تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون رئیسی

این کتاب، گزارشی نگران کننده از پیش بینی آینده نفت (یعنی آینده ایران و خلیج فارس) و تفسیر متفاوتی از مناقشه اتمی ایران و نقش غرب در آن است. بازگویه طرح احتمالی ای است که غرب  و بویژه آمریکا  از طریق دمیدن در تنور مناقشه اتمی ایران، برای رهایی تمدن غرب از گرفتاریهای تاریخی خودش، دنبال می کند. تدوین اولیه این کتاب هشت سال پیش (در سال 1384)  آغاز شد و بسط ها و بازنویسی های آن در زمستان 1385 و بهار 1386 انجام شده است. آنگاه یک بار دیگر در بهار و تابستان 1387 اطلاعات آن بهنگام سازی شده سرانجام متن نهایی آن در مهر 1387 فقط برای چند نفر از مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران ارسال شده است.

 من این کتاب را از ترس نوشتم، ترس از واقعیت هولناکی که خموشانه دارد محاصره مان می کند؛ و اکنون نیز با "ترس" منتشر می کنم، ترس از این که دیر شده باشد و تازه عده ای گریبان چاک کنند که زود بود. اما می دانم که زمان انتشار آن اکنون نیز دیر شده است. من این کتاب را برای دلم و به امید کمک به بهروزی ملتم نوشتم و به امید اثر گذاری بر سیاست های جاری ایران در حوزه مناقشه اتمی، آن را فقط برای برخی مقامات کشورم فرستادم و» پنج سال « صبر کردم. اکنون که دریافتم پافشاری بر تداوم مسیر گذشته همچنان پای برجاست و هنگامی که دریافتم پیش بینی های به ظاهر جسورانه من در این کتاب، بسیارمحافظه کارانه تر از تحولات دنیای واقع بوده است و فرصت های ما با سرعت بیشتری روبه پایان است، تصمیم به انتشار عمومی آن گرفتم. و البته جبران چند سال عمری که من بر سر تدوین این کتاب نهادم تنها زمانی خواهد شد که این کتاب تاثیری هر چند اندک بر روند پرهزینه و فرساینده سیاست های ما بگذارد. و البته دو سه سال عمر من کجا و سرمایه های انسانی و اجتماعی ملتی بزرگ کجا که به شتاب در حال تخریب است؟ و دو سه سال عمر من کجا و عرق شرم کارگران و کشاورزان و زحمتکشان و شهروندان ما کجا که روزبه روز در زیر فشار یک اقتصاد بی ثبات و تفتیده در تورم و فرسوده در رکود، شکسته تر می شوند؟ و امروز اقتصاد ما هیچ راه حل اقتصادی ندارد. اقتصاد ما در بن بست سیاست به دام افتاده است و سیاست ما نیز در دام مناقشه اتمی زمین گیر شده است.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 فروردین 1393

سلامت نیوز: اما داشتن عمری طولانی وسوسه‌ای است که افراد زیادی را به فکر واداشته تا با دانستن اسرار طول عمر ژاپنی‌ها و الگوبرداری از آن، چندسالی به عمرشان بیفزایند. اگر زندگی بر وفق مرادتان است و مایل نیستید به این زودی‌ها تمام شود، از همین فردا سعی کنید با توجه به رموز زیر رژیم غذایی سالم‌تر و در نتیجه عمر طولانی‌تری داشته باشید.

 راز اول

خوردن ماهی به جای گوشت قرمز اولین رمز طول عمر ژاپنی‌هاست که به کاهش خطر حملات قلبی منجر می‌شود. ماهی یکی از اجزای اصلی اغلب غذاهای ژاپنی برای تأمین پروتئین مورد نیاز بدن است. گوشت قرمز قیمت بالاتری دارد و معمولاً به مقدار کمی مصرف می‌شود.

ضمن اینکه ماهی غذای سالم‌تری است و هرچه تازه‌تر باشد فواید بیشتری دارد. ماهی‌ها در ژاپن خام مصرف نمی شوند و روش‌های آماده‌سازی متعددی از جمله کبابی کردن، پختن، سرخ کردن، پوره و ... برای مصرف آنها وجود دارد. همچنین زنان ژاپنی معتقدند که پوست ماهی باعث بروز زیبایی طبیعی پوستشان شده و رنگ چهره را باز می‌کند.

راز دوم

استفاده از سویا در رژیم غذایی دومین راز طول عمر ژاپنی‌هاست. فرآورده‌های سویا به کاهش بیماریهای قلبی و پایین آوردن فشار خون کمک می‌کنند و یک منبع عالی پروتئین محسوب می‌شوند.

توفو (یک نوع غذای ژاپنی که با سویا تهیه می‌شود) و سایر فرآورده‌های سویا از اجزای اصلی رژیم غذایی ژاپنی‌ها هستند. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که چربی‌های اشباع شده موجود در گوشت و لبنیات باعث افزایش کلسترول خون می‌شود.

اما غذاهای مشتق‌شده از گیاهانی چون سویا اثر معکوسی نسبت به مصرف گوشت و فرآورده‌های لبنی دارند و برای سلامتی بسیار مفیدند. دانه‌های سویا میزان پروتئین کافی و مورد نیاز بدن را بدون داشتن چربی اشباع‌شده و کلسترول موجود در گوشت، تأمین می‌کند.

ضمن اینکه فاقد چربی زیاد موجود در فرآورده‌های لبنی است. سس سویا، توفو و ناتو (دانه‌های سویای مخلوط شده با تخم‌مرغ خام که با برنج خورده می‌شود) نمونه‌هایی از غذاهای تهیه شده با سویا هستند که هر روز توسط مردم ژاپن مصرف می‌شوند.

راز سوم

مصرف آرد گندم و آرد غلات سومین رمز داشتن عمری طولانی است که ژاپنی‌ها از آن بهره‌مندند و به مراحل هضم غذا کمک می‌کند. مصرف نشاسته در رژیم غذایی آنها در حداقل ممکن است و اغلب غذاهایی که می‌خورند اصلاً آرد سفید ندارد.

همچنین رشته فرنگی ژاپنی‌ها از آرد غلات یا آرد گندم تهیه می‌شود که هر دوی این آردها سالم‌تر از آرد سفید غنی شده هستند. برنج نیز یکی دیگر از غذاهای اصلی ژاپنی‌هاست که البته فقط شامل یک کاسه کوچک در هر وعده غذایی است و نه بیشتر!

راز چهارم

داشتن وعده‌های غذایی کم‌حجم رمز دیگر افزایش طول عمر است. پرس‌های غذایی کوچک امکان غذا خوردن بیش از اندازه را کاهش می‌دهد و بدین منظور غذاهای ژاپنی‌ها در ظروف کوچکی سرو می‌شود.

همچنین خوراک ژاپنی‌های سنتی تقریباً نصف یک پرس غذای معمولی غربی‌هاست. با وجود اینکه اغلب غذاهایی که این افراد می‌خورند سالم است ولی در غذا خوردن زیاده‌روی نمی‌کنند و سهم هر نفر مقدار ناچیزی را شامل می‌شود.

راز پنجم

آخرین رمز از اسرار ژاپنی‌ها مصرف چای است. چای اثرات ناسالم غذاها را در بدن از بین می‌برد؛ در حقیقت مصرف چای سبز ژاپنی یا چای چینی که به صورت سرد یا گرم تهیه می‌شود، مزایای متعددی برای سلامتی دارد.

چای نصف کافئین موجود در قهوه را دارد و به تجزیه روغن در دستگاه گوارش کمک می‌کند؛ به همین دلیل ژاپنی‌ها معمولاً هنگام صرف غذا چای می‌نوشند؛ به ویژه وقتی که غذاهای سرخ‌شده می‌خورند.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 فروردین 1393

بچه‌ها به اسفنج می‌مانند. نگاه می‌کنند و هر چه که در محیطشان باشد را جذب می‌کنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود. اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌ها آشنا کنید، می‌توانند به خود متکی شده و زندگی شاد و راحت داشته باشند.

۱. صداقت

جایی در مسیر بزرگ شدن، بچه‌ها دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، حتی ممکن است آن را از والدینشان هم یاد نگرفته باشند. تلویزیون، بچه‌های دیگر یا حتی بزرگترهای دیگر ممکن است باعث این نوع رفتارهای آنها شده باشند. حتی می‌تواند یک نوع مکانیزم دفاعی برایشان باشد. اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و مطمئنشان سازید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایشان آماده‌اید، آنوقت برایشان در دسترس‌تر خواهید بود مخصوصاً زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند. خیلی از بچه‌ها بخاطر ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن می‌ترسند واقعیت را با والدینشان در میان بگذارند. باید به آنها بفهمانید که رفتار بد آنها مطمئناً عواقبی خواهد داشت اما همیشه بخاطر اینکه شجاعت لازم برای گفتن واقعیت را داشته‌اند تحسینشان کنید. از همه مهمتر اینکه شما هم باید خود فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی‌صداقتی ببینند آنها یاد خواهند گرفت.

 

۲. احترام

بچه‌ها احترام را از محیط خانه و خانواده‌شان یاد می‌گیرند. اگر بچه ها ببینند که شما بعنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چقدر رفتارتان با خود آنها و بقیه افراد خانواده با ادب و احترام است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مثل کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مثل «خواهش می‌کنم»، «لطفاً»، «متشکرم» و «عذر می‌خواهم» در جلو آنها به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آنها یاد بدهید به بدن، اموال، نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

۳. قدرشناسی

خوب می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است زندگی و آدم‌ها را کوچک بشماریم. آنقدر درگیر نقاط منفی زندگی خود می‌شویم که یادمان می‌رود برای نقاط مثبت آن شکرگزار باشیم. به فرزندانتان یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باشند، چیزهای کوچکی مثل هوا یا یک لبخند از کسی. به آنها یاد بدهید که برای اینکه زنده هستند، برای خانواده و دوستانشان، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی‌شان قدرشناس باشند. به آنها نشان دهید که هر روز برای آنها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آنها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آنها بخشیده لیست تهیه کنند. این کارها به آنها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

۴. سخاوت

ما در دنیای «من می خواهم» زندگی می‌کنیم. من، من، من! بچه‌ها هم در چنین دنیایی زندگی می‌کنند اما لزومی ندارد که آنجا بمانند. در سال‌های قبل از مدرسه بچه‌ها تقسیم کردن را یاد می‌گیرند. اگر روی این مسئله در خانه تاکید شود، برای آنها دشوار نخواهد بود. اینکه به آنها یاد بدهید به دیگران کمک کنند هم نوعی سخاوت و بخشندگی است زیرا به آنها یاد می‌دهد که در وقتشان بخشنده باشند. وقتی خودتان به نیازمندان لباس و غذا هدیه بدهید، آنها هم درک می‌کنند که باید بخشنده باشند.

۵. خاص بودن

بچه‌های کوچک موجودات سازگاری نیستند. هر کاری که دوست دارند را در هر زمان که دوست دارند و با هر کسی که دوست دارند انجام می‌دهند. اما هرچه سنشان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه کنند و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین آنها را می‌بینند. ممکن است تلاش کنند با آنچه که بقیه دارند یا انجام می‌دهند سازگار شوند یا ممکن است نفهمند چرا بعضی افراد اینقدر با آنها فرق دارند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. به آنها بفهمانید که فردیت آنها باعث خاص بودنشان است. آنها را تشویق کنید فردیت خودشان را از طریق علایقشان کشف کنند. آنها را هم‌کلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدمها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آنها برخورد شود. ممکن است بچه‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا اینطوری حرف می‌زند یا رفتار می کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و بر روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این به آنها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدمها را بپذیرند.

۶. بخشش

اگر بخشیدن به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدمها ممکن است چه خواسته و چه ناخواسته در حق آنها بدی کنند. این چیزی نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم. اما اگر بخشندگی را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی کسی به آنها صدمه می‌زند، وقتی می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه نگه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی آنها می‌شود. کینه آنها را اسیر خود می‌کند و به فرد آسیب‌رسان قدرت بالاتری می‌دهد. دیگر نخواهند توانست مثل قبل در زندگی خود پیش روند و زندگی شادی داشته باشند زیرا تلخی از درون، آنها را می‌خورد. سعی کنید به آنها بفهمانید که آن فرد به این علت به آنها صدمه زده است که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده‌ایم کنار بیاییم.

۷. شوخ‌طبعی

زندگی پر از فراز و نشیب است. پر از هیجان و همچنین درد است. بچه‌ها در هر موقعیتی خنده را می‌بینند و در واقعیت باید این را از آنها یاد بگیریم. آنها می‌توانند خیلی راحت به عقب برگردند و معمولاً هیچ چیز را جدی نمی‌گیرند. برای آنها زندگی فقط یک زمین بازی بزرگ است. باید به بچه‌هایتان کمک کنید تا پایات عمر با این طرز تفکر زندگی کنند. وقتی بزرگتر می‌شوند، با شروع شدن مدرسه و فشار همسالان زندگی سخت‌تر می‌شود. به آنها نشان دهید چطور می‌توانند با خندیدن زندگی‌شان را بهتر کرده و با جوک تعریف کردن برای هم دیگر انجام فعالیت‌های مفرح مثل کتاب خواندن، بازی کردن در پارک یا فقط حرف زدن با همدیگر درمورد زندگی، وضعیت خود را بهتر کنند. اینکه بدانید چه چیز باعث به خنده انداختن یا لبخند زدن فرزندانتان می‌شود رابطه شما را با آنها قوی‌تر خواهد کرد.

 ۸. نگرش مثبت

داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ‌طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و بعنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی‌بافی‌های دور و برمان شویم. مخصوصاً وقتی همه چیز آنطور که ما دوست داریم پیش نرود و به آنچه که می‌خواهیم نرسیم، ایمانمان را برای داشتن فردایی روشن‌تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه آدمها و اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آنها خواهند شد. و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند، خواهند توانست در زندگی پیش رفته و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف‌ها یا رفتارهای منفی ببینند، آنها هم همانطور رفتار خواهند کرد و برعکس.

 ۹. پشتکار

هیچکدام از ما انسان کاملی نیستیم، به همین دلیل هیچوقت نمی‌توانیم کاری را کامل انجام دهیم، مخصوصاً اگر دفعه اولی باشد که آن را امتحان می‌کنیم. پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچوقت دلسرد نشده و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند. اما آنقدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده‌اند. اما این مسئله با بالا رفتن سنشان تغییر می‌کند. دچار ترس‌هایی می‌شوند و شروع به مقایسه خودشان با همسالان خود می‌کنند. فشارهای مدرسه و درس‌هایشان هم هست. شما بعنوان والدین آنها باید بطور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه داده، بیشترین تلاششان را به کار گیرند. باید به آنها نشان دهید که چقدر به وجودشان افتخار می‌کنید. وقتی می‌بینید خسته و ناامید شده‌اند، با هدایت و راهنمایی آنها و سوال پرسیدن از آنها به جای ارائه پاسخ سوالاتشان، به آنها کمک کنید. اگر در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سخت‌کوش شده و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.

۱۰. عشق

آخرین مورد که البته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، آموزش شور و عشق به فرزندان است: شور زندگی و عشق به مردم و چیزهایی که از آن لذت می‌برند. بدون عشق آنها زندگی بسیار عادی و رویاهایی معمولی خواهند داشت. عشق مجموعه‌ای از سایر ارزش‌هایی است که در بالا ذکر کردیم زیرا باعث می‌شود هیجان زندگی کردن داشته باشند و آنها را تشویق می‌کند آدم‌های بهتری باشند. با داشتن زندگی سرشار از شور و عشق و اشتیاق و عشق ورزیدن به فرزندانتان به آنها عشق را بیاموزید. برای حتی کوچکترین چیزها اشتیاق نشان دهید. انرژی شما به فرزندانتان منتقل خواهد شد زیرا به این ترتیب می‌بینند که چقدر زندگی فوق‌العاده و عالی است.

ارزش‌های دیگری هم هستند که بچه‌ها باید با آنها آشنا شوند اما اینها ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌های زندگی بودند که برایتان عنوان کردیم. یادتان باشد بچه‌های ما نیاز به راهنمایی ما دارند. ما بعنوان والدین آنها، بزرگترین الگوی آنها به شمار می‌رویم و وقتی خودمان با این ارزش‌ها زندگی کنیم، به آنها کمک خواهیم کرد زندگی خود را به خوبی شکل دهند.

اما بجز این 10 مورد، در زیر مهارت های دیگری را بصورت تیتر وار بیان می کنیم که خوب است به فرزندان خود آموزش دهید:

 - گره زدن بند کفش

- شنا

- مسواک زدن و نخ دندان کشیدن دندانها بصورت روزانه

- دوچرخه سواری

- مرتب کردن تخت خواب

- مطالعه پیش از خواب

- آشپزی

- تماشای تلوزیون و بازی های کامپیوتری بصورت متعادل

- استعمال کرم ضد آفتاب

- دوختن دکمه لباس

- گفتن زمان با یک ساعت غیر دیجیتال

- گرفتن بینی با دستمال

- شستن ناحیه تناسلی از سمت جلو به عقب

- اتو کردن لباسها

- انتخاب وعده های غذایی سالم

- تعمیر شیر آبی که چکه میکند

- کنترل خود هنگام عصبانیت

- حل معما

- نقشه خوانی

- احترام گذاردن به بزرگترها

- عذرخواهی بعد از اشتباه

- استفاده از توالت عمومی

- شستن لباسها

- کاشتن گل و درخت

- داشتن اعتماد بنفس

- سخنرانی در یک جمع

- استفاده از وسائط نقلیه عمومی بجای خودروی شخصی

- تمیز کردن بهم ریختگی ها

- خاموش کردن همه لامپها قبل از ترک خانه

- لباس پوشیدن بر طبق مناسبت ها

- خواندن حداقل یک آهنگ بطور صحیح

- رقص

- آموزش نکات ایمنی یک رابطه جنسی بی خطر

- چه زمانی نه بگویند

- سرودن شعر یا غزل

- کسب درآمد مشروع

- پس انداز پول و خرج هوشمندانه

- برقراری تماس چشمی هنگام صحبت با دیگران

- پیدا کردن یک کتاب در کتابخانه

- کادو کردن یک هدیه

- خواندن روزنامه

- زمان گذاشتن برای افراد مستمند

- مستقل بودن و تکیه بر خود

- سرفه و عطسه در دستمال شخصی

- رهبری کردن یک گروه

- آموختن زبان دوم، بخصوص انگلیسی

- سؤال پرسیدن

- نگهداری از کودک

- مدیریت استرس

- تمایز خواسته ها از نیازها

- فن مذاکره و گفتگو

- نوشتن انشاء و مقاله

- جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بدون استفاده از ماشین حساب

- کنار آمدن با افرادی که علاقه چندانی به آنها ندارند

- برخورد با اتفاقات دلخراش

- جشن گرفتن و تبریک گفتن به دیگران

- کنار آمدن با ناامیدی و ناکامی در عشق

- تعویض یک لاستیک پنچر

- استفاده از کپسول اطفاء حریق

- پختن کیک

- گوش دادن





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 فروردین 1393

پروفسور دکتر یحیی عدل در سال 1287 شمسی در تهران در خانواده‌ای متمکن که از اعیان تبریز بودند به دنیا آمد . پدرش یوسف عدل (مکرم الملک و بعدا قائم مقام ) بود که اکثراً حاکم ولایات می‌شد. در تبریز، وی ابتدا به مکتب خانه رفت و بعداً محضر مرحوم میرزا باقر خان حکمت ابتدایی را خواند ، پدرش حاکم کرمانشاه شد و با خانواده به آنجا رفتند. در آنجا به دبیرستان رفت ولی بعد از مدتی کمی پدرش به توصیه برادرش که در پاریس بود، یحیی و برادر ارشدش غلام‌رضا را به همراه یک سرپرست به پاریس فرستاد.


مسافرت از راه تهران- انزلی- باکو- تفلیس- باطوم- استانبول و پاریس با کشتی و راه آهن در مدت 40 روز طی شد.در پاریس در منزل خانمی که فرزندش را در جنگ بین‌المللی اول از دست داده بود. پانسیونر شدند مرحوم پروفسور همیشه از صحبت‌های خانم و سختگیری و جدیت او در مورد درس و تربیت خودشان تعریف می‌کردند و تا این اواخر که خانم زنده بود در هر سال در مسافرت‌ها ایشان را ملاقات می‌کردند. عدل در یک مدرسه خصوصی مشهور دبستان و دبیرستان را تمام کرد، وارد دانشگاه شد و در مدرسه پلی تکنیک پاریس که امتحان ورودی سختی داشت موفق شد، اما عموی دیگر ایشان مرحوم دکتر حبیب عدل که در تهران به امر رادیولوژی مشغول بودند در نامه‌ای به ایشان نوشت که اگر مهندس شوی باید کارمند دولت باشی که با مشکلات همراه است و برو کار آزاد انتخاب کن که کار آزاد در آن زمان دو تا بیشتر نبود، حقوق و طب. لذا یحیی پلی تکنیک را ترک و بعد از گذراندن امتحان در 1928 میلادی وارد دانشکده پزشکی شد. در سال 1931 م. در مسابقه اکسترنای پاریس شرکت و موفق شد که اکسترن شود در سال 1934 که در امتحان کنکور انترنی که سخت‌ترین امتحان فرانسه است موفق به قبولی در انترنی شد، مدت 4 سال انترن بیمارستان‌ها بود، زنان و مامایی، اورولوژی و جراحی عمومی را در بهترین بخش‌ها گذراند، پروفسور گریگوار جراح معروف پاریس رئیس بخش جراحی و همچنین آناتومی بود، از یحیی عدل خیلی خوشش آمد و او را به مقام رئیس درمانگاهی خود رساند.


عدل در امتحان اگرگاسیون هم شرکت کرد ولی چون خارجی بود قوانین فرانسه اجازه استخدام در کادر دانشگاهی را ‌نمی‌داد ولی به علت درخشش تحصیلی و کمک پروفسورگرگوار ماده‌ای در قانون اضافه کردند که یک خارجی بتواند پروفسور شود. لذا ایشان امتحان دادند و پروفسور شدند و مرحوم پروفسور ژان گاسه که نوبت پروفسوری داشت نوبتش را به ایشان داد. عدل با وجود اصرار زیاد اساتید خود برای ماندن در فرانسه به قصد خدمت به ایران به وطن برگشت و بلافاصله به خدمت نظام رفت.

 


در آن موقع پروفسور اوبرلین فرانسوی برای سامان دادن به وضع دانشکده پزشکی تهران استخدام شده بود و چند نفر پزشک جوان ازجمله یحیی عدل را به امر تدریس انتخاب کرد. وی ابتدا رئیس درمانگاه و بعد دانشیار شد و سپس بخش جراحی سینا را به ایشان سپردند.
بعدها ایشان استاد کرسی تئوری جراحی دانشکده شدند و دستور ایشان به همکاران جوان این بود که همه بیماران اورژانس را بستری کنند و رد نکنند و بدین ترتیب بیمارستان مرکز اورژانس پایتخت شد و بعدها به همین مناسبت خدمات اجتماعی سه بخش اورژانس به بیمارستان سینا اضافه کرد و بودجه آن را هم پرداخت می‌کرد و یک واحد انتقال خون که بسیاری ضروری بود تاسیس و چون مردم در آن زمان از اهدای خون اکراه داشتند، عده‌ای را به نام خون دهنده تعیین کردند که خون در مواقع اضطراری از آن‌ها دریافت و به بیماران داده می‌شد و دیگر آنکه دستور دادند که اگر تخت خالی هم نبود بیمار اورژانس باید بستری شود ولو اینکه کف اطاق باشد. ایشان جراحان زیادی تربیت کردند و در اقصی نقاط ایران همیشه یک جراح از شاگردان ایشان بود. دوره آسیستانی آزاد (بدون مزد) را برنامه ریزی نموده و جراحان بسیاری را تربیت نمودند و این دوره همانی است که امروز دوره رزیدنتی می‌نامند.


هر ساله در تابستان در سفری که به پاریس می‌رفتند کارهای نوین جراحی را سوغات می‌‌آوردند و وسائل جراحی را با هزینه خود خریده و به بیمارستان سینا هدیه می‌کردند و به جوان‌ها آموزش می‌دادند و به علت نیاز مملکت به جراح عمومی تمام رشته‌ها اعم از جراحی عمومی، ریه قلب، استخوان، مغز و اعصاب و غیره را تعلیم می‌دادند..همیشه می‌گفت که من نمی‌دانم این مرض من است یا حسن من که هرچه می‌دانم و بتوانم به شاگردانم باید یاد بدهم ، شما هم همین‌طور باشید.وی از دولت ایران و دول خارجی مدال‌ها و نشان‌های علمی زیادی گرفتند عضو آکادمی جراحی پاریس شدند. البته مقالات فارسی نیز از ایشان وجود داشت.وی بیهوشی به طریقه جدید را با استخدام متخصصین بیهوشی از خارج (دکتربوله) راه‌اندازی کرده و بسیاری از عمل‌های ناممکن را ممکن ساخت.به دستور ایشان در انستیتوپاستور سرم‌های تزریقی را که امروزه مصرف می‌شود به صورت غیر تب زا تهیه نمود.


اما مهم‌تر از سرم آپایروژن ابداعات جراحی و علمی ایشان، از مشخصه‌های بارز ایشان، تعلیم نکات اخلاقی به شاگردانش بود بطوریکه وی به هیچ‌کس بدی نمی‌کرد و بدگویی در باره کسی را قبول نمی‌کرد. گذشت زیادی داشت و از اعتبار علمی و اجتماعی خود که با جراحی اکثر رجال و صاحب منصبان و مقامات کشوری و لشکری و روحانی به دست آمده بود و بسیاری از گرفتاری‌هایی که برای همکاران و ادارات از نظر امنیتی پیدا می‌شد کمک می‌کرد و برای حل گرفتاری اطباء استفاده کرده از حقوق حقه آن‌ها نیز دفاع می‌کرد.در عوارض جراحی که برای شاگردان پیش می‌آمد سینه خود را سپر ‌کرده و مسئولیت‌ها را خود به عهده می‌گرفت و در درمان عوارض حاصله مزدی دریافت نمی‌کرد.
اوصاف این مرد باهوش و نابغه توصیف ناپذیر است بطوریکه ایشان تا 93 سالگی بدون لرزش دست و ناراحتی دید اعمال جراحی بسیار مشکل و بزرگ را انجام می‌داد.وی اهتمام زیاد داشت که شاگردان خوب را برای بهتر شدن کار و سوادشان به خارج بفرستد و توصیه‌های ایشان را همکاران فرانسوی‌شان با جان و دل قبول می‌کردند.



پروفسور عدل در 14 بهمن سال 1381 در سن 94 سالگی با سابقه‌ی بیش از 70 سال جراحی و آموزش و پرورش شاگردان بیشماری دیده از جهان فرو بست و با مراسمی کم نظیر تشییع شد. یادش گرامی باد

 





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 16 فروردین 1393
مقاله ای که در پیش روی شماست و برای اولین بار در سایت ها و رسانه های کشورمان منتشر می شود ترجمۀ چندین مقاله و کتاب معتبر اروپایی و آمریکایی است که بسیاری از مراجع (رفرنسهای) این مقالات فقط در مراکز علمی و دانشگاهی جهان منتشر شده و در دسترس عموم مردم نمی باشد. ما از هر گونه دخل و تصرف علمی در محتوای این مقالات پرهیز کرده و فقط آن را ترجمه و ویرایش ادبی نموده ایم: تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که عاقل را اشارتی کافی است.

مضرات شکر سفید (  C12 H22 O11 ساکارُز):  

در سال 1662 میلادی مصرف شکر در انگلیس که قبلاً خیلی کم بود به 8 میلیون کیلو در سال رسید و در سال 1665 میلادی در لندن بیماری به نام

طاعون شکر شیوع پیدا کرد که در ماه سپتامبر آن سال بیش از 30 هزار مریض و تمام این مریض ها را در جائی بسته که نتوانند خارج شوند نگهداری میکردند و مارکهای صلیبی به آنها چسبانده بودند و بقیه مردم فرار را بر قرار ترجیح داده به روستاها رفته و تمام کارها در شهر لندن خوابید. در حالیکه کلاه برداران دولتی (ارتشی) داروهای پوچ و بیهوده را به مردم میفروختند و پزشکها هم با جوش شیرین و کارد جراحی استفاده و غددهای بیرونی را سوزانده و می بریدند و حتی خود بعضی از پزشکان هم چون بیماری واگیر داشت خودشان هم مریض و عمل جراحی آنها به هیچ درد نمی خورد جز اینکه بدتر می شدند تا اینکه بعد از یکسال واگیر از بین رفت و کسانی که در روستاها بودند از این شکر استفاده نمی کردند و حتی بعضی ها نام این واگیر را طاعون شهر شکر نامیده بودند. ولی طبق قانون کسانی که بر علیه فروش و اقتصاد شکر حرف میزدند دستگیری میکردند.

تا اینکه پزشک معروفی بنام Thomas Willis فیزیولوژیست و آناتومیست که در دربار پادشاه آن زمان کار میکرد شروع به تحقیق در لندن، تا اینکه کشف کرد که بیشتر پولداران که از این شکر استفاده می کردند ادرارها بوی همان شکر را می داد. شرکت داروئی به نام Pharmaceutic Rational مقالاتی در سال 1674 میلادی به زبان لاتین منتشر کرد که این بیماری به نام دیابتDiabetes Mellitus  (به لغت لاتین ترجمه آن می شود (شیرینه مثل عسل) که MEL در لاتین یعنی عسل و Itis = Infiammetion یعنی تاول چرک کرده- باد کرده که بعد از طاعون این مریضی خیلی زیاد بود که بعضی ها به نام Polyurina saccharites یعنی تاول از شکر – چرک کرده از شکر این پزشک هیچ اعتراضی           نمی توانست به خاندان King charles چارلز دوّم بکند منافع که از شکر در می آمد برای این خاندان و اطرافین بود و اگر حرفی میزد که این شکر بیماری زا است با زندگی خود بازی کرده شاید هم گردنش را   می زدند. به همین خاطر راجع شکر نمی توانستند حرفی بزنند و اینطور گفتند که کار زنبورها می باشد. نام بیماری را عوض کردند و گفتند « تاول عسلی» و این پزشک جای خود را محفوظ و از شهرتی در خاندان کارلوس دوم برخورد بود.

این پزشک رابطۀ مصرف شکر و ویتامین C را حدس زد. یک قرن پیش کشف کرده بودند در تصفیه نی شکر و چغندر تمام ویتامین ها حتی ویتامین C از بین می رود خیلی از پزشکان در قرن 17 و 18 تحقیقات زیادی کردند تا به این نتیجه رسیدند که خیلی از بیماری ها، سرطان (غده ها) و سل ناشی از شکر است. در مصر قدیم که بیش از 3000 سال می گذرد از عسل و خرما استفاده می کردند و شیرینی های زیادی درست می کردند ولی هیچ کس با این بیماری ها روبرو نبود و در کتاب های سقراط هیچ اشاره ای به این نوع بیماری ها نشده است و همانطور که آمار نشان می دهد از قرن 19 میلادی به بعد این بیماری ها مثل دیابت و غیره خیلی زیاد شده است.

قبل از جنگ جهانی دوم در دانمارک که بالاترین مصرف شکر را داشت در سال 1970 هر 5 نفر یک نفر سرطانی و در سوئد از سال 1880 تا 1929 هر سوئدی که قبلاً 5 کیلو شکر مصرف میکرد به 51 کیلو رسید و هر 6 نفر یک نفر مریضی سرطان (غده) داشت و همینطور در کشورهای اسکاندیناوی.

در تمام آزمایشات نشان داده شده است که درصد شکر در ادرار از 5 تا 10 درصد بوده که مرگ آور بود.

در سال 1923 پزشک کانادایی به نام Frederck Banting  به این نتیجه رسید که این دیابت بستگی به پانکراس دارد و جایزه نوبل را دریافت کرد به خاطر کشف انسولین یک پانکراس سالم با تولید هورمون انسولین می توان قند خون را کنترل کرد.

در زمان جنگ جهانی دوّم هلند که 2 سال اشغال نازیها بود شکر و قهوه بطور کلی حذف شد و آمارها نشان داده که سرطان کمتر شده است شکر عامل افسردگی است و روی سلولهای مغزی اثر بدی می گذارد.

در انگلیس در سال 1911 می گفتند دیابت عسلی در صورتی که عامل شکر بوده نه عسل، و در بعضی از موارد هم می گفتند که این مریضی ارثی می باشد یعنی ژنتیکی و دیگر اینکه در شهر و زندگی های مدرن خیلی زیاد است، در شهرستانها و روستاها خیلی کم است و حتی در یهودان هم خیلی زیاد بوده است. یا کشف انسولین که از پانکراس حیوانات خصوصاً خوک و سگ می‌گرفتند و به مریضها میزدند تا دیرتر بمیرند ولی با طولانی شدن عمرشان دست و پاها زخمی و قطع می شد و به اینها مریضهای جهنمی می گفتند و تنها راه فرار از این مریضی نخوردن شکر بود ولی کسی جرأت نمی کرد که بگوید شکر نخور و این شکر سمی را به عنوان دارو که انرژی زا می باشد در سال 1870 میلادی به ژاپن و کشورهای عربی و ایران وارد کردند.

تا اینکه در ژاپن دیابت شیوع پیدا کرد و متوجه نشدند که شکر علت آن می باشد تا اینکه یک ژاپنی که داری 4 فرزند بود 3 تا از فرزندان مردند و نمی خواست که چهارمی هم بمیرد شروع به مطالعه طب سنتی یا قدیم شرقی را شروع و هزاران مریض را با غذاهای سنتی نجات داد که طب مدرن معالجه ای برای سل و دیابت و غیره نداشت و می گفتند معالجه ای وجود ندارد و نام این پزشک ژاپنی به نام Ishizuka  که مطالعات زیادی در دانشگاه سربن پاریس دربارۀ انسولین و بیوشیمی و آزمایشگاهی راجع سدیم و پتاس هم مطالعات زیادی که با خوردن نمک های تصفیه شده راندوم سدیم و پتاس را بهم می ریزد و بعد از مرگ او ژاپنی دیگری بنامSakurazawa مطالعات و تحقیقات او را ادامه و خیلی کتابها را باید به چاپ می رساند. شکر و دیابت که باعث آن پزشکان غربی بودند که راجع مصرف شکر و این مریضی ها هیچ اشاره ای نکردند به خاطر منافع و اگر هم میدانستند جرأت حرف زدن نداشتند و همۀ حرف آنها راجع عسل و زنبور بود که این مریضی ها را می آورد. و این بیماری دیابت را یک پزشک ژاپنی با برنج خالص (تصفیه نشده)- لوبیا- ژاپنی Azuka کدو حلوائی و سویا معالجه کرد که کشورهائی مثل بلژیک و فرانسه که این حبوبات را           نمی شناختند شروع به کشت کردند.

و به این طریق پدر پزشکان مدرن که خود را ابوعلی سینای آن زمان میدانستند شروع به محکوم کردن پزشک ژاپنی Sakurazawa کردند که یک شارلاتان و حقه بازی بیش نیست و این شخص مدرک پزشکی هم ندارد و فقط طب سوزنی را اجرا می کند او در سال 1960 میلادی که برای صنایع شکر و شرکتهای داروئی یک مانع بزرگی بود می نویسد که هیچ پزشک در غرب نمی تواند دیابت را معالجه کند همانطور که در 30 سال اخیر که انسولین استفاده می کردند مصرف می کنند و این بیمارها محکوم به این هستند که با عصا راه بروند و میلیونها دیابتی پول کلانی برای دارو بپردازند. در آمریکا و در همه جای دنیا هر روز شمارش دیابتی ها بیشتر می شود و از زمانی که انسولین که از خوکچه ها گرفته می شود را می زنند جیب شرکتهای داروئی را پر کرده و تا آخر عمر باید دارو استفاده کنند: این پزشک ژاپنی از شرکتهای تغذیه خواهش کرد که روی غذاهای خودشان اتیکت بزنند که اینها کربوایدرات می باشد و تصفیه شده است مثل سیب زمینی، نان سفید، برنج سفید، شکر و غیره که غربیها از آن استفاده می کنند و برای دیابتی ها خوب نیست. در حال حاضر تمام انسولین ها از خوکچه ها گرفته شده و برای مصرف بیماران دیابتی استفاده      می شود.

هم چنین خود پزشکان آمریکائی و خانواده آنان از این بیماری زجر میبردند و نمی توانستند حتی خودشان را معالجه کنند.

اتفاقات خیلی زیادی بین محققین و دولت رخ داد حتی به خاطر شکری که در کوکاکولا زده می شد با انتقادات زیاد و شکایات زیادی در دادگاهها بر علیه شکر و کوکاکولا. ولی تمام اختیارات به FDA آمریکا داده شد که بطور کلی تمام اختیارات در دست FDA باشد و تولیدکنندگان هر چیزی که می خواستند تولید با مواد شیمیایی تولید کنند و همین طور ساکارین Saccharin را در سال 1970 در لیست FDA قرار دادند.

درآمدهای کلان فروش مواد غذایی بدون شکر (رژیم لاغری) و این Business در سال 1975 میلادی بالای یک میلیارد دلار بوده که نتیجه ای جز بیماری برای مردم نداشت و سرطان زا بود که به جای شکر اسپارتام استفاده کردند و حتی در سال 1961 در Ohio آمریکا یک محصول نوین شکر با مخلوط کردن ویتامینها و مینرالهای شیمیایی با شکر تصفیه شده تولید و تبلیغ  که فقط درصد دیابتی را در این ایالت بالا برد.

در تمام نوشابه ها و شکرهای رژیمی محققین در تمام آزمایشگاه ها آزمایشات لازم را انجام دادند نشان داده شده است که شکر صنعتی سرطان زا می باشد ولی FDA و صنایع به خاطر منافع و پولهای کلان حتی اشاره ای به مضر بودن آن نکرده است بلکه سکوت را ترجیح داده اند.

این شکر (ساکارز) تمام مواد خوب را از بدن سلب و نمی گذارد که به بدن برسد لثه دندان را سیاه می کند و به – سیستم غددی- پانکراس، کبد، تیروئید استرس شدیدی وارد می سازد. مخمرات را در بدن زیاد    می کند ویتامین C بدن را کم می کند، در معده ایجاد گاز می کند به خاطر اینکه ویتامین B را از بین برده و باعث کمبود B1 و B5 می شود.

باکتری ها را در رودۀ بزرگ زیاد می کند به خاطر تخمیر شدن شکر در رودۀ بزرگ. اثر سوئ زیادی روی سلولهای مغزی اثر می گذارد.

این شکر سمی در قهوه، چای، نوشابه های گازدار به خصوص کوکاکولا، شیرینیهای صنعتی، آدامسها، سیگار، تنباکو، تمام قرصهای ویتامینه موادهای کارخانه ای، تمام داروها از آسپرین گرفته تا واکسن ها استفاده    می شود.

یک پزشک فرانسوی Paulin ا (1947-1875) با تحقیقات زیادی تشخیص این را داد که این شکر کارخانه ای یک مادۀ غذائی آدم کش می باشد.

پزشک دیگری به نام Benjamin در بیمارستان Ashvill در ایالت کارولین با تحقیقات زیادی متوجه شد که شکر خون را اسیدی می کند  مواد معدنی استخوانها را از بین برده و پوک می کند.

شکر خیلی از آنزیم ها و ویتامین های ضروری را در بدن از بین می برد.

در فوائد تولید شکر: ریشه چغندر یا چغندر و نی شکر با آب پخته می شود Cao2 اکسید کلسیم به آن اضافه و با درجۀ حرارت زیاد 380 درجه می جوشد. در این حالت آلبومینها- مینرالها و ویتامین ها از بین می روند. در ادامه با تغییرات آلکالبین و حرارت زیاد و با اضافه کردن اسیدکربنیک- بی اکسید سولفوریک و کربنات کلسیم ترکیب می شود و برای تصفیه احتیاج به اسیدکربنیک، اسیدسولفوریک و موارد شیمیائی دیگر دارد. (این هم از شکر سفید و تصفیه شده).





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 فروردین 1393

تا به حال  فکر کردید چرا این همه بیماری های ناشناخته! زیاد شده و طول عمر افراد کمتر شده و سن سکته ها به حد پائینی نزول کرده!؟

کوچکتر که بودیم گوشت مرغ خورده نمی شد!

کوچکتر که بودیم گوشت گاو خورده نمی شد!

اما حالا چه؟! بدون اینها هیچ یخچالی پر نمی شود.هیچ میهمانی برگزار نمی شود. باید تجدید نظر کنیم. باید سبک زندگی را عوض کرد.


مقاله ای که در پیش روی شماست و برای اولین بار در سایت ها و رسانه های کشورمان منتشر می شود ترجمۀ چندین مقاله و کتاب معتبر اروپایی و آمریکایی است که بسیاری از مراجع (رفرنسهای) این مقالات فقط در مراکز علمی و دانشگاهی جهان منتشر شده و در دسترس عموم مردم نمی باشد. ما از هر گونه دخل و تصرف علمی در محتوای این مقالات پرهیز کرده و فقط آن را ترجمه و ویرایش ادبی نموده ایم: تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که عاقل را اشارتی کافی است( این مقاله برگرفته از سایت دکتر روازاده است).

آیا می دانید مرغی که می خورید چیست؟

تولید انبوه مرغ، خروس، بوقلمون، بلدرچین، اردک و غیره

مرغ گوشتی فقط از 2 نژاد و بطور مخفیانه (Top secret) در آزمایشگاههای ژنتیکی دستکاری و تهیه شد و اسم آن به انگلیسی COBB 500 و به آمریکائی به نام The cobb breeding company گذاشته شد که فرمول آن مخفی و به هیچ کس داده نشد. هر چند تولید گوشت فقط با هورمون خوک همان طور که در گاو و بقیه حیوانات استفاده کردند، در این حیوان دو پا هم استفاده شد که فقط تولید گوشت بکند. این مرغ با یک کیلو و نیم موادغذائی یک کیلو گوشت تولید می کند. تمام مرغهائی که در دنیا به نام مرغ ماشینی وجود دارد در عرض 35 روز دورۀ این مرغها تمام و باید به دست مصرف کننده برسد. البته این مرغها خیلی خوشحال هستند چرا که بیشتر از این زنده نمی مانند چون با وضع بدی که دارند، حداقل دیوانه نمی شوند!!

در عرض این 35 روز وزن آنها 2 تا 3 کیلوگرم می شود و در بازار از یک تا دو کیلوگرم مرغ ماشینی یخ زده و پوست کنده بدست مصرف کننده می رسد. برای رسیدن به این وزن باید مرغداری مناسب و موادغذائی مناسب داشته باشند که این مواد غذائی تمام دستکاری ژنتیکی شده مثل ذرت، سویا، کلزا و غیره که یک به یک نام می بریم می باشد. این نوع تولید یک تولید صنعتی می باشد که در هریک از مرغداریها دهها هزار از این جانور 2پا تولید می شود. در هر متر مربع 15 تا 20 مرغ یعنی حدوداً در یک متر مربع 30 کیلو گوشت به بازار ارائه می شود در صورتی که برای مرغهای طبیعی و رسمی در مرغداری های سنتی 3 مرغ در هر مترمربع وجود دارد و موادغذائی آنها غیر ژنتیکی می باشد و به همین دلیل قیمت گران تر می باشد.

در دامداری های صنعتی 24 ساعته مهتابی ها روشن است و این مضر برای سلامتی مرغ ها است چرا که مرغ حیوانی است که باید روز بیدار و شب استراحت کند.

و در این دامداری ها فضولات مرغ در همان نقطه ای است که مرغ ها روی آن استراحت و تغذیه می کنند و بوی عفونت تمام این مرغداری ها را پر می کند. بعد از 35 روز این فضولات را جمع آوری و به عنوان کود مرغی به فروش می رسد.

در موادغذائی این مرغ ها آنتی بیوتیک زیادی وجود دارد برای اینکه ویروس ها اثری روی مرغ ها نداشته باشند و در مرغها علائمی نشان داده نشود. آنتی بادی های بدن مرغ با مرضهای ویروسی با کمک این آنتی بیوتیک ها مبارزه کرده و در مرغ بیماری نمودار نمی شود ولی همین ویروس ها با خوردن گوشت مرغ به بدن انسان وارد می شود مثل آنفلانزای مرغی که خیلی از مردم هم می دانند. حتی این مرغ ها به خاطر ویروسهائی که در بدن دارند نمی توانند کاملاً سرپا بایستند در این مرغداری های صنعتی 50 الی 100 هزار مرغ است که دائماً باید بیدار و سرپا باشند چون جا نیست و 24 ساعته در فضای با نور مصنوعی روشن زندگی کرده و تاریکی را نمی بینند بنابراین در این مرغ ها حالت استرس و ضعف زیادی پیدا می شوند. در این مرغداری ها باکتری های زیادی وجود دارد. مثل Salmonella (سالمونلا) و آنفولانزا...

در حالت طبیعی این مرغها از سبزیجات، گندم سالم، و مواد زائده میوه جات تغذیه می کنند به همین دلیل پروتئین گیاهی به پروتئین های حیوانی خوب در بدن مرغ های طبیعی تبدیل می شود. در صورتی که در مرغداری های صنعتی فقط مواد دستکاری شده ژنتیکی مثل ذرت، سویا و آنتی بیوتیک و هورمون به این ها داده می شود. به مرغ آرد گوشت و ماهی و چربی های حیوانی و پروتئین حیوانی داده می شود تا زودتر وزن آنها زیاد و زود بدست مصرف کننده برسد. آرد حاصل از خون و زائدات ماهی و حتی سیراب و شیردان گاو پاها و استخوان به این مرغ ها داده می شود و 30 درصد موادغذائی آنها را پروتئین حیوانی تشکیل می دهد اگر در برخی انواع این مرغ ها گوشت مرغ ماشینی 2 دقیقه بیشتر پخته شود خرد می شود و اگر سرد شود بوی ماهی می دهد و بوقلمون ها بدتر از مرغ.

در این مرغداری های صنعتی خیلی از مرغ ها هم زیرِ دست و پا می میرند و بسته بندی شده و به دست مصرف کننده می رسد. آنتی بیوتیک ها مهم ترین و اساسی ترین مواد برای مرغداری های صنعتی می باشد.

مرغداری های صنعتی زمانی افتتاح شد که شرکت های داروئی و تولید مواد دامداری این مواد اساسی یعنی «آنتی بیوتیک» را توانستند به حد فراوانی تولید کنند.

این مرغداری ها چه شرایطی را برای این مرغ ها ایجاد می کنند: 1- استرس  2- در یک مترمربع 15 تا 20 مرغ  3- کمبود محیط سالم و بهداشتی  4- بیماری زیاد در بدن مرغ که بیش از 35 روز نباید بیشتر طول بکشد و غیره.

این آنتی بیوتیک ها و هورمون ها رشد حیوانات (مرغ) را به سرعت بالا می برند و هم زمان از بعضی مریضی ها (ویروس ها و باکتری ها) جلوگیری می کند. در این موارد چون آنتی بیوتیک مداوم در خوراک آنها می باشد ویروس در بدن مرغ وجود دارد ولی علائمی بروز نمی دهد. در صورتی که فقط در مواقع بیماری مرغ باید آنتی بیوتیک داده شود.

کسانی که مرغ مصرف می کنند مصرف آنها فقط پروتئین هائی است که دستکاری ژنتیکی شده (پروتئین ژنتیکی) و این پروتئین ها اصلاً با کیفیتی نیستند و به جز ضرر برای سلامتی چیزی را به ارمغان نمی آورند. خصوصاً بیماری های هورمونی و غددی به وجود آورده و مصرف زیاد مرغ باعث سرطان سینه و تومورهای داخلی می شود.

یک شرکت آمریکائی-انگلیسی بیش از 50 رقم مرغ های محلی را دستکاری ژنتیکی و مرغ های چربی دار که تمام آن حاوی هورمون می باشد در تمام دنیا پخش نموده است.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 فروردین 1393
سرطان قارچ است و قابل درمان میباشد

اگر می پسندید برای دیگران لینک را ارسال کنید.


tk5fq5nt3uv3v4hd5ax.jpg

عکس جالبی ست، هشت میلیون انسان هر ساله در سراسر دنیا  از سرطان میمیرند، بیشتر از نصف این تعداد تنها در ایالات متحده، و پیش بینی شده که تا سال 2030 میزان جهانی آن به 12 میلیون خواهد رسید.

سرطان بزرگترین عامل مرگ انسانهای پائین 85 سال است  و در آمریکا از هر چهار نفر یکی به آن مبتلا میباشد.

در واقع تمامی آنچه که موجب رنج و آلام و همینطور مرگ و میر آنها میشود از بیماری هایی ناشی میشود که کارتل های صنایع شیمیایی متعلق به اشراف از پیدا کردن درمانی برای آنها بطور سیستماتیک امتناع میکنند.(سیستماتیک = با هدف و برنامه ریزی شده ).

رئیس یک سازمان تحت کنترل راکفلر در اصلاح نژاد انسان دکتر ریچارد دی در حین صحبت در کنفرانسی که در مورد تحولات آینده جامعه جهانی در پیتزبورگ و در سال 1969 برگزار شده بود، از دکتر ها تقاضا میکند تا دستگاههای ضبط صوت را خاموش نمایند و نت برداری هم نکنند، تا اینکه او جزئیات یک لیست طولانی از تغییرات برنامه ریزی شده را بیان نمود. یک دکتر ولی نت برداری کرده بود و بعداً علناً در موردش صحبت نمود.

حالا، 40 سال بعد از آن، ما میتوانیم ببینیم که چگونه بطور استثنائی دکتر دی دقیق بود:

" ما میتوانیم تقریباً همه سرطان ها را همین اکنون معالجه نمائیم. اطلاعات آن درون پرونده ای در انستیتوی راکفلر موجود است، اگر روزی تصمیم گرفته شود که منتشر شود. "

دی همچنین گفت که " با اجازه دادن به اینکه مردم از سرطان بمیرند جلوی رشد جمعیت گرفته خواهد شد، آدم ها ممکنه از سرطان و یا از هر چیز دیگری بمیرند "!! این مردم روحی در بدن ندارند و به همین جهت چنین کارهایی میکنند.

کمپانی های داروسازی اعظم علاقه ای به درمان سرطان ندارند وقتی در حال انباشتن ثروت هنگفتی هستند که از راه زیر مراقبت گرفتن علائم این بیماری و با داروهایی نابود کننده و کشنده برای سلول ( سموم کشتار مردم) در  شیمی درمانی هستند، امّا این فقط  برای پول نیست، خاندان هایی که از یک رگه خونی هستند، اشراف حاکم، میخواهند که مردم رنج ببرند و زودتر از موعد بمیرند به عنوان روشی برای کنترل جمعیت.

به همین علت است که هر وقت کسی خارج از کمپانی های داروسازی یک روش مؤثر برای درمان سرطان کشف میکند، به سرعت توسط مؤسسات پزشکی و سازمان های دولتی مورد هدف قرار میگیرد.

یکی از اینگونه موارد دکتری ایتالیایی ست بنام تولیو سیمونچینی، یک مرد بزرگ و شجاع که از سر خم کردن در برابر فشارهای عظیمی که با آن روبرو شده – و همچنان ادامه دارد - امتناع میکند، پس از اینکه دریافت سرطان چیست و چگونه میتوان با آن مقابله کرد.

" اتهام " سیمونچینی این بوده که کشف کرد سرطان توسط قارچ کندیدا(Candida Albicans) بوجود میاید، یک ارگانیزم مخمر مانند که به تعداد کم در بدن زیست میکند حتّی در افراد سالم. سیستم دفاعی بدن بطور معمول آنها را تحت کنترل نگه میدارد. امّا هنگامی که کندیدا به یک قارچ قوی تبدیل میشود، برخی از مشکلات سلامتی را بدنبال خواهد داشت از جمله سرطان.

تولیو سیمونچینی میگوید که سرطان همین عفونت های قارچی کندیدا میباشد و اینکه توضیحات جامعه پزشکی در مورد سرطان به عنوان یک اختلال عمل سلولی کاملاً اشتباه است.
5qrnoeydp06gsua0sn6.jpg
 کندیدا

سیمونچینی یک متخصص در تومور شناسی، اختلالات متابولیک و دیابت هاست امّا او از این هم بیشتر است. او یک دکتر واقعی ست، کسی که بدنبال کشف کردن حقیقت برای مصلحت بیمارانش میباشد و از پذیرش طوطی وار دیدگاه رسمی، اینکه دکترها چگونه باید عمل یا فکر کنند، امتناع میورزد.

او دگم موجود در انطباق فکری روشنفکرانه را با تمام مفروضات ثابت نشده اش، دروغ، تقلب و جعلیات آن به چالش گرفته است. او به سختی به انتقاد از تشکیلات های پزشکی می پردازد که همچنان به روش هایی که برای درمان و مقابله  با اپیدمی جهانی سرطان بیفایده هستند، ادامه میدهند.

از زمانی که به پزشکی ورود نمود دریافت که یک چیزی در رابطه با روش های درمان سرطان اشتباه ست:

" درد و رنج های وحشتناکی را میبینم. من در بخش اطفال مربوط به تومورشناسی بودم – همه این بچه ها میمیرند. من داشتم رنج میبردم وقتی میدیدم بچه های بیچاره با شیمیایی شدن، و با رادیواکتیو شدن میمیرند."

عصبانیت و غم و اندوه از آنچه که شاهدش بود او را به سوی تحقیق برای فهمیدن، و در نتیجه درمان این بیماری ویرانگر هدایت نمود. او تلاش خود را با ذهنی باز و یک کاغذ سفید خالی از فرضیات خشک و تعلیمات تحمیلی توسط جریان رسمی " جامعه پزشکی  و علمی " شروع نمود.fni0e6xnoysum9zpn9w.jpg

چه تعداد دیگر از اینگونه کودکان معصوم باید با رنج و درد بمیرند تا مردم از نگاه کردن به دکتران به عنوان " خدایان دانای همه چیز " دست بردارند و میزان شگفت انگیز جهل موجود را درک نمایند؟!!.

سیمونچینی دریافت که همه سرطان ها به یک صورت عمل میکنند. اهمیت ندارد که در کدام قسمت بدن و یا چه فرمی به خود بگیرند. یک عامل مشترک وجود دارد. او همچنین دریافت که توده های سرطانی همیشه سفید هستند.

چه چیز دیگری سفیده؟ قارچ - کندیدا.

سیمونچینی متوجه شد که آنچه طبّ عمومی بعنوان رشد خارج از حد سلولی – توسعه تومورهای سرطانی – بدان معتقد است،  در واقع سلول هایی است که سیستم دفاعی بدن برای دفاع  از حمله کندیدا تولید میکند. او میگوید که مراحل به اینصورت دنبال میشود:

" بطور معمول کندیدا توسط سیستم دفاعی بدن تحت کنترل نگه داشته میشود، امّا هنگامی که سیستم دفاعی بدن تحلیل رود و تضعیف شود، کندیدا میتواند توسعه یابد و یک " کلنی " بسازد.

کندیدا سپس به یکی از اعضای درونی بدن نفوذ میکند و در اینصورت سیستم دفاعی میبایست به این تهدید به روش دیگری جواب دهد.

این " روش "، ساختن یک دیواره دفاعی با سلول های خودش میباشد و این گسترش یافتگی سلولهاست که ما آن را سرطان مینامیم. آنچه که اجازه میدهد سرطان بروز نماید، یک سیستم دفاعی تضعیف شده است. وقتی که سیستم دفاعی مؤثر عمل کند، مشکل را قبل از اینکه از کنترل خارج شود مهار میکند، و کندیدا را تحت کنترل نگه میدارد ".
xizc3b20nv1bkkf8vor0.jpg

امّا درست هنگامی که تعداد سرطانی ها در سراسر جهان هر چه بیشتر افزایش پیدا میکرد چه اتفاقی در حال رخ دادن بود؟ یک جنگ تمام عیار و حساب شده بر علیه سیستم دفاعی بدن انسان ها که در هر دهه موذیانه تشدید شده است.

سیستم دفاعی توسط افزودنیهای خطرناک به نوشیدنی و غذا، کشاورزی شیمیایی، واکسیناسیون، تکنولوژی الکترومغتاطیسی و مایکرویوی، داروهای کمپانی های داروسازی و استرس موجود در " زندگی مدرن " تضعیف میشود.

کودکان امروز چه دفاعی خواهند داشت وقتی 25 واکسن تا قبل از دو سالگی به آنها تحمیل میشود، درست موقعی که این سیستم در حال شکل گرفتن است؟

این روشی ست که خانواده های اشراف ایلومیناتی برای کنترل انبوه جمعیت در نظر گرفته اند. با برچیدن دفاع طبیعی بدن در مقابل بیماری ها.

حال شک واقعی در اینست که، چه چیز سیستم دفاعی را از همه سریعتر نابود میکند؟

شیمی درمانی

پرتودرمانی را هم به آن اضافه نمائید. شیمی درمانی برای کشتن سلول طراحی شده است. به همین سادگی.

" آخرین درجه " مراقبت های سرطانی امروزه مسموم نمودن بیمار و امید داشتن به اینست که سلول های سرطانی را زودتر بکشند بعد از اینکه به اندازه کافی سلول های سالم را نابود کردند.

این سّم شیمی درمانی سلول های سیستم دفاعی را میکشند و آنها را تکه پاره میکنند. و کندیدا هنوز در آنجاست.

این سیستم دفاعی ویران شده بدن نمی تواند بطور مؤثر به کندیدا پاسخ دهد، و کندیدا به قسمت های دیگر بدن سرایت میکند تا پروسه دیگری را آغاز نماید. حتّی کسانی که به نظر میرسند که علاج یافته اند پس از عمل جراحی یا شیمی درمانی و همه گونه چک - آپ پاک و عاری شدن از تومورها راهم دریافت نموده اند، فقط ساعتی در حال تیک تاک کردن هستند.

سیستم دفاعی بدن آنها ویران شده است و فقط یک مدت زمان میبرد تا کندیدا باعث عودت دوباره شود. بطور خلاصه:

شیمی درمانی مردمی را میکشد که تصور میرود در حال درمان آنهاست.

البته، بجز گرفتن زندگی کار دیگری نمی تواند انجام دهد. یک نوع سّم است که نابود کننده سیستمی ست که ما برای سلامتی و قوی بودن به آن نیاز داریم.

وقتی دکتر سیمونچینی دریافت که سرطان یک عفونت یا هجوم  قارچی ست، بدنبال تحقیق در مورد چیزی رفت که قارچ را بکشد و در نتیجه سرطان را از بین ببرد. او متوجه شد که داروهای ضد قارچ کارگر نمی باشند، زیرا قارچ ها به سرعت تغییر رفتار میدهند و حتّی از دارویی که برای کشتن آنها تجویز شده تغذیه میکنند.

1o3rsp35m99z8bvj5bxx.jpg

در عوض، سیمونچینی یک چیزی پیدا کرد بسیار بسیار ساده تر: سدیم بی کربنات. آری، ماده اصلی مورد استفاده در نان پزی.

او از همین استفاده کرد چون یک نابود کننده قوی قارچ ها میباشد و بر خلاف داروها، کندیدا نمیتواند خود را با آن " تطبیق " دهد. سدیم بی کربنات از راه دهان و توسط آندوسکوپی اعمال میگردد،(یک لوله دراز که دکترها برای دیدن داخل بدن و بدون عمل جراحی از آن استفاده میکنند). این روش اجازه میدهد که سدیم بی کربنات مستقیم بر روی سرطان – قارچ قرار داده شود.

مصریان قدیم خواص درمانی مواد ضد قارچ را می شناختند و کتابهای هندی تا هزار سال قبل توصیه نمودند که " مواد قلیایی دارای قدرت قوی " در مبارزه با سرطان هستند.

در 1983، دکتر سیمونچینی یک مرد ایتالیایی را معالجه نمود، جنارو سانگرمانو، کسی که با داشتن سرطان  ریه فقط چند ماه مهلت زندگی کردن برای او تعیین کرده بودند. چند ماه بعد او نمرد، او سالم به زندگی بازگشت و سرطان از بین رفته بود.موفقیت های بیشتری ادامه یافت و سیمونچینی یافته های خود را به سازمان بهداشت ایتالیا معرفی نمود به امید اینکه آنها در یک آزمایشات علمی تحقیقی نشان دهند که این کار میکند، امّا او درحال یادگیری مقیاس واقعی حقه بازی و فریبکاری در نظام  پزشکی بود.
http://up.iranblog.com/images/8nale5xhjw1o6whfvweu.jpg

مقامات نه تنها مدارک و مستندات او را نادیده گرفتند، بلکه او را از تجویز درمان هایی که مورد تائید سازمان پزشکی نیست محروم نمودند.

او توسط رسانه ها زیر یک رشته حملات شریر و تمسخر کننده قرار گرفت. سپس سه سال بخاطر ایجاد مرگ اشتباهی " بیمارانی که تحت مراقبت او قرار گرفته بودند زندانی شد. دستور به هر گوشه ای رسیده بود: سیمونچینی را هدف قرار دهید.

مقامات نظام پزشکی گفتند که ادعای او در مورد بی کربنات سدیم " دیوانگی " و " خطرناک " است ( البته فقط برای منافع کمپانی ها ی داروسازی خطرناک است ). یکی از " رهبران دکترها " حتّی سدیم بی کربنات را یک " ماده مخدر " نامید!

در تمام این مدت میلیون ها نفر از سرطان در حال مردن بودند که میتوانستند بطور مؤثر درمان شوند. این انسان نماها هیچ اهمیتی نمی دهند.

Error! Filename not specified.

دکتر تولیو سیمونچینی خوشبختانه، آدم ترسوئی نیست و او در اینترنت و گفتگوهای مردمی به انتشار کار خود ادامه داد. او موفقیت های قابل توجهی در کاهش و حذف کاملاً واقعی حتّی بعضی از سرطان ها که در مراحل پیشرفته و نهایی قرار داشته اند، با استفاده از بی کربنات سدیم کسب نموده است. در بعضی موارد این ممکن است ماه ها طول بکشد، امّا در بعضی دیگر، مانند سرطان سینه که تومور به آسانی در دسترس میباشد، در چند روز محو میشود.

مردم همچنین تحت راهنمائیهای دکتر سیمونچینی در حال معالجه کردن خود هستند. در آخر این مقاله لینک هایی وجود دارد که صحبت ها و تجربیات افرادی را که از این طریق معالجه و درمان شده اند را میتوانید مشاهده نمائید.

یافته های دو محقق و دانشمند انگلیسی نیز ثابت نموده که سرطان قارچ میباشد.پروفسور گری پوتر از گروه کشف داروی سرطان و پروفسور دن بورک. مجموع یافته های این دو برملا نموده که:

سلول های سرطانی دارای نوعی " نشان شیمیایی " منحصر بفرد هستند که سلول های عادی فاقد آن هستند. یک نوع آنزیم که "سیپ وان بی وان" تلفظ میشود.

سیپ وان بی وان  ساختمان شیمیایی چیزی را تغییر میدهد که سالوسترول نامیده میشود که بطور طبیعی در بسیاری از میوه ها و سبزیجات پیدا میشوند.  این تغییر شیمیایی سالوسترول را به یک عامل کشنده سلول های سرطانی تبدیل میکند، امّا هیچ صدمه ای به سلول های سالم وارد نمیکند.http://up.iranblog.com/images/ilb11wjqe2q7yhyg2o2s.jpg

امّا نکته ای که نشان میدهد سرطان یک قارچ است در اینجاست: سالوسترول سیستم دفاع طبیعی در میوه ها و سبزیجات علیه حملات قارچی ست و بهمین جهت شما آنها را فقط در گونه هایی که در معرض آسیب های قارچی قرار میگیرند مشاهده میکنید، مانند توت فرنگی، ذغال اخته، تمشک، انگور، کران بری، سیب، گلابی، سبزیجات سبز ( به خصوص گل کلم و خانواده کلم )، کنگر فرنگی، فلفل قرمز و زرد، اووکادو، مارچوبه و بادمجان.

از طرف دیگر، کمپانی های داروسازی و بیوتکنولوژی از این امر بخوبی آگاهند و آنها برای تحلیل بردن این دفاع طبیعی در مقابل حملات قارچی عملیات عظیمی را براه انداختند که به دو صورت عمل میکند:

1- پاشیدن مواد شیمیایی ضد قارچ که در کشاورزی مدرن مورد استفاده قرار میگیرند قارچ ها را بطور مصنوعی می کشند، این بدین معنی ست که گیاهان احتیاجی به فعال کردن سیستم دفاعی خود – سالوسترول - ندارند و امروزه شما فقط آنها را در گیاهانی که به روش سنتی کشت شده اند پیدا میکنید.

2- این ضد قارچ های شیمیایی که بطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرند یک متوقف کننده بسیار قوی  سیپ وان بی وان  میباشد و اگر شما غذاهایی راکه بصورت شیمیایی تهیه شده اند بخورید، اهمیتی نخواهد داشت که چقدر سالوسترول مصرف کرده باشید زیرا آنها بعنوان یک عامل نابود کننده سرطان فعال نخواهند شد. یعنی قادر به عملی که برای آن طراحی و خلق شده اند نخواهند بود.

این عمل اتفاقی نیست ویک طراحی حساب شده است. همانطور که حمله های مقامات برای نابود کردن تولیو سیمونچینی حساب شده است. اشراف میخواهند مردم از سرطان بمیرند، نه اینکه معالجه شوند. آنها از نظر روانی و احساسی تا آنجا که قادر به تصور کردنش هستید بیمارند و انسان ها را بصورت گاوان و گوسفندان نگاه میکنند.

برایشان مهم نیست که فریبکاری و سرکوب آنها چه مقدار زجر، رنج و مرگ را باعث میشود – از چشم انداز جنون آمیز آنها هر چه بیشتر بهتر. و این همان چیزی است که این مردم هستند... مجنون.

امّا سیمونچینی از سر خم کردن امتناع میکند و مبارزه خود را برای چیزی که او آنرا یک معالجه مؤثر برای سرطان میبیند ادامه میدهد. در حالیکه در دنیا تعداد مرگ و میر بخاطر سرطان مداوماً در حال افزایش است آنهم برای معالجاتی که کارگر نیستند و بر اساس فرضیاتی که هیچگونه واقعیتی ندارند اعمال میشوند.

این در واقع یک جامعه دیوانه است، هر چند، از چشم انداز خانواده های اشراف، همینطور هم باید باشد. خدا را شکر برای شهامت و متعهد بودن انسان هایی مانند تولیو سیمونچینی. ما نیاز به تعداد بیشتری انسان های امثال او داریم.

 

چه تقابل شخصیتی قویی بین او و کسانی که در خدمت تشکیلات پزشکی هستند وجود دارد؟ وقتی سیمونچینی چند هفته قبل در کلینیک شن سخنرانی کرد قبل از ورود او بعضی دکترهای محلی نظریات او را رد کردند و به تمسخّر گرفتند.

آنها به سخنرانی او دعوت شده بودند، که میتوانست برای بیماران آنها فواید بالقوه عظیمی در بر داشته باشد. صندلی هایی برای آنها رزرو شده بود تا صحبت های سیمونچینی را از نزدیک بشنوند و شانسی به آنها داده شد تا سؤالات خود را مطرح نمایند.

چه اتفاقی افتاد؟

آنها هرگز نیامدند.

لینک مقاله اصلی:

http://www.davidicke.com/articles/medicalhealth-mainmenu-37/29121

در لینک زیر میتوانید مدارک و شهادت دادن بیمارانی که توسط سیمونچینی درمان شدند را ملاحظه نمائید.

http://www.curenaturalicancro.org/testimonianze.htm

در این ویدئوی خارق العاده سرطان و نابود شدن آن را مستقیم ببینید.

http://video.google.it/videoplay?docid=-598800713255508140&hl=it#

اف دی ای سازمانی که مسئول حفاظت از مردم آمریکاست و با پول مالیات دهندگان اداره میشود، همیشه در جهت منافع کمپانی های غول پیکر داروسازی برای از بین بردن کمپانی ها وتجار کوچک که داروهای غیر شیمیایی و طبیعی تولید میکنند تلاش مینماید و سعی بسیار در سانسور حقیقت دارد.

 

کندیدا را خودتان در بدن خود و بسیار ساده آزمایش کنید:

صبح بلافاصله پس از بیدار شدن در یک لیوان نیمه پر آب تف نمائید. سعی نکنید با دست و یا وسیله ای بزاق را از درون دهانتان بیرون بکشید، فقط تف کنید، هر قدر کم باشد مهم نیست. بعد از یک ربع یا نیم ساعت محتویات لیوان را به آرامی هم بزنید، سپس آنرا در مقابل نور بگیرید.اگر تف در بالای آب قرار گرفت و یا حل شد شما سالم هستید، امّا اگر لیوان را مکدر و غیر شفاف نمود بدن شما دارای بالانس یا تعادل کندیدا نیست. بهترین و مؤثرترین کار، تغییر شیوه غذا خوردن، روی آوردن به نوشیدن آب میوه و سبزیجات و دوری کردن از هر گونه خوردنی های بسته بندی شده، کنسرو شده و مخصوصاٌ فراورده های چینی ست

 







نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 28 اسفند 1392
کارشناسی ارشد زمین شناسی مهندسی
کارشناسی ارشد مهندسی راه و راه آهن
کارشناسی ارشد ژئوتکنیک

توانمندی ها

راه و راه آهن

مطالعات  فازهای مختلف پروژه های  راه و راه آهن و مترو و تهیه پروفیل با استفاده از نرم افزارهای مهندسی Arc GIS و ...

زمین شناسی

تهیه نقشه و گزارش زمین شناسی و زمین شناسی مهندسی، طراحی پایداری شیب. تهیه گزار ش لرزه خیزی پروژه ها. 

برداشت اطلاعات زمین شناسی مهندسی Mapping  تونل و مسیر راه و راه آهن

مطالعات ژئوتکنیک و تهیه گزارشات مربوطه






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 27 اسفند 1392
نخست وزیر اسبق مالزی در میزگرد بین المللی با عنوان ˈبقا در بحرانی مالی آینده جهانˈ گفت که مردم مالزی باید خود را برای مواجهه با یک بحران مالی در این کشور آماده کنند.

به گزارش ایرنا، ماهاتیر محمد روز سه شنبه در این میزگرد که در محل ˈبنیاد رهبری پرداناˈ در پوتراجایا برگزار شد ، افزود: مالزی باید بر پایه تجریبات گذشته دلایل این بحران را بیابد و استراتژی مناسبی برای آن طراحی کند.

مالزی در دهه 1990 و در دوره نخست وزیری ماهاتیر محمد نیز با یک بحران مالی مواجه شد. سیاست های جاری اقتصادی نجیب تون رزاق نخست وزیر کنونی این کشور در سال جاری نیز مورد اعتراض مردم قرار گرفته است.

مقام های سیاسی مالزی درحالی از تحقق سریع تر از برنامه زمانبندی سند چشم انداز سال 2020 در تبدیل به یک کشور توسعه یافته سخن می گویند که برخی تحلیلگران، توسعه اقتصادی این کشور را حبابی دانسته که می تواند به تکرار بحران مالی دهه 90 در مالزی منتهی شود.

به استناد گزارش بانک مرکزی مالزی، رشد اقتصادی این کشور در سال گذشته میلادی از رقم شش درصد پیش بینی به پنج درصد کاهش یافت.

ˈ روبینی گلوبال اکونومیکس ˈ یک موسسه بین المللی تحلیل مسایل مالی و اقتصادی نیز اقتصاد مالزی را به عنوان یکی از آسیب پذیرترین اقتصادهای آسیایی که در معرض رکود گسترده ای قرار دارد، عنوان کرده است.

نمودار گزارش اقتصادی وزارت خزانه داری مالزی نشان می دهد که بدهی های داخلی دولت تقریبا در بازه زمانی کمتر از پنج سال دو برابر شده یعنی از 247 میلیارد رینگیت (83 میلیارد دلار) در سال 2007 به 421 میلیارد رینگیت (140 میلیارد دلار) در سال 2011 رسیده است و درآمدها تنها با 31 درصد رشد از 140 میلیارد رینگیت ( چهار میلیارد و 600 میلیون دلار) به 183 میلیارد رینگیت (61 میلیارد دلار) در همان بازه زمانی رسیده است.

ماهاتیر محمد در ادامه ، گفت: با در نظرگرفتن بحران های مالی گذشته در مالزی و بحران فعلی باید عوامل ایجاد این بحران ها بررسی و ایده های مقابله با بحران های احتمالی مطرح شود.

وی تاکید کرد که نخستین قدم برای مقابله با این بحران درک دلایل بوجود آمدن این شرایط است و در قدم بعدی، رسیدگی به این بحران امکانپذیر می شود.

نخست وزیر اسبق مالزی افزود: من یک پزشک هستم و نوع برخورد با این بحران مالزی باید مانند رویه یک پزشک باشد.

وی در مورد ناپدیدشدن هواپیمای شرکت مالزی ایرلاین نیز اظهار ناراحتی کرد و گفت: عجیب است که ماهواره های 20 کشور که در عملیات جستجو و امداد شرکت کرده اند قادر به یافتن این هواپیما نیستند.

پرواز ˈام.اچ 370ˈ شرکت مالزی ایرلاین شنبه هفته گذشته در مسیر کوالالامپور به پکن ناپدید شد و یازده روز تلاش برای یافتن آن نتیجه ای در پی نداشته است.



نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 27 اسفند 1392
بانكداری اسلامی

اساساً بانكداری اسلامی یعنی چه؟‌

قبلاً هم توضیح دادیم كه اساس شكل‌گیری بانك بر پایه ربا بوده است. در دین یهود اخذ ربا حرام نیست، در حالی كه در مسیحیت و اسلام ربا به هر شكلی كه باشد حرام است. یهودیان برای سازمان بخشیدن به عملیات ربا گیری، دست به تأسیس نهاد بانك زدند و بسیار ثروتمند شدند.

هنگامی كه ما در مورد بانكداری اسلامی صحبت می‌كنیم، منظورمان سیستم بانكی است كه در آن ربا وجود ندارد. كلاً در صدر اسلام مفهومی به نام بانك وجود نداشته است. كشوری مانند مالزی در بانكداری اسلامی، خیلی از ما موفق‌تر بوده‌ است. مالزی خود را سردمدار جهان اسلام در فقه و امور مستحدثه (اموری كه در صدر اسلام وجود نداشته‌اند)، تجارت اسلامی، حقوق اساسی و . . .  می‌داند، و به نظر می‌رسد كه حرف‌هایی هم برای گفتن دارد.

اگر فرانسه را قطب كشاورزی اروپا و آلمان را قطب صنعت اروپا بدانیم، بی گمان انگلستان پایتخت خدمات در اروپا محسوب می‌شود. بیشترین در‌آمد انگلیسی‌ها از فروش خدمات است. بنابراین باید به دنبال بانك‌هایی بزرگ در انگلستان بگردیم.  برخی از بانك‌های بزرگ انگلیسی نیز به مشتریان مسلمان خود، خدمات بانكی اسلامی (بدون ربا) ارائه می‌دهند.

این نكته نیز قابل توجه است، كه امروزه بانك‌ها در جهان، از مفهوم بانك در كشور ما فاصله گرفته‌اند. بانك‌ها عموماً مؤسسات سرمایه‌گذاری و تسهیل كننده امر تجارت هستند.

LC یا اعتبار اسنادی یكی از عملیات بانكی بدون ربا است. نه Applicant و نه Beneficiary در LC پولی به عنوان بهره پرداخت نمی‌كنند. در حقیقت بانك اسناد مالكیت را از فروشنده كالا می‌خرد و باز هم بانك همان اسناد را با اندكی سود به خریدار كالا می‌فروشد. و هیچ چیزی به عنوان بهره یا ربا رد و بدل نمی‌شود.

قوانین را می‌توان بر اساس اثر آنها به دو دسته تقسیم كرد:

1-    قوانین Effect Base

2-    قوانین Structure Base

دسته اول قواعدی هستند كه به اثر عمل نگاه می‌كنند. بنابراین فعل به هر گونه كه باشد، اگر اثر مورد نظر آن قوانین را داشته باشد، تحت شمول آنها قرار می‌گیرد. اما دسته دوم به اثر عمل كاری ندارند. مهم این است كه فعل در چهارچوب تعیین شده آن قواعد انجام شود،‌ حال اثر آن هر چه باشد.

اگر مفهوم ربا (بهره) را با هر یك از این دو دسته مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم، به نتایج متفاوتی می‌رسیم. در اینجا لازم‌است كه كمی راجع به حقوق رقابت صحبت كنیم. 



ادامه مطلب


نوع مطلب : یک کمی حقوق ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 22 اسفند 1392
مردان قبیله سرخ پوست در ایالات متحده آمریكا از رییس جدید می پرسن:
آیا زمستان سختی در پیش است؟

رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب می ده:
«برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید» بعد میره سازمان هواشناسی کشور زنگ می زنه: «آقا ! آیا امسال زمستان سردی در پیش است؟»

پاسخ: «این طور به نظر میاد»،
پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنن و برای این که مطمئن شه، یه بار دیگه زنگ می زنه سازمان هواشناسی :
«آیا شما نظرقبلیتون رو تایید می کنین؟»
پاسخ: «صد در صد»،

رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون را برا جمع آوری هیزم بیشتر جمع کنن.
بعد دوباره سازمان هواشناسی زنگ می زنه:
«آقا شما مطمئنین که امسال زمستان سردی در پیشه؟»
پاسخ: بزار این طوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!

رییس: از کجا می دونین؟
پاسخ : چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارند هیزم جمع می کنند!!

خیلی وقت ها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم،حالا به نظر شما بازار باز هم منفیه ؟؟



نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 اسفند 1392
چای بابونه
بابونه به خاطر خواص درمانی طبیعی از زمان‌های قدیم شناخته شده است. اما دانش نوین که هدف از آن استفاده از داروهای گیاهی برای درمان بیماری‌ها است در یک مطالعه کوچک ثابت کرده است افرادی که به اختلال اضطراب (GAD) مبتلا هستند و از اضطراب رنج می‌برند با عصاره بابونه تحت درمان قرار می‌گیرند.
ادامه دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اسفند 1392

سریع‌القلم: سیاستمداران از مردم عذرخواهی کنند

بیان این جمله که «من نمی‌دانم» یا «اشتباه کردم» برای بسیاری مشکل است. برای اولین‌بار در تاریخ ایران، یک سیاستمدار از مردم عذرخواهی کرد و گفت من اشتباه کردم که این عمل بسیار خوب بود. سیاستمداران ما باید روزی هفت یا هشت بار عذرخواهی کنند. مردم باید این عذرخواهی را بپذیرند.

یک استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهیدبهشتی با بیان اینکه "تا زمانی که تک تک ایرانیان رشد فردی نکنند، جامعه هم رشد نمی‌یابد"، گفت: توسعه‌یافتگی به اراده مردم و مسئولان یک کشور برمی‌گردد و این تفکر که عده‌ای نمی‌گذارند ما توسعه بیابیم، اشتباه است زیرا اگر ملت و سیستمی تصمیم بگیرد رشد کند، در نظام رقابتی جهانی می‌تواند سهمی برای خود باز کند.

به گزارش ایسنا، محمود سریع‌القلم عصر امروز (چهارشنبه) در سخنرانی خود با موضوع مبانی عملی عقلانیت با اشاره به رشد کشورهایی مثل سنگاپور، ویتنام، قطر و مکزیک، اظهار کرد: قدرت اقتصادی دنیا در حال انتقال از غرب به شرق است؛ به گونه‌ای که امروز دولت آمریکا برای تأمین بخشی از کسری بودجه خود به بازار مالی چین رجوع می‌کند.

برخی فکر می‌کنند نظام جهانی اجازه رشد به ما نمی‌دهد

وی در ادامه افزود: بنابراین می‌توان در این نظام جهانی رشد یافت. ما به این منظور باید کشورهای آسیای شرقی را مطالعه کنیم و اگر به دنبال توسعه‌یافتگی هستیم باید برنامه‌ای برای همکاری با این منطقه داشته باشیم. در این دنیا هیچ‌کس به فکر دیگری نیست. رشد به برنامه و اراده خودمان بستگی دارد. بخشی از جامعه اینگونه فکر می‌کند که نظام جهانی اجازه رشد به ما نمی‌دهد که البته این تفکر ریشه در تفکرات مارکسیستی دارد و در دنیا هیچ اعتباری ندارد زیرا اکنون ترکیه سالانه 62 میلیارد دلار محصولات کشاورزی صادر کرده و در یک دهه گذشته 10 هزار کیلومتر اتوبان ساخته است. ترکیه با وارد شدن به کوران جهانی شدن، توانسته این امکان را برای خود به وجود آورد.

این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهیدبهشتی در ادامه با بیان اینکه "اگر تک تک ما ایرانیان رشد نکنیم، 20 سال آینده هم شرایط ما اینگونه خواهد بود"، افزود: اکنون یک تبعه اماراتی یا چینی یا ترکیه‌ای با 10 سال قبل تفاوت دارد. در واقع رشد فردی برای توسعه‌یافتگی بسیار تعیین‌کننده است. اکنون 93 درصد مردم خاورمیانه گفته‌اند که آینده کشور آنها متوجه اقدامات دولت آنهاست در حالی که این آمار برای مردم چین فقط 17 درصد است و مردم اروپا از دولت خود فقط تامین امنیت و نظارت بر قانون را خواسته‌اند.

رشد فردی، کانون ضعف در ایران است

سریع‌القلم در ادامه با بیان اینکه "رشد فردی مهم‌ترین مشتق عقلانیت است"، خاطرنشان کرد: من در مادرید در صف خرید بلیت اتوبوس بودم. فردی بدون توجه به صف به سمت گیشه رفت اما مردم مانع او شدند. در واقع خود مردم بدون ورود پلیس از اقدامات این فرد جلوگیری کردند. ما باید بدانیم که رشد فردی کانون ضعف در ایران است. ما ایرانیان به اندازه کافی برای خود وقت نمی‌گذاریم. به طور مثال اکنون 53 درصد جمعیت ایران را زنان تشکیل می‌دهند که اگر آنها برای خود وقت گذاشته و رشد کرده و وارد صحنه اجتماعی شوند، موجب رشد کشور می‌شوند.

اگر رشد کنیم، به حقوق دیگران تعدی نمی‌کنیم

وی ادامه داد: جمع رشد فردی به جامعه مدنی بدل می‌شود. 300 سال پیش نصف مردم ایران رمان می‌خواندند. در تاریخ ایران خوانده‌اید عده‌ای صبح می‌گفتند درود بر تو و عصر گفتند مرگ بر تو. آن زمان این افراد نمی‌دانستند چه می‌کنند، زیرا بر افکار خود مسلط نبودند. اگر ما بر خود مسلط شویم، بسیار متفاوت رانندگی می‌کنیم. اگر رشد کنیم، به حقوق دیگران تعدی نمی‌کنیم. زود عصبانی شدن ما به خاطر عدم تسلط بر خود است. به قول «زرین‌کوب» حسد و کینه بخش مهمی از تاریخ ایران را تشکیل داده است. یک آلمانی آموخته که باید برای رشد، رقابت کند، پس بر غرایض خود غلبه کرده و به جای حسادت به سمت رقابت رفته است.

باید با افکار متضاد خود هم در ارتباط باشیم

سریع‌القلم با بیان اینکه "متکی بودن بر خود، آلمان را به آلمان فعلی و ژاپن را به ژاپن فعلی تبدیل کرده است"، تاکید کرد: باید فکر و شخصیت ما رشد کند. اگر ما با کسانی که مثل ما فکر می‌کنند معاشرت کنیم، دیگر فکر ما رشد نمی‌کند بلکه ما باید با افکار متضاد خود هم در ارتباط باشیم. چرا در جامعه ما افراطی‌گری وجود دارد؟ زیرا افراط‌گرایان فقط در مدار خود زندگی می‌کنند. اگر آنها به جامعه وارد شوند، دست از افراطی‌گری برمی‌دارند، زیرا من معتقدم 95 درصد مردم ایران بسیار معتدل هستند.

این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به اینکه "برای رشد فکری باید وقت زیادی برای مطالعه کتاب‌های مختلف از سراسر دنیا بگذاریم"، گفت: ما باید تحمل دیدگاه‌های مختلف را به دست آوریم و بدانیم معاشرت با کسی که با ما تضاد فکری دارد، بسیار مفید است زیرا رشد فکری به هم مباحثه‌ای نیاز دارد. نسل جدید ایران به برکت دنیای مجازی متحول شده و اکنون می‌گوید و می‌شنود و تمرین مدارا می‌کند. من در اجلاس داووس گفتم که آینده خاورمیانه دست بیل گیتس‌هاست زیرا آنها ارتباطات بین مردم را ایجاد می‌کنند.

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 اسفند 1392

و اما راستی‌ها

نیمكره راست مغز مسوولیت هدایت سمت چپ بدن را برعهده دارد. این نیمكره مركز حس لامسه، درك سه بعدی اشیا، تصاویر، مقررات، رنگ، لحن و صداست و با توجه به توانمندی‌اش در درك تصاویر و به خاطر سپردن آنها قدرت تشخیص چهره‌ها را نیز دارد.

ما معما‌ها را با نیمكره راست مغز حل می‌كنیم و این نشان می‌دهد توانایی خلاقیت و كشف كردن هم به همین بخش مربوط است. این نیمكره مسوولیت رویاسازی را بر عهده دارد و توانایی ورزش و انجام حركات موزون را به ما می‌دهد.

میانه این نیمكره با هنر بسیار عالی است. آنها كه نیمكره راست قوی‌تری دارند معمولا هنرمندانی ذاتی هستند. استعداد موسیقی و هنرهایی مثل نقاشی و به طور كلی ذوق هنری به این بخش مربوط می‌شود. از همه مهم‌تر این است كه این نیمكره مركز احساسات و دوست داشتن در آدم‌ها نیز هست.

راه‌های تقویت نیمكره راست

برای پرورش نیمكره راست مغز باید به یاد داشته باشید كه اگر همیشه بخواهید جدی و عاقلانه رفتار كنید، اگر بخواهید حق اشتباه كردن را از خود بگیرید، اگر بخواهید همه كارهای‌تان مورد پسند دیگران باشد و اگر بخواهید هر كاری را از روش معمولش انجام دهید دست این نیمكره را برای ترقی می‌بندید.

 براساس پژوهشی كه پیش‌تر به آن اشاره كردیم، برای تقویت نیمكره راست لازم است نگاهی كلی گرایانه را جایگزین نگاه جزئی گرایانه كنید. چه اشكالی دارد به خودتان اجازه دهید گاهی كودك شوید و دنیا را كودكانه ببینید. از اشتباه كردن نترسید. به نمایشگاه‌های نقاشی و كنسرت‌های موسیقی سر بزنید. در انجام هر كار و حل هر پرسشی به چندین راه و چندین پاسخ متفاوت بیندیشید. به رویاهای‌تان احترام بگذارید و فرصتی را به آنها اختصاص دهید و حتی اهداف‌تان را در رویاهای‌تان متصور شوید. داستان بخوانید و بعد سعی كنید آن را مثل فیلم با تصویر در دنیای رویاتان ببینید. در طبیعت بگردید و از آن لذت ببرید و هنرهایی مانند نقاشی و طراحی یا موسیقی را بیاموزید.

 

بازهم توضیحات تکمیلی تر

آناتومی مغز (Anatomy of Brain)


مغز انسان حدود 1500 گرم وزن داشته که کلاً داخل جمجمه قرار دارد .

مغز از قسمتهای زیر درست شده است :

1-      نیم کره های مغز

2-      تالاموس و گره های عصبی قاعده ای

3-       مغز میانی

4-      پل دماغی

5-      بصل النخاع

6-      مخچه

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهندسی مغز یا پرورش مغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 اسفند 1392

از طرح این بحث اهدافی داریم که باید مقالات را تا انتها مطالعه نمائید

کلیات

پرورش مغز یا مهندسی مغز

ریشه این علم نزد آلمانها بوده است.هیتلراعتقاد به نژاد برتر یا نژاد خوب و بد داشت و از نظر او آریایی های آلمانی، نژاد برتر بودند.بدنبال این فکر یک سری آزمایش انجام داده شد. یک منطقه به نام قلعه عقابها انتخاب و آزمایشهائی روی تعدادی انسان انجام داده شد. برخی از یهودیها در این آزمایشها مورد استفاده قرارگرفتند و سپس سوزانده ! می شدند. در واقع می خواست عملکرد این نژاد را چند برابر نماید.مهندسی مغز از اینجا شروع شد.

پس از جنگ جهانی دوم آمریکائی ها این علم را به غنیمت گرفتند. آمریکائی ها دو کار را انجام دادند:

1-   کاربرد نظامی در منطقه ای بنام s1، منطقه ای ناشناخته که خروجی آن توی بازار بازی­های station play  و جنگی و ... است. در این منطقه بازی های نظامی تولید شده و اعتقاد بر این است که یک سرباز پیشرفته باید باشد و عملکرد سربازها چند برابر سربازان دیگر کشورها باید باشد. ابر سرباز

2-     بحث عمومی: تحصیلات دانشگاهی که مدارک مهندسی مغز در دانشگاه­هائی مثل MIT داده می شود.

ساختمان مغز انسان

به دو نیمکره تقسیم می­شود با وظایف متفاوت و از دیگاهی دیگر تقسیم بندی مغز انسان به شرح ذیل است:

مغز انسان متشکل از چهار لُب به نامهای: پیشانی،آهیانه، پس سری و گیجگاهی می باشد. هر کدام از این نواحی عملکردهای خاصی دارند و به طرق مختلف تحریک می شوند. به عنوان مثال، ردَ پای حرکات ظریف، دقت و توجه، برنامه ریزی، ثبات ادراکی،

 

نیمکره راست : تجسم فضائی(سه بعدی)، هنری، کلیات و حجم

نامرتبی مربوط به نیمکره راست مغزاست. افراد راست مغز نقاشی پراکنده ای دارند. نقاشی غیر منطقی نشانه ای از راست مغزی است. رویا پردازی نشانه ای از راست مغر بوده است.

 

نیمکره چپ: ریاضیات، جزئیات، منطق، اصول، ترتیب

کسانی که نیمکره چپ آنان فعال است اعتماد به نفس ندارند ولی مشاورین خوبی خواهند شد.

افرادی که متعادل هستند، انسانهائی منطقی می باشند.

توضیحاتی کاملتر

 مغز انسان اندامی بسیار پیچیده است که حدود ۲ درصد وزن بدن انسان ر دارا می‌باشد، بنابراین یک انسان ۷۵ کیلوگرمی مغزی در حدود ۱٫۵ کیلوگرم دارد. با این وجود مغز میان ۲۰ تا ۳۰ درصد از انرژی بدن انسان را مصرف می‌کند در مغز انسان حدود ۱۰۰ میلیارد یاخته مغزی وجود دارد که بصورت یک شبکه بسیار پیپچیده با یکدیگر در ارتباط هستند. محاسبات نشان می‌دهد که در حدود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ میلیارد ارتباط نقطه به نقطه میان یاخته‌های مغزی در مغز انسان وجود دارد. این شماره از شمار ستارگان جهان بیشتر است.

ما کارهایی مثل دیدن، شنیدن، لمس کردن، فکر کردن و غیره را می توانیم همزمان انجام دهیم چون سلولهای مغزمان بصورت موازی کار می کنند و هر کدام وظیفه خاصی دارند. ارتباطات مختلف بدن انسان با بیش از سیزده میلیارد نرون (سلول عصبى ) انجام مى گیرد كه از این مقدار ده میلیارد مربوط به مغز و بقیه مربوط به پوست و سایر اندام شبكه عصبى كه در مركز بصل النخاع قرار دارد مى باشد. در هر ثانیه بیش از یكصد میلیون پیام را از اندام مختلف عصبى دریافت مى كند و در همین فرصت (یك چشم بهم زدن ) یك ثانیه این پیام را برسى و مورد مطالعه قرار مى دهد و فقط چند صد عدد از این پیامها را كه قابل اهمیت مى داند اجازه ورود مى دهد و به اطلاع مغز مى رساند.

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند. پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.  

پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.  

پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است. در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

 علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها  

 غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد. نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند.

 تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند.  

حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه، ماهیچه ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

نظم موجود بین قسمت های مختلف مغز و همچنین هماهنگی بین مغز و اندامهای مختلف بدن، انسان را به وجود آفریدگاری عالم و قادر رهنمون می سازد.    

  

بسیاری از خصوصیت‌های فردی ما به نیمكره‌های راست و چپ مغزمان بستگی دارند و بسته به این كه كدام یك از این دو توانمندتر باشند

خوب نقاشی می‌كنید؟ اهل فلسفه هستید؟ شعر می‌گویید؟ عاشق ریاضی هستید؟ نمی‌توانید زود قانع شوید؟ خلاق هستید؟ زیادی منظم هستید؟ یا...؟ بسیاری از خصوصیت‌های فردی ما به نیمكره‌های راست و چپ مغزمان بستگی دارند و بسته به این كه كدام یك از این دو توانمندتر باشند یا شما برای توانمندتر كردن كدام یك از آنها بیشتر تلاش كنید، نوع موفقیت‌های شما در زندگی رقم می‌خورد.

از همه مهم‌تر این است كه بدانید اگر برای افزایش توانمندی‌های این دو نیمكره تلاش نكنید، ممكن است با گذشت زمان دچار افت كاركرد شوید.

پیش از آن كه درباره عملكرد نیمكره‌های راست و چپ و شیوه‌های تقویت آنها گفتگو كنیم باید بخشی از اطلاعات را درباره مغز با هم مرور كنیم. بزرگ‌ترین بخش مغز مخ است كه از دو نیمكره ظاهرا شبیه به هم تشكیل شده است.

دانشمندان در گذشته معتقد بودند عملكرد این دو نیمكره نیز مثل ظاهرشان به هم شبیه است اما بعدها به این نتیجه رسیدند كه وظیفه هر نیمكره با نیمكره دیگر متفاوت است. هر انسانی توانمندی‌هایی دارد كه با پرورش دادن و شكوفا كردن شان می‌تواند در زمینه‌های مختلف زندگی موفق شود، این كه شما چه نوع توانمندی‌هایی داشته باشید بسته به میزان فعال بودن نیمكره‌های مغزی شماست، یعنی بسته به این كه نیمكره راست مغز شما فعال‌تر باشد یا چپ‌تان، نوع توانمندی‌ها، علایق و رفتارهای‌تان متفاوت است.

از سوی دیگر اگر شما به نیمكره‌های مغزتان در طول زمان فرصت پیشرفت ندهید امكان دارد از قابلیت‌های فوق‌العاده آنها كاسته شود. موضوع بررسی وظایف نیمكره‌های مغز و چگونگی تقویت و پرورش قابلیت‌های آنها یكی از آن مسائلی است كه سال‌هاست از سوی پژوهشگران مورد مطالعه قرار گرفته است و چندی پیش گزیده‌ای كوتاه از این پژوهش‌ها به وسیله گروه روان‌شناسی سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان منتشر شد كه حتما برای شما هم جالب است.

چه خبر از نیمكره چپ

نیمكره چپ مغز ، سمت راست بدن را كنترل می‌كند. آدم‌هایی كه نیمكره چپ قوی‌تری دارند معمولا عاشق ریاضیات و فلسفه می‌شوند. آنها استادان تجزیه و تحلیل هستند و به‌راحتی می‌توانند اعداد و ارقام را به خاطر بسپرند. آنها منطقی، منظم و سخنور هستند اما اگر از آنها بخواهید مقوله‌ای را با مثال و شكل برایتان تعریف كنند گیج و ناتوان می‌شوند، چون كلمات را بهترین روش انتقال مفهوم می‌دانند، اما با این همه ویژگی‌های خوب ممكن است در موسیقی و نقاشی و راه‌های خلاقانه چندان با استعداد نباشند.

چپ‌تان را دیوانه نكنید

!اگر نیمكره چپ قدرتمندی داشته باشید و بخواهید از ریاضی، فلسفه و مهم‌تر از همه نظم و ترتیب در زندگی غافل شود و اگر به جای جزئی نگری كل‌نگر شوید، نیمكره چپ‌ خود را سركوب كرده است. برای آن كه نیمكره چپ‌تان را قوی كنید باید به ریاضی و فلسفه برگردید. در طبیعت گردش كنید و از حس شنوایی‌تان برای بیشتر و بهتر لذت بردن كمك بگیرید. هر كار و هر مساله‌ای را به بخش‌های كوچك‌تر برای حل تقسیم كنید چون توانایی شما در جزئی‌نگری بیشتر از كلی‌نگری است.جدول و پازل حل كنید و برای هر روزتان برنامه‌ای مدون بنویسید. برای حفظ كردن از فیش‌برداری استفاده كنید. فن بیان و سخنرانی را تمرین كنید.






نوع مطلب : مهندسی مغز یا پرورش مغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 اسفند 1392
چند سال پیش خانمی مذهبی! و اتفاقا همسر یک طلبه وقتی به حج رفته بود در بازگشت موردی را گفت که جالب است .ایشان گفت وقتی در صف نماز حول کعبه می نشستیم اگر شخصی می خواست بین ما ایرانیان بنشیند جا نمیشد-جایش نمیدادند-. اما در بین آسیای جنوب شرقی ها خصوصا مالزیا ئی ها که می خواست بنشیند حتی اگر جا نبود وی را جای می دادند. او می گفت : من فهمیدم که ما ایرانی ها بسیار کم گذشت هستیم. حال مصاحبه ای با دکتر سریع القلم شده که با حوصله بخوانید و ببینید ایراد کار کجاست.؟

پاسخ سریع‌القلم به اتهام غرب‌گرایی‌اش

"اعتدال گرایی، چالش ها و موانع تحقق آن در ایران"، موضوعی است که با پژوهشگر حوزه توسعه، علوم سیاسی و تاریخ معاصر ایران مطرح کردیم. استادی که فوق دکتری روابط بین‌الملل از دانشگاه اوهایو آمریکا دارد و برخی آثار تحقیقی اش مانند "عقلانیت و آینده توسعه‌ یافتگی ایران" و "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" در بازار نشر کمیاب است.

 

گفت و گو با "محمود سریع القلم" البته هم سهل است و هم سخت. آسان است چون او نگاه و ذهنی متمرکز دارد و به پرسش هایت دقیق پاسخ می دهد، بی آنکه بخواهد جایی موضوع را عوض کند و به حاشیه برود؛ و سخت است چون در گفت و گو با یک ذهن منظم، نمی توانی هرگونه و هرجایی بپرسی.

 

درس آموز ترین بخش رفتاری در این گفت و گو زمانی بود که او یک ساعت زودتر از قرار ما در محل حاضر شده بود و در خیابان، داخل اتومبیلش نشسته بود و مطالعه می کرد. وقتی دلیل این رفتار را پرسیدیم، گفت: "ممکن بود در ترافیک صبحگاه بمانم و دیرتر از زمان مقرر برسم" حالا شما با چنین آدم منظمی در رفتار و عمل روبرو هستید...

 

گفت و گوی محمدرضا اسدزاده - خبرنگار خبرآنلاین - را با دکتر سریع القلم می خوانید:

 

***************

 

اجازه بدهید بحث موانع گفتمان اعتدال‌گرایی را با این پرسش آغاز کنیم که ضرورت این بحث در جامعه ما چیست و چرا امروز به این رویکرد رسیده ایم؟ آیا وقتی می گوییم اعتدال‌گرایی، این یک واژه انتخاباتی مثل همه واژه های دیگر برای یک دولت است یا مبحثی با یک پشتوانه گفتمانی و اندیشمندانه است؟ آیا تحقق این موضوع فقط ضرورت جامعه ماست یا یک ضرورت جهانی؟

 

محمود سریع القلم پرسش درستی را مطرح کردید. اجازه بدهید با یک مقدمه وارد این بحث شویم. من معتقدم که تا آن جایی که مسائل علمی در جهان حالت جهانشمول به خودش گرفته، مسائل هوانوردی نیز حالت جهانشمول دارد، کشتیرانی جهانشمول است، صنعت و آی تی جهانشمول است، موضوع حکمرانی هم در جهان الان در مسیر جهانشمولی قرار گرفته است. یعنی اگر ما کار دقیق مقایسه ای کنیم میان مبانی حکمرانی در سنگاپور، با مبانی حکمرانی در برزیل، مبانی حکمرانی در کره جنوبی و مبانی حکمرانی در لهستان به مشترکات بسیاری می رسیم. در هیچ مقطعی از تاریخ مکتوب بشر، ما به این اندازه که امروز شاهدش هستیم در جهان مشترکات نمی بینیم و این دنیای مجازی، ذهن انسان ها و نحوه کارکرد ذهن ها را خیلی به هم نزدیک کرده است.

 

در داووس امسال، پنج میزگرد در رابطه با ارتباط میان دنیای مجازی و ذهن جدید بود که این دنیای مجازی چه نوع انسان جدیدی را به وجود آورده که باعث شده انسان دقیقی شود. حس انتخاب فردی و نیازهای فردی در دنیا ارزش پیدا کرده است. انسان ها در معرض انبوهی از اطلاعات و داده ها هستند.

 

دلیل این که من از واژه حکمرانی و مشترکات بین المللی آن بحث را شروع کردم به این دلیل است که عرض کنم مسئله عقلانیت که آن روی سکه اعتدال‌گرایی است، یک بحث بین المللی و جهانی است. شما اگر یک هفته در شهر دبی وقت صرف کنید می‌بینید که تا چه میزان مدیریت این شهر و مدیریت کشور امارات براساس فکر، مطالعه، محاسبه، مشورت، رفع نیازهای عامه مردم، بین المللی کردن کشور امارات و تسهیل فعالیت های تجاری و صنعتی و اقتصادی مردم برنامه ریزی شده است. از این رو بحث اعتدال از امسال شروع نشده که ما بخواهیم آن را یک واژه و رویکرد و مرام نوینی در ایران بدانیم. من فکر می کنم اعتدال یا عقلانیت رویکردی است که در دوره جهانی شدن متأخر مطرح شده است. کشورهایی مانند چین که دنیای جدید صنعتی، از جمله کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، اندونزی، برزیل و ترکیه در آن قرار می‌گیرند، همه راه عقلانیت و اعتدال را رفتند.

 

ما در مطالعات ایران شناسی کمتر کار مقایسه ای کرده ایم. یعنی تجزیه و تحلیل در کشور ما نسبت به مسائل ایران بیشتر این حالت را دارد که تصور می کنیم مسائل ایران خاص هستند و ما باید به ایران به طور خاص نگاه کنیم. اما خیلی کشورهای مشابه ما مانند ترکیه، مالزی و کره جنوبی وجود دارند که بسیار می توانیم از آنها بیاموزیم و کار مقایسه ای باعث می شود که خیلی راحت به راه حل ها برسیم و مسائل کشور را خیلی سریع تر حل کنیم.

 

بنابراین، گفتمان اعتدال‌گرایی یک گفتمان بین المللی است، یک بحث رایج و جهانشمول است و اکثر کشورهای در حال ظهور دنیا از آن بهره برداری می کنند. من به آماری اشاره می کنم تا این نکته را خدمت شما منتقل کنم که تا چه میزان کشورها براساس فکر و محاسبه جوامعشان را مدیریت می کنند. به طور مثال کشور ترکیه در سال 2012، 62 میلیارد دلار صادرات محصولات کشاورزی داشت. در همین سال، 36 میلیون نفر توریست به ترکیه رفته اند و شما اگر محاسبه کنید و یک میانگین 500 دلاری برای توریستی که به ترکیه رفته است بگیرید، می ببینید چه رقمی از درآمد، کار، اشتغال و گردش کار در ترکیه فقط از طریق توریسم به وجود آمده است.

 

درآمد سرانه در ترکیه 10 هزار و 500 دلار است و اقتصادی با حدود 800 میلیارد دلار گردش کاری دارد، این نشان دهنده این است که مدیران و مجریان ترکیه با یک عقلانیت جهانشمول دارند کشورشان را مدیریت می کنند. امروز اکثریت مطلق مردم ترکیه نسبت به وضعیت و آینده کشورشان بسیار امیدوارند و این بزرگترین سرمایه ای است که یک حکومت می تواند داشته باشد و آن این است که عامه مردم نسبت به آینده جامعه بسیار امیدوار باشند. این را ما در چین می‌بینیم. چندسال پیش مطالعه‌ای در رابطه با دانشجویان مالزی در آمریکا شده بود و نتیجه مطالعه که در رابطه با دانشجویان کشورهای مختلف بود خیلی جالب است نتیجه مطالعه این بود که حتی یک دانشجوی مالزیایی در آمریکا نمی ماند و همه به مالزی برمی گردند. این معرف این است که تا چه میزان جوانان مالزیایی و مردم مالزی نسبت به وضعیتی که دارند و آینده ای که این کشور دارد امیدوارند و کار و زندگی در کشور خودشان را بهترین انتخاب می دانند.

 

من علاوه بر اینکه معتقدم ما کار مقایسه ای بسیار کم می کنیم در میان نهادهای مدیریتی در کشور، ما اطلاعات بسیار ضعیفی نسبت به جهان داریم. فهم این جهان خودش یک تخصص است و فرض کنید ما الان در یک شرایطی پیش می رویم که طی سال های 2012 تا 2017 چین حدود 34 درصد از نرخ رشد اقتصادی جهان را خواهد داشت و طی حدود چهار سال آینده همین نرخ رشد در آمریکا فقط 14 درصد خواهد بود.

 

چین تا این اندازه در صحنه جهانی اهمیت پیدا کرده، اما ما حتی یک مرکز چین شناسی در ایران نداریم. الان در آمریکا مهم ترین زبان خارجی که متخصصین اقتصاد، علوم سیاسی، روابط بین الملل و ارتباطات می خوانند زبان چینی است، حدود 30 تا 40 سال پیش زبان روسی می خواندند و الان زبان چینی می خوانند.

 

ما تصور می کنیم یک جزیره خاصی هستیم که در این منظومه جهانی زندگی می کنیم در حالی که سرنوشت ما به شدت به این منظومه گره خورده و اتفاقاتی که در پنج ماه پیش افتاده نسبت به مذاکراتی که ایران با 1+5 داشته معرف این حقیقت است که تا چه میزان مسیرهای پیش رو به تحولات بین المللی گره خورده است و ما در کانون تحولات جهانی هستیم. نتیجه ای که می خواهم از این بحث بگیرم این است که ما تا چه میزان فکر می کنیم و آینده نگری می کنیم. البته اعتدال‌گرایی جزئیاتی دارد که می توانیم بعدا به آن بپردازیم اما مبنای اعتدال‌گرایی فکر، مطالعه، محاسبه، آینده نگری، رقمی و آماری فکر کردن و واقعی بودن است.

 

اشاره کردید که عقلانیت و اعتدال دو روی یک سکه هستند. پس راه عقلانیت، ما را به اعتدال می رساند. تحلیل های جامعه شناسی و انسان شناسی که حتی خود شما با رویکرد تازه ای در کتاب "فرهنگ سیاسی ایران" تشریح کرده اید، این را مطرح می کنند که موانع فرهنگ اعتدال گرایی در شخصیت ایرانی و جامعه ایرانی نهفته است. از نگاه شما مهمترین مولفه هایی که می تواند مبانی و بنیان های عدم تحقق گفتمان اعتدال گرایی باشد چیست؟ از سوی دیگر اگر به قول شما سرآغاز این بحث به مساله حکمرانی برمی گردد، پس به زعم شما حکمرانی با چه مولفه هایی در مسیر عقلانیت و اعتدال‌گرایی قرار می گیرد؟

 

محمود سریع القلم اولین مسئله در حکمرانی فهم واقعیت هاست. یک وقت هست که ما آرمان هایی و آرزوهایی داریم که بسیار خوب و انسانی است. انسان بدون آرمان قابل تصور نیست. افراد افق هایی را برای خودشان و سیستم ها تصور می کنند ولی آنها صرفا می توانند تصاویری از آینده را شکل دهند اما برای مدیریت و حکمرانی باید آنچه را که واقعی است، مبنای تصمیم‌گیری قرار دهیم.

 

مسئله اول: خیلی با آرزوهایمان زندگی می کنیم نه با واقعیت ها

 

به دلایل پیچیده روانی و تاریخی، ما خیلی با آرزوهایمان زندگی می کنیم نه با واقعیت ها. البته من احساس می کنم که نسل شما و نسل جوان متفاوت است و بهتر واقعیت ها را لمس کرده و با آن زندگی می کند. شما تصور کنید یک جوان دهه سی شمسی در ایران چه تلقیاتی از زندگی و جهان و سیاست داشت و سر از ایده آلیسم چپ در می آورد که می خواست تمام جهان را پر از عدالت کند. اما به نظر من می رسد که امروز اکثریت جوانان ما افراد واقعی هستند و به رشد فردی خودشان فکر می کنند. ذهنشان ذهن واقعی‌تری است برای همین هم هست که شاید ما به یک تغییر نسل نیاز داریم. این دنیای مجازی هم خیلی موثر است و می تواند اثرات مثبتی بگذارد و انسان ها را واقع بین کند، این است که من مبنای عملیاتی اعتدال‌گرایی را تصمیم گیری بر اساس واقعیت ها می دانم.

 

مسئله دوم: کارآمدی را فراموش کرده ایم

 

مسئله دوم اینکه در اعتدال‌گرایی مبنا بر کارآمدی است. کارآمدی در جاده سازی، کارآمدی در بانکداری، کارآمدی در آموزش، کارآمدی در حمل و نقل عمومی، کارآمدی در اتوبوسرانی، کارآمدی در تولید و کارآمدی در تمام شئون زندگی. این باعث می شود که افراد، سیستم ها، بنگاه ها و دولت ها مزیت نسبی خودشان را خوب تشخیص دهند، به روش حساس باشند و با امکاناتی که در اختیار دارند بهترین بهره برداری ها را کنند. این است که ذهن انسان جدید در جهان فرق نمی کند چه در فرانسه، چه در ویتنام، چه در نیجریه، چه در کره جنوبی، متوجه کارآمدی است که بهترین استفاده را از امکاناتی که در اختیارش هست ببرد.

 

مسئله سوم: تناسب و توازن منطقی بین مقدورات و اهداف

 

مورد سوم که به نظر من می تواند مشتق همین بحث دوم باشد این است که باید یک توازنی بین مقدورات و اهداف وجود داشته باشد. هر فردی، هر بنگاهی، هر موسسه ای، هر نهادی، هر وزارتخانه و هر دولتی باید بین آنچه که در اختیارش هست، مقدوراتی که دارد و اهدافی که برای خودش تعیین می کند یک تناسب و توازن منطقی وجود داشته باشد.

 

مسئله چهارم: اعتدال و عقلانیت از طریق گفتار درمانی به دست نمی آید

 

مولفه چهارم این است که اعتدال‌گرایی، یک فاصله بسیار جدی با هیجان، احساس و مزاج دارد. اعتدال‌گرایی که هم اکنون در دنیا هم رایج هست یعنی حداکثر استفاده از قوای عقلی انسان. بی دلیل هم نیست که خداوند عقل انسان را در بالاترین نقطه جسم انسان آفریده است یعنی حاکمیت عقل حتی بالاتر از چشم، بالاتر از گوش، بالاتر از کلام و بالاتر از حس. این است که هر وقت ما سراغ رشد، توسعه، بهبود و تمام مشتقات توسعه یافتگی بخواهیم برویم باید از فکر، عقلانیت و مطالعه استفاده کنیم.

 

درست در مقابل این عقلانیت، احساسات و هیجان و به خصوص مزاج است. اینها می توانند مشتقاتی در مقابل عقلانیت و اعتدال‌گرایی باشند.

 

من در جمع بندی این بحث این نکته را هم اشاره کنم که ما تربیت عقلی را دست کم نگیریم، فکر نکنیم با چند تا کتاب خواندن و مدرک گرفتن و چند تا میزگرد شرکت کردن انسان عقلانی می شود، عقلانی شدن پروسه های بسیار سختی دارد. کره ای ها در نظام آموزشی شان نزدیک نیم قرن سرمایه گذاری کردند تا مردم را در مسیر عقلانی بودن، منطقی بودن و محاسباتی بودن تربیت کنند و آموزش دهند.

 




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها : دکتر سریع القلم،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 اسفند 1392


( کل صفحات : 9 )    ...   6   7   8   9   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی