تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN - مطالب دامون
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون
سالهاست که تعداد روزهای تعطیلی در طول سال ذهن همه سیاسیون را به خود مشغول نموده اما هیچکدامشان جرات کاستن از تعطیلات زیادی را ندارند. بررسی که می شود می بینیم این نتوانستن صرفا کارکرد تبلیغاتی برای انتخابات دارد. یعنی همه می ترسند اگر دست به تغییرات در تعداد روزهای تعطیل بزنند، احتمال از دست دادن تعداد زیادی از رای شان وجود دارد. پس اینگونه است که حداقل چهارماه سال تعطیل است و بهره وری اقتصادی ما بحرانی است ولی کسی را خیالی نیست. اگر من رئیس شوم اولین کارم کاستن از این تعطیلات بیهوده است. شماچی؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 9 فروردین 1394
امروز به اتفاق خانواده به دیدن برنامه عموپورنگ رفتیم. تهران بوستان جوانمردان. کودکان چنان حرف شنوی از عموپورنگ داشتند که من به عنوان یک پدر می توانستم از خودم دلگیر شوم. می شود دید که قیمت خوشحالی کودکان چقدر ارزان است و کودکان برای یک ساعتی در این دنیا نبودند. سراسر شور،نشاط ، شادی و سرمستی. به نظر من کارکرد آموزشی این پدیده ی دنیای کودکان، بسیار بی نظیر است. این کارکرد مغفول مانده است. یعنی اگر می خواهیم آموزه ای را برای طول عمر نسل آینده مان داشته باشیم ، استفاده بهینه از پدیده ای مطلوب و موثر همچون عموپورنگ و ... می تواند روشی جدید مد نظر ما باشد. پیشنهاد می کنم نظام آموزشی در یک دگردیسی کامل از روشهای این پدیده ها در کتب آموزشی و نظام آموزشی استفاده نماید. البته قطعا این پیشنهاد باید کارشناسی شده و در عین حال در این مورد باید از جزم اندیشی های مرسوم دوری نمود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 8 فروردین 1394
کودک که بودم یک نایلون زباله مشکی با سه تکه سیم و یک قطعه پنبه آغشته به نفت یا الکل، ابزاری بود برای درست کردن بالونی که با آتش زدن پنبه رو به آسمان می رفت. اما این روزها می بینم که همان بالون تحت عنوان بالون آرزوها اما رنگارنگ و مدرن تر به بازار آمده ولی چینی آن. داشتم فکر می کردم که کشور چین تا کجاها اقتصادش نفوذ کرده است. از جمله چیزهای دیگر که می بینیم صلوات شمار و وان یکاد چینی و ... 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 اسفند 1393
همه مشکلات ما از آنجا شروع می شوند که ما فکر می کنیم. و گاهی فکر می کنیم که فکر می کنیم. یک تمرین میدهم. اگر توانستید انجام دهید پس شما قادر هستید که فکر نکنید.
برای دو دقیقه به هیچ چیز فکر نکنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 اسفند 1393
دوستی دارم اهل مطالعه. به من آموخت، آنکس که به دیگران کتاب می دهد دیوانه است و دیوانه تر از او آن است که کتاب امانتی را باز پس دهد. حالا کتابهای من سرنوشتشان چه می شود؟! خدا می داند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 اسفند 1393
در قطار همسفرانی داشتم.جوانی که سرش در لاک بازی گوشی همراهش بود بی آنکه جواب سلامم را بدهد. جوانی دیگرکه خواب و آن دیگری که عرب زبانی از کشور عراق برای زیارت امام رضا در سفر بود.
مردی دیگر که با او هم صحبت شدم. هدفش از سفر به مشهد تکمیل پرونده اش برای خدمت در حرم امام رضا بود. می گفت: باید هفته یک بار به مشهد برای این کار بیاید. از او سوال کردم: چگونه است که این مردم در خیابان و کوی و برزن به هم احترام نمی گذارند، اما برای خدمت به همین مردم حاضرند رایگان در حرم امامان شیعه فعالیت کنند. در واقع محبت را در جامعه از مردم دریغ و آن را در حرم ائمه به مردم عرضه می کنیم. جوابم گفت: نمی دانم. ولی متوجه شد که موضوع عمیق تر از آن است که سرسری از ان عبور نکند. 
اما می دانیم که ما ارادتی خاص به ائمه داریم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 اسفند 1393
وقتی نخست وزیر کشوری! که بر خاکستر های دروغین هولوکاست رشد کرده، آنقدر مجال می یابد در کنگره کشوری که مدعی قدر قدرتی در دنیاست ، اجازه بافتن اراجیفی را می یابد، باید مطمئن شد که ملتی را به نام آمریکا تحقیر نموده است. یعنی آمریکائیان بدانید که سیاستمداران شما را به راحتی می خریم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 اسفند 1393
مقاله رد صلاحیت یک استاد به خاطر داشته صدای نازک را مطالعه می کردم. درد سراسر وجودم را فراگرفت. تاسف خوردم. چرا یک استاد نخبه فیزیک را به خاطر صدای نازکش رد صلاحیت می کنند؟ تصور می کنم با این جزم اندیشی کمک شایانی به موسسات تحقیقاتی کشورهای جهان اول می کنیم. اصلا می دانید که جهان اول با جزم اندیشی و دگماتیسم مدیران جهان سومی ساخته می شود؟! فرار مغزها حاصل تفکر جزمی این مدیران و غنای کشورهای خارجی محصول تبعی آن است.
مقاله حاکی از آن است که دکتر قاسم اکسیری فرد استاد دانشگاه خواجه نصیر طوسی به دلیل نازکی صدایش از تدریس منع و رد صلاحیت گردیده است. عجیب تر این است گفته شده است انسان برای استادی دانشگاه باید انسانی کامل باشد. یعنی تلویحا توهینی به ایشان شده است.و بدتر از همه اینکه من دانشجو هم هیچ غلطی نمیتوانم بکنم تا از این استاد نخبه استفاده نمایم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 11 اسفند 1393
سال پیش بود. طبق برنامه هر هفته راس ساعت 6 صبح  زمستانی از اتوبوس در محل پل سید خندان پیاده شدم. گرگ و میش هوا بود و از پیاده رو به سمت شمال سیدخندان می رفتم. شبحی از انسان را کنار پیاده رو دیدم در حالی که در سرمای زمستان روی دریچه موتورخانه آپارتمان مجاور خیابان، آرمیده بود. این تنها و بهترین راه برای گرم کردن یک انسان آواره و بی خانمان نیست. بلکه این بدترین شیوه مدرنیته، برای نشان دادن درماندگی یک انسان آواره ناشی از بی رحمی مدرنیته است. از اینکه در آن صبحگاه سرد زمستانی نمی توانستم برایش کاری کنم متاسف بودم و از ودم متنفر.اگر بنا بود کاری کنم می بایست او را از خلسه و خوابش بیدار کنم. خوابی که می توانست برای ساعتی او را از اندیشیدن! به بدبختی هایش رها کند.  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 اسفند 1393
سال 1373 است. من سرباز وظیفه در راه خدمت به وطن در اصفهان تشریف دارم. در حمایت از بحث توریسم در حال بازدید مسجد شیخ لطف اله هستم. در بسته ای نظرم را جلب می نماید. زنجیری هم جلوی آن کشید ه اند که یعنی جلوتر نیائید که در حال تعمیر است. نگهبانی هم در حال گشت و گذار است. از او سوال کردم: می شود آنجا را هم دید؟ گفت : نه بسته است و در حال تعمیر. و من منصرف گشته و به دیدن باقی بنا مشغول شدم. دیری نپائید که گروهی توریست که مشخصا از شرق آسیا- چین و کره و ...- تشریف فرما شده بودند، سر رسیدند. پس از گشتی همان در یسته نظر آنان را هم جلب و به راهنمایشان گفتند که می خواهند آنجا را هم ببینند. راهنما به نگهبان گفت و ایشان اندکی تامل کرده و فی الفور کلید انداخت و در برای توریست های خارجی باز شد. البته دست لیدر ایرانی توریست ها اسکناسی را یواشکی در دست نگهبان گذاشته بود. افسوس خوردم از اینکه ایرانی برای هموطن خویش ارزش قائل نمی شود. اما قدرت اسکناس را در این مملکت فهمیدم. با اسکناس همه دربهای کوچک و بزرگ بر روی انسان باز می گردد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 اسفند 1393
دو سال قبل بود که در چند خبر جداگانه داشتیم که دو کودک در پارکهای قم و شاهرود دچار حادثه شدند و داشنجویی در فضای سبز دانشگاه محل تحصیلش دچار حادثه برقگرفتگی منجر به فوت؟ شد. کودک قمی فوت نمود و کودک شاهرودی دچار  آسیب جدی شد. دیروز رفتم پارک محل دیدم این تجربه تلخ صدها بار دیگر قابل تکرار است بی آنکه مدیران شهرداری ها کمی احساس خطر بکنند. این دفعه اگر به پارک محله خود رفتید نگاهی به تیرکهای چراغ برقهای پارک کنید. می بینید که قسمت برق که اتفاقا سیمهای برق در آن تجمع دارند کاملا باز است. کمی دقت و مدیریت دیگران و کمی احساس مسئولیت ما می تواند از این ناخواسته های جلوگیری  بعمل آرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 3 اسفند 1393
شنیده اید که یک خارجی اومد به ایران وقتی ازش نظرخواهی شد، گفت: به نظر می آید در ایران زنهای زیادی هنرمند هستند. چون در خیابان اکثرا آرایش غلیظی دارند. خوب عجیب هم نگفته. کم نیستند زنان جوان و یا دخترانی که وقت کافی درمنزل ندارند و در خیابان و مترو و دیگر اماکن عمومی آینه و مداد و ... در دست، دارند آرایش و پیرایش می کنند. شاید نمیدانند که این صحنه چندش آورترین نما برای یک مرد و حتی برخی زنان است. زمانی که ما  کودک و نوجوان بودیم یادنداریم که حتی برای یکبار دیده باشیم مادران و خواهران ما در پیش دیدگان ما این کار را کرده باشند. چیزی که کم رنگ شده است اخلاق است که گاهی زنان ایران زمین برای پر رنگ کردنش در کوی و برزن قلم به دست میگردند.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 29 بهمن 1393
وقتی صحبت از اشتراکات فرهنگی و تاریخی با سایر ملت‌ها به میان می‌آید، اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد مجموعه‌ای از مواریث و آیین‌های مشترک با کشورهای همسایه اطراف ایران است، کشورهایی با سنت‌های مشابه که گستره آن به محدوده خاورمیانه و تا حدی آسیای مرکزی و منطقه قفقاز خلاصه می‌شود.در حالی که در شرقی ترین منطقه اروپا و در جنوب رود دانوب سرزمینی با سنت های میترایی وجود دارد که لباس های سنتی ما را می‌پوشند و تشابهات فرهنگی و آیینی بسیاری با ایرانیان دارند. کشوری به نام بلغارستان که به رغم تشابهات فرهنگی کمتر آن را می‌شناسیم.

در این سرزمین پهناور روستاهای متعددی وجود دارد که شبیه ابیانه است، روسری های زنانشان تشابه بسیاری با روسری های منطقه مازندران و گیلان دارد، گلیم هایی می‌بافند که نمی‌توان آن را از نمونه ایرانی تشخیص داد و در نهایت مردم این کشور اروپایی در ادبیات روزمره خود 500 واژه فارسی را مرتب استفاده می‌کنند. همین شباهت های آیینی و سنتی باعث شده تا پژوهشگران دو کشور به دنبال "چرایی” آن باشند. در طول چند سال گذشته باستان شناسان با کاوش در منطقه "پلیسکا” (پایتخت باستانی بلغارستان) به یافته هایی دست پیدا کردند که نشان می‌داد، تجهیزات نظامی و روز مره مردم این منطقه شباهت بسیاری با ادوات جنگی دوران ساسانیان و مادها دارد.یافته هایی نظیر شمایل شیر بالداری که سر عقاب دارد و گوش های آن مانند اسب است، درست همان نماد مشهور دوره هخامنشیان که تندیس آن هم اکنون در تخت جمشید و نقش آن در ظروف به جای مانده از آن دوران وجود دارد.

جدای از یافته های کاوشگران، در محوطه باستانی "پلیسکا” پژوهشگران با بررسی آیین های مرسوم مردم بلغارستان دریافتند که تمامی این سنت ها الهام گرفته از آیین های میترایی و مهرپرستی ایران عهد باستان است به طور نمونه دو عنصر آب و آتش در تمامی مراسم‌های سنتی وجود دارد که در آن آب، نماد سلامتی و پاکی و آتش نمادی مقدس است. اما جدای از این موارد هنوز چند سوال اساسی بی پاسخ وجود دارد؛ طرح گلیم بلغاری از چه زمانی شباهت زیادی با گلیم ایرانی پیدا کرده و چرا لباس های محلی آنها، شباهت بسیاری با لباس های سنتی منطقه قاسم آباد گیلان دارد؟ واژگان فارسی چگونه سر از بلغارستان درآورده و تشابهات فرهنگی چگونه در بین مردم بلغارستان نهادینه شده است؟ در یک کلام اساسا دلیل این همه شباهت چیست؟!
منبع: تابناک

در ابتدا محققان نظریه ای، تحت عنوان مهاجرت اقوام ایرانی به بلغارستان را مطرح کردند که پس از تحقیقات فراوان مشخص شد این تئوری تا حدود بسیاری درست است؛ بدین ترتیب که 3500 سال قبل، قومی از ایرانیان که آریایی بودند در مسیر مهاجرت به اروپا در اطراف رود دانوب مستقر شدند. دکتر "گرد گروپ” استاد دانشگاه هامبورگ در کتاب «زرتشت و آیین میترا» به صراحت آورده است: «دانوب از زبان باستانی ایران ریشه گرفته و در اصل دانو به معنی رودخانه است.»

به تازگی گروهی دیگر از محققان با بررسی ساختمان ژنتیکی تعدادی از مردم بلغارستان به این نتیجه رسیده اند که بلغارها قومی آمیخته از مردمان ترک‌تبار، ایرانی‌تبار و جمعیتی از اسلاوها هستند که در طول قرن ها در یکدیگر حل شده اند.در واقع با توجه به شواهد موجود ژنتیکی و تاریخی می‌توان به این نتیجه رسید که عموزاده های آریایی ما هم اکنون در شرق اروپا و در کنار دریای سیاه زندگی می‌کنند؛ موضوعی مهم که این روزها به نقل محافل علمی و فرهنگی مبدل شده است.این درحالی است که تاریخ نشان داده مردم ایران و بلغارستان در طول ادوار مختلف همواره از یکدیگر حمایت کرده اند به طوری که پس از استقلال بلغارستان، ایران به عنوان اولین کشور آسیایی این کشور را به رسمیت شناخت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 بلغارستان نیز به عنوان اولین کشور اروپایی، حکومت ایران را به رسمیت شناخت؛ رابطه ای صمیمانه در عرصه دیپلماتیک که قدمت آن به 117 سال می‌رسد.

با توجه به کشفیات اخیر در محوطه باستانی "پلیسکا” و همچنین اشتراکات فراوان فرهنگی دو ملت از یک سو و ظرفیت های دیپلماتیک و رابطه دوستانه دو کشور به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده تا با ایجاد برند فرهنگی تازه تحت عنوان (همسایه دور) به عموزاده های آریایی‌مان نزدیک شویم، برند فرهنگی که می‌تواند دست مایه ای برای همایش ها، نشست های علمی و گردهمایی های تاریخی – فرهنگی باشد، بهانه ای برای آشنایی دوملت و معرفی مواریث مشترک به سایر کشورهای جهان باشد.
چقدر خوب بود اگه میتونستیم یک سری به فامیل دور بزنیم!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 بهمن 1393
بی تعارف. ما از دروغگوترین جوامع هستیم. و به زعم بنده یکی از عمده دلایل آن کسب و کار به روش دلالی است. در این حرفه عادت به دروغ شیوع وحشتناکی دارد. بطوری که کل جامعه را متاثر می نماید. اصولا جامعه ای که مولد نباشد قطعا مصرف کننده تولیدات دیگران باید باشد پس باید دلال بازی در آن رشد نماید. پس برای کسب درآمدی حداقلی به هر حربه ای متوسل خواهد شد. از جمله دروغ که ام المفاسد است. پی آمد این امر ابتلا به مفاسد دیگری مثل ریاکاری است. برایم جالب بود وقتی در نمازخانه رفتم دیدم همه آن دروغگویان و متظاهران را.
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 بهمن 1393
کارگری دارم خوش رو  وخوش خلق . اتومات کارش را انجام میدهد. سربزیر و مودب اما کم سواد. روزها برای من کار میکند. مدتی است که روز و شب کار میکند. شبها هم در تالارهای منطقه کار پذیرایی می کند. حالا روزها پیش ما چرت میزند. به مدیر کارگاه گفتم علتش چیست؟ گفت: این کارگر با برادرهایش می بایست روز وشب کارنمایند تا پدر دو زنه شان راضی باشد. یعنی هر روز درآمدشان را دو دستی تقدیم بابای گرامی میکنند تا برایشان پس انداز! کند. البته برادر بزرگتر اندکی زرنگ تر است و مقداری از درآمدش را اعلان نمی کند. برای من جالب است. پدر فرزند داری نمی کند. شاید تصور می کند مرغ تخم طلا بزرگ می کند. این هم نوعی جدید از استعمار است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 25 بهمن 1393

به مصرف سبزی خوردن علاقه دارید ولی با خوردن تربچه یا حتی تره و شاهی دچار نفخ و گاهی دل‌پیچه می‌شوید، سبزی‌های بادشکن و ضدنفخ مانند ریحان یا نعناع را در سبزی خوردن خود جای دهید.

نفخ کردن یکی از شایع‌ترین مشکلات گوارشی است که برای خیلی از افراد بعد از خوردن غذاهای مختلف ایجاد می‌شود. رعایت 10 توصیه زیر، احتمال بروز این مشکل گوارشی را به حداقل می‌رساند.

 1.دم نوش‌ها و عرقیات ضدنفخ

پس از خوردن هر وعده غذایی احساس می‌کنید نفخ کرده‌اید و باد زیادی در شکم، معده یا روده‌هایتان می‌پیچد،دمنوش‌های زیره و نعناع، موثرترین دمنوش‌های بادشکن هستند. مصرف عرق نعناع و عرق بادرنجبویه هم برای درمان نفخ بسیار مفید و موثر است.

 2. ریحان و نعناع را در سبد سبزی خوردن

با خوردن تربچه یا حتی تره و شاهی دچار نفخ و گاهی دل‌پیچه می‌شوید، سبزی‌های بادشکن و ضدنفخ مانند ریحان یا نعناع را در سبزی خوردن خود جای دهید.

 3. آویشن را فراموش نکنید:

از بهترین و پرخاصیت‌ترین سبزی‌ها

نوشیدن دمنوش آن در فصل سرد سال علاوه بر از بین بردن نفخ، باعث آرامش اعصاب و بهبود گلودرد ناشی از سرماخوردگی می‌شود

خلط‌آور است مصرف آن به افراد سرماخورده توصیه می‌شود

گیاه‌خواران می‌توانند مقداری پودر آویشن را برای از بین بردن نفخ سبزی‌هایی مانند نخودفرنگی یا کاهو به سس سالادشان اضافه کنند.

 4. زردچوبه را از فهرست ادویه‌های خود حذف نکنید:

زردچوبه باعث سم‌زدایی از کبد و ضدنفخ مواد اولیه موجود در غذاها.

این ادویه را حدود 15 دقیقه مانده به پایان زمان پخت به غذا اضافه کنید.

 5. پوست حبوبات را جدا کنید:

حبوبات یکی از نفاخ‌ترین خوراکی‌ها هستند؛ بنابراین باید آن‌ها را حدود 24 تا 48 ساعت قبل از مصرف با آب ولرم خیس کنید. حتی بهتر است هر 12 ساعت یکبار، آب ظرف حاوی حبوبات را دور بریزید. برای بهتر از بین بردن نفخ حبوبات خیس‌خورده می‌توانید پیش از پختن، آن‌ها را در دستمالی نخی و نازک به آرامی ماساژ دهید تا پوستشان جدا شود.

 6. مخلوط کدو سبز و ماست را امتحان کنید:

برای نفخ و دل‌پیچه پس از خوردن ماست، نباید دور اینها را خط کشید.یک کدو سبز رنده شده را با چند برگ نعناع تازه و خردشده به ماست اضافه کنند، این مشکل تا حد زیادی حل خواهد شد. به جای نعناع می‌توان از پونه هم استفاده کرد.

 7. میوه‌هایی که قند کمتری دارند انتخاب کنید:

بعضی‌ها به عنوان دسر میوه می‌خورند اما قند فروکتوز موجود در میوه‌ها می‌تواند باعث ایجاد نفخ شود. اگر شما هم جزو این گروه هستید و از نفخ بعد از غذا رنج می‌برید، خوردن میوه‌هایی با قند کمتر را به شما توصیه می‌کنیم. میوه‌هایی مانند سیب، هلو، لیموشیرین و کیوی.


 8. معجون زنجبیل را از یاد نبرید:

اگر زیاد نفخ می‌کنید، یک تکه زنجبیل، کمی نمک و مقداری آب لیموترش را با هم مخلوط کنید. این معجون را داخل یخچال بگذارید و پس از هر وعده غذایی حدود 1 تا 2 قاشق غذاخوری از آن را میل کنید. معجون زنجبیل طعم خوبی ندارد اما در درمان نفخ، معجزه می‌کند!

منبع تابناک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 بهمن 1393
این روزها وقتی به جعبه جادویی نگاه می کنیم محلی برای مد در آن پدیدار است. از لباس گرفته تا سبک مکالمه و محاوره مجریان. برخی از آنان از برخی دیگر تقلید ک رده و سعی دارند که در دل ملت تصویر زده جای باز کنند. در مقایسه این مجریان با مجریان دهه شصت متوجه می شویم که اختلاف شخصیت زیاد است. دهه شصت مجریان حجب و حیایی درخور ستایش داشتند، اما لحن این روزهای برخی مجریان باصطلاح مدرن عاری از ادب است. البته نمی شود جمع را متهم نمود. چون برخی از مجریان فعلی هم هنوز همان شخصیتهای مودب دهه شصتی را بروز میدهند.
حال اگر بخواهم تحلیلی از این رفتار بدهم میتوانم بگویم که این رفتار و شخصیت مشهود در تلویزیون، چیزی نیست جز برآیند رفتار اجتماع ما. در واقع چیزی است که جمع کثیری در جامعه طالب آنند. گاه در محاورات این مجریان کلماتی را میشنویم که آنها را در یک محاوره رسمی در دهه شصت نمی شنیدیم. مثل : چاکریم ، نوکریم، خیلی مخلصیم، فدات، و....
در سبک لباس پوشیدن این مجریان نیز نقد بسیار است. ظاهرا برخی از آنان مدهایی را ترویج میکنند که باید نوعی درآمد زایی داشته باشند. حتی پوشش چادر آنان در کنار شخصیت جذاب! و زبان بدنی آنان در حال ایجاد سبک خاص در جامعه می باشد.
گاهی ازدواج آنان -که ظاهرا با عشق و علاقه وافری در فضای هیجانی خاصی صورت گرفته - می شود الگو و وای به روزی که آن ازدواج قبل از یکسال فرجامی به نام طلاق داشته باشد . دیگر این الگو می تواند نوبری باشد برای نسل فعلی تلویریون زده.
خلاصه من که از دهه 40 و 50




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 بهمن 1393
آن روزها
یاد ایام کودکی به نیکی، خاطرات عمیق کودکیمان حس قشنگی را برمی انگیزد توام با لذت درونی.همه چیز رنگ خوبی و سادگی داشتند. واقعی بودند. قابل لمس بودند. تازه و با طراوت. پدرم انقلابی بود که ضمن همه کارها یش، زنبور عسل هم پرورش می داد.تولید عسل می کرد. همه مولد بودند نه مصرف کننده. سالهای آخر حکومت شاه؛ خانه کوچک مان بوی تند دود هیزم می داد. لحظه های زیبای شبانه را در کنار پدر و در جوار بخاری هیزمی سیب زمینی مان را زیر خاکستر داغ می پختیم. سرمای زمستان را با گرمای هیزم و سیب زمینی های داغ مان جبران می کردیم. آن روزها صفا بود و صمیمیت و حمیت. آن روزها گلوله و دفاع



این روزها
گوئی احساس مرده است! حس نوعدوستی را فقط در فضای مجازی باید جستجو کرد. در سر چهارراه های ما کودکان وطنم را در حال فروش گل و سی دی و جوراب می بینیم. حاجی فیروزمان از فرط فقر در ترافیک محصولات ایران خودرو و سایپا - آشغالهای غرب زده- پول گدائی می کنند. دختران وطن - مادران آینده!- محبت را در خیابان بجای خانه دنبال میکنند. این روزها با بازی حروف  و الفبای ما درمطبوعات - این ارکان آزادی! - آنقدر( ب ز) می خوانیم که دزدی کرده اند.، که احساس می کنم تمام بزهای وطنم دزد شده اند. این روزها ریا هست و ربا و دزدی حریت از ملتی به افتخار تاریخ همه دنیا. این روزها ترقه و رفاه.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 بهمن 1393
کودکان تهرانی 15 درصد ضریب هوشی پائین تری دارند چرا؟
1- آلودگی هوا به سرب و دیگر آلاینده ها
2-آلودگی صوتی که سلولهای مغری را نابود می کند.
3-فشردگی برنامه تحصیلی در 5 روز هفته
4-اضطرابهای روحی ناشی از سبک زندگی. پدر کارمند و مادر کارمند پس فرزندان آنها یا تنها در خانه یا به امید مهد کودک یا به امید راننده سرویس و یا بدون کنترل در پارک ها با رفقا! در حال سیاحت. تصور کنید فرزندی که صبح ساعت 6 از پا برمی خیزد تا ساعت 8 کلاس شروع شود. از خواب نازنین جدا می گردد. همه اینها افسردگی را در پیش دارند.
5-سرعت حرکات و رفتارهای در تهران باید زیاد باشد. حتی در خوردن و آشامیدن
6- تنش های رانندگی بسیار بالاست.
7- امنیت روانی درخطر مضاعف است.
8-مدرنیته ناقص باعث از بین رفتن سنتهای هزاران ساله شده است. روابط اجتماعی بهم ریخته است. مردم در هم می لولند و آخر هفته ای را که باید آرامش داشته باشند باز هم در ترافیک جاده های اطراف و شهرهای شمالی سیر می کنند . گوئی راهی جز این برای سرگرم بودن ندارند. در روز پایانی هفته برای سرگرم بودن ماشین سواری می کنند و در ترافیک به یکدیگر بدوبیراه می گویند.

9-تهران صادرات فرهنگ غلط شده است. فرهنگ تهران بلای جان فرهنگ ایران شده. مثالی بازگو نمایم. تهران می تواند الگوی شهرستانها باشد. اگر قواعد رانندگی در تهران کنترل مناسب شوند، این مردم در بازگشت به شهرستان ها و یا سفرهایشان می توانند الگوی خوبی را ارائه نمایند.اما نبود امکانات بهانه ای برای سوء مدیریت مسئولان شده و مانع از رشد فرهنگ های مختلف شده است. تلاقی فرهنگ های مختلف در تهران التقاطی را باعث شده است که امکان اصلاح آن قریب محال است.
10-سبک زندگی آپارتمانی در تهران مردم را از هم دور نموده است. چون فضای محدود امکان با هم بودن کمتری را به ساکنین و میهمانان می دهد.

این زندگی در آهن و بتن مردم را از طبیعت دور نموده. باغهای زیبا حذف و جایش را به برجهای بدون کیفیت زندگی داده است. نسلی که در تهران تربیت می گردد شدید ا پراسترس است.
در قدیم معتقد بودند که فرزند باید سر سفره پدر و مادر بزرگ شوند. ولی الان بخشی سر سفره مهد کودک بزرگ می شوند یعنی ممکن است لقمه های حرام و حلال قاطی باشد
البته نمی توان منکر شد که بخشی از این مشکلات هم در شهرستانها دیده می شود. ولی فقط بخشی از آنها. یعنی هنوز شهرستانها همه مسائل را  درگیر نیستند.
تهرانی ها آفتاب را کمتر می بینند و صبحانه را با خانواده میل نمی کنند. بلکه مراسم صبحانه را در اداره و یا شرکت در فضائی غیرحسی
تناول می نمایند. کمبود نور آفتاب را هم که غیر قابل جبران است شاید در اخر هفته بخواهند جبران کنند که نمی شود.
11-تهرانی ها خوراک های آلوده بیشتر مصرف میکنند. از جمله سبزی ها و گوشت. در گوشت تهرانی ها تا حدی باید شک کرد. چون دیده شده که با گوشت سنگدان مرغ در گوشت چرخی قاطی شده است.
12- یکی از دلایل استرس در تهران احتمال وقوع زلزله و عدم آمادگی مقابله با آن است. این در نهاد هر تهرانی نهادینه است

اگر روزی زلزله ای ناخوشایند در تهران وقوع یابد مردم در تهران در میان سنگ و آهن و شیشه قرار میگیرند. می گوئید چرا شیشه؟ ساختمانهای بلند را بنگرید . فرض خلاصی از ساختمان بتنی در زمان زلزله ، رهائی از شیشه های ساختمانهای بلند میسر است؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 بهمن 1393
نابسنده بودن نظریه های معمول در جهت تبیین همه پدیده های موجود در فیزیک کوانتوم ، دانشمندان را برآن داشت عدم توفیق نظریه های معمول را با ماهیت هولوگرافیک جهان توجیه نمایند. الگوی هولوگرافیک بسیاری از پدیده های را که خارج از درک ما بودند قابل فهم تر می نمایاند. تله پاتی ، پیش آگاهی، احساس عرفانی وحدانیت و یکی شدن با کل کائنات (شاید بتوان گفت توحید) و حتی توانایی ذهن در به حرکت در آوردن اشیاء بدون تماس فیزیکی، از جمله موارد توجیه پذیر با این الگو هستند.
جالب آنکه برخی از دانشمندان که این الگو را پذیرفته اند ، در توصیف مرگ می گویند: مرگ چیزی جز تغییر جایگاه آگاهی شخص از یک سطح هولوگرافیک به سطح دیگر آن نیست.
این الگو توضیح می دهد که: عمل جراحی مغز و برداشتن بخشی از مغز باعث از بین رفتن خاطرات شخص نخواهد شد. و ...
این کتاب نوشته مایکل تالبوت ترجمه داریوش مهرجویی می باشد که توصیه می کنم مطالعه نمائید. مطالعه این کتاب می تواند نگرش شما را به دنیای پیرامون متحول نماید. پس می توانید به دوستان هم توصیه نمائید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 10 بهمن 1393
کارمندها قراردادی، پیمانی و استخدام رسمی هستند.بسته به اینکه چقدر نفوذ داشته باشند ، از یکی از این حالات جهت کارمند شدن  استقاده می نمایند. هر چه به سمت رسمی شدن پیش رویم درجه استحکام قراردادشان بیشتر می شود. متعاقبا با بیشتر شدن درجه رسمی شدن، راندمان کاری نیزپایین تر می آید. حال اگر مدیری بخواهد کارمند رسمی با راندمان کم را تنبیه و یا اخراج نماید، تقریبا غیر ممکن است. حتی در صورتی که کم کاری نماید. برای اثبات این موضوع داستانی واقعی را تعریف می کنم.
مدتی پیش در یکی از شهرها- اسمش را نمی برم- خانوده ای یکی از بستگانش را از دست می دهد و کارشان به غسالخانه می افتد. از قضا ماه قبل اضاه کاری غسال را پرداخت نکرده بودند. غسال پس از دو ساعتی برای تامین تجهیزات و مواد علاف کردن، در نهایت گفت :من تا جایی بروم و برگردم. غسال رفت و برنگشت. کاشف به عمل آمد غسال در منزل در حال استراحت کردن است. خلاصه کار بالا گرفت. تا جایی که شهردار یکی از مناطق شهر التماس کنان غسال را از منزل به غسالخانه آورد. علیهذا مرده بیچاره چتد ساعتی علاف گردید.
غسال کارمند رسمی بود و کسی نمی توانست کاریش داشته باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 بهمن 1393
سالها پیش دوستی از فرانسه جهت دیدویازدید بستگانش به ایران آمده بود. میگفت: وقت مهاجرت به فرانسه مقداری پول داشتم که برای جلوگیری از کاهش ارزش آن، یک مسکن خریدم و انداختم و رفتم. چند روز پیش رفتم سری به خانه ام زدم. درب را باز کردم دیدم تعداد زیادی قبوض پرداخت نشده روی زمین ریخته. ته دلم داد زدم : آخ جون دردسر. خلاصه ده روزی شنگول و پر انرژی دنبال رتق و فتق قبوض معوقه بودم. آنقدر که گاهی کارمندان ادارات آب، برق، گاز و مالیات و شهرداری و... از دیدن قیافه شاد و پیگیر من متعجب بودند. اغلب افرادی که در این ادارات می دیدم عصبی و برافروخته بودند و گاهی هم زبان تندی داشتند . عبارات سخیفی بکار می بردند. گویا همه منتظر بودند که من هم عصبی و تند باشم. ولی من  با آرامش و طمانینه کارم را پیگیری می کردم و اگر هم گیری در پرونده می افتاد و با صبوری ردش می کردم. 
با این توضیح خواستم پیامی برسانم یا نقدی داشته باشم یا روشی را جای بیندازم ، نمیدانم. ولی امروز من هم در پیچ و خم  اداره مالیات و دارایی و ثبت اسناد و ... گیرم. 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 4 بهمن 1393
از روزی که تا حدی نوشیدن آبهای لوله کشی را فراموش کردم
از روزی که تا حدی که روغی کارخونه ای را طرد کردم
از روزی که تا حدی  که سبزیجات بازاری را نگاه نکردم
از روزی که تا حدی پفک و چیپس و هر آشغال تنقلاتی کارخونه ای را کنار گذاشتم
از روزی که تا حدی چای را تا 99 درصد ترک کردم


و تا حدی
به جایش  آب چشمه سار نوشیدم
به جایش از روغی حیوانی و چربی های روی گوشت استفاده کردم
به جایش از اسبزیجات کاشت خودم را می خورم
به جایش از تنقلات سنتی و میوه های خشک شده استفاده می کنم
به جایش از دمنوش ها و جوشانده های سنتی ، به لیمو ، زیرفون و .... استفاده کردم
آرامش یبشتری دارم و سلامتی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 بهمن 1393
این روزها همه در خود فرو رفته اند.انزوای اجتماعی صور مختلفی دارد. یکی از آنها، که روزآمدترین آنهاست، عبارتند از:
نسل جدید با موبایل و تبلت و ... و یک گوشی در گوش، در حالی که در جمع هست، گویی در دنیایی دیگر سیر میکنند.سیمهای رنگارنگی که گاه از روی لباس و گاهی از زیر لباسها بیرون زده اند تا چند دقیقه ای شخص را از دنیای اطراف خویش بیرون برند. عجیب آنکه گاهی اگر در کنارشان بنسینی صدای آهنگ های تند و تیزشان را به وضوح و با خش خش مشخصی روی اعصاب نیز خواهی شنید. جاز و رپ و ... متداولترین آنهاست. ریتمهای تندی که با امواج خاص رعشه بر تمام سلولهای عصبی مان میگذارند.
اینان نسلی برباد رفته اند!؟ نمی شود قضاوت کرد. درکشان کردن، بهتر است از اینکه ردشان کنیم.
گوئی آسایش! این نسل در سلب آرامش دیگران است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 بهمن 1393
مرده را که می خواهند در قبر بگذارند، مستحب است سه بار تابوتش را بر زمین گذاشته و بلند نمایند و سپس دفنش کنند. قطار هم که صبحها می خواهد وارد ایستگاه تهران شود در چند ایستگاه قبل توقف می نماید. با این تفاوت که هر توقف طولانی دمار از روزگار زندگان داخل قطار در می آورد. البته اگر تهران را به قبرستانی پر از دود و ناتمیزی قبول کنیم ، این فرآیند توقف و حرکت قطار چیزی کم از دفن مرده ندارد. 
شانس آوردیم که در دهه های قبل این ایستگاه و راه آهن را ساخته اند. اگر با اوصاف این روزهای طلایی! مملکت، بنا بود این حرکت را انجام دهند که واویلا بود. برای مثال فرض کنید قرار باشد یک خط دیگر به خطوط ریلی شمال اضافه کنند. من که تصور نمی کنم 100 سال دیگر هم اراده ای باشد. قبول کنیم که از بزرگراه تهران چالوس این نتیجه قابل استنتاج است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 دی 1393
دوستم دوستی داشت که دوستش را از اروپا برای چند روز دعوت به ایران نمود. در این مدت هزینه های خورد و خوراک با میزبان بود. با این حال مهمان متوجه شد که در این چند روز اگز هزینه ها با ایشان بود در نهایت 500 یورو بیشتر مخارجش نمیشد. کرمان و اصفهان و ... را هم سری زد. روز آخر برگشت و گفت: ایران چقدر خوب است. هزینه ها بسیار پایین است و من در کل بیش از 500 یورو هزینه نکرده ام. 
حالا قیافه ما رو باید میدیدید. همه جای ما سوخت. از دو جهت. یکی اینکه هزینه ها با میزبان بود. دوم اینکه مهمان مفهوم ارزش پول ما و خودشان را  درک نکرده بود.  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 دی 1393
این روزها آدم های زیادی می بینم که افسرده و نگرانند و طناب سگی کوچک و غیر بومی را در دست دارند. در حالی که همین آدم ها نمی توانند فرزند خویش را تحمل کنند. خیلی هاشان این سگ ها را جایگزین فرزند نداشته خود قرار داده اند. 
سگ ها عادت دارند برای خود حریم مشخص کنند و با ادرار کردن روی بلندی هایی مانند سنگ و تنه درخت و بوته و ... نشانه گذاری می کنند تا رقبا وارد حریمشان نشوند. حال چگونه این انسانها اجازه می دهند این سگ ها وارد حریم خانه و آپارتمانشان شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 دی 1393
همه از شنیدن نام آینشتاین نوعی حس مثبت داریم. حتی خود من معتقدم کسی بودکه حداقل ابهامات زیادی را ایجاد و سوالات بسیاری را باعث گردید. حال اگر بگویم که آینشتاین در یک فراخوان آمریکا، برای ساخت سلاح های کشتار جمعی به آمریکا مهاجرت نمود و به کشور خود - آلمان - خیانت کرد نظر شما چیست؟ البته باید تاکید کنم که موضوع قتل عام یهودیان وجود داشته و عمدتا توسط خود یهودیان این قتلها و کشتارها صورت گرفته است. اما حاصل عمر و تلاش آینشتاین را برای نابودی و تخریب دو شهر هیروشیما و ناکازاکی به کار برده اند. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 دی 1393
معتقدم جهان اول از ما در یک مورد خیلی عقب مانده ترند. نمیدانم چرا با همه پیشرفت هنوز در توالت هایشان شیر آب جهت طهارت ندارند و فقط با دستمال خودشان را تمیز می کنند. تصورش هم برای من که در دنیای رو به توسعه زیست می کنم اندکی سخت است. دوستم می گفت مسئله بزرگ ما همین است. در هتل های اروپایی باید دنبال اتاقی بگردیم که شیر آب حمامش به کاسه توالت اش نزدیک باشد. موردی که خدمه هتل ها را متعجب می کند.
می گفت : وقتی من برای چندمین روز متوالی و چندمین بار ،نسکافه ای به ایشان تعارف می کردم، با ذوق به همکارانش نشانم داد و گفت: این آقا مرا نمی شناسد ولی چند بار مرا به نسکافه دعوت کرد. اینجا فهمیدم که ما چقدر با فرهنگیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 دی 1393
مهم نیست که در پدیده شاندیز چقدر بالا کشیده اند!
مهم نیست که شاهرود ابتکار به چه وضعی افتاده!
مهم نیست که کنسانتره در شاهرود چه فاجعه ای ایجاد کرده!
مهم نیست که در تامین اجتماعی چه چیزی رخ داده!
مهم نیست که در بورس په بر سر مردم آمده است!
مهم اینست که اعتماد ملی که در این پروژه ها از دست رفته است، ارزشش چقدر بوده و چگونه بازیافت می گردد؟!
لازم نیست در جنگی دیگر این مملکت را نابود کنند. بلکه وقتی اعتماد ملی لطمه دید باید همه چیز را از دست رفته دانست . دیر بجنبیم به نقطه بی بازگشت میرسیم. آهای مسئولان خودمان را مملکتمان را تاریخمان را دریابیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 دی 1393


( کل صفحات : 8 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی