تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN - دایناسورهای در حال انقراض
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون
چند روز قبل دست دخترم شکست. بردم دکتر یا همان پزشک شیفت شب دید. گفت : شکسته فردا بیائید اینجا آقایان دکترها هستند و انجام میدهند. دکتر های خوب را معرفی کردند و گفتند، الهیان فر که خیلی خوب هم هستند دست را جابندازند. فردا آمدیم . دکتر عکس را با قیافه ای بسیار مشمئز کننده دیدند و گفتند : بله شکسته و نیاز به جاانداختن دارد. عصر بیائید مطب تا کارش را انجام دهم. گفتم چرا اینجا انجام نمیدهید؟ گفت: من اینجا گچ گیری نمیکنم. گفتم : پس اتاق گچ گیری که در این بیمارستان عریض و طویل برای چیست؟ گفت من اینجا گچ گیری نمی کنم. حاضر بودم 160 هزار تومان پول را همانجا بدهم ولی تا عصر سرگردان نباشیم  و دخترم درد نکشد. ولی چون اسم زیرمیزی روی آن گزارده می شد، امکانش نبود. بیرون رفتیم و اعتراض کردم. الحمدلله مدیر درمانگاه بیمارستان امام خمینی کرج در اتاقشان نبودند. اعتراض را به پذیرش گفتم. گفتند الان صحبت میکنم. از آنجائی که اعتراض کردن در این مملکت مفهومی ندارد، اعتراض من به منشی همان دکتر حواله گردید. منشی آمد همان توضیحات تکراری را داد. آخر کار با حالتی از شک و تردید گفتند : چون دکتر کارشناس اینجا را قبول ندارد اینجا گچ گیری نمیکند. ولی از شواهد ، این دریافت میشد دریافت که بحث همان تجارت با بیماران مطرح است و پاسکاری بیماری از بخش دولتی کم هزینه به بخش خصوصی پرهزینه مطرح است. نوعی بیمار دزدی و یا هر چیزی که اسمش را بگذاریم.

خلاصه رفتیم که عصر بیائیم. این فاصله یاد حاج قنبر و حاج اسداله همان شکسته بندهای شاهرودی و شمالی خودمان افتادم که با وجود کهولت سن کارهای خارق العاده در شکسته بندی انجام می دادند. برادرم دو دست و یک پایش در سه مرحله شکسته بود که بدون نیاز به این دکاتیر (دکترهای) مدرن بی اخلاق، توسط حاج اسداله جاافتاد و هیچ مشکلی هم پس از سی چهل سال ندارد. بدون عکس و رادیولوژی همه کار ها را می کردند. اما افسوس و صد افسوس که دیگر نیستند و یا توان کار ندارند. در همین فاصله به آقای قائمی شهر گرمدره مراجعه کردم که پیرمردی لاغر اندام است. گفتم که دست دخترم شکسته جا می اندازی ؟ گفت: پیر شده ام میترسم. البته این ترس تنها از پیری نبود. معلوم بود که اذیت هم شده احتمالا. از شکایت و این چیزها میترسد. حق داشت . ما مردم هم شاید در حق اینها کم لطفی کرده ایم. گفت: فقط در رفتگی را جا می اندازم. خلاصه برگشتم و عصر رفتم پیش همان دکتر مشمئز کننده باصلاح مدرن ارتوپد. 160 هزار تومان دادم . جا انداخت و پس از جا انداختن دوباره بیست هزار تومان دادم یک عکس رادیولوژی دیگر گرفتم که آقای دکتر مطمئن شوند که جا افتاده . کاری که قدیمی هه با لمس موضع شکستگی از کارشان مطمئن می شدند. تازه چهل روز هم در گچ باید باشد و چند بار هم آقای دکتر باید پول ویزیت و گچ گیری مجدد بگیرند. آری این شکسته بندهای قدیمی دایناسورهایی هستند که نسلشان در حال انقراض است. قدرشان را بدانیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی