنترل کیفیت فقط گاه گاهی آن هم بخاطر بستن در دهان اداره بهداشت انجام می شود و نتیجه آن هر چه باشد هرگز در خط تولید اعمال نمی شود و تاثیری بر روی فرایند فروش و محصولات بسته بندی شده ندارد و تا حال هرگز در هیچ کارخانه ای اتفاق نیفتاده که یک بار محصول خام به علت آزمایش کیفی معدوم شود
یا محصول تولید شده جمع آوری شود

خوشبختانه مردم ما هر چند دست شان به جایی نمی رسد آگاه هستند و به تدریج کارخانه های لبنی را به جزای خود خواهند رساند



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393

کارشناسان علم مدیریت بر این باورند که جهت ارائه مدیریت موفق و کارآمد، مدیران باید به این نکات پایبند باشند  :
1-
از صرف وقت زیاد بر روی جزئیات اجتناب کنند. 
2-
در آگاهی دادن به کارمندان کوتاهی نکنند. 
3-
از مهم جلوه دادن موقعیت خود بپرهیزند. 
4-
از ایجاد موقعیت های ناراحت کننده وبی انگیزه شدن کارمندان نسبت به کار خودداری کنند. 
5-
به گونه ای رفتار نمایند که مورد احترام کارکنان قرار گیرند. 
6-
از پیگیری کارها به تنهایی اجتناب کنند.
 7-
برای رویاروئی با حوادث غیرمترقبه آمادگی داشته باشند. 
8-
شرایطی را در سازمان فراهم آورند که کارکنان مسئول و پاسخگویی اعمال خود باشند.
 9-
تمامی رویدادها در سازمان ثبت شوند. 
10-
در مورد اطلاعات محرمانه کارمندان باید رازدار آنها باشند.
 11-
برای تقویت بنیه سازمانی درصدد کسب حمایت از منابع مختلف باشند. 
12-
با کارکنان همانگونه رفتار کنند که مایلند با آنها رفتار شود. 
 13-
بین مدیر بودن و دوست بودن تعادل برقرار کنند و  بین کارمندان تبعیض قائل نشوند.
 15-
کارمندان را از مقررات آگاه نمایند و در صورت نیاز قوانین و مقررات را مورد تجدید نظر قراردهند. 
 16-
از رویدادهای مقطعی به منظور یادگیری و تجربه اندوزی بهره بگیرند. 
 17-
کارکنان خود را برای ارائه پیشنهادات جهت ارتقاء سازمان ترغیب نمایند.

 

بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم


ارزش انسان‌ها به توانایی‌هایشان نیست،بلکه به انتخاب‌هایشان است.


معیاری که نشان می دهد که فرد یک امپراطور است یا یک گدا این است : اگر در آینده سیر می کنی گدایی بیش نیستی.... و اگر در اکنون و همین جا سیر می کنی تو یک امپراطوری.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد به دلیل آنست كه شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

***************************

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده ای از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن  به دنیا می آیند

تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است

اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان

********************

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز

و دویدن که آموختی ، پرواز را

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند

------------ --------- -

دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر

------------ --------- --

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت

 بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند

پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت

کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید

و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت

وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی ..از طوفان ها و امواج نترس

بگذار تا از تو بگذرند ..تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش

********************

همیشه به خاطر داشته باش ..دریای آرام ناخدای با تجربه و ماهرنمی سازد 

جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند

جایی که در آن هر غیر ممکنی ؛ممکن می شودتنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم

چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم

..اعتقادات..اهداف و آرزوها ..عشق ..خانواده و دوستان  

و از همه مهم تر اعتماد به نفس

خودت را باور داشته باش

***************************************

سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری   ناراحت کننده است."

سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"

 مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."

سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟"

مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم."

سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393

بنابراین قاعده با شناخت غذاها ، محیط ، دواها و رفتارهای ایجاد كننده زمینه ی اصلی بروز هر خلطی در بدن انسان می توانیم در حال سلامت از هر كدام به اندازه ی نیاز بهره ببریم و در شرایط بیماری افزایش هر كدام از اخلاط در بدن را با مصرف ماده ضد آن كاهش دهیم و یا ضعف هر كدام از این اخلاط را جبران نماییم .
این سیستم درمانی در طب سنتی ایران به قاعده ی درمان به ضد موسوم است یعنی اگر ماده صفرا در بدن زیا د شد صفرازدا می دهیم و اگر بلغم زیاد شد بلغم زدا و بهمین ترتیب برای افزایش دم و سودا در بدن عمل می كنیم .
بر اساس همین قاعده وقتی كه بخواهیم برای پیشگیری از بروز بیماری ها اقدام كنیم باید مواد و رفتار ایجاد كننده ی آن خلط را كه سرمایه ی پیدایش آن بیماری است از دسترس دور كنیم و شخص را از محیطی كه در آن خلط مورد نظر پدید می آید خارج نمائیم و یا به محیطی كه زداینده ی آن خلط می باشد مهاجرت دهیم .
بیماری سرطان ناشی از افزایش سطح سودا در یك اندام و یا عضو بدن است و این ماده ی سوداوی به تناسب اینكه از كدام یك از اخلاط چهارگانه پدید آمده باشد تظاهر گوناگونی از خود بروز می دهد و اندام ویژه ای را در گیر می سازد .
توضیح این كه :سودای غیر طبیعی و بیماری زا یا ناشی از سوخت ، پوسیده شدن و عفونت سودای طبیعی است یا در اثر سوخت و رسوب صفرا ایجاد شده است و یا پس از گدازش و یا عفونت خون به وجود آمده است و یا تبلور بلغمی است كه در شرایطی ویژه از حالت طبیعی خود خارج گردیده است .
این انواع سوداها كه معلوم شد انواع گوناگونی دارد هر كدام در بخشی از اندام كارآیی ویژه ای دارند و هر كدام جایگاه خاصی را برای تظاهر بیماری انتخاب می كنند و این جایگاه و اندام ها در حقیقت همان خاستگاه آنان است .
طب سنتی ایران با بررسی مزاجی ، طبع بیمار را بررسی می نماید و پس از آن مزاج بیماری را در آن جستجو می كند و آن گاه بعد از شناخت نوع سودای پدید آورنده ی بیماری در حقیقت نوع سرطان را شناسایی و به درمان آن می پردازد .
و از این مجرا دسته بندی نوع سرطان ها و متعاقب آن رده بندی ، درمان پذیری و یا عدم درمان پذیری و سرعت و شتاب به سوی بهبودی و یا دشوار بودن آن تعیین می گردد .
مثلا سرطان كبد كه از ماده صفراوی پدید می آید چون سودای آن از خلط صفراوی ایجاد شده و ماده ای سخت غلیظ و بسیار گرم است درمان ناپذیر تعریف شده لكن سرطان سینه كه ماده ی سودایی پدید آورنده ی آن از خلط بلغم ایجاد شده است درمان پذیر و یا كنترل شونده توصیف گردیده است و می توان با جراحی آن را مهار نمود . (لازم به ذكر است كه جراحی پیشنهاد طب سنتی ایران است برای درمان سرطان سینه )
پس از تعریف ماده ی پدیدآورنده ی سرطان نكته ی مهمی كه در طب سنتی ایران به آن می پردازد زمینه های گوناگون پیدایش سودای غیر طبیعی در بدن انسان است و این از موضوعات مهمی است كه پرداختن به آن در عصر حاضر می تواند بسیار راه گشا باشد .
به نظر می رسد با جستجویی كوتاه به این جمع بندی می رسیم كه قرن حاضر قرن فراوانی بروز بیماری سرطان در جهان است و هیچ زمانی تا این حد بشریت در معرض بروز این بیماری نبوده است و زمانی به این اعتقاد پایبندتر خواهیم شد كه درك كنیم زمینه های پیدایش خلط سودا در آداب زیست و معیشت و تغذیه ی مردم فراوان تر یافت می گردد ، نگاهی گذرا به آیین زیست انسان مدنی در شرایط كنونی این ادعا را آشكار می سازد .
همه می دانیم كه غذاها زمینه ی بروز اخلاط مورد نیاز بدن انسان هستند و اگر غذاها سالم باشند انسان سالم و اگر عذاها نامناسب باشند اخلاطی غیر طبیعی پدید می آورند و موجبات بروز بیماری را ایجاد می كنند .
با این نگرش غذاهای سودازا در جامعه بسیار فراوانند از آن جمله :
گوشت گاو كهنسال كه از مدت زیادی یخ زده و گوشت ها و مذبوحات تركیب شده ی نیم پخت به صورت سوسیس و كالباس و مواد شیمیایی گوناگون كه به عنوان نگاهدارنده ی غذاها و جلوگیری از فساد غذامصرف می شود ، مواد شیمیایی شوینده و سم های فراوانی كه برای جلوگیری از توسعه ی حشرات در دشتها و مزارع به كار گرفته می شود و مصرف بی رویه ی كودهای شیمیایی به گونه ای ساختار گیاه و مواد غذایی را تغییر می دهد كه از طریق آنها سم و تمامی مواد سودازا وارد غذا و در نهایت وارد بدن انسان می شود .
علاوه بر آن افزایش برخی از غذاهای پرمصرف در سیستم تغذیه ی مردم مانند روغن نباتی و معطرسازان چای و نگهدارنده ی نوشابه های گازدار ماده ی اصلی سوداسازها هستند .
ظرف نگهداری و پخت غذاها ، پخت سریع و گرم كننده های سریع غذاها كه عمدتا با ابزار الكتریكی دما می گیرند غذاها را به سودا تبدیل می كنند .
خوراك سریع و ناجویده و بدون اشتها و فارغ از یاد و نام خدا و عدم دقت به غذا در هنگام جویدن و همچنین بلع غذاهای خیلی داغ و یا خیلی سرد و خوراك غذای خیلی سرد و خیلی گرم با هم و تنوع و چند گونگی غذا در یك وعده ی غذا و استفاده ی بیش از حد از غذاهای حیوانی ، عدم رعایت تناسب مزاج انسان و مصرف كردن غذاها و میوه های غیر فصل نیز از عوامل دیگر ایجاد سودا در بدن هستند .
می بینید كه عوامل و ابزار سودازا چقدر در فضای تغذیه ی ما رسوخ كرده است و یا به تعبیری دیگر پوشش كامل سودا فضای تغذیه ی مار ا پر كرده است .
علاوه بر موارد غذایی كه برخی از آنها برشمرده شد ، عوامل مهمتری نیز هستند كه معمولا مد نظر قرار نمی گیرند :
از جمله این موارد بهره گیری نامطلوب از ابزار زندگی صنعتی است مانند صداهای ناهنجار صنعتی ، ابزار موسیقی ناهنجار ، پرتوهای تلفنی بیسیم ، تلفن همراه و پرتو لامپها و بهره گیری غیر ضروری از روشنایی ها در طول روز ، استفاده ی افراطی از كامپیوتر و حضور مداوم در پرتو مانیتور , تلویزیون , زنگ تلفن و موبایل و صدای دزدگیر و خلاصه تمامی آلودگی های صوتی و صداهای ناموافق با سرشت انسان به همراه درگیری های ذهنی و روانی گوناگون , غم مداوم , سردرگمی , دودلی , بحران اندیشه , تردید در مسیر عمل در زندگی , عدم اعتاد به خداوند و جدیت مقاوم در تغییر سرنوشت و عدم سر سپردگی , تسلیم در مقابل ناکامی ها , خنده های ریاکارانه و دوری از گریه و اشک جهت دار فرح بخش روح و روان , و حقد و حسادت , حرص و آز و عدم تسلیم و رضا , حذف ارتباطات صمیمی و عاشقانه و قطع مراودات فامیلی و دوستانه و خداجویانه از زمینه های قطعی بروز سودا است .
شما می توانید اثر سریع و آشکار بخل و کینه و حسادت را در تغییر ترکیبات خون مشاهده نمایید ,
همچنان که ابزارهای علمی اثر خداجویی و ایمان و یکتاپرستی بر افزایش توان سیستم ایمنی بدن انسان را مشاهده و اثبات نموده اند . موارد فوق نیز مشهود است و زمانی که تمامیِ این رفتارهای ناخوشایند در فضایی تهی از عشق و معنویت عملی گردد مانند آب نیم گرمی است که در معرضِ سرمای شدید قرار داده شده و ناگزیر تبدیل به یخ می شود و این همان سودای مد نظر طب سنی است .یک فضای معنوی می تواند چنان گرمایی پدید آورد که تمام ناامیدی ها و پلیدی های فکری و پنداری را ذوب نماید و بدن را از شر سودا برهاند .
 گذشته از موارد فوق فضای زیست آلوده ی شهری , عدم وجود آرامش , هوای آلوده و استفاده ی افراطی از فلزات و مصالح ساختمانی با دانه های فشرده در ساختمان , تیر آهن های با ضخامت زیاد , درب های آهنی و سطح های صیقلی از کف تا دیوار و سقف موجب ایجاد مانع برای گذر پرتوهای مفید آسمانی به تن انسان گردیده و از سوی دیگر باعث بازتاب تفکرات مثبت انسان به مغز می شود و طنین مستمر این امواج در سر خون را فشرده می سازد و موجب پیدایش سودا در مغز می گردد .
و زمانی که زندگی انسان در قالبی از بی تحرکی , آسایش طلبی طی شد , پیاده روی , کوه پیمایی , تحرک بدنی و ورزش , آرام از برنامه ی زندگی حذف شده , زمینه برای بروز سودا فراهم تر می شود .

 رفتارهای جنسی ناقص نیز در عصر حاضر یکی از زمینه های مهم پیدایش سرطان سینه و پروستات است .
از منظر طب سنتی ایران هر گاه ترشح جنسی در بدن پدید آمد باید تخلیه شود و این تخلیه باید بصورت طبیعی صورت گیرد , اگر چنانچه ترشح انجام گرفت لکن تخلیه نشد مواد در مجاری جنسی باقی می ماند و با تکرار ترشح رسوب می کند و موجب ایجاد عفونت و سودا گردیده و زمینه ی پیدایش تومور یا سرطان را در آن ناحیه فراهم می آورد .
ورود به بستر زن بدون تمهیدات تهییج کننده ی شهوت و تخلیه ی سریع جنسی موجب مشکلاتی از این قبیل برای زن است .
همچنین چشم چرانی مردان در محیطی که تحریک کننده باشد چنین عوارضی را برای مردان ببار می آورد که البته ممکن است برای زنان نیز وضعیتی مشابه را ایجاد نماید ,
از این جهت نگاه حرام در دستورات اخلاقی دین مبین اسلام تیری زهرآگین از تیرهای ابلیس نامبرده شده است که تن را آغشته به سم می سازد .

 چه بسا کسانی باشند که این گونه تعریف برای پیشگیری از بروز سرطان را به دیده ی استهزاء بنگرند و نیم نگاهی به این اظهارات ننمایند , اما هستند در گوشه هایی از جهان که برای پژوهش دقیق علمی پیرامون آن هزینه های گزافی را صرف می کنند و با رویکردی بسیار عالمانه به آن , فرضیه های طب سنتی را مورد توجه ویژه قرار می دهند .
قبل از آن که ثروت خودی را از بیگانه تمنا کنیم , شایسته است دستورات طب سنتی را مورد توجه قرار دهیم و جام زهر پربهای دیگران را به شربت شفابخش بر آمده از دشت و صحرای خود مبدل سازیم .

نکته ی بسیار اساسی و مهمی که در روش درمان طب سنتی ایران برای کنترل سرطان به چشم می خورد و در این کتاب بصورت ویژه به آن توجه شده است این که طب سنتی ایران قبل از این که به نوع تومور و غده ی سرطانی توجه کرده و جایگاه پدید آمدن آن را مد نظر قرار دهد به تقویت کل بدن می پردازد و از این طریق سربازان رو به تزاید سرطان را در قلعه ی ایمنی تن و روان محاصره می نماید .
و در عین حال درمان موضعی را با توجه به نوع سودای زمینه ساز تومور و غده ی سرطانی بکار می گیرد , به نظر می رسد این روش نسبت به سایر مکاتب درمانی جامع نگرتر و در درمان موفق تر باشد
یک بررسی کامل پیرامون داروهای درمانگر سرطان ها و تمهیدات رفتاری و معنوی پیرامون آن , صحت این استراتژی درمانی را تایید می کند و تمام کسانی که دستی در طب سنتی دارند به توفیق این روش در درمان اذعان دارند امیدوارم تمام کسانی که پیگیری روش های درمانی طب سنتی ایران در درمان بیماری ها به ویژه پیرامون درمان سرطان , شنای مخالف جریان رود می پندارند , به این باور برسند که رودی که در ذهن شما پدید آمده است رودخانه ای صنعتی است که هیچ قطره ای از آسمان آب های آن را تامین نمی کند و اطلاعات بدست آمده ی ناشی دو قرن تلاش برای درمان چنین بیماری هایی بوسیله ی طب کلاسیک نتیجه ی رضایت بخشی نداده است
و به ما گوشزد می کند که بسنده کردن به یک روش محدود برای درمان بیماری روشی غیرعالمانه و غیر عاقلانه است و تجربه کردن نظرات حکمای بزرگ طب سنتی بصورت جدی و پیگیری علمی , چراغی را روشن خواهد کرد که نورر امید بر قلب تمام بیماران سرطانی بتاباند کما این که تجربیات درمانی دست اندر کاران این رشته چنین حکایت می کند .
این جانب از تلاش علمی و جسارت و شجاعت جناب آقای موسوی كه در این عصر چنین فرضیه ای را مطرح ساخته اند تقدیر نموده و توفیق ایشان را از خداوند بزرگ درخواست می كنم و از پزشکان دلسوز خدمت و جویای درمان استدعا دارم تا با مورد توجه قرار دادن این روش درمان دریچه ای دیگر برای درمان بشر را بازگشایی نمایند و از این که در این بخش به هاریسون و شوارتز و سیسیل و... اعتماد نکرده اند نهراسند و به خداوند بزرگ اعتماد کنند و بدانند که خدایی که جلوه ی رحمت عام او بر رحمت ویژه اش سبقت دارد وقتی که می گوید برای هر درد هزار درمان خلق کرده ام , حتماً تمام این درمان ها را در کیسه ی هاریسون پنهان نکرده است و اگر یک صدم تلاش و مطالعه و جستجو و تحقیق و سرمایه گذاری با روش طب کلاسیک را صرف فرضیه های طب سنتی ایران کنیم یقیناً به صد برابر نتایج جاری دست پیدا می کنیم. مطمئناً و یقیناً .

و من یتق الله یجعل له فرقاناً

حسین خیراندیش




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 فروردین 1393

شكی نیست كه روش‌های زیادی برای رسیدن به چهره‌ زیبا وجود دارد. در واقع لیست این روش‌ها لیستی بلند بالا است و شاید شامل چیزهای مهمی نظیر رژیم مناسب، فعالیت ورزشی، مراقبت پوستی آرایشی و حتی جراحی پلاستیك باشد، كه می‌تواند به شما كمك كند تا عیوب صورتتان برطرف شود و یا اعتماد به نفستان را افزایش دهید.

اما نكته اصلی، «رفتارتان با خودتان» است.

باید به یاد داشته باشید رابطه‌تان با خودتان پس از رابطه‌تان با خداوند مهم‌ترین رابطه‌ای است كه دارید و اگر شما به خودتان علاقه‌مند باشید، افراد دیگر هم به سمت شما متمایل می‌شوند.البته با تکبر اشتباه نشود.

یعنی نباید خودخواهی بروز کند بلكه عزت نفس است كه باید جدی گرفته شود.

اولین راهكار این است، خود را با دیگران مقایسه نكنید، خودتان باشید و به آنچه هستید افتخار كنید.

دوم سعی نكنید كسی باشید كه نیستند!

مسلما برای همه بسیار جذاب است كه خودت باشی و این كار، بزرگترین كاری است كه می‌توانید انجام دهید. شما می‌بینید، خوش چهره بودن آسان است پس، شروع كنید!

نگاه سالم داشتن هنر است و خنده­ رو بودن هنرمندی می ­طلبد.

احترام گذاشتن به دیگران و کمک کردن ولو در اندک زمان و کوتاه مقدار می تواند چهره رضایتمندی را در شما ایجاد کند و خوش چهره به نظر آئید.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 فروردین 1393

نظریه فشار بزرگ روزن اشتاین رودن


پل روزن اشتاین-رودن(1) از نخستین كسانی است كه نظریه رشد متعادل را تبیین نموده و نظریه وی به نظریه فشار بزرگ معروف شده است. روزن اشتاین بیش از همه به نقش صرفه جویی‌های خارجی(2) و وجود وابستگی متقابل بین بخش‌های مختلف اقتصادی تاکید دارد. وی معتقد است که در برنامه‌ریزی اقتصادی به منظور رسیدن به توسعه اقتصادی می‌بایست جامعه را به صورت یک موسسه تولیدی عظیم در نظر گرفت. بر اساس نظریه رشد متعادل برای رهایی از دایره فقر و عقب ماندگی باید سرمایه‌گذاری‌های وسیع و همزمان در بخش‌های متعدد و مختلف صورت گیرد. زیرا سرریز منافع این سرمایه‌گذاری‌ها اثرگذاری آن‌ها را در رشد اقتصادی افزایش می‌دهد. در این میان از نظر روزن اشتاین طرح‌های اجتماعی بالاسری بیش از سایرین نیازمند سرمایه‌گذاری هستند.

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 فروردین 1393

این کتاب، گزارشی نگران کننده از پیش بینی آینده نفت (یعنی آینده ایران و خلیج فارس) و تفسیر متفاوتی از مناقشه اتمی ایران و نقش غرب در آن است. بازگویه طرح احتمالی ای است که غرب  و بویژه آمریکا  از طریق دمیدن در تنور مناقشه اتمی ایران، برای رهایی تمدن غرب از گرفتاریهای تاریخی خودش، دنبال می کند. تدوین اولیه این کتاب هشت سال پیش (در سال 1384)  آغاز شد و بسط ها و بازنویسی های آن در زمستان 1385 و بهار 1386 انجام شده است. آنگاه یک بار دیگر در بهار و تابستان 1387 اطلاعات آن بهنگام سازی شده سرانجام متن نهایی آن در مهر 1387 فقط برای چند نفر از مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران ارسال شده است.

 من این کتاب را از ترس نوشتم، ترس از واقعیت هولناکی که خموشانه دارد محاصره مان می کند؛ و اکنون نیز با "ترس" منتشر می کنم، ترس از این که دیر شده باشد و تازه عده ای گریبان چاک کنند که زود بود. اما می دانم که زمان انتشار آن اکنون نیز دیر شده است. من این کتاب را برای دلم و به امید کمک به بهروزی ملتم نوشتم و به امید اثر گذاری بر سیاست های جاری ایران در حوزه مناقشه اتمی، آن را فقط برای برخی مقامات کشورم فرستادم و» پنج سال « صبر کردم. اکنون که دریافتم پافشاری بر تداوم مسیر گذشته همچنان پای برجاست و هنگامی که دریافتم پیش بینی های به ظاهر جسورانه من در این کتاب، بسیارمحافظه کارانه تر از تحولات دنیای واقع بوده است و فرصت های ما با سرعت بیشتری روبه پایان است، تصمیم به انتشار عمومی آن گرفتم. و البته جبران چند سال عمری که من بر سر تدوین این کتاب نهادم تنها زمانی خواهد شد که این کتاب تاثیری هر چند اندک بر روند پرهزینه و فرساینده سیاست های ما بگذارد. و البته دو سه سال عمر من کجا و سرمایه های انسانی و اجتماعی ملتی بزرگ کجا که به شتاب در حال تخریب است؟ و دو سه سال عمر من کجا و عرق شرم کارگران و کشاورزان و زحمتکشان و شهروندان ما کجا که روزبه روز در زیر فشار یک اقتصاد بی ثبات و تفتیده در تورم و فرسوده در رکود، شکسته تر می شوند؟ و امروز اقتصاد ما هیچ راه حل اقتصادی ندارد. اقتصاد ما در بن بست سیاست به دام افتاده است و سیاست ما نیز در دام مناقشه اتمی زمین گیر شده است.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 فروردین 1393

بچه‌ها به اسفنج می‌مانند. نگاه می‌کنند و هر چه که در محیطشان باشد را جذب می‌کنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود. اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌ها آشنا کنید، می‌توانند به خود متکی شده و زندگی شاد و راحت داشته باشند.

۱. صداقت

جایی در مسیر بزرگ شدن، بچه‌ها دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، حتی ممکن است آن را از والدینشان هم یاد نگرفته باشند. تلویزیون، بچه‌های دیگر یا حتی بزرگترهای دیگر ممکن است باعث این نوع رفتارهای آنها شده باشند. حتی می‌تواند یک نوع مکانیزم دفاعی برایشان باشد. اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و مطمئنشان سازید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایشان آماده‌اید، آنوقت برایشان در دسترس‌تر خواهید بود مخصوصاً زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند. خیلی از بچه‌ها بخاطر ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن می‌ترسند واقعیت را با والدینشان در میان بگذارند. باید به آنها بفهمانید که رفتار بد آنها مطمئناً عواقبی خواهد داشت اما همیشه بخاطر اینکه شجاعت لازم برای گفتن واقعیت را داشته‌اند تحسینشان کنید. از همه مهمتر اینکه شما هم باید خود فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی‌صداقتی ببینند آنها یاد خواهند گرفت.

 

۲. احترام

بچه‌ها احترام را از محیط خانه و خانواده‌شان یاد می‌گیرند. اگر بچه ها ببینند که شما بعنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چقدر رفتارتان با خود آنها و بقیه افراد خانواده با ادب و احترام است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مثل کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مثل «خواهش می‌کنم»، «لطفاً»، «متشکرم» و «عذر می‌خواهم» در جلو آنها به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آنها یاد بدهید به بدن، اموال، نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

۳. قدرشناسی

خوب می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است زندگی و آدم‌ها را کوچک بشماریم. آنقدر درگیر نقاط منفی زندگی خود می‌شویم که یادمان می‌رود برای نقاط مثبت آن شکرگزار باشیم. به فرزندانتان یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باشند، چیزهای کوچکی مثل هوا یا یک لبخند از کسی. به آنها یاد بدهید که برای اینکه زنده هستند، برای خانواده و دوستانشان، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی‌شان قدرشناس باشند. به آنها نشان دهید که هر روز برای آنها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آنها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آنها بخشیده لیست تهیه کنند. این کارها به آنها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

۴. سخاوت

ما در دنیای «من می خواهم» زندگی می‌کنیم. من، من، من! بچه‌ها هم در چنین دنیایی زندگی می‌کنند اما لزومی ندارد که آنجا بمانند. در سال‌های قبل از مدرسه بچه‌ها تقسیم کردن را یاد می‌گیرند. اگر روی این مسئله در خانه تاکید شود، برای آنها دشوار نخواهد بود. اینکه به آنها یاد بدهید به دیگران کمک کنند هم نوعی سخاوت و بخشندگی است زیرا به آنها یاد می‌دهد که در وقتشان بخشنده باشند. وقتی خودتان به نیازمندان لباس و غذا هدیه بدهید، آنها هم درک می‌کنند که باید بخشنده باشند.

۵. خاص بودن

بچه‌های کوچک موجودات سازگاری نیستند. هر کاری که دوست دارند را در هر زمان که دوست دارند و با هر کسی که دوست دارند انجام می‌دهند. اما هرچه سنشان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه کنند و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین آنها را می‌بینند. ممکن است تلاش کنند با آنچه که بقیه دارند یا انجام می‌دهند سازگار شوند یا ممکن است نفهمند چرا بعضی افراد اینقدر با آنها فرق دارند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. به آنها بفهمانید که فردیت آنها باعث خاص بودنشان است. آنها را تشویق کنید فردیت خودشان را از طریق علایقشان کشف کنند. آنها را هم‌کلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدمها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آنها برخورد شود. ممکن است بچه‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا اینطوری حرف می‌زند یا رفتار می کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و بر روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این به آنها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدمها را بپذیرند.

۶. بخشش

اگر بخشیدن به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدمها ممکن است چه خواسته و چه ناخواسته در حق آنها بدی کنند. این چیزی نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم. اما اگر بخشندگی را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی کسی به آنها صدمه می‌زند، وقتی می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه نگه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی آنها می‌شود. کینه آنها را اسیر خود می‌کند و به فرد آسیب‌رسان قدرت بالاتری می‌دهد. دیگر نخواهند توانست مثل قبل در زندگی خود پیش روند و زندگی شادی داشته باشند زیرا تلخی از درون، آنها را می‌خورد. سعی کنید به آنها بفهمانید که آن فرد به این علت به آنها صدمه زده است که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده‌ایم کنار بیاییم.

۷. شوخ‌طبعی

زندگی پر از فراز و نشیب است. پر از هیجان و همچنین درد است. بچه‌ها در هر موقعیتی خنده را می‌بینند و در واقعیت باید این را از آنها یاد بگیریم. آنها می‌توانند خیلی راحت به عقب برگردند و معمولاً هیچ چیز را جدی نمی‌گیرند. برای آنها زندگی فقط یک زمین بازی بزرگ است. باید به بچه‌هایتان کمک کنید تا پایات عمر با این طرز تفکر زندگی کنند. وقتی بزرگتر می‌شوند، با شروع شدن مدرسه و فشار همسالان زندگی سخت‌تر می‌شود. به آنها نشان دهید چطور می‌توانند با خندیدن زندگی‌شان را بهتر کرده و با جوک تعریف کردن برای هم دیگر انجام فعالیت‌های مفرح مثل کتاب خواندن، بازی کردن در پارک یا فقط حرف زدن با همدیگر درمورد زندگی، وضعیت خود را بهتر کنند. اینکه بدانید چه چیز باعث به خنده انداختن یا لبخند زدن فرزندانتان می‌شود رابطه شما را با آنها قوی‌تر خواهد کرد.

 ۸. نگرش مثبت

داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ‌طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و بعنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی‌بافی‌های دور و برمان شویم. مخصوصاً وقتی همه چیز آنطور که ما دوست داریم پیش نرود و به آنچه که می‌خواهیم نرسیم، ایمانمان را برای داشتن فردایی روشن‌تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه آدمها و اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آنها خواهند شد. و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند، خواهند توانست در زندگی پیش رفته و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف‌ها یا رفتارهای منفی ببینند، آنها هم همانطور رفتار خواهند کرد و برعکس.

 ۹. پشتکار

هیچکدام از ما انسان کاملی نیستیم، به همین دلیل هیچوقت نمی‌توانیم کاری را کامل انجام دهیم، مخصوصاً اگر دفعه اولی باشد که آن را امتحان می‌کنیم. پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچوقت دلسرد نشده و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند. اما آنقدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده‌اند. اما این مسئله با بالا رفتن سنشان تغییر می‌کند. دچار ترس‌هایی می‌شوند و شروع به مقایسه خودشان با همسالان خود می‌کنند. فشارهای مدرسه و درس‌هایشان هم هست. شما بعنوان والدین آنها باید بطور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه داده، بیشترین تلاششان را به کار گیرند. باید به آنها نشان دهید که چقدر به وجودشان افتخار می‌کنید. وقتی می‌بینید خسته و ناامید شده‌اند، با هدایت و راهنمایی آنها و سوال پرسیدن از آنها به جای ارائه پاسخ سوالاتشان، به آنها کمک کنید. اگر در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سخت‌کوش شده و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.

۱۰. عشق

آخرین مورد که البته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، آموزش شور و عشق به فرزندان است: شور زندگی و عشق به مردم و چیزهایی که از آن لذت می‌برند. بدون عشق آنها زندگی بسیار عادی و رویاهایی معمولی خواهند داشت. عشق مجموعه‌ای از سایر ارزش‌هایی است که در بالا ذکر کردیم زیرا باعث می‌شود هیجان زندگی کردن داشته باشند و آنها را تشویق می‌کند آدم‌های بهتری باشند. با داشتن زندگی سرشار از شور و عشق و اشتیاق و عشق ورزیدن به فرزندانتان به آنها عشق را بیاموزید. برای حتی کوچکترین چیزها اشتیاق نشان دهید. انرژی شما به فرزندانتان منتقل خواهد شد زیرا به این ترتیب می‌بینند که چقدر زندگی فوق‌العاده و عالی است.

ارزش‌های دیگری هم هستند که بچه‌ها باید با آنها آشنا شوند اما اینها ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌های زندگی بودند که برایتان عنوان کردیم. یادتان باشد بچه‌های ما نیاز به راهنمایی ما دارند. ما بعنوان والدین آنها، بزرگترین الگوی آنها به شمار می‌رویم و وقتی خودمان با این ارزش‌ها زندگی کنیم، به آنها کمک خواهیم کرد زندگی خود را به خوبی شکل دهند.

اما بجز این 10 مورد، در زیر مهارت های دیگری را بصورت تیتر وار بیان می کنیم که خوب است به فرزندان خود آموزش دهید:

 - گره زدن بند کفش

- شنا

- مسواک زدن و نخ دندان کشیدن دندانها بصورت روزانه

- دوچرخه سواری

- مرتب کردن تخت خواب

- مطالعه پیش از خواب

- آشپزی

- تماشای تلوزیون و بازی های کامپیوتری بصورت متعادل

- استعمال کرم ضد آفتاب

- دوختن دکمه لباس

- گفتن زمان با یک ساعت غیر دیجیتال

- گرفتن بینی با دستمال

- شستن ناحیه تناسلی از سمت جلو به عقب

- اتو کردن لباسها

- انتخاب وعده های غذایی سالم

- تعمیر شیر آبی که چکه میکند

- کنترل خود هنگام عصبانیت

- حل معما

- نقشه خوانی

- احترام گذاردن به بزرگترها

- عذرخواهی بعد از اشتباه

- استفاده از توالت عمومی

- شستن لباسها

- کاشتن گل و درخت

- داشتن اعتماد بنفس

- سخنرانی در یک جمع

- استفاده از وسائط نقلیه عمومی بجای خودروی شخصی

- تمیز کردن بهم ریختگی ها

- خاموش کردن همه لامپها قبل از ترک خانه

- لباس پوشیدن بر طبق مناسبت ها

- خواندن حداقل یک آهنگ بطور صحیح

- رقص

- آموزش نکات ایمنی یک رابطه جنسی بی خطر

- چه زمانی نه بگویند

- سرودن شعر یا غزل

- کسب درآمد مشروع

- پس انداز پول و خرج هوشمندانه

- برقراری تماس چشمی هنگام صحبت با دیگران

- پیدا کردن یک کتاب در کتابخانه

- کادو کردن یک هدیه

- خواندن روزنامه

- زمان گذاشتن برای افراد مستمند

- مستقل بودن و تکیه بر خود

- سرفه و عطسه در دستمال شخصی

- رهبری کردن یک گروه

- آموختن زبان دوم، بخصوص انگلیسی

- سؤال پرسیدن

- نگهداری از کودک

- مدیریت استرس

- تمایز خواسته ها از نیازها

- فن مذاکره و گفتگو

- نوشتن انشاء و مقاله

- جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بدون استفاده از ماشین حساب

- کنار آمدن با افرادی که علاقه چندانی به آنها ندارند

- برخورد با اتفاقات دلخراش

- جشن گرفتن و تبریک گفتن به دیگران

- کنار آمدن با ناامیدی و ناکامی در عشق

- تعویض یک لاستیک پنچر

- استفاده از کپسول اطفاء حریق

- پختن کیک

- گوش دادن





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 فروردین 1393
مقاله ای که در پیش روی شماست و برای اولین بار در سایت ها و رسانه های کشورمان منتشر می شود ترجمۀ چندین مقاله و کتاب معتبر اروپایی و آمریکایی است که بسیاری از مراجع (رفرنسهای) این مقالات فقط در مراکز علمی و دانشگاهی جهان منتشر شده و در دسترس عموم مردم نمی باشد. ما از هر گونه دخل و تصرف علمی در محتوای این مقالات پرهیز کرده و فقط آن را ترجمه و ویرایش ادبی نموده ایم: تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که عاقل را اشارتی کافی است.

مضرات شکر سفید (  C12 H22 O11 ساکارُز):  

در سال 1662 میلادی مصرف شکر در انگلیس که قبلاً خیلی کم بود به 8 میلیون کیلو در سال رسید و در سال 1665 میلادی در لندن بیماری به نام

طاعون شکر شیوع پیدا کرد که در ماه سپتامبر آن سال بیش از 30 هزار مریض و تمام این مریض ها را در جائی بسته که نتوانند خارج شوند نگهداری میکردند و مارکهای صلیبی به آنها چسبانده بودند و بقیه مردم فرار را بر قرار ترجیح داده به روستاها رفته و تمام کارها در شهر لندن خوابید. در حالیکه کلاه برداران دولتی (ارتشی) داروهای پوچ و بیهوده را به مردم میفروختند و پزشکها هم با جوش شیرین و کارد جراحی استفاده و غددهای بیرونی را سوزانده و می بریدند و حتی خود بعضی از پزشکان هم چون بیماری واگیر داشت خودشان هم مریض و عمل جراحی آنها به هیچ درد نمی خورد جز اینکه بدتر می شدند تا اینکه بعد از یکسال واگیر از بین رفت و کسانی که در روستاها بودند از این شکر استفاده نمی کردند و حتی بعضی ها نام این واگیر را طاعون شهر شکر نامیده بودند. ولی طبق قانون کسانی که بر علیه فروش و اقتصاد شکر حرف میزدند دستگیری میکردند.

تا اینکه پزشک معروفی بنام Thomas Willis فیزیولوژیست و آناتومیست که در دربار پادشاه آن زمان کار میکرد شروع به تحقیق در لندن، تا اینکه کشف کرد که بیشتر پولداران که از این شکر استفاده می کردند ادرارها بوی همان شکر را می داد. شرکت داروئی به نام Pharmaceutic Rational مقالاتی در سال 1674 میلادی به زبان لاتین منتشر کرد که این بیماری به نام دیابتDiabetes Mellitus  (به لغت لاتین ترجمه آن می شود (شیرینه مثل عسل) که MEL در لاتین یعنی عسل و Itis = Infiammetion یعنی تاول چرک کرده- باد کرده که بعد از طاعون این مریضی خیلی زیاد بود که بعضی ها به نام Polyurina saccharites یعنی تاول از شکر – چرک کرده از شکر این پزشک هیچ اعتراضی           نمی توانست به خاندان King charles چارلز دوّم بکند منافع که از شکر در می آمد برای این خاندان و اطرافین بود و اگر حرفی میزد که این شکر بیماری زا است با زندگی خود بازی کرده شاید هم گردنش را   می زدند. به همین خاطر راجع شکر نمی توانستند حرفی بزنند و اینطور گفتند که کار زنبورها می باشد. نام بیماری را عوض کردند و گفتند « تاول عسلی» و این پزشک جای خود را محفوظ و از شهرتی در خاندان کارلوس دوم برخورد بود.

این پزشک رابطۀ مصرف شکر و ویتامین C را حدس زد. یک قرن پیش کشف کرده بودند در تصفیه نی شکر و چغندر تمام ویتامین ها حتی ویتامین C از بین می رود خیلی از پزشکان در قرن 17 و 18 تحقیقات زیادی کردند تا به این نتیجه رسیدند که خیلی از بیماری ها، سرطان (غده ها) و سل ناشی از شکر است. در مصر قدیم که بیش از 3000 سال می گذرد از عسل و خرما استفاده می کردند و شیرینی های زیادی درست می کردند ولی هیچ کس با این بیماری ها روبرو نبود و در کتاب های سقراط هیچ اشاره ای به این نوع بیماری ها نشده است و همانطور که آمار نشان می دهد از قرن 19 میلادی به بعد این بیماری ها مثل دیابت و غیره خیلی زیاد شده است.

قبل از جنگ جهانی دوم در دانمارک که بالاترین مصرف شکر را داشت در سال 1970 هر 5 نفر یک نفر سرطانی و در سوئد از سال 1880 تا 1929 هر سوئدی که قبلاً 5 کیلو شکر مصرف میکرد به 51 کیلو رسید و هر 6 نفر یک نفر مریضی سرطان (غده) داشت و همینطور در کشورهای اسکاندیناوی.

در تمام آزمایشات نشان داده شده است که درصد شکر در ادرار از 5 تا 10 درصد بوده که مرگ آور بود.

در سال 1923 پزشک کانادایی به نام Frederck Banting  به این نتیجه رسید که این دیابت بستگی به پانکراس دارد و جایزه نوبل را دریافت کرد به خاطر کشف انسولین یک پانکراس سالم با تولید هورمون انسولین می توان قند خون را کنترل کرد.

در زمان جنگ جهانی دوّم هلند که 2 سال اشغال نازیها بود شکر و قهوه بطور کلی حذف شد و آمارها نشان داده که سرطان کمتر شده است شکر عامل افسردگی است و روی سلولهای مغزی اثر بدی می گذارد.

در انگلیس در سال 1911 می گفتند دیابت عسلی در صورتی که عامل شکر بوده نه عسل، و در بعضی از موارد هم می گفتند که این مریضی ارثی می باشد یعنی ژنتیکی و دیگر اینکه در شهر و زندگی های مدرن خیلی زیاد است، در شهرستانها و روستاها خیلی کم است و حتی در یهودان هم خیلی زیاد بوده است. یا کشف انسولین که از پانکراس حیوانات خصوصاً خوک و سگ می‌گرفتند و به مریضها میزدند تا دیرتر بمیرند ولی با طولانی شدن عمرشان دست و پاها زخمی و قطع می شد و به اینها مریضهای جهنمی می گفتند و تنها راه فرار از این مریضی نخوردن شکر بود ولی کسی جرأت نمی کرد که بگوید شکر نخور و این شکر سمی را به عنوان دارو که انرژی زا می باشد در سال 1870 میلادی به ژاپن و کشورهای عربی و ایران وارد کردند.

تا اینکه در ژاپن دیابت شیوع پیدا کرد و متوجه نشدند که شکر علت آن می باشد تا اینکه یک ژاپنی که داری 4 فرزند بود 3 تا از فرزندان مردند و نمی خواست که چهارمی هم بمیرد شروع به مطالعه طب سنتی یا قدیم شرقی را شروع و هزاران مریض را با غذاهای سنتی نجات داد که طب مدرن معالجه ای برای سل و دیابت و غیره نداشت و می گفتند معالجه ای وجود ندارد و نام این پزشک ژاپنی به نام Ishizuka  که مطالعات زیادی در دانشگاه سربن پاریس دربارۀ انسولین و بیوشیمی و آزمایشگاهی راجع سدیم و پتاس هم مطالعات زیادی که با خوردن نمک های تصفیه شده راندوم سدیم و پتاس را بهم می ریزد و بعد از مرگ او ژاپنی دیگری بنامSakurazawa مطالعات و تحقیقات او را ادامه و خیلی کتابها را باید به چاپ می رساند. شکر و دیابت که باعث آن پزشکان غربی بودند که راجع مصرف شکر و این مریضی ها هیچ اشاره ای نکردند به خاطر منافع و اگر هم میدانستند جرأت حرف زدن نداشتند و همۀ حرف آنها راجع عسل و زنبور بود که این مریضی ها را می آورد. و این بیماری دیابت را یک پزشک ژاپنی با برنج خالص (تصفیه نشده)- لوبیا- ژاپنی Azuka کدو حلوائی و سویا معالجه کرد که کشورهائی مثل بلژیک و فرانسه که این حبوبات را           نمی شناختند شروع به کشت کردند.

و به این طریق پدر پزشکان مدرن که خود را ابوعلی سینای آن زمان میدانستند شروع به محکوم کردن پزشک ژاپنی Sakurazawa کردند که یک شارلاتان و حقه بازی بیش نیست و این شخص مدرک پزشکی هم ندارد و فقط طب سوزنی را اجرا می کند او در سال 1960 میلادی که برای صنایع شکر و شرکتهای داروئی یک مانع بزرگی بود می نویسد که هیچ پزشک در غرب نمی تواند دیابت را معالجه کند همانطور که در 30 سال اخیر که انسولین استفاده می کردند مصرف می کنند و این بیمارها محکوم به این هستند که با عصا راه بروند و میلیونها دیابتی پول کلانی برای دارو بپردازند. در آمریکا و در همه جای دنیا هر روز شمارش دیابتی ها بیشتر می شود و از زمانی که انسولین که از خوکچه ها گرفته می شود را می زنند جیب شرکتهای داروئی را پر کرده و تا آخر عمر باید دارو استفاده کنند: این پزشک ژاپنی از شرکتهای تغذیه خواهش کرد که روی غذاهای خودشان اتیکت بزنند که اینها کربوایدرات می باشد و تصفیه شده است مثل سیب زمینی، نان سفید، برنج سفید، شکر و غیره که غربیها از آن استفاده می کنند و برای دیابتی ها خوب نیست. در حال حاضر تمام انسولین ها از خوکچه ها گرفته شده و برای مصرف بیماران دیابتی استفاده      می شود.

هم چنین خود پزشکان آمریکائی و خانواده آنان از این بیماری زجر میبردند و نمی توانستند حتی خودشان را معالجه کنند.

اتفاقات خیلی زیادی بین محققین و دولت رخ داد حتی به خاطر شکری که در کوکاکولا زده می شد با انتقادات زیاد و شکایات زیادی در دادگاهها بر علیه شکر و کوکاکولا. ولی تمام اختیارات به FDA آمریکا داده شد که بطور کلی تمام اختیارات در دست FDA باشد و تولیدکنندگان هر چیزی که می خواستند تولید با مواد شیمیایی تولید کنند و همین طور ساکارین Saccharin را در سال 1970 در لیست FDA قرار دادند.

درآمدهای کلان فروش مواد غذایی بدون شکر (رژیم لاغری) و این Business در سال 1975 میلادی بالای یک میلیارد دلار بوده که نتیجه ای جز بیماری برای مردم نداشت و سرطان زا بود که به جای شکر اسپارتام استفاده کردند و حتی در سال 1961 در Ohio آمریکا یک محصول نوین شکر با مخلوط کردن ویتامینها و مینرالهای شیمیایی با شکر تصفیه شده تولید و تبلیغ  که فقط درصد دیابتی را در این ایالت بالا برد.

در تمام نوشابه ها و شکرهای رژیمی محققین در تمام آزمایشگاه ها آزمایشات لازم را انجام دادند نشان داده شده است که شکر صنعتی سرطان زا می باشد ولی FDA و صنایع به خاطر منافع و پولهای کلان حتی اشاره ای به مضر بودن آن نکرده است بلکه سکوت را ترجیح داده اند.

این شکر (ساکارز) تمام مواد خوب را از بدن سلب و نمی گذارد که به بدن برسد لثه دندان را سیاه می کند و به – سیستم غددی- پانکراس، کبد، تیروئید استرس شدیدی وارد می سازد. مخمرات را در بدن زیاد    می کند ویتامین C بدن را کم می کند، در معده ایجاد گاز می کند به خاطر اینکه ویتامین B را از بین برده و باعث کمبود B1 و B5 می شود.

باکتری ها را در رودۀ بزرگ زیاد می کند به خاطر تخمیر شدن شکر در رودۀ بزرگ. اثر سوئ زیادی روی سلولهای مغزی اثر می گذارد.

این شکر سمی در قهوه، چای، نوشابه های گازدار به خصوص کوکاکولا، شیرینیهای صنعتی، آدامسها، سیگار، تنباکو، تمام قرصهای ویتامینه موادهای کارخانه ای، تمام داروها از آسپرین گرفته تا واکسن ها استفاده    می شود.

یک پزشک فرانسوی Paulin ا (1947-1875) با تحقیقات زیادی تشخیص این را داد که این شکر کارخانه ای یک مادۀ غذائی آدم کش می باشد.

پزشک دیگری به نام Benjamin در بیمارستان Ashvill در ایالت کارولین با تحقیقات زیادی متوجه شد که شکر خون را اسیدی می کند  مواد معدنی استخوانها را از بین برده و پوک می کند.

شکر خیلی از آنزیم ها و ویتامین های ضروری را در بدن از بین می برد.

در فوائد تولید شکر: ریشه چغندر یا چغندر و نی شکر با آب پخته می شود Cao2 اکسید کلسیم به آن اضافه و با درجۀ حرارت زیاد 380 درجه می جوشد. در این حالت آلبومینها- مینرالها و ویتامین ها از بین می روند. در ادامه با تغییرات آلکالبین و حرارت زیاد و با اضافه کردن اسیدکربنیک- بی اکسید سولفوریک و کربنات کلسیم ترکیب می شود و برای تصفیه احتیاج به اسیدکربنیک، اسیدسولفوریک و موارد شیمیائی دیگر دارد. (این هم از شکر سفید و تصفیه شده).





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 فروردین 1393

تا به حال  فکر کردید چرا این همه بیماری های ناشناخته! زیاد شده و طول عمر افراد کمتر شده و سن سکته ها به حد پائینی نزول کرده!؟

کوچکتر که بودیم گوشت مرغ خورده نمی شد!

کوچکتر که بودیم گوشت گاو خورده نمی شد!

اما حالا چه؟! بدون اینها هیچ یخچالی پر نمی شود.هیچ میهمانی برگزار نمی شود. باید تجدید نظر کنیم. باید سبک زندگی را عوض کرد.


مقاله ای که در پیش روی شماست و برای اولین بار در سایت ها و رسانه های کشورمان منتشر می شود ترجمۀ چندین مقاله و کتاب معتبر اروپایی و آمریکایی است که بسیاری از مراجع (رفرنسهای) این مقالات فقط در مراکز علمی و دانشگاهی جهان منتشر شده و در دسترس عموم مردم نمی باشد. ما از هر گونه دخل و تصرف علمی در محتوای این مقالات پرهیز کرده و فقط آن را ترجمه و ویرایش ادبی نموده ایم: تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که عاقل را اشارتی کافی است( این مقاله برگرفته از سایت دکتر روازاده است).

آیا می دانید مرغی که می خورید چیست؟

تولید انبوه مرغ، خروس، بوقلمون، بلدرچین، اردک و غیره

مرغ گوشتی فقط از 2 نژاد و بطور مخفیانه (Top secret) در آزمایشگاههای ژنتیکی دستکاری و تهیه شد و اسم آن به انگلیسی COBB 500 و به آمریکائی به نام The cobb breeding company گذاشته شد که فرمول آن مخفی و به هیچ کس داده نشد. هر چند تولید گوشت فقط با هورمون خوک همان طور که در گاو و بقیه حیوانات استفاده کردند، در این حیوان دو پا هم استفاده شد که فقط تولید گوشت بکند. این مرغ با یک کیلو و نیم موادغذائی یک کیلو گوشت تولید می کند. تمام مرغهائی که در دنیا به نام مرغ ماشینی وجود دارد در عرض 35 روز دورۀ این مرغها تمام و باید به دست مصرف کننده برسد. البته این مرغها خیلی خوشحال هستند چرا که بیشتر از این زنده نمی مانند چون با وضع بدی که دارند، حداقل دیوانه نمی شوند!!

در عرض این 35 روز وزن آنها 2 تا 3 کیلوگرم می شود و در بازار از یک تا دو کیلوگرم مرغ ماشینی یخ زده و پوست کنده بدست مصرف کننده می رسد. برای رسیدن به این وزن باید مرغداری مناسب و موادغذائی مناسب داشته باشند که این مواد غذائی تمام دستکاری ژنتیکی شده مثل ذرت، سویا، کلزا و غیره که یک به یک نام می بریم می باشد. این نوع تولید یک تولید صنعتی می باشد که در هریک از مرغداریها دهها هزار از این جانور 2پا تولید می شود. در هر متر مربع 15 تا 20 مرغ یعنی حدوداً در یک متر مربع 30 کیلو گوشت به بازار ارائه می شود در صورتی که برای مرغهای طبیعی و رسمی در مرغداری های سنتی 3 مرغ در هر مترمربع وجود دارد و موادغذائی آنها غیر ژنتیکی می باشد و به همین دلیل قیمت گران تر می باشد.

در دامداری های صنعتی 24 ساعته مهتابی ها روشن است و این مضر برای سلامتی مرغ ها است چرا که مرغ حیوانی است که باید روز بیدار و شب استراحت کند.

و در این دامداری ها فضولات مرغ در همان نقطه ای است که مرغ ها روی آن استراحت و تغذیه می کنند و بوی عفونت تمام این مرغداری ها را پر می کند. بعد از 35 روز این فضولات را جمع آوری و به عنوان کود مرغی به فروش می رسد.

در موادغذائی این مرغ ها آنتی بیوتیک زیادی وجود دارد برای اینکه ویروس ها اثری روی مرغ ها نداشته باشند و در مرغها علائمی نشان داده نشود. آنتی بادی های بدن مرغ با مرضهای ویروسی با کمک این آنتی بیوتیک ها مبارزه کرده و در مرغ بیماری نمودار نمی شود ولی همین ویروس ها با خوردن گوشت مرغ به بدن انسان وارد می شود مثل آنفلانزای مرغی که خیلی از مردم هم می دانند. حتی این مرغ ها به خاطر ویروسهائی که در بدن دارند نمی توانند کاملاً سرپا بایستند در این مرغداری های صنعتی 50 الی 100 هزار مرغ است که دائماً باید بیدار و سرپا باشند چون جا نیست و 24 ساعته در فضای با نور مصنوعی روشن زندگی کرده و تاریکی را نمی بینند بنابراین در این مرغ ها حالت استرس و ضعف زیادی پیدا می شوند. در این مرغداری ها باکتری های زیادی وجود دارد. مثل Salmonella (سالمونلا) و آنفولانزا...

در حالت طبیعی این مرغها از سبزیجات، گندم سالم، و مواد زائده میوه جات تغذیه می کنند به همین دلیل پروتئین گیاهی به پروتئین های حیوانی خوب در بدن مرغ های طبیعی تبدیل می شود. در صورتی که در مرغداری های صنعتی فقط مواد دستکاری شده ژنتیکی مثل ذرت، سویا و آنتی بیوتیک و هورمون به این ها داده می شود. به مرغ آرد گوشت و ماهی و چربی های حیوانی و پروتئین حیوانی داده می شود تا زودتر وزن آنها زیاد و زود بدست مصرف کننده برسد. آرد حاصل از خون و زائدات ماهی و حتی سیراب و شیردان گاو پاها و استخوان به این مرغ ها داده می شود و 30 درصد موادغذائی آنها را پروتئین حیوانی تشکیل می دهد اگر در برخی انواع این مرغ ها گوشت مرغ ماشینی 2 دقیقه بیشتر پخته شود خرد می شود و اگر سرد شود بوی ماهی می دهد و بوقلمون ها بدتر از مرغ.

در این مرغداری های صنعتی خیلی از مرغ ها هم زیرِ دست و پا می میرند و بسته بندی شده و به دست مصرف کننده می رسد. آنتی بیوتیک ها مهم ترین و اساسی ترین مواد برای مرغداری های صنعتی می باشد.

مرغداری های صنعتی زمانی افتتاح شد که شرکت های داروئی و تولید مواد دامداری این مواد اساسی یعنی «آنتی بیوتیک» را توانستند به حد فراوانی تولید کنند.

این مرغداری ها چه شرایطی را برای این مرغ ها ایجاد می کنند: 1- استرس  2- در یک مترمربع 15 تا 20 مرغ  3- کمبود محیط سالم و بهداشتی  4- بیماری زیاد در بدن مرغ که بیش از 35 روز نباید بیشتر طول بکشد و غیره.

این آنتی بیوتیک ها و هورمون ها رشد حیوانات (مرغ) را به سرعت بالا می برند و هم زمان از بعضی مریضی ها (ویروس ها و باکتری ها) جلوگیری می کند. در این موارد چون آنتی بیوتیک مداوم در خوراک آنها می باشد ویروس در بدن مرغ وجود دارد ولی علائمی بروز نمی دهد. در صورتی که فقط در مواقع بیماری مرغ باید آنتی بیوتیک داده شود.

کسانی که مرغ مصرف می کنند مصرف آنها فقط پروتئین هائی است که دستکاری ژنتیکی شده (پروتئین ژنتیکی) و این پروتئین ها اصلاً با کیفیتی نیستند و به جز ضرر برای سلامتی چیزی را به ارمغان نمی آورند. خصوصاً بیماری های هورمونی و غددی به وجود آورده و مصرف زیاد مرغ باعث سرطان سینه و تومورهای داخلی می شود.

یک شرکت آمریکائی-انگلیسی بیش از 50 رقم مرغ های محلی را دستکاری ژنتیکی و مرغ های چربی دار که تمام آن حاوی هورمون می باشد در تمام دنیا پخش نموده است.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 فروردین 1393
سرطان قارچ است و قابل درمان میباشد

اگر می پسندید برای دیگران لینک را ارسال کنید.


tk5fq5nt3uv3v4hd5ax.jpg

عکس جالبی ست، هشت میلیون انسان هر ساله در سراسر دنیا  از سرطان میمیرند، بیشتر از نصف این تعداد تنها در ایالات متحده، و پیش بینی شده که تا سال 2030 میزان جهانی آن به 12 میلیون خواهد رسید.

سرطان بزرگترین عامل مرگ انسانهای پائین 85 سال است  و در آمریکا از هر چهار نفر یکی به آن مبتلا میباشد.

در واقع تمامی آنچه که موجب رنج و آلام و همینطور مرگ و میر آنها میشود از بیماری هایی ناشی میشود که کارتل های صنایع شیمیایی متعلق به اشراف از پیدا کردن درمانی برای آنها بطور سیستماتیک امتناع میکنند.(سیستماتیک = با هدف و برنامه ریزی شده ).

رئیس یک سازمان تحت کنترل راکفلر در اصلاح نژاد انسان دکتر ریچارد دی در حین صحبت در کنفرانسی که در مورد تحولات آینده جامعه جهانی در پیتزبورگ و در سال 1969 برگزار شده بود، از دکتر ها تقاضا میکند تا دستگاههای ضبط صوت را خاموش نمایند و نت برداری هم نکنند، تا اینکه او جزئیات یک لیست طولانی از تغییرات برنامه ریزی شده را بیان نمود. یک دکتر ولی نت برداری کرده بود و بعداً علناً در موردش صحبت نمود.

حالا، 40 سال بعد از آن، ما میتوانیم ببینیم که چگونه بطور استثنائی دکتر دی دقیق بود:

" ما میتوانیم تقریباً همه سرطان ها را همین اکنون معالجه نمائیم. اطلاعات آن درون پرونده ای در انستیتوی راکفلر موجود است، اگر روزی تصمیم گرفته شود که منتشر شود. "

دی همچنین گفت که " با اجازه دادن به اینکه مردم از سرطان بمیرند جلوی رشد جمعیت گرفته خواهد شد، آدم ها ممکنه از سرطان و یا از هر چیز دیگری بمیرند "!! این مردم روحی در بدن ندارند و به همین جهت چنین کارهایی میکنند.

کمپانی های داروسازی اعظم علاقه ای به درمان سرطان ندارند وقتی در حال انباشتن ثروت هنگفتی هستند که از راه زیر مراقبت گرفتن علائم این بیماری و با داروهایی نابود کننده و کشنده برای سلول ( سموم کشتار مردم) در  شیمی درمانی هستند، امّا این فقط  برای پول نیست، خاندان هایی که از یک رگه خونی هستند، اشراف حاکم، میخواهند که مردم رنج ببرند و زودتر از موعد بمیرند به عنوان روشی برای کنترل جمعیت.

به همین علت است که هر وقت کسی خارج از کمپانی های داروسازی یک روش مؤثر برای درمان سرطان کشف میکند، به سرعت توسط مؤسسات پزشکی و سازمان های دولتی مورد هدف قرار میگیرد.

یکی از اینگونه موارد دکتری ایتالیایی ست بنام تولیو سیمونچینی، یک مرد بزرگ و شجاع که از سر خم کردن در برابر فشارهای عظیمی که با آن روبرو شده – و همچنان ادامه دارد - امتناع میکند، پس از اینکه دریافت سرطان چیست و چگونه میتوان با آن مقابله کرد.

" اتهام " سیمونچینی این بوده که کشف کرد سرطان توسط قارچ کندیدا(Candida Albicans) بوجود میاید، یک ارگانیزم مخمر مانند که به تعداد کم در بدن زیست میکند حتّی در افراد سالم. سیستم دفاعی بدن بطور معمول آنها را تحت کنترل نگه میدارد. امّا هنگامی که کندیدا به یک قارچ قوی تبدیل میشود، برخی از مشکلات سلامتی را بدنبال خواهد داشت از جمله سرطان.

تولیو سیمونچینی میگوید که سرطان همین عفونت های قارچی کندیدا میباشد و اینکه توضیحات جامعه پزشکی در مورد سرطان به عنوان یک اختلال عمل سلولی کاملاً اشتباه است.
5qrnoeydp06gsua0sn6.jpg
 کندیدا

سیمونچینی یک متخصص در تومور شناسی، اختلالات متابولیک و دیابت هاست امّا او از این هم بیشتر است. او یک دکتر واقعی ست، کسی که بدنبال کشف کردن حقیقت برای مصلحت بیمارانش میباشد و از پذیرش طوطی وار دیدگاه رسمی، اینکه دکترها چگونه باید عمل یا فکر کنند، امتناع میورزد.

او دگم موجود در انطباق فکری روشنفکرانه را با تمام مفروضات ثابت نشده اش، دروغ، تقلب و جعلیات آن به چالش گرفته است. او به سختی به انتقاد از تشکیلات های پزشکی می پردازد که همچنان به روش هایی که برای درمان و مقابله  با اپیدمی جهانی سرطان بیفایده هستند، ادامه میدهند.

از زمانی که به پزشکی ورود نمود دریافت که یک چیزی در رابطه با روش های درمان سرطان اشتباه ست:

" درد و رنج های وحشتناکی را میبینم. من در بخش اطفال مربوط به تومورشناسی بودم – همه این بچه ها میمیرند. من داشتم رنج میبردم وقتی میدیدم بچه های بیچاره با شیمیایی شدن، و با رادیواکتیو شدن میمیرند."

عصبانیت و غم و اندوه از آنچه که شاهدش بود او را به سوی تحقیق برای فهمیدن، و در نتیجه درمان این بیماری ویرانگر هدایت نمود. او تلاش خود را با ذهنی باز و یک کاغذ سفید خالی از فرضیات خشک و تعلیمات تحمیلی توسط جریان رسمی " جامعه پزشکی  و علمی " شروع نمود.fni0e6xnoysum9zpn9w.jpg

چه تعداد دیگر از اینگونه کودکان معصوم باید با رنج و درد بمیرند تا مردم از نگاه کردن به دکتران به عنوان " خدایان دانای همه چیز " دست بردارند و میزان شگفت انگیز جهل موجود را درک نمایند؟!!.

سیمونچینی دریافت که همه سرطان ها به یک صورت عمل میکنند. اهمیت ندارد که در کدام قسمت بدن و یا چه فرمی به خود بگیرند. یک عامل مشترک وجود دارد. او همچنین دریافت که توده های سرطانی همیشه سفید هستند.

چه چیز دیگری سفیده؟ قارچ - کندیدا.

سیمونچینی متوجه شد که آنچه طبّ عمومی بعنوان رشد خارج از حد سلولی – توسعه تومورهای سرطانی – بدان معتقد است،  در واقع سلول هایی است که سیستم دفاعی بدن برای دفاع  از حمله کندیدا تولید میکند. او میگوید که مراحل به اینصورت دنبال میشود:

" بطور معمول کندیدا توسط سیستم دفاعی بدن تحت کنترل نگه داشته میشود، امّا هنگامی که سیستم دفاعی بدن تحلیل رود و تضعیف شود، کندیدا میتواند توسعه یابد و یک " کلنی " بسازد.

کندیدا سپس به یکی از اعضای درونی بدن نفوذ میکند و در اینصورت سیستم دفاعی میبایست به این تهدید به روش دیگری جواب دهد.

این " روش "، ساختن یک دیواره دفاعی با سلول های خودش میباشد و این گسترش یافتگی سلولهاست که ما آن را سرطان مینامیم. آنچه که اجازه میدهد سرطان بروز نماید، یک سیستم دفاعی تضعیف شده است. وقتی که سیستم دفاعی مؤثر عمل کند، مشکل را قبل از اینکه از کنترل خارج شود مهار میکند، و کندیدا را تحت کنترل نگه میدارد ".
xizc3b20nv1bkkf8vor0.jpg

امّا درست هنگامی که تعداد سرطانی ها در سراسر جهان هر چه بیشتر افزایش پیدا میکرد چه اتفاقی در حال رخ دادن بود؟ یک جنگ تمام عیار و حساب شده بر علیه سیستم دفاعی بدن انسان ها که در هر دهه موذیانه تشدید شده است.

سیستم دفاعی توسط افزودنیهای خطرناک به نوشیدنی و غذا، کشاورزی شیمیایی، واکسیناسیون، تکنولوژی الکترومغتاطیسی و مایکرویوی، داروهای کمپانی های داروسازی و استرس موجود در " زندگی مدرن " تضعیف میشود.

کودکان امروز چه دفاعی خواهند داشت وقتی 25 واکسن تا قبل از دو سالگی به آنها تحمیل میشود، درست موقعی که این سیستم در حال شکل گرفتن است؟

این روشی ست که خانواده های اشراف ایلومیناتی برای کنترل انبوه جمعیت در نظر گرفته اند. با برچیدن دفاع طبیعی بدن در مقابل بیماری ها.

حال شک واقعی در اینست که، چه چیز سیستم دفاعی را از همه سریعتر نابود میکند؟

شیمی درمانی

پرتودرمانی را هم به آن اضافه نمائید. شیمی درمانی برای کشتن سلول طراحی شده است. به همین سادگی.

" آخرین درجه " مراقبت های سرطانی امروزه مسموم نمودن بیمار و امید داشتن به اینست که سلول های سرطانی را زودتر بکشند بعد از اینکه به اندازه کافی سلول های سالم را نابود کردند.

این سّم شیمی درمانی سلول های سیستم دفاعی را میکشند و آنها را تکه پاره میکنند. و کندیدا هنوز در آنجاست.

این سیستم دفاعی ویران شده بدن نمی تواند بطور مؤثر به کندیدا پاسخ دهد، و کندیدا به قسمت های دیگر بدن سرایت میکند تا پروسه دیگری را آغاز نماید. حتّی کسانی که به نظر میرسند که علاج یافته اند پس از عمل جراحی یا شیمی درمانی و همه گونه چک - آپ پاک و عاری شدن از تومورها راهم دریافت نموده اند، فقط ساعتی در حال تیک تاک کردن هستند.

سیستم دفاعی بدن آنها ویران شده است و فقط یک مدت زمان میبرد تا کندیدا باعث عودت دوباره شود. بطور خلاصه:

شیمی درمانی مردمی را میکشد که تصور میرود در حال درمان آنهاست.

البته، بجز گرفتن زندگی کار دیگری نمی تواند انجام دهد. یک نوع سّم است که نابود کننده سیستمی ست که ما برای سلامتی و قوی بودن به آن نیاز داریم.

وقتی دکتر سیمونچینی دریافت که سرطان یک عفونت یا هجوم  قارچی ست، بدنبال تحقیق در مورد چیزی رفت که قارچ را بکشد و در نتیجه سرطان را از بین ببرد. او متوجه شد که داروهای ضد قارچ کارگر نمی باشند، زیرا قارچ ها به سرعت تغییر رفتار میدهند و حتّی از دارویی که برای کشتن آنها تجویز شده تغذیه میکنند.

1o3rsp35m99z8bvj5bxx.jpg

در عوض، سیمونچینی یک چیزی پیدا کرد بسیار بسیار ساده تر: سدیم بی کربنات. آری، ماده اصلی مورد استفاده در نان پزی.

او از همین استفاده کرد چون یک نابود کننده قوی قارچ ها میباشد و بر خلاف داروها، کندیدا نمیتواند خود را با آن " تطبیق " دهد. سدیم بی کربنات از راه دهان و توسط آندوسکوپی اعمال میگردد،(یک لوله دراز که دکترها برای دیدن داخل بدن و بدون عمل جراحی از آن استفاده میکنند). این روش اجازه میدهد که سدیم بی کربنات مستقیم بر روی سرطان – قارچ قرار داده شود.

مصریان قدیم خواص درمانی مواد ضد قارچ را می شناختند و کتابهای هندی تا هزار سال قبل توصیه نمودند که " مواد قلیایی دارای قدرت قوی " در مبارزه با سرطان هستند.

در 1983، دکتر سیمونچینی یک مرد ایتالیایی را معالجه نمود، جنارو سانگرمانو، کسی که با داشتن سرطان  ریه فقط چند ماه مهلت زندگی کردن برای او تعیین کرده بودند. چند ماه بعد او نمرد، او سالم به زندگی بازگشت و سرطان از بین رفته بود.موفقیت های بیشتری ادامه یافت و سیمونچینی یافته های خود را به سازمان بهداشت ایتالیا معرفی نمود به امید اینکه آنها در یک آزمایشات علمی تحقیقی نشان دهند که این کار میکند، امّا او درحال یادگیری مقیاس واقعی حقه بازی و فریبکاری در نظام  پزشکی بود.
http://up.iranblog.com/images/8nale5xhjw1o6whfvweu.jpg

مقامات نه تنها مدارک و مستندات او را نادیده گرفتند، بلکه او را از تجویز درمان هایی که مورد تائید سازمان پزشکی نیست محروم نمودند.

او توسط رسانه ها زیر یک رشته حملات شریر و تمسخر کننده قرار گرفت. سپس سه سال بخاطر ایجاد مرگ اشتباهی " بیمارانی که تحت مراقبت او قرار گرفته بودند زندانی شد. دستور به هر گوشه ای رسیده بود: سیمونچینی را هدف قرار دهید.

مقامات نظام پزشکی گفتند که ادعای او در مورد بی کربنات سدیم " دیوانگی " و " خطرناک " است ( البته فقط برای منافع کمپانی ها ی داروسازی خطرناک است ). یکی از " رهبران دکترها " حتّی سدیم بی کربنات را یک " ماده مخدر " نامید!

در تمام این مدت میلیون ها نفر از سرطان در حال مردن بودند که میتوانستند بطور مؤثر درمان شوند. این انسان نماها هیچ اهمیتی نمی دهند.

Error! Filename not specified.

دکتر تولیو سیمونچینی خوشبختانه، آدم ترسوئی نیست و او در اینترنت و گفتگوهای مردمی به انتشار کار خود ادامه داد. او موفقیت های قابل توجهی در کاهش و حذف کاملاً واقعی حتّی بعضی از سرطان ها که در مراحل پیشرفته و نهایی قرار داشته اند، با استفاده از بی کربنات سدیم کسب نموده است. در بعضی موارد این ممکن است ماه ها طول بکشد، امّا در بعضی دیگر، مانند سرطان سینه که تومور به آسانی در دسترس میباشد، در چند روز محو میشود.

مردم همچنین تحت راهنمائیهای دکتر سیمونچینی در حال معالجه کردن خود هستند. در آخر این مقاله لینک هایی وجود دارد که صحبت ها و تجربیات افرادی را که از این طریق معالجه و درمان شده اند را میتوانید مشاهده نمائید.

یافته های دو محقق و دانشمند انگلیسی نیز ثابت نموده که سرطان قارچ میباشد.پروفسور گری پوتر از گروه کشف داروی سرطان و پروفسور دن بورک. مجموع یافته های این دو برملا نموده که:

سلول های سرطانی دارای نوعی " نشان شیمیایی " منحصر بفرد هستند که سلول های عادی فاقد آن هستند. یک نوع آنزیم که "سیپ وان بی وان" تلفظ میشود.

سیپ وان بی وان  ساختمان شیمیایی چیزی را تغییر میدهد که سالوسترول نامیده میشود که بطور طبیعی در بسیاری از میوه ها و سبزیجات پیدا میشوند.  این تغییر شیمیایی سالوسترول را به یک عامل کشنده سلول های سرطانی تبدیل میکند، امّا هیچ صدمه ای به سلول های سالم وارد نمیکند.http://up.iranblog.com/images/ilb11wjqe2q7yhyg2o2s.jpg

امّا نکته ای که نشان میدهد سرطان یک قارچ است در اینجاست: سالوسترول سیستم دفاع طبیعی در میوه ها و سبزیجات علیه حملات قارچی ست و بهمین جهت شما آنها را فقط در گونه هایی که در معرض آسیب های قارچی قرار میگیرند مشاهده میکنید، مانند توت فرنگی، ذغال اخته، تمشک، انگور، کران بری، سیب، گلابی، سبزیجات سبز ( به خصوص گل کلم و خانواده کلم )، کنگر فرنگی، فلفل قرمز و زرد، اووکادو، مارچوبه و بادمجان.

از طرف دیگر، کمپانی های داروسازی و بیوتکنولوژی از این امر بخوبی آگاهند و آنها برای تحلیل بردن این دفاع طبیعی در مقابل حملات قارچی عملیات عظیمی را براه انداختند که به دو صورت عمل میکند:

1- پاشیدن مواد شیمیایی ضد قارچ که در کشاورزی مدرن مورد استفاده قرار میگیرند قارچ ها را بطور مصنوعی می کشند، این بدین معنی ست که گیاهان احتیاجی به فعال کردن سیستم دفاعی خود – سالوسترول - ندارند و امروزه شما فقط آنها را در گیاهانی که به روش سنتی کشت شده اند پیدا میکنید.

2- این ضد قارچ های شیمیایی که بطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرند یک متوقف کننده بسیار قوی  سیپ وان بی وان  میباشد و اگر شما غذاهایی راکه بصورت شیمیایی تهیه شده اند بخورید، اهمیتی نخواهد داشت که چقدر سالوسترول مصرف کرده باشید زیرا آنها بعنوان یک عامل نابود کننده سرطان فعال نخواهند شد. یعنی قادر به عملی که برای آن طراحی و خلق شده اند نخواهند بود.

این عمل اتفاقی نیست ویک طراحی حساب شده است. همانطور که حمله های مقامات برای نابود کردن تولیو سیمونچینی حساب شده است. اشراف میخواهند مردم از سرطان بمیرند، نه اینکه معالجه شوند. آنها از نظر روانی و احساسی تا آنجا که قادر به تصور کردنش هستید بیمارند و انسان ها را بصورت گاوان و گوسفندان نگاه میکنند.

برایشان مهم نیست که فریبکاری و سرکوب آنها چه مقدار زجر، رنج و مرگ را باعث میشود – از چشم انداز جنون آمیز آنها هر چه بیشتر بهتر. و این همان چیزی است که این مردم هستند... مجنون.

امّا سیمونچینی از سر خم کردن امتناع میکند و مبارزه خود را برای چیزی که او آنرا یک معالجه مؤثر برای سرطان میبیند ادامه میدهد. در حالیکه در دنیا تعداد مرگ و میر بخاطر سرطان مداوماً در حال افزایش است آنهم برای معالجاتی که کارگر نیستند و بر اساس فرضیاتی که هیچگونه واقعیتی ندارند اعمال میشوند.

این در واقع یک جامعه دیوانه است، هر چند، از چشم انداز خانواده های اشراف، همینطور هم باید باشد. خدا را شکر برای شهامت و متعهد بودن انسان هایی مانند تولیو سیمونچینی. ما نیاز به تعداد بیشتری انسان های امثال او داریم.

 

چه تقابل شخصیتی قویی بین او و کسانی که در خدمت تشکیلات پزشکی هستند وجود دارد؟ وقتی سیمونچینی چند هفته قبل در کلینیک شن سخنرانی کرد قبل از ورود او بعضی دکترهای محلی نظریات او را رد کردند و به تمسخّر گرفتند.

آنها به سخنرانی او دعوت شده بودند، که میتوانست برای بیماران آنها فواید بالقوه عظیمی در بر داشته باشد. صندلی هایی برای آنها رزرو شده بود تا صحبت های سیمونچینی را از نزدیک بشنوند و شانسی به آنها داده شد تا سؤالات خود را مطرح نمایند.

چه اتفاقی افتاد؟

آنها هرگز نیامدند.

لینک مقاله اصلی:

http://www.davidicke.com/articles/medicalhealth-mainmenu-37/29121

در لینک زیر میتوانید مدارک و شهادت دادن بیمارانی که توسط سیمونچینی درمان شدند را ملاحظه نمائید.

http://www.curenaturalicancro.org/testimonianze.htm

در این ویدئوی خارق العاده سرطان و نابود شدن آن را مستقیم ببینید.

http://video.google.it/videoplay?docid=-598800713255508140&hl=it#

اف دی ای سازمانی که مسئول حفاظت از مردم آمریکاست و با پول مالیات دهندگان اداره میشود، همیشه در جهت منافع کمپانی های غول پیکر داروسازی برای از بین بردن کمپانی ها وتجار کوچک که داروهای غیر شیمیایی و طبیعی تولید میکنند تلاش مینماید و سعی بسیار در سانسور حقیقت دارد.

 

کندیدا را خودتان در بدن خود و بسیار ساده آزمایش کنید:

صبح بلافاصله پس از بیدار شدن در یک لیوان نیمه پر آب تف نمائید. سعی نکنید با دست و یا وسیله ای بزاق را از درون دهانتان بیرون بکشید، فقط تف کنید، هر قدر کم باشد مهم نیست. بعد از یک ربع یا نیم ساعت محتویات لیوان را به آرامی هم بزنید، سپس آنرا در مقابل نور بگیرید.اگر تف در بالای آب قرار گرفت و یا حل شد شما سالم هستید، امّا اگر لیوان را مکدر و غیر شفاف نمود بدن شما دارای بالانس یا تعادل کندیدا نیست. بهترین و مؤثرترین کار، تغییر شیوه غذا خوردن، روی آوردن به نوشیدن آب میوه و سبزیجات و دوری کردن از هر گونه خوردنی های بسته بندی شده، کنسرو شده و مخصوصاٌ فراورده های چینی ست

 







نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 28 اسفند 1392
کارشناسی ارشد زمین شناسی مهندسی
کارشناسی ارشد مهندسی راه و راه آهن
کارشناسی ارشد ژئوتکنیک

توانمندی ها

راه و راه آهن

مطالعات  فازهای مختلف پروژه های  راه و راه آهن و مترو و تهیه پروفیل با استفاده از نرم افزارهای مهندسی Arc GIS و ...

زمین شناسی

تهیه نقشه و گزارش زمین شناسی و زمین شناسی مهندسی، طراحی پایداری شیب. تهیه گزار ش لرزه خیزی پروژه ها. 

برداشت اطلاعات زمین شناسی مهندسی Mapping  تونل و مسیر راه و راه آهن

مطالعات ژئوتکنیک و تهیه گزارشات مربوطه






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 27 اسفند 1392
نخست وزیر اسبق مالزی در میزگرد بین المللی با عنوان ˈبقا در بحرانی مالی آینده جهانˈ گفت که مردم مالزی باید خود را برای مواجهه با یک بحران مالی در این کشور آماده کنند.

به گزارش ایرنا، ماهاتیر محمد روز سه شنبه در این میزگرد که در محل ˈبنیاد رهبری پرداناˈ در پوتراجایا برگزار شد ، افزود: مالزی باید بر پایه تجریبات گذشته دلایل این بحران را بیابد و استراتژی مناسبی برای آن طراحی کند.

مالزی در دهه 1990 و در دوره نخست وزیری ماهاتیر محمد نیز با یک بحران مالی مواجه شد. سیاست های جاری اقتصادی نجیب تون رزاق نخست وزیر کنونی این کشور در سال جاری نیز مورد اعتراض مردم قرار گرفته است.

مقام های سیاسی مالزی درحالی از تحقق سریع تر از برنامه زمانبندی سند چشم انداز سال 2020 در تبدیل به یک کشور توسعه یافته سخن می گویند که برخی تحلیلگران، توسعه اقتصادی این کشور را حبابی دانسته که می تواند به تکرار بحران مالی دهه 90 در مالزی منتهی شود.

به استناد گزارش بانک مرکزی مالزی، رشد اقتصادی این کشور در سال گذشته میلادی از رقم شش درصد پیش بینی به پنج درصد کاهش یافت.

ˈ روبینی گلوبال اکونومیکس ˈ یک موسسه بین المللی تحلیل مسایل مالی و اقتصادی نیز اقتصاد مالزی را به عنوان یکی از آسیب پذیرترین اقتصادهای آسیایی که در معرض رکود گسترده ای قرار دارد، عنوان کرده است.

نمودار گزارش اقتصادی وزارت خزانه داری مالزی نشان می دهد که بدهی های داخلی دولت تقریبا در بازه زمانی کمتر از پنج سال دو برابر شده یعنی از 247 میلیارد رینگیت (83 میلیارد دلار) در سال 2007 به 421 میلیارد رینگیت (140 میلیارد دلار) در سال 2011 رسیده است و درآمدها تنها با 31 درصد رشد از 140 میلیارد رینگیت ( چهار میلیارد و 600 میلیون دلار) به 183 میلیارد رینگیت (61 میلیارد دلار) در همان بازه زمانی رسیده است.

ماهاتیر محمد در ادامه ، گفت: با در نظرگرفتن بحران های مالی گذشته در مالزی و بحران فعلی باید عوامل ایجاد این بحران ها بررسی و ایده های مقابله با بحران های احتمالی مطرح شود.

وی تاکید کرد که نخستین قدم برای مقابله با این بحران درک دلایل بوجود آمدن این شرایط است و در قدم بعدی، رسیدگی به این بحران امکانپذیر می شود.

نخست وزیر اسبق مالزی افزود: من یک پزشک هستم و نوع برخورد با این بحران مالزی باید مانند رویه یک پزشک باشد.

وی در مورد ناپدیدشدن هواپیمای شرکت مالزی ایرلاین نیز اظهار ناراحتی کرد و گفت: عجیب است که ماهواره های 20 کشور که در عملیات جستجو و امداد شرکت کرده اند قادر به یافتن این هواپیما نیستند.

پرواز ˈام.اچ 370ˈ شرکت مالزی ایرلاین شنبه هفته گذشته در مسیر کوالالامپور به پکن ناپدید شد و یازده روز تلاش برای یافتن آن نتیجه ای در پی نداشته است.



نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 27 اسفند 1392
بانكداری اسلامی

اساساً بانكداری اسلامی یعنی چه؟‌

قبلاً هم توضیح دادیم كه اساس شكل‌گیری بانك بر پایه ربا بوده است. در دین یهود اخذ ربا حرام نیست، در حالی كه در مسیحیت و اسلام ربا به هر شكلی كه باشد حرام است. یهودیان برای سازمان بخشیدن به عملیات ربا گیری، دست به تأسیس نهاد بانك زدند و بسیار ثروتمند شدند.

هنگامی كه ما در مورد بانكداری اسلامی صحبت می‌كنیم، منظورمان سیستم بانكی است كه در آن ربا وجود ندارد. كلاً در صدر اسلام مفهومی به نام بانك وجود نداشته است. كشوری مانند مالزی در بانكداری اسلامی، خیلی از ما موفق‌تر بوده‌ است. مالزی خود را سردمدار جهان اسلام در فقه و امور مستحدثه (اموری كه در صدر اسلام وجود نداشته‌اند)، تجارت اسلامی، حقوق اساسی و . . .  می‌داند، و به نظر می‌رسد كه حرف‌هایی هم برای گفتن دارد.

اگر فرانسه را قطب كشاورزی اروپا و آلمان را قطب صنعت اروپا بدانیم، بی گمان انگلستان پایتخت خدمات در اروپا محسوب می‌شود. بیشترین در‌آمد انگلیسی‌ها از فروش خدمات است. بنابراین باید به دنبال بانك‌هایی بزرگ در انگلستان بگردیم.  برخی از بانك‌های بزرگ انگلیسی نیز به مشتریان مسلمان خود، خدمات بانكی اسلامی (بدون ربا) ارائه می‌دهند.

این نكته نیز قابل توجه است، كه امروزه بانك‌ها در جهان، از مفهوم بانك در كشور ما فاصله گرفته‌اند. بانك‌ها عموماً مؤسسات سرمایه‌گذاری و تسهیل كننده امر تجارت هستند.

LC یا اعتبار اسنادی یكی از عملیات بانكی بدون ربا است. نه Applicant و نه Beneficiary در LC پولی به عنوان بهره پرداخت نمی‌كنند. در حقیقت بانك اسناد مالكیت را از فروشنده كالا می‌خرد و باز هم بانك همان اسناد را با اندكی سود به خریدار كالا می‌فروشد. و هیچ چیزی به عنوان بهره یا ربا رد و بدل نمی‌شود.

قوانین را می‌توان بر اساس اثر آنها به دو دسته تقسیم كرد:

1-    قوانین Effect Base

2-    قوانین Structure Base

دسته اول قواعدی هستند كه به اثر عمل نگاه می‌كنند. بنابراین فعل به هر گونه كه باشد، اگر اثر مورد نظر آن قوانین را داشته باشد، تحت شمول آنها قرار می‌گیرد. اما دسته دوم به اثر عمل كاری ندارند. مهم این است كه فعل در چهارچوب تعیین شده آن قواعد انجام شود،‌ حال اثر آن هر چه باشد.

اگر مفهوم ربا (بهره) را با هر یك از این دو دسته مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم، به نتایج متفاوتی می‌رسیم. در اینجا لازم‌است كه كمی راجع به حقوق رقابت صحبت كنیم. 



ادامه مطلب


نوع مطلب : یک کمی حقوق ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 22 اسفند 1392
مردان قبیله سرخ پوست در ایالات متحده آمریكا از رییس جدید می پرسن:
آیا زمستان سختی در پیش است؟

رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب می ده:
«برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید» بعد میره سازمان هواشناسی کشور زنگ می زنه: «آقا ! آیا امسال زمستان سردی در پیش است؟»

پاسخ: «این طور به نظر میاد»،
پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنن و برای این که مطمئن شه، یه بار دیگه زنگ می زنه سازمان هواشناسی :
«آیا شما نظرقبلیتون رو تایید می کنین؟»
پاسخ: «صد در صد»،

رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون را برا جمع آوری هیزم بیشتر جمع کنن.
بعد دوباره سازمان هواشناسی زنگ می زنه:
«آقا شما مطمئنین که امسال زمستان سردی در پیشه؟»
پاسخ: بزار این طوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!

رییس: از کجا می دونین؟
پاسخ : چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارند هیزم جمع می کنند!!

خیلی وقت ها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم،حالا به نظر شما بازار باز هم منفیه ؟؟



نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 اسفند 1392
چای بابونه
بابونه به خاطر خواص درمانی طبیعی از زمان‌های قدیم شناخته شده است. اما دانش نوین که هدف از آن استفاده از داروهای گیاهی برای درمان بیماری‌ها است در یک مطالعه کوچک ثابت کرده است افرادی که به اختلال اضطراب (GAD) مبتلا هستند و از اضطراب رنج می‌برند با عصاره بابونه تحت درمان قرار می‌گیرند.
ادامه دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اسفند 1392

سریع‌القلم: سیاستمداران از مردم عذرخواهی کنند

بیان این جمله که «من نمی‌دانم» یا «اشتباه کردم» برای بسیاری مشکل است. برای اولین‌بار در تاریخ ایران، یک سیاستمدار از مردم عذرخواهی کرد و گفت من اشتباه کردم که این عمل بسیار خوب بود. سیاستمداران ما باید روزی هفت یا هشت بار عذرخواهی کنند. مردم باید این عذرخواهی را بپذیرند.

یک استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهیدبهشتی با بیان اینکه "تا زمانی که تک تک ایرانیان رشد فردی نکنند، جامعه هم رشد نمی‌یابد"، گفت: توسعه‌یافتگی به اراده مردم و مسئولان یک کشور برمی‌گردد و این تفکر که عده‌ای نمی‌گذارند ما توسعه بیابیم، اشتباه است زیرا اگر ملت و سیستمی تصمیم بگیرد رشد کند، در نظام رقابتی جهانی می‌تواند سهمی برای خود باز کند.

به گزارش ایسنا، محمود سریع‌القلم عصر امروز (چهارشنبه) در سخنرانی خود با موضوع مبانی عملی عقلانیت با اشاره به رشد کشورهایی مثل سنگاپور، ویتنام، قطر و مکزیک، اظهار کرد: قدرت اقتصادی دنیا در حال انتقال از غرب به شرق است؛ به گونه‌ای که امروز دولت آمریکا برای تأمین بخشی از کسری بودجه خود به بازار مالی چین رجوع می‌کند.

برخی فکر می‌کنند نظام جهانی اجازه رشد به ما نمی‌دهد

وی در ادامه افزود: بنابراین می‌توان در این نظام جهانی رشد یافت. ما به این منظور باید کشورهای آسیای شرقی را مطالعه کنیم و اگر به دنبال توسعه‌یافتگی هستیم باید برنامه‌ای برای همکاری با این منطقه داشته باشیم. در این دنیا هیچ‌کس به فکر دیگری نیست. رشد به برنامه و اراده خودمان بستگی دارد. بخشی از جامعه اینگونه فکر می‌کند که نظام جهانی اجازه رشد به ما نمی‌دهد که البته این تفکر ریشه در تفکرات مارکسیستی دارد و در دنیا هیچ اعتباری ندارد زیرا اکنون ترکیه سالانه 62 میلیارد دلار محصولات کشاورزی صادر کرده و در یک دهه گذشته 10 هزار کیلومتر اتوبان ساخته است. ترکیه با وارد شدن به کوران جهانی شدن، توانسته این امکان را برای خود به وجود آورد.

این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهیدبهشتی در ادامه با بیان اینکه "اگر تک تک ما ایرانیان رشد نکنیم، 20 سال آینده هم شرایط ما اینگونه خواهد بود"، افزود: اکنون یک تبعه اماراتی یا چینی یا ترکیه‌ای با 10 سال قبل تفاوت دارد. در واقع رشد فردی برای توسعه‌یافتگی بسیار تعیین‌کننده است. اکنون 93 درصد مردم خاورمیانه گفته‌اند که آینده کشور آنها متوجه اقدامات دولت آنهاست در حالی که این آمار برای مردم چین فقط 17 درصد است و مردم اروپا از دولت خود فقط تامین امنیت و نظارت بر قانون را خواسته‌اند.

رشد فردی، کانون ضعف در ایران است

سریع‌القلم در ادامه با بیان اینکه "رشد فردی مهم‌ترین مشتق عقلانیت است"، خاطرنشان کرد: من در مادرید در صف خرید بلیت اتوبوس بودم. فردی بدون توجه به صف به سمت گیشه رفت اما مردم مانع او شدند. در واقع خود مردم بدون ورود پلیس از اقدامات این فرد جلوگیری کردند. ما باید بدانیم که رشد فردی کانون ضعف در ایران است. ما ایرانیان به اندازه کافی برای خود وقت نمی‌گذاریم. به طور مثال اکنون 53 درصد جمعیت ایران را زنان تشکیل می‌دهند که اگر آنها برای خود وقت گذاشته و رشد کرده و وارد صحنه اجتماعی شوند، موجب رشد کشور می‌شوند.

اگر رشد کنیم، به حقوق دیگران تعدی نمی‌کنیم

وی ادامه داد: جمع رشد فردی به جامعه مدنی بدل می‌شود. 300 سال پیش نصف مردم ایران رمان می‌خواندند. در تاریخ ایران خوانده‌اید عده‌ای صبح می‌گفتند درود بر تو و عصر گفتند مرگ بر تو. آن زمان این افراد نمی‌دانستند چه می‌کنند، زیرا بر افکار خود مسلط نبودند. اگر ما بر خود مسلط شویم، بسیار متفاوت رانندگی می‌کنیم. اگر رشد کنیم، به حقوق دیگران تعدی نمی‌کنیم. زود عصبانی شدن ما به خاطر عدم تسلط بر خود است. به قول «زرین‌کوب» حسد و کینه بخش مهمی از تاریخ ایران را تشکیل داده است. یک آلمانی آموخته که باید برای رشد، رقابت کند، پس بر غرایض خود غلبه کرده و به جای حسادت به سمت رقابت رفته است.

باید با افکار متضاد خود هم در ارتباط باشیم

سریع‌القلم با بیان اینکه "متکی بودن بر خود، آلمان را به آلمان فعلی و ژاپن را به ژاپن فعلی تبدیل کرده است"، تاکید کرد: باید فکر و شخصیت ما رشد کند. اگر ما با کسانی که مثل ما فکر می‌کنند معاشرت کنیم، دیگر فکر ما رشد نمی‌کند بلکه ما باید با افکار متضاد خود هم در ارتباط باشیم. چرا در جامعه ما افراطی‌گری وجود دارد؟ زیرا افراط‌گرایان فقط در مدار خود زندگی می‌کنند. اگر آنها به جامعه وارد شوند، دست از افراطی‌گری برمی‌دارند، زیرا من معتقدم 95 درصد مردم ایران بسیار معتدل هستند.

این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به اینکه "برای رشد فکری باید وقت زیادی برای مطالعه کتاب‌های مختلف از سراسر دنیا بگذاریم"، گفت: ما باید تحمل دیدگاه‌های مختلف را به دست آوریم و بدانیم معاشرت با کسی که با ما تضاد فکری دارد، بسیار مفید است زیرا رشد فکری به هم مباحثه‌ای نیاز دارد. نسل جدید ایران به برکت دنیای مجازی متحول شده و اکنون می‌گوید و می‌شنود و تمرین مدارا می‌کند. من در اجلاس داووس گفتم که آینده خاورمیانه دست بیل گیتس‌هاست زیرا آنها ارتباطات بین مردم را ایجاد می‌کنند.

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اسفند 1392

و اما راستی‌ها

نیمكره راست مغز مسوولیت هدایت سمت چپ بدن را برعهده دارد. این نیمكره مركز حس لامسه، درك سه بعدی اشیا، تصاویر، مقررات، رنگ، لحن و صداست و با توجه به توانمندی‌اش در درك تصاویر و به خاطر سپردن آنها قدرت تشخیص چهره‌ها را نیز دارد.

ما معما‌ها را با نیمكره راست مغز حل می‌كنیم و این نشان می‌دهد توانایی خلاقیت و كشف كردن هم به همین بخش مربوط است. این نیمكره مسوولیت رویاسازی را بر عهده دارد و توانایی ورزش و انجام حركات موزون را به ما می‌دهد.

میانه این نیمكره با هنر بسیار عالی است. آنها كه نیمكره راست قوی‌تری دارند معمولا هنرمندانی ذاتی هستند. استعداد موسیقی و هنرهایی مثل نقاشی و به طور كلی ذوق هنری به این بخش مربوط می‌شود. از همه مهم‌تر این است كه این نیمكره مركز احساسات و دوست داشتن در آدم‌ها نیز هست.

راه‌های تقویت نیمكره راست

برای پرورش نیمكره راست مغز باید به یاد داشته باشید كه اگر همیشه بخواهید جدی و عاقلانه رفتار كنید، اگر بخواهید حق اشتباه كردن را از خود بگیرید، اگر بخواهید همه كارهای‌تان مورد پسند دیگران باشد و اگر بخواهید هر كاری را از روش معمولش انجام دهید دست این نیمكره را برای ترقی می‌بندید.

 براساس پژوهشی كه پیش‌تر به آن اشاره كردیم، برای تقویت نیمكره راست لازم است نگاهی كلی گرایانه را جایگزین نگاه جزئی گرایانه كنید. چه اشكالی دارد به خودتان اجازه دهید گاهی كودك شوید و دنیا را كودكانه ببینید. از اشتباه كردن نترسید. به نمایشگاه‌های نقاشی و كنسرت‌های موسیقی سر بزنید. در انجام هر كار و حل هر پرسشی به چندین راه و چندین پاسخ متفاوت بیندیشید. به رویاهای‌تان احترام بگذارید و فرصتی را به آنها اختصاص دهید و حتی اهداف‌تان را در رویاهای‌تان متصور شوید. داستان بخوانید و بعد سعی كنید آن را مثل فیلم با تصویر در دنیای رویاتان ببینید. در طبیعت بگردید و از آن لذت ببرید و هنرهایی مانند نقاشی و طراحی یا موسیقی را بیاموزید.

 

بازهم توضیحات تکمیلی تر

آناتومی مغز (Anatomy of Brain)


مغز انسان حدود 1500 گرم وزن داشته که کلاً داخل جمجمه قرار دارد .

مغز از قسمتهای زیر درست شده است :

1-      نیم کره های مغز

2-      تالاموس و گره های عصبی قاعده ای

3-       مغز میانی

4-      پل دماغی

5-      بصل النخاع

6-      مخچه

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهندسی مغز یا پرورش مغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 اسفند 1392

از طرح این بحث اهدافی داریم که باید مقالات را تا انتها مطالعه نمائید

کلیات

پرورش مغز یا مهندسی مغز

ریشه این علم نزد آلمانها بوده است.هیتلراعتقاد به نژاد برتر یا نژاد خوب و بد داشت و از نظر او آریایی های آلمانی، نژاد برتر بودند.بدنبال این فکر یک سری آزمایش انجام داده شد. یک منطقه به نام قلعه عقابها انتخاب و آزمایشهائی روی تعدادی انسان انجام داده شد. برخی از یهودیها در این آزمایشها مورد استفاده قرارگرفتند و سپس سوزانده ! می شدند. در واقع می خواست عملکرد این نژاد را چند برابر نماید.مهندسی مغز از اینجا شروع شد.

پس از جنگ جهانی دوم آمریکائی ها این علم را به غنیمت گرفتند. آمریکائی ها دو کار را انجام دادند:

1-   کاربرد نظامی در منطقه ای بنام s1، منطقه ای ناشناخته که خروجی آن توی بازار بازی­های station play  و جنگی و ... است. در این منطقه بازی های نظامی تولید شده و اعتقاد بر این است که یک سرباز پیشرفته باید باشد و عملکرد سربازها چند برابر سربازان دیگر کشورها باید باشد. ابر سرباز

2-     بحث عمومی: تحصیلات دانشگاهی که مدارک مهندسی مغز در دانشگاه­هائی مثل MIT داده می شود.

ساختمان مغز انسان

به دو نیمکره تقسیم می­شود با وظایف متفاوت و از دیگاهی دیگر تقسیم بندی مغز انسان به شرح ذیل است:

مغز انسان متشکل از چهار لُب به نامهای: پیشانی،آهیانه، پس سری و گیجگاهی می باشد. هر کدام از این نواحی عملکردهای خاصی دارند و به طرق مختلف تحریک می شوند. به عنوان مثال، ردَ پای حرکات ظریف، دقت و توجه، برنامه ریزی، ثبات ادراکی،

 

نیمکره راست : تجسم فضائی(سه بعدی)، هنری، کلیات و حجم

نامرتبی مربوط به نیمکره راست مغزاست. افراد راست مغز نقاشی پراکنده ای دارند. نقاشی غیر منطقی نشانه ای از راست مغزی است. رویا پردازی نشانه ای از راست مغر بوده است.

 

نیمکره چپ: ریاضیات، جزئیات، منطق، اصول، ترتیب

کسانی که نیمکره چپ آنان فعال است اعتماد به نفس ندارند ولی مشاورین خوبی خواهند شد.

افرادی که متعادل هستند، انسانهائی منطقی می باشند.

توضیحاتی کاملتر

 مغز انسان اندامی بسیار پیچیده است که حدود ۲ درصد وزن بدن انسان ر دارا می‌باشد، بنابراین یک انسان ۷۵ کیلوگرمی مغزی در حدود ۱٫۵ کیلوگرم دارد. با این وجود مغز میان ۲۰ تا ۳۰ درصد از انرژی بدن انسان را مصرف می‌کند در مغز انسان حدود ۱۰۰ میلیارد یاخته مغزی وجود دارد که بصورت یک شبکه بسیار پیپچیده با یکدیگر در ارتباط هستند. محاسبات نشان می‌دهد که در حدود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ میلیارد ارتباط نقطه به نقطه میان یاخته‌های مغزی در مغز انسان وجود دارد. این شماره از شمار ستارگان جهان بیشتر است.

ما کارهایی مثل دیدن، شنیدن، لمس کردن، فکر کردن و غیره را می توانیم همزمان انجام دهیم چون سلولهای مغزمان بصورت موازی کار می کنند و هر کدام وظیفه خاصی دارند. ارتباطات مختلف بدن انسان با بیش از سیزده میلیارد نرون (سلول عصبى ) انجام مى گیرد كه از این مقدار ده میلیارد مربوط به مغز و بقیه مربوط به پوست و سایر اندام شبكه عصبى كه در مركز بصل النخاع قرار دارد مى باشد. در هر ثانیه بیش از یكصد میلیون پیام را از اندام مختلف عصبى دریافت مى كند و در همین فرصت (یك چشم بهم زدن ) یك ثانیه این پیام را برسى و مورد مطالعه قرار مى دهد و فقط چند صد عدد از این پیامها را كه قابل اهمیت مى داند اجازه ورود مى دهد و به اطلاع مغز مى رساند.

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند. پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.  

پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.  

پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است. در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

 علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها  

 غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد. نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند.

 تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند.  

حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه، ماهیچه ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

نظم موجود بین قسمت های مختلف مغز و همچنین هماهنگی بین مغز و اندامهای مختلف بدن، انسان را به وجود آفریدگاری عالم و قادر رهنمون می سازد.    

  

بسیاری از خصوصیت‌های فردی ما به نیمكره‌های راست و چپ مغزمان بستگی دارند و بسته به این كه كدام یك از این دو توانمندتر باشند

خوب نقاشی می‌كنید؟ اهل فلسفه هستید؟ شعر می‌گویید؟ عاشق ریاضی هستید؟ نمی‌توانید زود قانع شوید؟ خلاق هستید؟ زیادی منظم هستید؟ یا...؟ بسیاری از خصوصیت‌های فردی ما به نیمكره‌های راست و چپ مغزمان بستگی دارند و بسته به این كه كدام یك از این دو توانمندتر باشند یا شما برای توانمندتر كردن كدام یك از آنها بیشتر تلاش كنید، نوع موفقیت‌های شما در زندگی رقم می‌خورد.

از همه مهم‌تر این است كه بدانید اگر برای افزایش توانمندی‌های این دو نیمكره تلاش نكنید، ممكن است با گذشت زمان دچار افت كاركرد شوید.

پیش از آن كه درباره عملكرد نیمكره‌های راست و چپ و شیوه‌های تقویت آنها گفتگو كنیم باید بخشی از اطلاعات را درباره مغز با هم مرور كنیم. بزرگ‌ترین بخش مغز مخ است كه از دو نیمكره ظاهرا شبیه به هم تشكیل شده است.

دانشمندان در گذشته معتقد بودند عملكرد این دو نیمكره نیز مثل ظاهرشان به هم شبیه است اما بعدها به این نتیجه رسیدند كه وظیفه هر نیمكره با نیمكره دیگر متفاوت است. هر انسانی توانمندی‌هایی دارد كه با پرورش دادن و شكوفا كردن شان می‌تواند در زمینه‌های مختلف زندگی موفق شود، این كه شما چه نوع توانمندی‌هایی داشته باشید بسته به میزان فعال بودن نیمكره‌های مغزی شماست، یعنی بسته به این كه نیمكره راست مغز شما فعال‌تر باشد یا چپ‌تان، نوع توانمندی‌ها، علایق و رفتارهای‌تان متفاوت است.

از سوی دیگر اگر شما به نیمكره‌های مغزتان در طول زمان فرصت پیشرفت ندهید امكان دارد از قابلیت‌های فوق‌العاده آنها كاسته شود. موضوع بررسی وظایف نیمكره‌های مغز و چگونگی تقویت و پرورش قابلیت‌های آنها یكی از آن مسائلی است كه سال‌هاست از سوی پژوهشگران مورد مطالعه قرار گرفته است و چندی پیش گزیده‌ای كوتاه از این پژوهش‌ها به وسیله گروه روان‌شناسی سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان منتشر شد كه حتما برای شما هم جالب است.

چه خبر از نیمكره چپ

نیمكره چپ مغز ، سمت راست بدن را كنترل می‌كند. آدم‌هایی كه نیمكره چپ قوی‌تری دارند معمولا عاشق ریاضیات و فلسفه می‌شوند. آنها استادان تجزیه و تحلیل هستند و به‌راحتی می‌توانند اعداد و ارقام را به خاطر بسپرند. آنها منطقی، منظم و سخنور هستند اما اگر از آنها بخواهید مقوله‌ای را با مثال و شكل برایتان تعریف كنند گیج و ناتوان می‌شوند، چون كلمات را بهترین روش انتقال مفهوم می‌دانند، اما با این همه ویژگی‌های خوب ممكن است در موسیقی و نقاشی و راه‌های خلاقانه چندان با استعداد نباشند.

چپ‌تان را دیوانه نكنید

!اگر نیمكره چپ قدرتمندی داشته باشید و بخواهید از ریاضی، فلسفه و مهم‌تر از همه نظم و ترتیب در زندگی غافل شود و اگر به جای جزئی نگری كل‌نگر شوید، نیمكره چپ‌ خود را سركوب كرده است. برای آن كه نیمكره چپ‌تان را قوی كنید باید به ریاضی و فلسفه برگردید. در طبیعت گردش كنید و از حس شنوایی‌تان برای بیشتر و بهتر لذت بردن كمك بگیرید. هر كار و هر مساله‌ای را به بخش‌های كوچك‌تر برای حل تقسیم كنید چون توانایی شما در جزئی‌نگری بیشتر از كلی‌نگری است.جدول و پازل حل كنید و برای هر روزتان برنامه‌ای مدون بنویسید. برای حفظ كردن از فیش‌برداری استفاده كنید. فن بیان و سخنرانی را تمرین كنید.






نوع مطلب : مهندسی مغز یا پرورش مغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 اسفند 1392
چند سال پیش خانمی مذهبی! و اتفاقا همسر یک طلبه وقتی به حج رفته بود در بازگشت موردی را گفت که جالب است .ایشان گفت وقتی در صف نماز حول کعبه می نشستیم اگر شخصی می خواست بین ما ایرانیان بنشیند جا نمیشد-جایش نمیدادند-. اما در بین آسیای جنوب شرقی ها خصوصا مالزیا ئی ها که می خواست بنشیند حتی اگر جا نبود وی را جای می دادند. او می گفت : من فهمیدم که ما ایرانی ها بسیار کم گذشت هستیم. حال مصاحبه ای با دکتر سریع القلم شده که با حوصله بخوانید و ببینید ایراد کار کجاست.؟

پاسخ سریع‌القلم به اتهام غرب‌گرایی‌اش

"اعتدال گرایی، چالش ها و موانع تحقق آن در ایران"، موضوعی است که با پژوهشگر حوزه توسعه، علوم سیاسی و تاریخ معاصر ایران مطرح کردیم. استادی که فوق دکتری روابط بین‌الملل از دانشگاه اوهایو آمریکا دارد و برخی آثار تحقیقی اش مانند "عقلانیت و آینده توسعه‌ یافتگی ایران" و "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" در بازار نشر کمیاب است.

 

گفت و گو با "محمود سریع القلم" البته هم سهل است و هم سخت. آسان است چون او نگاه و ذهنی متمرکز دارد و به پرسش هایت دقیق پاسخ می دهد، بی آنکه بخواهد جایی موضوع را عوض کند و به حاشیه برود؛ و سخت است چون در گفت و گو با یک ذهن منظم، نمی توانی هرگونه و هرجایی بپرسی.

 

درس آموز ترین بخش رفتاری در این گفت و گو زمانی بود که او یک ساعت زودتر از قرار ما در محل حاضر شده بود و در خیابان، داخل اتومبیلش نشسته بود و مطالعه می کرد. وقتی دلیل این رفتار را پرسیدیم، گفت: "ممکن بود در ترافیک صبحگاه بمانم و دیرتر از زمان مقرر برسم" حالا شما با چنین آدم منظمی در رفتار و عمل روبرو هستید...

 

گفت و گوی محمدرضا اسدزاده - خبرنگار خبرآنلاین - را با دکتر سریع القلم می خوانید:

 

***************

 

اجازه بدهید بحث موانع گفتمان اعتدال‌گرایی را با این پرسش آغاز کنیم که ضرورت این بحث در جامعه ما چیست و چرا امروز به این رویکرد رسیده ایم؟ آیا وقتی می گوییم اعتدال‌گرایی، این یک واژه انتخاباتی مثل همه واژه های دیگر برای یک دولت است یا مبحثی با یک پشتوانه گفتمانی و اندیشمندانه است؟ آیا تحقق این موضوع فقط ضرورت جامعه ماست یا یک ضرورت جهانی؟

 

محمود سریع القلم پرسش درستی را مطرح کردید. اجازه بدهید با یک مقدمه وارد این بحث شویم. من معتقدم که تا آن جایی که مسائل علمی در جهان حالت جهانشمول به خودش گرفته، مسائل هوانوردی نیز حالت جهانشمول دارد، کشتیرانی جهانشمول است، صنعت و آی تی جهانشمول است، موضوع حکمرانی هم در جهان الان در مسیر جهانشمولی قرار گرفته است. یعنی اگر ما کار دقیق مقایسه ای کنیم میان مبانی حکمرانی در سنگاپور، با مبانی حکمرانی در برزیل، مبانی حکمرانی در کره جنوبی و مبانی حکمرانی در لهستان به مشترکات بسیاری می رسیم. در هیچ مقطعی از تاریخ مکتوب بشر، ما به این اندازه که امروز شاهدش هستیم در جهان مشترکات نمی بینیم و این دنیای مجازی، ذهن انسان ها و نحوه کارکرد ذهن ها را خیلی به هم نزدیک کرده است.

 

در داووس امسال، پنج میزگرد در رابطه با ارتباط میان دنیای مجازی و ذهن جدید بود که این دنیای مجازی چه نوع انسان جدیدی را به وجود آورده که باعث شده انسان دقیقی شود. حس انتخاب فردی و نیازهای فردی در دنیا ارزش پیدا کرده است. انسان ها در معرض انبوهی از اطلاعات و داده ها هستند.

 

دلیل این که من از واژه حکمرانی و مشترکات بین المللی آن بحث را شروع کردم به این دلیل است که عرض کنم مسئله عقلانیت که آن روی سکه اعتدال‌گرایی است، یک بحث بین المللی و جهانی است. شما اگر یک هفته در شهر دبی وقت صرف کنید می‌بینید که تا چه میزان مدیریت این شهر و مدیریت کشور امارات براساس فکر، مطالعه، محاسبه، مشورت، رفع نیازهای عامه مردم، بین المللی کردن کشور امارات و تسهیل فعالیت های تجاری و صنعتی و اقتصادی مردم برنامه ریزی شده است. از این رو بحث اعتدال از امسال شروع نشده که ما بخواهیم آن را یک واژه و رویکرد و مرام نوینی در ایران بدانیم. من فکر می کنم اعتدال یا عقلانیت رویکردی است که در دوره جهانی شدن متأخر مطرح شده است. کشورهایی مانند چین که دنیای جدید صنعتی، از جمله کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، اندونزی، برزیل و ترکیه در آن قرار می‌گیرند، همه راه عقلانیت و اعتدال را رفتند.

 

ما در مطالعات ایران شناسی کمتر کار مقایسه ای کرده ایم. یعنی تجزیه و تحلیل در کشور ما نسبت به مسائل ایران بیشتر این حالت را دارد که تصور می کنیم مسائل ایران خاص هستند و ما باید به ایران به طور خاص نگاه کنیم. اما خیلی کشورهای مشابه ما مانند ترکیه، مالزی و کره جنوبی وجود دارند که بسیار می توانیم از آنها بیاموزیم و کار مقایسه ای باعث می شود که خیلی راحت به راه حل ها برسیم و مسائل کشور را خیلی سریع تر حل کنیم.

 

بنابراین، گفتمان اعتدال‌گرایی یک گفتمان بین المللی است، یک بحث رایج و جهانشمول است و اکثر کشورهای در حال ظهور دنیا از آن بهره برداری می کنند. من به آماری اشاره می کنم تا این نکته را خدمت شما منتقل کنم که تا چه میزان کشورها براساس فکر و محاسبه جوامعشان را مدیریت می کنند. به طور مثال کشور ترکیه در سال 2012، 62 میلیارد دلار صادرات محصولات کشاورزی داشت. در همین سال، 36 میلیون نفر توریست به ترکیه رفته اند و شما اگر محاسبه کنید و یک میانگین 500 دلاری برای توریستی که به ترکیه رفته است بگیرید، می ببینید چه رقمی از درآمد، کار، اشتغال و گردش کار در ترکیه فقط از طریق توریسم به وجود آمده است.

 

درآمد سرانه در ترکیه 10 هزار و 500 دلار است و اقتصادی با حدود 800 میلیارد دلار گردش کاری دارد، این نشان دهنده این است که مدیران و مجریان ترکیه با یک عقلانیت جهانشمول دارند کشورشان را مدیریت می کنند. امروز اکثریت مطلق مردم ترکیه نسبت به وضعیت و آینده کشورشان بسیار امیدوارند و این بزرگترین سرمایه ای است که یک حکومت می تواند داشته باشد و آن این است که عامه مردم نسبت به آینده جامعه بسیار امیدوار باشند. این را ما در چین می‌بینیم. چندسال پیش مطالعه‌ای در رابطه با دانشجویان مالزی در آمریکا شده بود و نتیجه مطالعه که در رابطه با دانشجویان کشورهای مختلف بود خیلی جالب است نتیجه مطالعه این بود که حتی یک دانشجوی مالزیایی در آمریکا نمی ماند و همه به مالزی برمی گردند. این معرف این است که تا چه میزان جوانان مالزیایی و مردم مالزی نسبت به وضعیتی که دارند و آینده ای که این کشور دارد امیدوارند و کار و زندگی در کشور خودشان را بهترین انتخاب می دانند.

 

من علاوه بر اینکه معتقدم ما کار مقایسه ای بسیار کم می کنیم در میان نهادهای مدیریتی در کشور، ما اطلاعات بسیار ضعیفی نسبت به جهان داریم. فهم این جهان خودش یک تخصص است و فرض کنید ما الان در یک شرایطی پیش می رویم که طی سال های 2012 تا 2017 چین حدود 34 درصد از نرخ رشد اقتصادی جهان را خواهد داشت و طی حدود چهار سال آینده همین نرخ رشد در آمریکا فقط 14 درصد خواهد بود.

 

چین تا این اندازه در صحنه جهانی اهمیت پیدا کرده، اما ما حتی یک مرکز چین شناسی در ایران نداریم. الان در آمریکا مهم ترین زبان خارجی که متخصصین اقتصاد، علوم سیاسی، روابط بین الملل و ارتباطات می خوانند زبان چینی است، حدود 30 تا 40 سال پیش زبان روسی می خواندند و الان زبان چینی می خوانند.

 

ما تصور می کنیم یک جزیره خاصی هستیم که در این منظومه جهانی زندگی می کنیم در حالی که سرنوشت ما به شدت به این منظومه گره خورده و اتفاقاتی که در پنج ماه پیش افتاده نسبت به مذاکراتی که ایران با 1+5 داشته معرف این حقیقت است که تا چه میزان مسیرهای پیش رو به تحولات بین المللی گره خورده است و ما در کانون تحولات جهانی هستیم. نتیجه ای که می خواهم از این بحث بگیرم این است که ما تا چه میزان فکر می کنیم و آینده نگری می کنیم. البته اعتدال‌گرایی جزئیاتی دارد که می توانیم بعدا به آن بپردازیم اما مبنای اعتدال‌گرایی فکر، مطالعه، محاسبه، آینده نگری، رقمی و آماری فکر کردن و واقعی بودن است.

 

اشاره کردید که عقلانیت و اعتدال دو روی یک سکه هستند. پس راه عقلانیت، ما را به اعتدال می رساند. تحلیل های جامعه شناسی و انسان شناسی که حتی خود شما با رویکرد تازه ای در کتاب "فرهنگ سیاسی ایران" تشریح کرده اید، این را مطرح می کنند که موانع فرهنگ اعتدال گرایی در شخصیت ایرانی و جامعه ایرانی نهفته است. از نگاه شما مهمترین مولفه هایی که می تواند مبانی و بنیان های عدم تحقق گفتمان اعتدال گرایی باشد چیست؟ از سوی دیگر اگر به قول شما سرآغاز این بحث به مساله حکمرانی برمی گردد، پس به زعم شما حکمرانی با چه مولفه هایی در مسیر عقلانیت و اعتدال‌گرایی قرار می گیرد؟

 

محمود سریع القلم اولین مسئله در حکمرانی فهم واقعیت هاست. یک وقت هست که ما آرمان هایی و آرزوهایی داریم که بسیار خوب و انسانی است. انسان بدون آرمان قابل تصور نیست. افراد افق هایی را برای خودشان و سیستم ها تصور می کنند ولی آنها صرفا می توانند تصاویری از آینده را شکل دهند اما برای مدیریت و حکمرانی باید آنچه را که واقعی است، مبنای تصمیم‌گیری قرار دهیم.

 

مسئله اول: خیلی با آرزوهایمان زندگی می کنیم نه با واقعیت ها

 

به دلایل پیچیده روانی و تاریخی، ما خیلی با آرزوهایمان زندگی می کنیم نه با واقعیت ها. البته من احساس می کنم که نسل شما و نسل جوان متفاوت است و بهتر واقعیت ها را لمس کرده و با آن زندگی می کند. شما تصور کنید یک جوان دهه سی شمسی در ایران چه تلقیاتی از زندگی و جهان و سیاست داشت و سر از ایده آلیسم چپ در می آورد که می خواست تمام جهان را پر از عدالت کند. اما به نظر من می رسد که امروز اکثریت جوانان ما افراد واقعی هستند و به رشد فردی خودشان فکر می کنند. ذهنشان ذهن واقعی‌تری است برای همین هم هست که شاید ما به یک تغییر نسل نیاز داریم. این دنیای مجازی هم خیلی موثر است و می تواند اثرات مثبتی بگذارد و انسان ها را واقع بین کند، این است که من مبنای عملیاتی اعتدال‌گرایی را تصمیم گیری بر اساس واقعیت ها می دانم.

 

مسئله دوم: کارآمدی را فراموش کرده ایم

 

مسئله دوم اینکه در اعتدال‌گرایی مبنا بر کارآمدی است. کارآمدی در جاده سازی، کارآمدی در بانکداری، کارآمدی در آموزش، کارآمدی در حمل و نقل عمومی، کارآمدی در اتوبوسرانی، کارآمدی در تولید و کارآمدی در تمام شئون زندگی. این باعث می شود که افراد، سیستم ها، بنگاه ها و دولت ها مزیت نسبی خودشان را خوب تشخیص دهند، به روش حساس باشند و با امکاناتی که در اختیار دارند بهترین بهره برداری ها را کنند. این است که ذهن انسان جدید در جهان فرق نمی کند چه در فرانسه، چه در ویتنام، چه در نیجریه، چه در کره جنوبی، متوجه کارآمدی است که بهترین استفاده را از امکاناتی که در اختیارش هست ببرد.

 

مسئله سوم: تناسب و توازن منطقی بین مقدورات و اهداف

 

مورد سوم که به نظر من می تواند مشتق همین بحث دوم باشد این است که باید یک توازنی بین مقدورات و اهداف وجود داشته باشد. هر فردی، هر بنگاهی، هر موسسه ای، هر نهادی، هر وزارتخانه و هر دولتی باید بین آنچه که در اختیارش هست، مقدوراتی که دارد و اهدافی که برای خودش تعیین می کند یک تناسب و توازن منطقی وجود داشته باشد.

 

مسئله چهارم: اعتدال و عقلانیت از طریق گفتار درمانی به دست نمی آید

 

مولفه چهارم این است که اعتدال‌گرایی، یک فاصله بسیار جدی با هیجان، احساس و مزاج دارد. اعتدال‌گرایی که هم اکنون در دنیا هم رایج هست یعنی حداکثر استفاده از قوای عقلی انسان. بی دلیل هم نیست که خداوند عقل انسان را در بالاترین نقطه جسم انسان آفریده است یعنی حاکمیت عقل حتی بالاتر از چشم، بالاتر از گوش، بالاتر از کلام و بالاتر از حس. این است که هر وقت ما سراغ رشد، توسعه، بهبود و تمام مشتقات توسعه یافتگی بخواهیم برویم باید از فکر، عقلانیت و مطالعه استفاده کنیم.

 

درست در مقابل این عقلانیت، احساسات و هیجان و به خصوص مزاج است. اینها می توانند مشتقاتی در مقابل عقلانیت و اعتدال‌گرایی باشند.

 

من در جمع بندی این بحث این نکته را هم اشاره کنم که ما تربیت عقلی را دست کم نگیریم، فکر نکنیم با چند تا کتاب خواندن و مدرک گرفتن و چند تا میزگرد شرکت کردن انسان عقلانی می شود، عقلانی شدن پروسه های بسیار سختی دارد. کره ای ها در نظام آموزشی شان نزدیک نیم قرن سرمایه گذاری کردند تا مردم را در مسیر عقلانی بودن، منطقی بودن و محاسباتی بودن تربیت کنند و آموزش دهند.

 




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها : دکتر سریع القلم،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 اسفند 1392


( کل صفحات : 8 )    ...   5   6   7   8   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی