تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN - مطالب دامون
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون
امروز در تهران ماشین پلیسی دیدم كه راننده اش ،در حال رانندگی، یك ربع ساعت در حال صحبت كردن با موبایلش( بخوانید همراهش) بود و من دنبالش یك ربع روان بودم. حال اگر اندکی بیند یشیم . 
من که نتوانسنم برای دخترم توضیح قانع کننده ای دهم. آخه دخترم گفت: بابا چرا آقا پلیس داره در حال رانندگی با موبایلش صحبت می کند؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 دی 1393
کوچک که بودیم زمستانها کرسی ذغالی گرما بخش زندگی هایمان بود.از بازی های ما قایم باشک بود که گاهی هم در زیر کرسی پنهان می شدیم. گاهی هم از فرط خستگی همان زیر خوابمان می برد.اما نشنیدیم کسی در اثر گرفتگی گاز زیر کرسی خفه شود. اما هر ساله زمستان می شنویم و می خوانیم که تعدادی نه چندان کم براثر گاز گرفتگی در منازل خویش مرده اند. اینجاست که می فهمیم سنت ترحم بیشتری نسبت به مدرنیته دارد. شاید هم ما خودمان را وفق نداده ایم!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 29 آذر 1393
کسانی از بورس تعریف خواهند کرد که توانسته اند با اطلاعات رانتی جیبی پرپول برای خود بسازند . والا بورس به عنوان ابزاری برای سرمایه داری فقط برای تخلیه جیب ملت بی بضاعت است. می دانید چرا؟ چون ابتکار عمل در بالا و پائین بردن قیمت فقط دست سرمایه داران است. برای همین هست که هر وقت می خواهند سرمایه ای به جیب زنند با بازی با سهام سهامداران خرد این کار را انجام می دهند. درسه دهه اخیر مردم بیچاره! آمریکا دوبار با بازی بورس و یک بار با بازی در مسکن سرمایه هایشان به سی درصد تقیلل یافت. حال تصور کنید همین امر در مورد کشور ما دارد روی میدهد. در بررسی های اخیر به این نتیجه رسیدیم که وضعیت فعلی مسکن برای دو سال دیگر ادامه خواهد داشت. این یعنی تقلیل سرمایه سرمایه گذاران در بازار مسکن است. هر از گاهی این بیچاره ها با هماهنگی روزنامه ها سعی در افزایشی نشان دادن بازار مسکن دارند غافل از اینکه این بازار کنترلش از توان و اراده آنان خارج است.
در کل تصور می کنم این کار از نظر خروجی عملکرد با شرکتهای هرمی خیلی تفاوتی ندارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 24 آذر 1393
وزن 700 كیلو گرم
قیمت متوسط آهن 25000 ریال
ضرب كنیم می شود: 17500000 ریال
با هزینه های ذیگر معادل 17500000 ریال جمع كنیم می شود: 35000000 ریال
10000000 ریال هم واسه بیمه بگذاریم كنار می شود:45000000 ریال
سود را هم 17500000 ریال جمع كنیم می شود: 62500000 ریال
حالا ما چرا می خریم ؟!؟ً؟ً؟ً




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 18 آذر 1393
وقتی تصورش را می کنم که آمار می گوید تهرانی ها 5 سال کمتر از شهرستانی ها عمر می کنند فکر کردم که در این 5 سال چه کارها که نمی شود کرد؟! دنیایی را می شود زیر و رو کرد. تصمیم گرفتم و برای اینکه 5 سال بیشتر عمر کنم مهاجرت معکوس کردم و حالا حداقل 2 روز در هفته با کودکانم سرگر تفریح و تفرجیم. اکسیژن خالص تری مصرف می کنم. آب سالم تری می نوشم. خوراکهای کارخانه ای مصرف نمی کنم. سبزیجات باغی مصرف می کنم. شیر بدون پالم را مستقیم از پستان گاو می دوشم. آلودگی صوتی کمتری را تحمل می کنم. ترافیک سهل تری را صبوری می کنم. بجای چای های آلوده از دم نوشهای گیاهی غیر کارخانه ای استفاده می کنم.خلاصه زندگی می کنم نه آنکه فقط زنده باشم.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 27 آبان 1393
فکر کنیم ببینیم بشنویم 
روزهایی در سالهای اولین در کتابهای اجتماعی مان می خواندیم: مصرف گرائی چه بد است. معلم از مشکلات نظام سرمایه داری می گفت. از اینکه در این نظام خون بیچارگان در شیشه سرمایه داران ریخته می شود. از نظامی که همواره ما را وابسته می خواست. حتی اگر ماشینی تولید کند می خواهد که شما همواره وابسته اش باشید. اون گفتارها دنبال اصلاح مسیر بود!
حال که نگاه می کنم می بینم که چه اصلاحی انجام داده ایم. معرکه. راستی کسی نسخه ای از آن کتابها را دارد؟! حتی کسی یادش هست متن آن کتابها چه بود ؟ ما کجا ایستاده ایم؟  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 آبان 1393
نگاهی به اطراف خودمان می توانیم ببینیم که نسبتی معکوس بین داشتن ماشین کلاس بالا (خصوصا شاسی بلند) و اخلاق هست. هر چه ماسین کلاسش بالاتر اخلاق راننده سطح پائین تری دارد. بدون چراغ راهتما می پیچند. آشغال میوه به بیرون پرتاب می کنند تا مبادا ماشینشان کثیف شود. چراغ قرمز را رد می کنند. متکدیان و دستفروشان سر 4 راهها را به سخره می گیرند. جنون سرعت و لائی کشیدن دارند. استعداد فخر فروشی بالائی دارند. و و و
دفعه بعد که دقت کنید می بینید.
دلیلش این است که ثروت را با زحمت خود بدست نیاورده اند.





نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 آبان 1393
این شبها گاهی به حسینیه ارشاد سر میزنم.سابقه این محل سرشار از مبارزه. وزن سیاسی این تشکیلات مشخص است. شریعتی و مطهری شاخص ترینهایند. حکایتی از آن  روزها دارم. دانشجویان هر کس با آزادی کامل و از سر کنجکاوی به حسینیه وارد می شدند.دختران باحجاب و بدون حجاب. همه بودند. اغلب دختران بدون پوشش پس از جلساتی حضور یافتن جلسات بعد را با پوشش میآمدند. این تاثیر  جلسات اسلام شناسی دکتر شریعتی بود.اما حالا ازآن شور وشعور چیزی باقی مانده؟!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آبان 1393
همه چیز را در اینجا می بینیم. سوزن نخ کن، مداد خودکار و کمربند و ...
بلند گوی متر داد میزند که با ما همکاری کنید تا این دستفروشها را جمع کنیم. ولی هر روز بیشتر می شوند. رفتم پیش رئیس ایستگاه گفتم: شما که نمی تونید اینها را جمع کنید-هم قانونا و هم مصلحتا- حداقل داد و بیداد بلندگویتان را خاموش کنید. تاملی مودبانه کرد و گفت: حق باشماست. قانونا نمی توانیم جمع کنیم ولی مردم نباید از اینها خرید کنند. تا خودبخود جمع شوند. گفت  تعداد اینها حدود 45 تا 50 هزار نفرند. شهرداری و مترو هیچ کاری نمی تواندد بکنند. نفهمیدم تعداد در مترو را گفت یا در کل تهران. ولی هر چه باشد این تعداد کمی زیاد است. حال تصور کنید با یکی شون صحبتی داشتم گفت کف در امد روز من 100 هزار تومان است. حال یک ضرب کنید ببیند چقدر گردش مالی یک روز در کانون گرم دستفروشان مترو می شود.
45000*100000
4500000000 رقم کمی نیست و این رقم بدون اخذ مالیات بر ارزش افزوده است. یعنی دولت اشتغالزائی کره است اما خود بی نصیب است.
اما این وسط کی سرمایه دارتر می شود؟!




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 مهر 1393
ترافیک اگر برای من و شما دردسر است برای برخی نون داره و برای سیاست مداران و مسئولان فرصت خوبی است که در پشت سر آن ادعای اشتغال زائی نمایند. البته پر بیراه هم نگفته اند . چون به اینصورت خیلی از بیکاران سر کارند و صد البته درامدشان از حقوق در نظر گرفته شده در قانون کار بیشتر است. میگید نه بایکی از آنان مصاحبه کنید. یکی شون به من می گفت: مگر دیوونه ام که از صبح تا 6 بعد ازظهر کار کنم اخر ماه حقوق بهم بدهند و اون هم تازه 610 هزار تومان. اینجا حداقل روزی 150 هزار تومان درآمد دارم. تازه هم فال و هم تماشاست. راست هم می گفت . گاهی به پشم خودم دیدم که یکی از سر لطف دستمال کاغذی چینی مخصوص ماشین را که خود دستفروش 2 هزار تومان قیمت داده بود( که هزار تومان هم می دهند)، 5 هزار تومان - البته از سر لطف - خرید. خب حالا درآمد این شخص در طول روز چه می شود.
در این بازار همه چیز عرضه میکنند. زیباترینش گل های قشنگ هستند که گاهی نیز پژمرده می شوند. البته اغلب جنس های این فروشنده ها ته مانده های بنکداران هستند. اما برخی هم سازماندهی خاص خود را دارند برای این کار. یعنی یک تشکیلات پشت سر این قضیه هستند. حالا تعداد این فروشنده ها را حدس بزنید. خودم هم رقمهای متفاون شنیدم. 45 تا 100 هزار نفر. خب این تعداد بدون سازماندهی می شود.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 مهر 1393
این روزها کشور ایران واقعا جزیره ثبات است در منطقه. دور و برمان را نگاهی بیندازیم بیشتر می فهمیم. افغانستان، پاکستان، ترکیه، عراق، یمن و ... ریشه های این ناامنی در چیست؟! ایجاد قرائت های جدید از دین و مذهب؟! خود فروختگی کارگزاران سیاسی ممالک؟، دخالت بیگانگان همچون آمریکا و اروپائیان؟! وجود طلای سیاه نفت؟! همه اینها هست ولی هیچکدام به تنهائی نیست؟!
اما چرا ایران با ثبات ترین این ممالک است؟
جهان اول وقتی می خواهد آتش جنگ را در نقطه ای بیفروزد مطالعات زیادی می کند و با فرمولهای خاص خود به تحلیل جامعه شناختی مورد نیاز خود می رسد و نتیجه می گیرد که آیا فلان کشور موقعیت ایجاد جنگ را دارد یا خیر؟ و از نظر اقتصادی ابعاد جنگ را بررسی می کند که چه چیزی نصیبش می گردد؟ آیا ایجاد هرج و مرج در آن کشور دخلش به خرجش می ارزد؟ 
در مورد عراق و افغانستان و لیبی این فرمولها جواب داده و از نظر اقتصادی به صرفه بود. نفت و معادن این کشورها سالها مورد غارت قرار میگیرد و تا بازسازی دوباره این کشورها می توان سالها منابعشان را غارت نمود. در این کشورها سلاح جدید تکفیر و تحجری بکار می رود که بطور ریشه ای با قدرت تیشه به ریشه مذهب می زند. خصوصا اگر اعتقادات مردم این ممالک اندکی متزلزل باشد و حس وطن پرستی شان رو به زوال باشد. در این کشورها می توان روی نیروی مردمی برای ساقط کرد حکومتشان فر کرد. اما در کشور ما ایران حتی نمی توانند روی اوباشش برای تسخیر کشورمان حساب کنند. اصولا فرمولهای خاص جهان اولی ها برای ایران جواب نمیدهد.
در دفاع 8 ساله این موضوع به وضوح پیدا بود.
اما این روزها برخی نامعلومان، معلوم نیست با چه انگیزه ای با اسید پاشی بر چهره زنان این مرز و بوم اوضاع جامعه را متشنج کرده اند؟! اگر این موضوع به زودی شفاف نگردد حافظه جامعه آسیب جبران ناپذیری خواهد دید. شخصا امیدوارم که این موضوع همانند موضوعات قبلی از جمله دزیده شدن مجسمه های بزرگان از پارکها و ... جعبه سیاهش بسته نماند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 مهر 1393
در مسجدی نشسته بودم که چشمم به دوربین مسجد افتاد. دوربین مدار بسته در مسجد؟! عجب ! ما را چه شده است که در مسجد هم باید مراقبمان باشند. شاید این جمله کارکردی بیشتر برای ما باید داشته باشد. عالم محضر خداست. در محضر خدا معصیت نکنیم.  
 چقدر بد است که در مسجد می نویسند مراقب کفشهایتان باشید و می توانید کفشهایتان را همراهتان به داخل مسجد ببرید. ناپاکی را می توان در مسجد برد؟!
 در مسجد نوشته بود اینجا محل عبادت است از استراحت بپرهیزید. مگر خواب مومن عبادت نیست؟!
حرفم اینست که اصلا ما با کارهای خوبمان نباید اجازه دهیم که این جملات نوشته شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 مهر 1393
احترام گذاشتن به طبیعت باید در ذات ما باشد.
کنار پنجره قطار در تفکر بودم که ناگاه چیزی با سرعت 90 کیلوتر بر ساعت(سرعت قطار) اما خلاف جهت حرکت قطار از مقابل بینی ام گذشت. قوطی پت(pet) مربوط به آب آشامیدنی مسافری بود که اندکی به  محیط زیست بی احترامی میکرد و آشغالهایش را از شیشه قطار به بیرون پرتاب می کرد. به بیرون نگاه کردم دیدم از این افراد زیاد می شود دید. چون حاشیه ریل قطار پر از آشغالهای هموطنان عزیزمان هست.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 مهر 1393
فکر کنیم. هوا که بارانی می شود میگیم هوا بد است. آفتاب که می شود میگیم هوا خوب هست. همینه که خدا قهرش میگیره و بارون نمی فرسته.
روسیه و اروپا مسلمون نیستند و بارون فراوان دارند. ما که مسلمونیم چرا بارون نداریم. اگه داریم دیگه نعمت نیست! بلکه نقمت شده. یا ما مسلمون نیستیم یا اونا اسلام واقعی دارند. کمی بیندیشیم کجای کار ما ایراد داره. دروغ، ریا، تهمت. انباشتی از این گناهان در جامعه داریم. به هم دیگه رحم می کنیم؟ احترام به حقوق هم داریم؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 مهر 1393

خلاصه پس از 6 سال تهران را ترک و مهاجرت معکوس کردم. حال تنفسم بهتر، آسایشم کمی بهتر، ولی آرامشم بیشتر شده است.
به چند دلیل:
1- با پراید خودم وقتی رانندگی می کردم سعی می کردم که پشت لکسوس و هیوندای و ... خلاصه ماشینهای از ما بهتران رانندگی نکنم. چون اگر می زدم به عقبشون! باید سند خودرو پراید بعلاوه کل پس اندازم را تقدیم صاحب ماشین جلوئی میکردم. چون بیمه نامه من و شمای پراید دار کفاف یک پیچ چراغ راهنمای ماشین لکسوس را نمی کند. این را گفتم شاید یک لکسوس بخری یا پراید را بفروشی و الاغی را برای تردد اختیار کنید و یا مثل من مهاجرت معکوس کنید. در شهرستان ماشین های از ما بهتران کمتر است. خوش بحال کسی که از خط 11 استفاده می کند. یعنی ماشین ندارد. زیدی می گفت:
 آسوده کسی که خر ندارد        از کاه و جو اَش خبر ندارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 مهر 1393

آخرش از این مملکت میرم

چون اینترنت پرسرعت نداره

آخه بدون اینترنت میشه کارآفرین بود؟

انتطار دارید شق القمر کنم؟

بابام جان من کارآفرین هستم نمی تونم بدون اینترنت باشم. تورو بخدا امنیت را جور دیگری کنترل کنید. از قدیم گفتن واسه چندتا بی نماز که در مسجد را نمی بندند.

روزی 2 ساعت اینترنت داشتن زیاد است؟ با سرعت لاک پشت که نمیشه کارآفرینی کرد. قبول دارم که وایبر و وی چت و ... می توانند هجمه فرهنگی ایجاد کنند. ولی اخه اگر من نتونم کار ایجاد کنم جوونای مملکت سرشون توی وایبر و امثالهم بیشتر میره. راه مقابله با بی فرهنگی و ویروسهای اجتماعی، بستن درب خونه نیست. نمیشه به دلیل بی حجابی برخی از مردم، من چشمهایم را ببندم و یا توی خیابان نروم.

اینکه ما به توان تقابل فرهنگی در جوونای خودمان اعتماد نداریم نشان از ناکفایتی ما در طول این سالهاست. یعنی کم کاری کردیم. فرهنگ سازی نکردیم. ظرفیت سازی کافی نداشتیم.

چون میگن تهران 50 میلیون موش داره . نمی خواهم پس از یک زلزله بزرگ مقیاس وقتی زیر آوار موندم ، این موشها بیایند و مرا زنده زنده بخورند. اه حالم بد شد. پس بهتره از این مملکت بروم. راستی این همه مالیات و عوارض و ... کجا میره؟!

میگن شیرهایش روغن پالم داره! عجب . خب رفتم شیر سنتی فله ای خریدم. دیدم چربی اش مشکوک است. گفتم از شهرستان شیر بیارم. دیدم نشد. به این نتیجه رسیدم یک دستگاه گاو شیرده دم درب آپارتمانم ببندم تا من و همسایه ها شیر بدون پالم بنوشیم.

میگن گازوییلش 700 برابر استاندارد یورو 2004 ! گوگرد داره. نگاه کردم به ریه هایم دیدم که دروغ که نیست.

میگن صابونهایش با پوست مرغ های صنعتی درست میشه . باور نکردم. چون صابون به اون خوشبوئی و پوست مرغ به اون بد بوئی.! ولی شیمیدانی می گفت: بوی خوبش از آروماتیکهای نفتی است . خودش سرطان زاست.

 

 

 

 





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 مهر 1393
خیلی با این پدیده برخورد می کنیم. پمپ بنزین باقیمانده پولتان را ناقص میدهد یا نمیدهد. اگر طلب هم کنی متهم به خسّت و ... می شوید. برخی به این پولها عادت کرده اند. طبق قانون پمپ دار پمپ بنزین، باید زحمت به خود دهد بنزین را در باک خودرو شما تزریق کند. نه تنها این کار انجام نمی شود بلکه با بی ادبی از شما پول درخواست می کنند. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 27 شهریور 1393
چند ماهی است که مسیرم انتهای بزرگراه حکیم است. دوربرگردان روبروی استادیوم آزادی روی تابلو اعلان آلودگی هوا بنری چسبانده اند که تابلو در حال تعمیر است.هر روز فکر می کنم علت عقب ماندگی ما این نوع پیگیری و حل مسائل و مشکلات است. نمیدانم شاید تحریمها در این مورد بخصوص خیلی تاثیر داشته است.
چند ماهی است که مردم سر کارند و قرار است سبد کالا بگیرند ولی هنوز تعیین تکلیف نشده اند. فکر کنم نیازمندان تا حالا ریق رحمت را سر کشیده اند.






نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 19 شهریور 1393
بیچاره ملتی که بزرگانش را مشتی سیاستمدار سیاست زده و ناتوان تشکیل دهند. این ملت دائم طعم تلخ آوارگی و جنگ را همواره خواهد کشید. اگر چه منابع طبیعی سرشار هم داشته باشد.
کارگری دارم که 5 سال متعهدانه کار میکند و بارها در چنگ ماموران افتاده و به افغانستان مرجوعش نموده اند. این آخری دوباره پس از سه ماه اقامت در وطنش باز راهی ایران شده و 8 شبانه روز را پیاده برای اشتغال در ایران طی کرده و مخارج سنگینی برای ورود قاچاقی به قاچاقچیان داده است. مسئله اینها نیست. بلکه نهایت بی انصافی آنجاست که در گذر از خیابان کامیونی در تاریکی شب به دوچرخه اش می زند . ناکارش می کند. علیرغم آنکه شماره خودرو متخلف را دیده است ولی با احساسی از درماندگی می گوید: آخر چه می توان کرد؟ من خود قاچاقی امده ام . اگر شاکی شوم باید دوباره به افغانستان بازگردم. پس درد را تحمل می کند اما از شکایت کردن گریزان است.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 شهریور 1393
تازگی ها بود که دوستم لاستیکهای خودرواش را تعویض کرد. حوالی جنوب تهران . همه می دانیم کجاست. فروشنده لاستیک بدون درخواست لاستیک های فرسوده لاستیک های نو را سوار رینگها کرد و به هوای اینکه ما لاستیکهای کهنه را ترک می کنیم چیزی از خرید آنها نگفت. دوستمان که کمروئی همیشگی اش بروز کرده بود گفت: این کهنه لاستیکها را چه کنم؟ گفتم بینداز پشت ماشین مشتری اش را می یابد.تا انداخت پشت ماشین فروشنده گفت همه لاستیکها را می برید؟ گفتم :بله خریدارید؟ گفت آری . خلاصه 85 هزارتومان قیمت خورد و تمام.
تا این لحظه تصور آنرا می کردم که لاستیک ها روکش و بازیافت می شوند. اما روزهای بعد تحقیق کردم. دیدم جلوی همان مغازه ها لاستیک کهنه ها را عاج دستی زده و با ترکیب نوشابه سیاه و آب و تاید و صابون چنان جلائی می دهند که فکر می کنید نو و صفر است. بیچاره راننده ای که این لاستیک را خریده و در جاده می ترکاند و احتمالا ...
حال لاستیک های خودرو خودم را عوض کردم. ولی کهنه هایش را معدوم کردم تا وجدانم راحت باشد و ... 




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 شهریور 1393
این روزها خیلی ها نمی توانند با بچه های خودشان ارتباط برقرار کنند ولی برای ارضاء حس درونی خود از حیوانات به عنوان همدم استفاده می نمایند. دم دست ترین آنها سگ و گربه اند. منکر مفید بودن این حیوانات نیستم. اصلا اعتقاد به حقوق حیوانات دارم. اما وقتی رعایت حقوق حیوان بخواهد حقوق انسانها را تحت الشعاع قراردهد و امنیت و سلامت انان را بهم بریزد مسئله جور دیگری میگردد.
اما اگر مسئله در حد داشتن سگی در یک منزل ویلائی باشد موضوع متفاوت است. ولی ما افراط را مسیر زندگی خود قراردادیم. افعی ، موش، مارهای بزرگ،..، واین آخری تمساحی یک متری که در پارکینگ آپارتمانی در کاشانی دیده شده است. صرف نظر از تهدید بهداشتی ، امنیتی را نمی توان برای فرزندانمان تصور کرد. آیا شما مطمئن هستید که در همسایگی شما یکی از این جانوران زندگی نمیکند؟!آیا کودکتان را می توانید تنها راهی حیاط مجتمع مسکونی تان نمائید؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 12 شهریور 1393
تازگی ها میگن اندونزیایی ها  از روغن پالم در سوخت هواپیما شون استفاده خواهند کرد. از چند حالت خارج نیست.
1- مسئولان ما اولین کاشف بودند و می خواستند 75 میلیون هواپیما بسازند.
2- ما الان جت شدیم کسی مون خبر نداره. همه در فضا هستیم و مملکت ول شده.
3-اندونزیایی ها خنگ هستند و دیر فهمیدند که چیزی که به آدم خورانده  می شود ،حتما در باک هواپیما میشه ریخت.
4- روغن پالمشون مشتری نداره و آتیش زدن به پالمشون
5- این یک نوع اعتراض به وزیر بهداشت ماست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 10 شهریور 1393
فرار مغزها، مهاجرت نخبه گان
این واژگان در این سالها عنوان محافل خبری و مطبوعاتی بوده است. اما من معتقدم که قبل ار این، بررسی کنیم آیا روش آموزش ما نخبه پرور هست یا خیر؟
نگاهی به کتب آموزشی مان بیندازیم شاید بخشی از جواب را بگیریم. بنیادی بیندیشیم فقط می توان گفت کار آموزش در این دیار بر مبنای محفوظات است نه تحقیقات و ایده های نو. سالهاست که وزرای مختلف با برنامه های متفاوت قصد تحول! در این زمین (آموزش) را داشته اند ولی توفیقی حاصل نشد. یکی ناتوان تر از دیگری. حال فقط قصد تحول اموزشی را داشته اند. اگر قصد تحول در پرورش را داشتند که اصالتا کاری از پیش نمی بردند. چون قسمت پرورش و خلاقیت کلا تعطیل است. بخش زیادی از این قسمت با نیمه راست مغز در ارتباط است که کاملا فراموش شده و مغفول مانده است. این بخش نیاز به امکانات آموزشی دارد که الحمدلله به وفور! یافت می نشود. و اندکی هم که دیده می شود با روشهای آموزشی غلط دفن می گردد. هنر که بخش زیادی از آن نیمه راست مغز را فعال می کند در سیستم آموزشی جائی ندارد. 
برای درک بهتر استعداد کشی و ممانعت از پرورش مغز یک مثال ساده می زنم:
آموزگاری به کودکان خود سفارش کاردستی میدهد. کودکی با ابتدائی ترین وسیله کاردستی ساده ای درست می کند و کودک دیگری که با وسایل مجهزتری به واسطه پدر و مادرش کاردستی زیبائی می سازد. معلم به کاردستی ساده کودک اول نمره پائینی می دهد و به کاردستی زیبای کودک دوم نمره بالائی می دهد. اصولا در اولی استعداد کشته می شود و در دومی استعدادی پرورش نمی یابد. دومی همواره متکی به پدر و مادر نمره میگیرد و اولی انگیزه ای برای پرورش ایده ها و خلاقیتش ندارد. 

قضاوت با خواننده
عنوان نوشته از کتاب علی رضا قلی است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 5 شهریور 1393
در عبور از اتوبان کرج با کندی حرکت خودروها مواجه شدم. مشخص بود که باید تصادفی روی داده باشد. جلوتر که رفتم دیدم که در جهت مخالف تصادف شده و این سمت اتوبان برابر آنطرف که تصادف شده ترافیک شده است. اینجا بود که فکر کردم که ما همه چیزمان به همه چیزمان می خورد. برای مخالف هم ارزش قائلیم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 31 مرداد 1393
خیلی دور نیستند . اگر هنگام رانندگی در بزرگراه ها اندکی حواستان پرت شود ممکن است با یکی از این انسانها تصادفی وحشتناک داشته باشید. انسانهائی که از فرط استیصال و بی خانمانی و اعتیاد ، بجای کارتن خواب شدن در فضای سرسبز رفوژ وسط بزرگراه های تهران بی در و پیکر می خوابند و سرخوش از اعتیاد و  مصرف مواد مخدر تا صبح دم نمی زنند. انسانهای قانعی هستند این بزرگواران. اصلا نمی خواهند بدانند که 3000 میلیارد تومان چقدر صفر دارد. شاید با کاهش صفرهای پولمان روزی اینان هم بدانند!
راستی یادمان نرود که قول داده بودیم حلبی آباد ها را جمع کنیم. نکردیم ولی بجای آن بی خانمانهای مدرن تری ساختیم. در کنار برجهای بلند مرتبه دیدن چنین نماهائی چه لطفی دارد؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 29 مرداد 1393
مدتی پیش بود که پیشنهاد کار در عراق به من و دوستانم شده بود. به لطف تولید بیکاری گستره در ایران ناشی از مدیریت! مدیران اسبق و فعلی. مردد بودم که بروم یا نروم و دوستانی هم رفتند و ناراضی برگشتند. دوستی هم به قصد سرمایه گذاری می خواست برود. بهش گفتم که نرو و سرمایه ات را به خظر نینداز . چون به زودی در آن منطقه بلوایی ایجاد می گردد. باورش نشد و به قول خودش تحقیق هم کرده و به نتیجه ای در خصوص بلوا نرسید. اصرار به سرمایه گذاری بود.
حال چند روزی است که بلوای تکفیری ها شروع شده و کشتار را آغاز کرده اند. اینها نسل دوم و یا سوم القاعده اند و نسل قبلی همه شناسنامه ای شرقی داشتند ولی این نسل جدید شناسنامه های غربی و اروپائی دارند. تا آنجا که دولتهای غربی و اروپایی بازگشت اتباعی از خودشان را که حتی یک روز سفر به سوریه یا عراق در دو سال اخیر داشته اند را مشروط اعلان کرده اند و شرایط خاصی برای اینها تدارک دیده اند.
جریاناتی در صدد هستند که تئوری های آخر الزمانی را اجرایی نمایند.
سالها قبل هم در مداکره با شخصی ذی نفوذ ، هنگام حمله آمریکا به عراق نگرانی خودم را از حمله به عراق و درگیری احتمالی ایران اعلان نمودم که ایشان فرمودند : نه نگران نیستیم . چون ما انتظار داریم  پس از عراق این حمله به سوریه ادامه یابد . دلیل را جویا شدم. گفت در روایات داریم که در اخرالزمان این مسئله روی می دهد.!
حال که فکر می کنم بی دلیل نبود حرف آن بزرگوار. و دیدیم که به عراق هم حمله کردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 مرداد 1393
گاهی دایره تنگ نظری و عدم تحمل نظر مخالف آنقدر کوچک می گردد که عرصه هنر را هم در بر میگیرد و هنر را سیاسی می کند. ربنای استاد شجریان هم از آن جمله است. یک بگو مگوی سیاسی کار را به جائی رساند که سالها این نوای الهی صادره از حنجره طلایی هدیه خدائی، دیگر گوش ما را بر سفره های افطار نمی نوازد. هر از گاهی این نوای زیبا را در گوشی هایمان یا گوشه ای از فایل های شخصی مان می شنویم. اما تنگ نظران سیاست باز نیز بدانند که نگاه ما به شجریان نگاه سیاسی نیست. و گوش کردن ما به این نوای معنوی از جنس عشق است. نمی توان ما را به نشنیدن این نوا عادت داد. بلکه ما عادت کرده ایم که روزه مان را با شنیدن ربناهای استاد و اذان استاد موذن زاده اردبیلی و نان و پنیر های مادربزرگمان افطار کنیم. حال آنانکه نمی دانند بدانند که نمی توان خدا را  از مردم مخفی نگاه داشت. مردم خود ربنا را خواهند خواند. پس خدایا مشکل ربنای مان را حل کن.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 مرداد 1393
در حالی که همه در اسارت ترافیک آزادگان بودیم، ماشین نیسانی که عامل ترافیک بود به دلیل نداشتن بنزین راننده اش به همه التماس مقداری بنزین می کرد. ماشینهایی که ترافیک را رد می کردند وقعی نمی نهادند. تصمیم داشتم تا بهش رسیدم کاری برایش کنم که راننده پیکانی پیش دستی کرد و در توقفی کوتاه شیشه ای بنزین به او هدیه داد. متوجه شدم که بهر حال معرفت پیکان بیشتر است.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 مرداد 1393
این روزها را تاریخ فراموش خواهد کرد؟! تصور نمی کنم بلکه مطمئن هستم که خاطرات تلخش در ذهن انسانهای آزاده مانا خواهد بود.
تصویر کودکانی که برای آزادی خویش، جان را آزاد کردند. عجیب است که مردمی با این کشتار کودکانشان دست از مبارزات برنمی دارد. 
خون سرخرنگ این کودکان پیامی برای جهانیان است.  
اگر دین ندارید لااقل مردمی آزاده باشید.(امام حسین)
اما ریشه این مقاومت و روحیه مقاوم درکجاست؟!
در صحن حضرت عباس که بودم دستجات عزاداری از کشورهای مختلف آمد و شد داشتند. در این بین صدای هیئتی را شنیدم که مرا به خود آورد. صدائی رسا و پرشور. برخاستم. رفتم. دیدم. زنان و مردانی که به زبان عربی با شور خاصی شعار می دادند و با حضرت عباس و امام حسین دلدادگی داشتند. اما هیچ یک از آن دستجات رفته این قدر شور رفتاری و شعور گفتاری نداشتند. بر دستان زنان و مردان شان پرچم حزب الله لبنان برافراشته بود.شور و نشاطی که بر جوّ هیات شان حاکم بود مایه توجه حضار شده بود. 
در مباجثه ای طولانی با دوستی همسفر، موضوع را به بحث کشیدم . گفت این موضوع بر میگردد به مبارزات و تلاشهای ابوذر غِفاری پس از تبعید. یعنی شیعیان لبنان حاصل زحمات این یار صدیق پیامبر گرامی اسلام است. روحیه این جمع مقاومت است.
حال اگر به مقاومت مردم غزّه بنگریم می بینیم ریشه در همین نوع مقاومت دارد. با این تفاوت که این مبارزات رنگ و بوی قومی و قبیله ای ندارد. روحیه ای فراملّی حاکم است. 
اما نقش ما کجاست؟! هنوز قائل به این نشده ایم که می توانیم با تحریم  هایمان دست از حمایت نهادهای اقتصادی حامی تروریسم دولتی یاشیم. 
ماهاتیرمحمد اخیرا دو چیز را برای دو دلیل تحریم کرد.
1- سوار شدن بر هواپیمای بوئینگ بدلیل مسائل مربوط به هواپیمای مفقود شده! کشورش.
2- خرید اجناسی با بارکد مشخص مربوط به رژیم اسرائیل.
خوب ما چه می توانیم انجام دهیم؟؟؟




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 19 مرداد 1393
زنگ زدند و حاجی را به مسابقات پرورش اندام دعوت کردند تا شاید بخشی از جوایز را ایشان اهداء نمایند. زیر بار نمی رفت به بهانه حضور من و من گفتم برویم . رفتیم و در صف اول تماشاچیان ما را نشاندند. دمی نگذشت که مسئول برگزاری مسایقات در بلند گو یک یه یک از مدعوین و مسئولین شرکت کننده در مسابقات تشکر نمود. من که تاکنون این مسابقات را از نزدیک ندیده بودم برای اولین بار هم نه تنها جذابیتی نداشت بلکه مایه تعجبم هم گردید. این جوانان با عضلاتشان چه میکنند که این همه قابلیت تورم را می یابند. اصلا برای چه؟ فقط یک عنوان و یه کاغذ پاره. بر سطح بنشان روغنی را برای ایجاد جدابیت  و انعکاس نور و نمای بهتر میزنند که می گویند روغن سوخته! است. باورم نشد.
چیزی که دیدم ماهیچه های ورآمده و فیگورهای نازیبا از جسم بود و اغلب آنان از ناحیه سر کوچک به نظر می رسیدند. نمی دانم آیا هورمونهای تزریقی با جسمشان این کار را می کند؟!
فقط یک چیزی به نظرم رسید. ای کاش با این پرورش اندام پرورش فکر هم توام بود.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 19 مرداد 1393


( کل صفحات : 8 )    ...   3   4   5   6   7   8   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی