تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون
رسیدم به جائی که از فرط دود و مه دود ماشینهای قرن بیستم کشورم، قابل تشخیص نبود کجاست?!. گوشی ام را روشن کردم که از روی gps تشخیص موقعیت دهم،باز هم آلودگی مجال دیدن صفحه آیفونم را نداد. خلاصه مجبور شدم از یکی بپرسم : آقا ببخشید آزادی اینجاست؟! خندید و گفت: نه عمو آزادی قبل انقلاب بود. اینجا انقلاب است.خلاصه مجبور شدم کیلومترها برگردم . رسیدم به میدان آزادی . به میدانی که می توانست به زیبائی بهشت باشد ولی مه دود ناشی از سستی و تنبلی! مردمم ، باعث شده که آزادی مان در اسارت باشد. اسارت دود و آهن و غبار ناشی از سوء مدیریت مسئولانم!
خدایا آزادی مان را آزاد کن.




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
بنا به ضرورت شغلی گذرم به ضایعات فروشان آزادگان افتاد. نیاز من کیسه های نایلونی بود که به قصد استفاده در ارسال کالای خودم به شهرستان پی آنها می گشتم. معامله مان نشد. اما ادعای فروشنده آن بود که این کیسه ها با همین قیمت بهترین مشتریان را دارد که پاکستانی ها هستند. گفتم برای چه می خرند گفت برنج در آنها میریزند. فهمیدم که ریشه برنجهای آلوده مان کجاست.



نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

شاید تصور می کنید شکری است در حالتی خاص. شما وقتی دچار عفونت می گردید از جمله عفونت های گلو و سرماخوردگی حتما به پزشک مراجعه میکنید و آنتی بیوتیک مصرف می کنید. ولی قدیما یک ماده شبیه آهک و ذاتا خود قندی نشاسته ای البته در شرایط تولیدی خاص به عنوان آنتی بیوتیک مورد استفاده قرار می گرفت. شاید باورتان نشود که این ماده توسط یک جانور شبیه سوسک( بنام خزو کک) پیله ای دور خود می سازد. مزه آن نزدیک به نشاسته است. خاصیت آن آنتی بیوتیک طبیعی ملین و ... است.

آنتی بیوتیک طبیعی است. شنیده اید که در زمستان برای گلو درد غر غر کردن نشاسته را پیشنهاد می کنند.؟

نام‌های دیگر آن در قدیم شکرتیار، خارشکر و تیغ قندک بوده‌است. شکر تیغال که براحتی در آب حل می‌شود دارای ۲۳ درصد قند ترهالوز، طعمی شیرین و لعاب‌دار است و بعنوان لینت‌بخش و برطرف‌کننده سرفه و نیز پائین آورنده تب مصرف می‌شود.

گیاهان هم خانواده آنرا راخارشکرها و قندرونک‌ها هم نامیده‌اند.

این خانواده در ایران ۵۴ گونه گیاه علفی چندسالهٔ خاردار دارد که معمولاً انحصاری ایران‌اند.

 شکرتیغال گیاهی است خاردار بشکل خارخسک که گل‌هایش به‌شکل گلوله‌ای خاردار و آبی‌رنگ در انتهای ساقه قرار دارند. این گیاه در سراسر بر قدیم می‌روید. بر روی برگ‌ها و ساقه ٔ این گیاه حشره‌ای از راسته ٔ قاب‌بالان بنام خزوکک برای نگهداری تخم‌ها و نوزاد خودپیله‌ای می‌تند به اندازه یک فندق که سفیدرنگ است. نوزاد پس از آن‌که به حشره بالغ بدل شد پیله را سوراخ می‌کند و از آن خارج میشود. جنس پیله ٔ این حشره که از ترشحات گیاه شکرتیغال ساخته شده ترکیبی از مواد سلولزی و نشاسته و مواد ازته و به‌مقدار زیاد (در حدود ۲۵ درصد) قند مخصوصی بنام ترهالوز است. در پزشکی قدیم از این پیله که بنام شکرتیغال یا گل تیغال مینامند بعنوان ملین و متعادل کنندهٔ دستگاه گوارش استفاده می‌کردند. در بازار منظور از شکرتیغال همین گل تیغال پیله ٔ خزوکک است و خودگیاه را بنام تیغال مینامند.

گیاهان مولد شیرابه‌های قندی شکرتیغال در اغلب استان‌های ایران به ویژه خراسان فارس(جهرم) اصفهان کرمان کرمانشاه همدان لرستان شاهرود مازندران و تهران در بلندای ۱۸۰۰ متری از سطح دریا رویش و پراکندگی داشته و جمع‌آوری محصول نیز کم و بیش در این مناطق صورت می‌گیرد. در بسیاری از مناطق ایران به رغم وجود و وفور گیاه شکرتیغال آثاری از فعالیت و وجود حشره مشاهده نمی‌شود.

 






نوع مطلب : طب سنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1393

پِهِنِ تَر یا پَهن تر

این روزها شنیده ایم که توافق نامه ژنو درکلیات وجزئیاتش به تکمیل بحث و توافق شده اما هنوز روی جای ویرگول و فتحه و کسره و غیره توافق نشده است. ناخودآگاه یاد اون داستان قدیمی افتادم که لازم دیدم بگویم. خالی از لطف نیست.

روزی دانش­ پژوهی به دعوت دوستش برای استراحت و مطالعه، یک هفته­ ای به روستایشان دعوت می­ گردد. باتفاق به روستا می ­روند. از اتفاق در روز ابتدائی دوره یک هفته ­ای یکی از اهالی روستا فوت می­کند و به قصد احترام و تفنن تواماً در مراسم تدفین شرکت می کنند.

در مرحله­ ای که متوفی را درون قبر می­ گذارند آخوند روستا دستور می­دهد قدری پِهِن (سرگین) گاو را آورده و به آن نم آبی زنند و در زیر سر متوفی می­ گذارند. دانش پژوه علت را می­ پرسد. در جواب می­ شنود که آخوند روستا گفته است که این امر مستحب است و در کتب فقهی ما به آن اشاره شده است.دانش پژوه نشان از کتاب می­ خواهد که بررسی نماید.

پس از بررسی متوجه می­شود که بیچاره آخوند روستا چون کتابش فاقد فتحه و کسره مشرف به کلمات بوده است، کلمه پهن را پِهِن قرائت نموده است.

حال ما نگرانیم که آیا ممکن است منافع ملی ما هم تحت اثر همین قاعده بازی گرفته شوند؟!   





نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1393

بهار نارنج آرامش ‌بخش و ضدهیجانات دستگاه عصبی است، سردردهای عصبی و میگرنی را کاهش می‌‌ دهد و تپش نامنظم قلب و اضطراب را از بین می ‌‌برد.

عرق بهار نارنج دارای طبیعت گرم و مقوی جسم و روح است.

پوست نارنج ضد یبوست است و برای افرادی که معده‌ ی آن ها زیاد ترش می ‌کنند، بهترین دارو است.

مربای بهار نارنج مقوی معده و ضد تشنج است.

 عرق بهار نارنج اشتهاآوری قوی است و برای رفع ضعف اعصاب مفید و نشاط آور است و در تسکین ناراحتی‌ های سینه و تپش قلب مؤثر است.

عرق بهار نارنج برای معطر کردن شربت‌ ها استفاده می ‌شود، اعصاب را تقویت و بی ‌خوابی را درمان می‌ کند.

مصرف عرق بهار نارنج تپش نامنظم قلب، تشویش و اضطراب را از بین می ‌‌برد و افرادی که مشکل اختلال خواب دارند، می ‌توانند پیش از خواب، مقداری عرق بهار نارنج با چای مصرف کنند.





نوع مطلب : طب سنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1393

عنبر نصارا یا پهن ماچه الاغ( الاغ ماده)

با شنیدن این اسم پرطمطراق، انسان ناخودآگاه، یک داروی خوش رنگ و بو را در ذهن خود مجسّم می کند؛ امّا در واقع، عنبر نصارا، پشگل الاغ مادّه(به گویش محلّی ماچه الاغ) است. در کتب داروسازی طبّ قدیم، خواصّ دارویی انواع مدفوع و ادرار انسان و حیوانات مختلف شرح داده شده است. جالب آنجاست که این آثار درمانی به طور مکرّر تجربه شده است و در بسیاری موارد گره گشای درمان بیماری هایی بوده اند که در حالت عادّی درمان آنها بسیار سخت است. برای مثال با مراجعه به یادداشت های مرحوم فقید، دکتر عبدالله احمدیه-که خدایش رحمت کناد- موارد متعدّدی را می توان یافت که دردهای شدید مفصلی و روماتیسمی را با ضماد سرگین گاو درمان نموده اند. البتّه در کتب طبّی قدیم، حتّی آثار استفاده خوراکی! از این داروها هم ذکر شده است امّا  از آنجا که استفاده خوراکی آنها در فقه ما حرام شمرده شده است – به استثنای ادرار شتر که با رعایت شرایط و از نظر بعضی فقها، قابل شرب است – ترجیح می دهم از این موارد عبور کنم و به سایر خواص عنبر نصارا بپردازم.

-1دود دادن عنبر نصارا در محیط های بسته مثل فضای خانه، مانند اسفند اثر میکروب کشی قوی دارد و انجام گاهگاهی این کار به ویژه در فصول سرد، تاثیر قابل توجّهی در کاهش موارد بروز بیماری هایی مثل سرماخوردگی دارد؛ به ویژه اگر یکی از اعضای خانواده سرما خورده باشد می توان با این کار از افزایش بار ویروس در فضای محلّ زندگی کاست.

2-  استنشاق دود عنبر نصارا یکی از راه های مناسب برای درمان سینوزیت های مزمن و حاد و سرماخوردگی است. این کار در درمان سردردهای کهنه نیز موثّر است. برای این کار، عنبرنصارا را در یک اسفند دود کن ریخته روی شعله کم قرار داده دود متصاعد شده را استنشاق کنید.

3-گرفتن مواضعی از بدن که دچار خارش است روی دود عنبر نصارا، یکی از روش های بسیار موثّر در کاهش انواع خارش هاست. همچنین این کار، برای درمان تاول ها و زخم های ترشّح دار نیز اثر مناسبی دارد. این روش یکی از بهترین روش های درمانی اگزما هم هست. همچنین این کار تاثیر بسیار خوبی در ترمیم سریع انواع زخم ها به ویژه زخم های سوختگی دارد.

4- ضماد کردن مخلوط عنبر نصارا و سرکه روی پیشانی در درمان خون دماغ مفید است.

5- به روش های ذیل می توان از عنبر نصارا برای کمک به درمان صرع استفاده کرد:

1-5ستنشاق عصاره خشک آن با سرکه.

2-5 استفاده از آب عنبر نصارای تازه به عنوان قطره بینی.

6- پاشیدن پودر عنبر نصارای خشک بر روی انواع زخم های تازه، علاوه بر کمک به بهبودی آنها، خونریزی آنها را نیز متوقّف می کند.

توضیح  مهم:

هنگام دفع پهن از بدن ماچه الاغ یک لایه ماده سیاه رنگ چرب روی آن قرار میگیرد که هنر درمان در همین لایه است. 

در تاثیر ضد میکروبی آن جای شک نیست و نیاز به کار علمی روی آن است. در برخی کشورها از جمله ژاپن این کار صورت گرفته است و ظاهرا در بیمارستان ها یشان هم استفاده ی ضد عفونی می گردد. باید تحقیق بیشتری صورت گیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1393
از سایت تابناک
انسان از آن‌جا که در اجتماع زندگی می‌کند باید حدود و مرزهای دیگران را هم رعایت کند و به حقوق آن‌ها احترام بگذارد، یکی از این حدود، «نفقه» است که تأمین آن به عهده «مرد» گذاشته شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، تعداد قابل توجهی از زندانیان مرد، به دلیل نداری، غفلت یا سرپیچی در پرداخت «نفقه‌» همسر و فرزندان در حبس به سر می‌برند.

این غفلت و سستی و سپس گرفتار شدن، نتیجه ناآگاهی و یا لجاجت است. زن و مرد در آغاز زندگی مشترک باید بدانند چه وظایفی در برابر هم دارند و اگر سرپیچی کنند در کدام موارد «قانون» با آن‌ها برخورد خواهد کرد.

از وظایفی که بر عهده مرد است پرداخت «نفقه» است که انجام آن باعث انسجام خانواده و ازدیاد محبت می‌شود.

نفقه چیست؟

نفقه در اصطلاح فقهی و حقوقی، هزینه زندگی زن و فرزندان است که مرد باید آن را بپردازد. این تعهد حقوقی و شرعی، در نظام آفرینش هم جاری است، یعنی معمولاً موجودات نر از پرنده و چرنده،  وحشی و اهلی، همه و همه به فکر تأمین خوراک و سرپناه و امنیت بچه‌ها و خانواده خود هستند و صبح تا شام خود را در این اندیشه به سر می‌برند.

انسان فقط خود و خانواده‌اش را سیر نمی‌کند و نمی‌پوشاند، بلکه با هر لقمه‌ای به اعتلای روحی و تکامل معنوی خود هم کمک می‌کند.

انسان از آن‌جا که در اجتماع زندگی می‌کند باید حدود و مرزهای دیگران را هم رعایت کند و به حقوق آن‌ها احترام بگذارد، یکی از این حدود، «نفقه» است که تأمین آن به عهده «مرد» گذاشته شده است.

بعضی از مردان از جدی بودن این قانون فطری و حقوقی الهی اطلاع ندارند و به سبب همین بی اطلاعی، گرفتار می‌شوند. برخی هم با تعصب کور فکر می کنند که «نفقه»، مسئولیت سنگینی است که فقط اسلام به دوش مرد نهاده است، حال آن که چنین نیست زیرا اساساً «نفقه» در بطن طبعیت و فطرت همه موجودات و از آن جمله، انسان نهاده شده است.

نفقه در همه مکاتب بشری و الهی مطرح شده است، مثلاً در ایالات متحده آمریکا واژه Maintenane تقریباً معادل کلمه نفقه به کار برده می‌شود. معنای اولیه آن، مترادف با معنای مشهور نفقه، شامل تأمین غذا،‌ لباس و مسکن می‌شود، ولی در اصطلاح حقوقی، شامل دیگر نیازمندی‌های معقول از قبیل هزینه‌های رفت و آمد و هزینه‌های دارو و درمان می‌شود.

در انگلیس، واژه Maintenavce به پول قابل پرداخت برای هزینه‌های زندگی شخصی همسر و فرزندان اطلاق می‌شود. اما علاوه بر واژه فوق، کلمه Alimoney نیز در انگلیس به کار برده می‌شود که معنای آن، محدودتر و مربوط به نفقه‌ای است که دادگاه در زمان جدایی، شوهر را ملزم به پرداخت آن به همسر خویش می‌کند.

در ماده 25 اعلامیه حقوق بشر آمده است:

« هر کسی باید سطح زندگانی، سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش را از حیث خوراک و مسکن و مراقبت‌های طبی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند.»

اعلامیه حقوق بشر با این که در بندهای دیگر تصریح می‌کند که زن و مرد دارای حقوق مساوی هستند، اما نفقه دادن مرد را به زن، منافی تساوی حقوق زن ندانسته است.

روشن است که قوانین کشورهای غربی و اعلامیه حقوق بشر، مربوط به یک قرن قبل است اما اسلام در پانزده قرن قبل که اقوام گوناگون در شرق و غرب حقوق زن را نادیده می‌گرفتند و او را به سان برده‌ای در خدمت مرد می‌دانستند از زن دفاع کرد و شئون انسانی‌اش را پاس داشت.

فلسفه نفقه


در نظام آفرینش، مسئولیت و رنج طاقت فرسای تولید نسل به عهده زن گذاشته شده است،‌ زن است که باید سنگینی دوره بارداری و بیماری مخصوص این دوره را به عهده بگیرد، سختی زایمان و عوارض آن را تحمل کند، این‌ها همه از نیروی بدنی و عضلانی او می‌کاهد و توانایی‌اش را در کسب و کار، کاهش می‌دهد.

به گفته شهید مطهری: « زن و مرد از لحاظ نیروی کار، مشابه و مساوی آفریده نشده‌اند، عموماً توانایی‌های مردان برای کارهای اقتصادی و تولیدی به خصوص کارهای طاقت فرسای بدنی، بیشتر است.»

طبق ماده 1105 قانون مدنی «در روابط زوجین، ریاست خانواده بر عهده شوهر است». تکلیف وی به پرداخت نفقه نیز از توابع و نتایج حقوقی ریاست او بر خانواده است، این وظیفه به حکم قانون است.

برخی از حقوق‌دانان به ماده 1104 قانون مدنی (تشیید مبانی خانواده) استناد می‌کنند و پرداخت نفقه را از موجبات تشیید (محکم کردن) خانواده می‌دانند و معتقدند که زوج در این جا نباید فکر کند که به زوجه احسان می‌کند، بلکه این کار از لوازم تأسیس و صیانت خانواده است.

شرایط پرداخت نفقه

واجب بودن پرداخت نفقه از سوی مرد، دو شرط دارد:

1. دائم بودن ازدواج: قانون مدنی ایران در ماده 1106 تصریح می‌کند که در عقد دائم، نفقه زن به عهده شوهر است پس اگر عقد موقت باشد، نفقه از سوی مرد به زن واجب نیست مگر این که در سند عقد موقت، شرطی مبتنی بر پرداخت نفقه از سوی مرد، قید شده باشد.

2. تمکین کامل همسر: در حقوق اسلامی، تمکین به دو معنای زیر است:

الف. تمکین خاص که شامل انجام دادن وظایف زناشویی است.

ب. تمکین عام، یعنی اطاعت زن از شوهر در امور جاری مشترک به نحو معمولی و متعارف، یعنی زن بدون هماهنگی با شوهرش شغل انتخاب نکند، به مسافرت، میهمانی، دید و بازدید و امثال آن نرود.

در ماده 1108 قانون مدنی ایران آمده است:

«هرگاه زن، بدون مانع شرعی از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.»

پس استحقاق نفقه در عقد دائم، مشروط به تمکین زن در برابر شوهرش است، مگر این که همسر دارای عذر شرعی باشد که در این صورت هر چند همسر از ادای وظایف زناشویی خودداری می‌کند، ولی باز هم مستحق نفقه است.

پی‌‌آمدهای نپرداختن نفقه

مرد اگر بی هیچ گونه عذر موجّهی، خرج زندگی همسر و خانواده را نپردازد، با عواقب ناگواری رو به رو خواهد شد.

صدمه به شخصیت و آبرو،‌ سست کردن گوهر ذاتی انسان، نچشیدن طعم ایمان و عبادت و دور شدن از سلامت جسمی و روحی از جمله عوارض طبیعی آن است.

علاوه بر این ها، زن وقتی در تنگنای معیشتی قرار می‌گیرد و سستی و تنبلی همسر خود را می‌بیند گاه ناچار می‌شود که به «قانون» پناه ببرد تا از این راه،‌ حق خود و فرزندان را طلب کند.

این اقدامات قانونی او در شکل‌های مدنی و کیفری خود را نشان می‌دهد تا جایی که به حبس و زندان مرد هم منجر می‌شود. همین زندانی شدن آغاز ماجراهای ناگوار دیگری است که شخصیت مرد و کیان خانواده را در معرض تندبادهای شدیدی قرار می‌دهد.

البته زنان آگاه و فهیم تا آن جا که می‌توانند می‌سازند و طرح دعوای کیفری و به زندان انداختن مرد را هم راه چاره نمی‌دانند، بالاخره مرد هم باید همتی کند و امروز و آینده خود و خانواده‌اش را در نظر گیرد.

توصیه به همسران

در مسئله «نفقه»، اخلاق و غیرت دینی و انسانی بسیار مهم است که زن و شوهر باید رعایت کنند. مرد باید از تنبلی و سستی یا لجاجت و بدخلقی دست بکشد و بداند که خرج زندگی زن و فرزند با اوست و باید ذهن و اندیشه خود را به خلاقیت وادارد و از توان فکری و قدرت جسمی خود به نفع خانواده بهره ببرد.

«زن» هم باید به فطرت و سرشت زنانه خود توجه کند و شیوه‌های زن بودن را هوشیارانه و به طور طبیعی به کار گیرد. این جاست که مرد نیز موجودیت واقعی خود را تحقق یافته می‌بیند و به وظایفش در عرصه زندگی دل‌گرم می‌شود.

زن باید عنصر «قناعت» را چون تابلویی درخشان در پیش چشم خود داشته باشد. اسراف و تجمل‌گرایی و افتادن در خرج‌های سنگین دور از قناعت است.




نوع مطلب : یک کمی حقوق ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393
گفتگوی اختصاصی نشریه همشهری تندرستی با دکتر روازادهچاپفرستادن به ایمیل

گفت و گویی با دکتر روازاده درباره تمام اظهار نظرهای جنجالی اش در سال های اخیر

تا 7 سال دیگر ایران پر از آلزایمری می شود!

دکتر حسین روازاده را کمتر کسی است که نشناسد. او چهره مشهوری است که در قلمرو طب سنتی ایران برای خودش اسم و رسمی دارد و البته شخصیتی جنجالی و پر حاشیه دارد. عقاید گاهی افراطی او درباره تغذیه و سبک زندگی و درمان بیماری ها، همچنان که عده ای دیگر را به دشمنان قسم خورده او تبدیل کرده گروهی را شیفته خود کرده است. فضای مجازی را

که جستجو کنید به سایت ها و وبلاگ های متعددی بر می خورید که دکتر روازاده را نقد یا از او تقدیر و تشکر کرده اند. برای اینکه ابهامات و حواشی عقاید و نظریات دکتر روازاده برایمان روشن شود با او در مطبش به گفت و گو نشستیم.

دفتر دکتر روازاده مفروش است و باید بدون کفش وارد شد؛ خودش هم خوش خلق تر و صبورتر از چیزی است که تصور می کردیم. چای با گل گاوزبان و لیموترش از مهمانان پذیرایی می کند و به جای قند روی میز گلوله های شکرسرخ به چشم می خورد.

آقای دکتر مردم اخیراً گرایش زیادی به طب سنتی پیدا کرده اند؛ دم نوش ها و داروهای گیاهی بیش از پیش طرفدار پیدا کرده اند و تعداد عطاری ها روز به روز زیادتر می شود. در مقابل، بعضی‌ها هم معتقدند طب سنتی مد روز است و بعد از مدتی که تب آن فرو بنشیند مردم از این طب ناامید می شوند و دوباره به طب جدید روی می آورند، نظر شما چیست؟

زمانی می توانیم بگوییم چیزی مُد است که در دل یک جامعه و فرهنگ ثابت، تغییر می کند. یعنی اگر داخل یک فرهنگ تغییراتی بیاید و برود می توانیم بگوییم مُد است، ولی وقتی یک فرهنگی می رود و یک فرهنگی می آید این دیگر مُد نیست. همین چند وقت پیش در شبکه یک تلویزیون، نظرسنجی پیامکی انجام دادند و از مردم پرسیدند نظرتان راجع به این دو طب چیست؟ به کدام بیشتر مراجعه می کنید؟ سی هزار نفر گفتند طب اسلامی و دو هزار نفر گفتند طب جدید! این آمار برای کسانی که بر طبل توخالی طب جدید می کوبند، یک هشدار جدی است.

طبل توخالی؟ یعنی طب جدید فقط ادعا دارد؟

ببینید، ما در طول تاریخ همیشه یک ارزش داشتیم و یک ضد ارزش. همیشه در برابر ارزش ها عده ای هم بوده اند که قد علم کردند و ضدارزش ها را غالب کردند. جنگ بین این دو گروه همیشه بوده است. وقتی عده ای حمله می کنند و کتابخانه ها را آتش می زنند عده ای دیگر می آیند کتابخانه تأسیس می کنند، وقتی عده ای از سر مردم چادر می کشند، عده ای برای مردم حجاب درست می کنند. معتقدم یک سری آدم آمدند و آرام آرام نفوذ کردند و آن علم قدیمی و راستین را به عمد به فراموشی سپردند. خیلی اصولی برنامه ریزی کردند و از روی فکر همه چیز را خراب کردند و به جایش چیزهایی را ساختند که برای بشر مضر است.

یعنی عده ای با قصد سلامت مردم را هدف قرار داده اند؟

بله یک مثال عرض می کنم؛ در طب هفت هزار ساله ما مشخص شده مادری که زایمان می کند تا سه روز اول زایمان در سینه هایش ماده ای سمی وجود دارد که این را نباید به نوزاد بدهند. اگر نوزاد این ماده را بخورد زردی می گیرد و مشکلات مغزی و اثرات دراز مدت برایش ایجاد می شود. ولی بعد از سه روز آغوز شروع به ترشح می کند که خیلی عالی است. پس سه روز اول مادر نباید شیر بدهد و برای تغذیه نوزاد همین کفایت می کند که روغن زرد را به اندازه یک قاشق چایخوری با انگشت به سقف دهان بچه بمالید. اما ضد ارزشیون آمدند گفتند مادر از همان روز اول باید به نوزاد شیر بدهد. یا مثلاً در هفت هزار سال طب ثابت شده که بسیار خطرناک است اگر مادر بارداری در 10 روز اول زایمانش گوشت و مرغ و هر جانداری را بخورد چرا که دچار گوشت های اضافی داخل رحم می شود که امروزه تحت عنوان فیبروم و میوم و پولیپ شناخته می شود ولی ضدارزشیون در طب جدید جا انداخته اند که به زن تازه زایمان کرده حتماً گوشت بدهید، صبح کباب، ظهر کباب، شب کباب! یا به طور مثال تأکید می کنند شب ها قبل خواب حتماً مسواک بزنید. ما رفتیم تحقیق کردیم در متون طبی قدیمی دیدیم که مطلقاً شب ها نباید مسواک زد و خود خمیر دندان هم بسیار مضر است. کسانی که شب ها مسواک می زنند دائم مقیم دندانپزشکی اند. البته اینطور هم نیست که غذا بخوری و بخوابی، شرط و شروطی دارد. باید حتماً مقداری پنیر شور مثل پنیر تبریز یا عسل را قبل از خواب در دهان بریزید و با زبان روی دندان ها بمالید و بقیه اش را بخورید. این دوتا نگه دارنده دندان هستند و هر چیزی هم لای دندان ها باشد صبح راحت با شست و شو خارج می شود. از این مثال ها تا دلتان بخواهد هست.

این چیزهایی که می گویید، مثل مسواک زدن و شیر دادن به نوزاد چیزی است که در همه جای دنیا مرسوم است. اگر فقط برای ضربه زدن به سلامت مردم ما درست شده اند؛ پس چطور در همان اروپا و آمریکا هم همین کار را می کنند؟

هرجا که این کارها انجام می شود غلط است و این درست نبودنش را می توانیم از نظر علمی ثابت کنیم. از 160 سال پیش به این طرف ارزشیون در کل دنیا کمرنگ شدند. آن قدر که امروز شما استدلال می کنید هر جا که می روی همین است. خب این غلط است ولو که در کل دنیا به همین منوال باشد. توصیه دین این است که شب می خواهی بخوابی همنشین با مدفوع نشو.

مدفوع معنایش مشخص است در مرحله ای که جذب صورت گرفت، فضولاتی تولید می شود که آن فضولات باید بدون تغییر خارج شوند. هر قدر در بدن باقی بمانند این عصاره فضولات است که وارد خون شما می شود و این برای سلامت بد است. اما الان می بینیم که می گویند اصلا شب دستشویی رفتن و اجابت مزاج مهم نیست، اصلاً روزش هم مهم نیست، تعدادش هم مهم نیست! بعد می گویند یک ماه هم شکم کار نکند مهم نیست! در حالی که ما می گوییم حداقل روزی دوبار باید اجابت مزاج داشته باشید، اگر این طور نباشد شما باید فکری به حال خودتان بکنید. اگر فردا پوست صورتت خراب شد باید بدانی یکی از دلایلش این است که شکمت خوب کار نکرده ولی در طب جدید اهمیتی به این موضوع مهم نمی دهند.

پس شما همه عقاید طب جدید را زیر سوال می برید؟ اصلاً شما خودتان تحصیلات پزشکی دارید؟ چون عده ای می گویند شما طبیب سنتی هستید و پزشکی نخوانده اید.

من مدرکم را از دانشگاه تهران در رشته پزشکی عمومی گرفته ام و سال های متمادی هم خارج از کشور تحصیل کرده ام. علت این حرف هایی که در مورد مدرکم می زنند این است که بازمانده های آن نظام ضد ارزشی که در حال پاک شدن و حذف شدن هستند مقاومت می کنند و چشم هایشان را می بندند و می گویند ما ندیدیم! این دکتر نیست! حتی در تلویزیون هم تا چند وقت پیش، وقتی ما را نشان می دادند جوری نشان می دادند که یعنی عطار هستیم یا می نوشتند آقای روازاده، نه دکتر روازاده، تا اگر کسی نمی داند که ما پزشکیم، از این به بعد هم نداند.

آیا تحصیل در رشته پزشکی به شما کمک کرد که بتوانید مقایسه بهتری داشته باشید بین طب سنتی و طب جدید یا فکر می کنید نه اصلاً ربطی به هم ندارند؟

طب، یک پایه و اساسی دارد. باید از یک جا شروع کنید تا به یک جایی برسید. اگر به آن پایه مسلط نباشید این شاخ و برگی هم که باید روی آن ستون قرار بگیرد جایگاهی ندارد و محکم نمی شود.

پس شما طب جدید را نفی نمی کنید...

نخیر ما اصلاً رد نمی کنیم و افتخار هم می کنیم که به قول رسول خدا علم را از چین هم شده برویم بیاوریم به کشورمان. طب جدید خوب است چون پایه و اساسش از روی طب اصیل ایرانی برداشته شده اما آنجا که در پایان کار می خواهد به مردم خدمت بکند نقص فراوانی دارد. الان وقت آن فرا رسیده که این چیزی که به درد مردم نمی خورد، استفاده بهینه ازش نمی شود را کنار بگذاریم. به چه درد شما می خورد بدانید چند تا استخوان دارید؟ اینکه بروید پیش طبیب و او برایتان بگوید چند تا استخوان دارید چه نفعی به حالتان دارد؟ اساس این کار این است که طبیب درد شما را با ابزاری که دارد تشخیص بدهد و بعد بتواند آن را درمان کند.

طب جدید به چه دردی می خورد وقتی یک عفونت ساده گلو، یک سرماخوردگی را نمی توانید درمان کند؟ چرا برای سرماخوردگی ویروسی دانشجوی پزشکی را به سمتی هدایت می کنند که آنتی بیوتیک تجویز کند؟ آنتی بیوتیک اگر برای درمان ویروسی خوب بود، پس برای ایدز و هپاتیت هم آنتی بیوتیک بدهید خوب شود. این طوری آن بیماری که قرار است دوران نقاهت دو سه روزه را بگذراند و حالش خوب شود، یک هفته طول می کشد تا خوب شود ولی طوری برایش جا می افتد که قرار بوده یک ماه در بستر باشد و حالا یک هفته ای خوب شده، در حالی که این طور نیست. اصلاً آنتی بیوتیک دوای ضد ویروس نیست، ضد میکروب است، ضد باکتری است... ما طب جدید را نفی نمی کنیم و خیلی هم خوب است، ولی در نهایت به بن بست رسیده است.

معتقدید با طب ایرانی تمام بیماری ها درمان می شوند؟

درمان می کردند. نمی گویم من می توانم درمان کنم ولی آنها درمان می کردند. شما به عنوان یک خبرنگار باید حواستان باشد با کلمات شما را بازی ندهند. خیلی از پزشکان ما هنوز نمی دانند که خودشان دارند خودشان را گول می زنند. وقتی صحبت می کنیم می گویند آقای دکتر ما تا حالا اینطوری نگاه نکرده بودیم به ماجرا.

برای رماتیسم چه درمانی داریم؟ هیچ! برای میگرن چی داریم؟ هیچ! فشارخون؟ هیچ! آلرژی؟ هیچ! دیابت؟ هیچ! ما برای بسیاری از بیماری ها در طب مدرن درمان نداریم، پس چرا اسمش را می گذاریم درمان؟ بگوییم برای تحت نظر گرفتن، برای کنترل بیماری بیایید به پزشک مراجعه کنید، برای درمان هم انشاالله خداوند در آینده یکی کمکی بکند تا ما بتوانیم درمان های مریضی ها را پیدا کنیم!

مردم کدام طب و کدام روش را باور کنند؟

خب من دوباره با یک مثال جواب شما را می دهم. طب اسلامی می گوید شما اگر کلاه بر سرت بگذاری باعث رشد مو می شود ولی در طب جدید می گویند کلاه باعث ریزش مو می شود. کدام درست است؟ اگر کلاه نخی باشد، نمدی باشد، پشمی باشد حفاظت می کند و رشد مو را هم به دنبال دارد ولی کدام کلاه است که این ویژگی را دارد؟ اول کلاه را ضد ارزشی کرده اند، کلاه مضر برای ما درست کرده اند و بعد اثرات سوء ش را می شمرند، خب همه چیز الان این طوری شده است. مثل جریان نمک... ما می گوییم نمک فشارخون را پایین می آورد؛ طرف مقابل می گوید نمک فشارخون را بالا می برد. کدام درست است؟ اینجا ما توجه هموطنان مان را به این موضوع جلب می کنیم که عزیزان آیا این نمکی که فشار را بالا می برد، همان نمکی است که در طب اسلامی گفته می شود؟ خیر این نیست. نمک دریا را شما اگر به خانم بارداری بدهید قطعاً ورم بدنش خوب می شود، بدهید به کسی که فشارخون دارد قطعاً فشارش را پایین می آورد. چرا این را به آزمایش نمی گذارند؟ بحث ما همین جاست!

شما مرتب می گویید طب اسلامی... آیا طب اسلامی با طب سنتی یا همان طب بوعلی سینا متفاوت است؟

کلمه سنتی را روی هر چیزی که می گذارند می خواهند جا بیندازند که سنتی یعنی قدیمی، یعنی کهنه پرستی، یعنی دیگر تاریخ مصرفش گذشته... حالا شما به من بگویید، شلوار جینی که 40 سال پیش وارد کشور کرده اند سنتی است یا مدرن؟ ولی این را بهش نمی گویند سنتی چون اگر بگویند دیگر کسی نمی پوشد چون از مُد افتاده. سنتی در جامعه ما دو معنای متفاوت دارد که یکی اش خیلی خطرناک است؛ همان که می گوید این به درد جامعه نمی خورد باید بیندازیدش بیرون... رسم بر این است که شما غذا را داخل دهان بگذارید و بجوید، حالا اگر صد هزار سال از این کار گذشته دیگر کهنه شده؟ حالا از این به بعد توی چشم مان بگذاریم قاشق را؟! بعضی ها که مدعی علم هستند می گویند زمانی الاغ سواری بوده، الان هواپیما سوار می شویم پس علم رشد کرده... خب آقای فلانی، یک زمانی اجداد شما با پا راه می رفتند، الان شما با کله راه برو! دستت را بگذار زمین پاهایت را هوا کن این طوری راه برو... چون زمان بهش خورده شما باید روش ات را عوض کنی؟ نخیر این را بهش نمی گویند رشد علم این را بهش می گویند تعصب. علم واقعی می ماند. علم چیزی نیست که تعویض شود. اصلاً معنای علم در جوامع ضد ارزشی با معنای علم در طب ما فرق می کند. ما می گوییم علم چیزی است که قابل توسعه و رشد باشد اما قابل از بین بردن نباشد یعنی تعویض نمی شود. آنها می گویند علم می تواند خودش را نقض کند؛ یعنی امروز به این نتیجه رسیدیم که این کار درست است فردا می گوییم غلط است. این علم نیست! این نظریه است. علم ماندنی است و عوض نمی شود. اگر بوعلی سینا همین الان زنده شود، به شما قول می دهم با سرنخ هایی که پیدا کرده ایم همه بیماری ها را جارو می کند، تمام بیماری ها را درمان می کند. ما یک مقدار از درس های اینها را یاد گرفتیم داریم غوغا می کنیم الحمدالله، مردم هم راضی اند. در مجموع ما به این طب می گوییم طب ایرانی، اسلامی، سنتی.

نظرتان راجع به تدریس طب سنتی در دانشگاه چیست؟

این ابتدای کار است و ما خیلی سعی کردیم برای جا انداختن این طب. این همهمه ای هم که الان ایجاد شده در کشور و افراد علاقمند به این طبابت زیاد شده اند، این کار را دانشگاه نکرده، خدمتگزارانی مثل بنده و حاج آقا خیراندیش کرده اند. کجا دیده اید وزارتخانه ای، سازمانی بیاید حمایت کند از این طب و آن را اشاعه دهد؟ عکسش بوده است، یعنی هر کسی که در این زمینه قدم برداشته، اذیت شده، دستگیر شده یا به زندان رفته است. اینکه می بینید امروز طب اسلامی به این گستردگی در کشور و منطقه مطرح شده علتش این است که دوستان ما خیلی زحمت کشیده اند و مردم را مطلع کردند و این منجر به تأسیس دانشکده ای در این راستا و به دنبال آن تأسیس دانشگاهی در این راستا و به دنبال آن تشکیل معاونتی در این راستا... خیلی هم خوب است.

با وجود روی آوردن خیلی از مردم به طب سنتی، اجرای سبک زندگی اش کار خیلی سختی است. بیشتر آدم ها زود خسته می شوند... شما خیلی سخت گیر هستید و در سخنرانی هایتان می گویید آب، روغن، نمک مشکل دارد؛ پس مردم چه کار کنند؟ چه بخورند؟ از کجا تهیه کنند؟

من سوال شما را جور دیگری پاسخ می دهم... یک کشوری که نمی داند سوسیس چیست، کالباس چیست، نوشابه رژیمی چیست، آبمیوه صنعتی چیست، چطوری می تواند یک دفعه راه بیفتد از اینها بخورد؟ این طور که نظام ضد ارزشی، سال ها کار کرده اینها هم محصولاتش است. این نظام ضد ارزشی استاد فرهنگ سازی است. ما سال ها مشغول جنگ بودیم، مشغول ساختن سخت افزار نظام مان بودیم و در این فرصت آنها کار خودشان را کرده اند. آنها هنوز هستند، در قسمت نرم افزار و ناامید نیستند و می دانند که این طرفی ها می آیند آنها را حذف می کنند. همین نظرسنجی که سی هزار نفر می گویند از طب اسلامی استفاده می کنند نشان دهنده این است که انقلابی در این زمینه در شرف وقوع است. من می دانم مسئولین به چیزی جز رشد و تعالی بشر فکر نمی کنند. ما هم اگر خدا بخواهد به خدمتگزار کوچکی در این راستا هستیم که آگاهی می دهیم به مردم، شما که آگاه شوید زمینه فراهم می شود که آن آب خوردن درست شود که مواد شیمیایی را توی آب نریزند.

این سخت است چون برخلاف جریان آب شنا کردن است. ما چاره ای نداریم، داریم برخلاف رودخانه حرکت می کنیم...

این ضدارزشیون که می گویید چه کسانی هستند؟ کجا هستند؟ اگر منظورتان اروپا و آمریکاست که خودشان هم همین طوری زندگی می کنند!

این یک بحث پیچیده است، ما نمی خواهیم وارد بحث «خودشان» شویم! «خودشان» نیستند، خودشان آنهایی هستند که وقتی در دانشگاه انگلیس یکی شان را گیر می اندازیم می گوییم بیا برویم ناهار بخوریم می گوید من غذای خودم را از خانه آورده ام.

یعنی یک عده خاصی منظورتان است؟

بله. خواص! اینها همان یک درصدی هستند که در اروپا و آمریکا کنترل همه چیز دست شان است وگرنه بقیه مردم دنیا اصلا کاری به کار کسی ندارند، آنها هم دارند کباب می شوند. اما فرقش با من و شما این است که ما الان بیدار شده ایم اما آنها هنوز خوابند، همه چیزشان هم دارد از بین می رود.

پزشکان زیادی در حیطه طب سنتی فعال هستند ولی هیچ کس به اندازه شما چهره نشده. سخنرانی های شما مدت ها سوژه ثابت شبکه های ماهواره ای بود و به عنوان شوخی و مزاح مطرح می شد.

اگر آن طرفی ها ما را تأیید کنند، باید به خودمان شک کنیم. وقتی برعلیه شما حرف بزنند بدانید کارتان درست است. پس خدارا شکر که از ما تعریف نمی کنند، تعریف می کردند ناراحت می شدم. ولی مطلب دوم این است که چنین پیروزی نصیب کشور ما شده و من این پیروزی را متعلق به بچه جبهه ای ها می دانم. ما الان هر کاری دوست داریم در نظام خودمان می کنیم و آنها هم از آنجا که توان برخورد ندارند و راهکارهای قدیمی شان دیگر اثر ندارد دست به تمسخر ما می زنند. راهکار های قدیمی شان چه بود؟ این که مثلاً یک نفر را از وزارت بهداشت یا قوه قضاییه تحریک کنند که بیاید برای من دردسر درست کند و مرا نسبت به نظام بدبین کنند و بعد بگویند بیا بهت ویزا می دهیم، اینها قدر علم را نمی دانند، بیا در کشور ما کار کن. ولی فهمیدند که ما دست آنها را خواندیم و من اگر تکه تکه شوم از این نظام، پایم را بیرون نمی گذارم چون آمده ام خدمت کنم. اینها اسیر منند و فکر نکنید من یک چیزی گفته ام تمام شده، کار به جایی رسید که دوتا از سفرای خارجی آمدند گفتند می خواستیم ببینیم شما کی هستید که اینقدر درباره شما حرف می زنند یا خیلی ها از طریق همان صحبت ها با ما آشنا شده اند آمده اند سایت ما را دیده اند و بعد خودشان شده اند مبلغ ما. بگذارید ادامه بدهند کارشان را.

در داخل هم شما منتقد زیاد دارید. مثلاً در سایت ها اعلام شده دبیرخانه کارگروه نمک کشور، نمک دریایی تبلیغ شده توسط دکتر روازاده را تقلبی اعلام کرد.

در داخل کشور، تنها مخالف ما وزارت بهداشت است که الان دیگر نصفش مخالف نیست. اما در وزارتخانه های دیگر من مخالف ندارم... ما هرچه می گوییم برای خود مردم می گوییم و هیچ منفعتی برای ما ندارد. همه می توانند بروند امتحان کنند ببینند چیزهایی که ما می گوییم بد است. شما بروی نمک دریا بخوری و فشارخونت پایین بیاید، چی گیر من می آید؟

یکی از ایراداتی که در فضای مجازی علیه شما مطرح شده این است که شما گفته بودید در سوره جمعه استفاده از گندم سبوس دار تأکید شده اما عده ای نوشته اند ما تمام سوره جمعه را خواندیم و حتی یک کلمه گندم پیدا نکردیم.

این را من خودم تفسیرش را در می آورم، می زنم توی سایت. حالا دکتر روازاده مگر عالم دینی است؟ یک جا برخورد  کرده دیده گفته، می گردند یک چیزی پیدا کنند که بگویند روازاده اشتباه کرده، اصلاً ما اشتباه کردیم، مثال برای روشن شدن موضوع است، موضوع را می توانی نفی کنی؟ ظلم است که آدم فقط دنبال عیب های یک نفر بگردد و هزار تا عیب روی او بگذارد؛ یعنی این آدم یک حسن هم ندارد؟ هر آنچه که به عنوان سوال مطرح می شود در ذهن مردم، درباره صحبت های من، دلیل بر این نیست که همه اش اشتباه است، شاید من یک جا اشتباه کرده باشم، البته تا حالا موردی نبوده ولی اگر باشد می پذیرم اما این را بدانید ما در شرایطی می رویم سخنرانی می کنیم که هیچ استادی نداشتیم، اینهایی که اساتید دارند می روند تپق می زنند ما خودمان رفتیم دنبال علم گشتیم پیدا کردیم و همه حرف های ما پشتوانه علمی دارد. ما زحمت کشیدیم کار کردیم ده ها برابر یک آدم معمولی که می خواهد لیسانسی بگیرد فوق لیسانسی بگیرد. اما مشکل این است که طرف مقابل ما زرنگ است، از بی خبری مردم سوء استفاده می کند. می آیند حرف مرا درباره آدامس مسخره می کنند، من تعداد زیادی مقاله علمی مطالعه کرده ام و می توانم ثابت کنم بچه ای که از کوچکی آدامس خورده چرا وقتی خاله اش می آید آدامس برایش نمی آورد می زند توی گوشش؛ چون معتاد شده. روی همه آدامس ها می نویسند که چقدر الکل بهشان می زنند. دوست ندارید مردم بفهمند که در مقابلتان بایستند؟ بچه آدامس را جویده و از زیر زبانش جذب شده و مستقیم وارد جریان خونش شده و اعتیاد پیدا کرده... چرا این در و آن در می زنید؟ چرا صحبت های مرا تکه تکه پخش می کنید؟

موضوع استفاده از نوره هم که شما تأکید زیادی روی آن دارید، خیلی مورد تمسخر واقع شده است.

ولی تأثیر معکوس داشته و الان مصرفش رفته بالا... خب ما که حرف بدی نمی زنیم... نوره مگر بد است؟ بدن را تمیز می کند. آنها می گویند آرسنیک دارد مگر می خواهید بخوریدش؟

می مالی به بدن دیگر. خب مگر آرسنیک بد است؟ اگه آرسنیک بد است چرا با سه تا اکسیژن ترکیبش می کنند می شود آرسنیک تری اکساید می آورند در بیمارستان به عنوان داروی درمان سرطان خون استفاده می کنند؟ در حالی که نظر طب اسلامی این است که آرسنیک فقط از طریق جذب پوست و تنفس ضد سرطان عمل می کند ولی اگر وارد خون شود مضر است ولی اینها وارد خون می کنند که ضدسرطان عمل کند.

در مورد آب آشامیدنی چطور؟ شما می گویید آب های شهری وایتکس دارد و مضر است پس مردم چه آبی بنوشند؟

الان خیلی از کسانی که من می شناسم و مریض های ما هستند آب های طبیعی می خورند؛ می روند تهیه می کنند. این همه آب دارد از بین می رود. تانکرها را پر می کنند و می آورند خالی می کنند پای درخت ها، اینها همه آب خوراکی است. همین آب را از چاه ها می کشند. 40 درصد آب تهران آب چاه است دیگر، این 40 درصد آبی را که از چاه می گیرند وایتکس می زنند می دهند دست مردم. آن وقت ما می گوییم همین آب را مستقیم استفاده کن می گویند آب چاه آلوده است.

قضیه کره مارگارین که گفته بودید از فاضلاب درست شده چی بود؟

جمعش کردند دیگر! چون من خبر داشتم. گفتم من اشتباه می کنم دیگه؟ بگویید این چه گیاهی است که تا حالا دنیا خبر نداشته کره می دهد؟

اسمش را بنویسید. جمعش کردند. در فرهنگ کلامی ما می گویند بهت نشان می دهم یک من ماست چقدر کره دارد! یعنی کره را از ماست می گیرند آن وقت چرا شما محصولی را تولید می کنید و رویش می نویسید کره گیاهی؟! بعد از آن یک اتفاق جالبی افتاد؛ خبر دادند یک دانشمند ژاپنی موفق شده به صورت استریل از مدفوع انسان همبرگر درست کند. عکس دانشمند و خبرش را زدم توی سایت. نوشته قیمتش هم سه برابر همبرگرهای دیگر است و کافی است شما فقط آن احساس اکراهی را که نسبت به این موضوع دارید کنار بگذارید وگرنه این خیلی هم خوب است. ما که فقط گفتیم چربی اش را از فاضلاب آوردند، اینها که می گویند همبرگرش را هم آورده اند!

شما تأکید می کنید مردم باید حتماً نان سبوس دار بخورند ولی آرد سبوس دار در ایران خیلی کم است.

تازه یک خبر بد هم داریم؛ دانشمندی 27 سال پیش کشف کرد که قرص آهن را همراه با نان نباید بخوریم، آلزایمر می گیریم و به خاطرش از آمریکایی ها جایزه گرفت.

حالا از همان یافته علمی استفاده کرده اند و آمدند در ایران دارند به عنوان غنی سازی آرد به آردها آهن و اسیدفولیک می زنند و یقین داشته باشید، الان که سه سال از شروع این کار گذشته ولی مملکت ما تا هفت سال دیگر پر از آدم آلزایمری می شود.

پس اینکه شما می گویید مسئولین مشتاق اصلاح وضعیت هستند کجا ثابت می شود؟ اگر این قدر اوضاع وخیم است، چرا کاری صورت نمی گیرد؟

نگران نباشید، دارد زیرسازی می شود، زمینه سازی می شود. امام سال 42 حرکت کرد و سال 57 انقلاب شد. همین که الان دانشکده طب سنتی درست شده، دانشگاه سنتی راه افتاد نشانه خوبی است و انشاالله در آینده تغییراتی اتفاق می افتد.

سارا هاشمی نیک

***************************************************

سه تأمل درباره دکتر روازاده

  1. دکتر روازاده که سهل است؛ همه متخصصان و کارشناسان طب سنتی، بلکه همه متخصصان علوم پزشکی، نمی توانند قسم بخورند که هر چه می گویند درست است و این است و جز این نیست. دانش پزشکی مدرن، مبتنی بر تجربه است و علم تجربی مدام در حال تغییر. یافته های جدید گاهی برخلاف یافته های قدیم است. عیبی هم ندارد. دنیا همین است. این وسط کسی که قسم می خورد حرف طرف مقابل غلط است و شاهرگش بیرون می زند، شاید به اندازه همان کسی اشتباه می کند که قسم می خورد آنچه ادعا می کند عین حقیقت است. بهتر نیست هر کسی حرفش را بزند و فرض بگیرد که شنوندگان عاقل اند؟
  2. دکتر روازاده شاید فرق اش با دیگران این است که صریح تر است و بی ملاحظه تر. خوب و بدش را شما قضاوت کنید، اما همیشه کسانی که صریح تر صحبت می کنند، سوء تفاهم برانگیزترند. آنچه او می گوید از مبنا با آنچه طب غربی می گوید متفاوت است. این نه ویژگی نگاه دکتر روازاده که ویژگی مبنایی طب سنتی ایرانی- اسلامی است که با طب غربی فرسنگ ها فاصله دارد. خیلی از مبنای طب سنتی از نگاه طب غربی شوخی ای بیش نیست؛ اما همین شوخی ها زمانی تنها ستون های دانش پزشکی در دنیا بوده اند و مثلاً ابن سینای بزرگ بر همین ستون ها تکیه داده بوده. از پزشکانی که در چند سال اخیر تخصص طب سنتی گرفته اند اگر بپرسید برای شما توضیح می دهند که در اغلب موارد حتی تلاش برای توجیه بعضی از ادعاهای طب سنتی با یافته های طب غربی، بی فایده است. دو فلسفه متفاوت؛ و حتی دو جهان بینی متفاوت را نمی شود به این راحتی ها با هم هماهنگ کرد.
  3. عده ای می گویند نگران سلامت مردم اند. می گویند اقبال مردم به شیوه های درمانی طب مکمل، آنها را از راه اصلی دور می کند و به سلامت عمومی لطمه می زند. خوش بین باشیم و فرض را بر این بگذاریم که این نگرانی بجاست و کسی نگران بازار کسب و کار سلامت نیست. اما حتماً این دوستان نگرانی های جدی تری هم باید داشته باشند. فقط یکی اش فضای بی صاحب و صد البته مسموم تبلیغات ماهواره ای که هیچ کس برای مدیریت آن نه ایده ای دارد و نه اقدامی می کند. انواع ادعاهای دروغ که در شبانه روز بارها و بارها تکرار می شوند و محصولاتی که در فروشگاه های زیرزمینی فروخته می شوند و کسی ککش نمی گزد. اینها خطرناک تر اند یا حرف های دکتر روازاده مثلاً؟ کسی می تواند ادعا کند نگران سلامت مردم است و آنها را نبیند و فقط نگران دکتر روازاده ها باشد؟

دکتر محمدرضا رجبی شکیب

==============================================

منبع: ماهنامه تندرستی همشهری شماره 147  فروردین 93

http://hamshahrionline.ir/details/253239

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
تاکنون فکر کردید که ظروف آلومینم چه تاثیر در سلامت ما دارند!
ظاهرا چیزی جز بیماری ایجاد نمی کنند. آلزایمر بدیهی ترین آنهاست و ارتباط آن با دیگر بیماری ها قابل بررسی است.
جهان سرمایه داری وقتی فهمید می شود مس در در دیگر صنایع استفاده کند بهترین راه تامین ارزان آن را در جایگزینی ظروف مسی با  الومینیم و خریدن ظروف مسی به قیمت پاوین از جهان شرقی دید. لذا خانواده های شرقی اسیر زیبائی آلومینیم شدند و مس را از زندگی خود دور کردند و این سرآغاز بسیاری از بیماری های عصر باصطلاح مدرنیته شد.
این مقاله از سایت تابناک اخذ شده است و مثالی از تاثیر آلومینیم روی انسانها دارد.
خودکشی‌های رازآلود، بیماری‌های مهلک و بزرگ‌ترین مسمومیت دسته جمعی بریتانیا از جمله دلایلی است که باعث شده شهری کوچک لقب روستای نفرین‌زده بگیرد. حالا بعد از گذشت 25 سال از مسمومیت دسته‌جمعی، مدارکی به‌دست آمده که نشان می‌دهد در این روستا آب آلوده دلیل اصلی مرگ‌های بسیاری بوده است.

به گزارش جام جم، شهر کملفورد در کورنوال بریتانیا در سال 1988 دچار آلودگی با سولفات آلومینیوم شد. در این سال یک ون که حاوی 20 تن سولفات آلومینیوم بود، به صورت تصادفی داخل منبع آب شهر سقوط کرد و باعث شد روستاییان بسرعت مسموم شوند. مدت کوتاهی بعد از این اتفاق، مقامات اعلام کردند سلامت آب دوباره تامین شده است. از آن تاریخ مرگ ها و بیماری های بسیاری در این روستا گزارش شده که همگی مرتبط به آلومینیوم است و نتایج کالبدشکافی از درگذشتگان روستا نیز نشانگر مقدار زیادی آلومینیوم در مغز آنها و فراموشی زودرس و مرگ بر اثر آن بوده است.

ریچارد گیبونز، یکی از قربانیان بود. او 20 سال با رنج زندگی کرد. از نظر ذهنی آشفته بود و عاقبت هم بر اثر همین بیماری جان خود را از دست داد. مرگ او در اوایل شصت سالگی تراژدی بزرگی برای خانواده گیبونز بود.

آشفتگی ذهنی گیبونز و بیماری جسمانی ناشی از آن برای کسانی که وی را می دیدند، واضح بود اما مرگ او عامل دیگری نیز داشت؛ علتی که در مورد هزاران بیمار دیگر در شهر کوچک کملفورد صدق می کرد. فقط چند هفته قبل از مرگ این مرد، خبری پخش شده بود مبنی بر این که یک تاجر بر اثر وجود میزان بسیار بالای آلومینیوم در مغزش که به عصبانیت و خشم غیرعادی در او منجر شده بود، 25 سال با این بیماری دست و پنجه نرم کرد و سرانجام جان باخت.

ربع قرن از زمانی که خودروی حامل سولفات آلومینیوم به صورت تصادفی در منبع آب مردم این منطقه افتاد، می گذرد و تازه رازهایی از این ماجرا فاش شده است. 90 دقیقه بعد از این حادثه، اثرات مسمومیت با نشانه هایی نظیر اسهال و استفراغ، درد شدید مفاصل و تاول در روستاییان پیدا شد. چسبندگی لب ها، تغییر رنگ موها و کبودی ناخن ها نیز از نشانه های دیگر این مسمومیت بود.

مدتی بعد به نظر رسید این دردسرها پایان یافته است، خیلی ها این ماجرا را فراموش کردند و با اعلام خبر سالم بودن آب آشامیدنی، خیال شهروندان راحت شد اما گروه کوچکی از اهالی هنوز با اثرات بلند مدت و ویرانگر آن حادثه دست و پنجه نرم می کنند. بتازگی مشخص شده ترس بیست و پنج ساله آنها بیهوده نبوده و دلیل بسیاری از مرگ ها، همان مسمومیت 25 سال پیش است.

اخیرا دو مورد مرگ در ارتباط با این حادثه قدیمی شناسایی شده است؛ یکی مربوط به گیبونز و دیگری در مورد پیتر وین، کشاورزی که سال 2012 جان باخت اما مغز او بتازگی تشریح شده است. مدارک تازه به دست آمده، به پرونده زن دیگری اضافه می شود که دو سال پیش بر اثر همین مسمومیت فوت شد. این سه مرگ اکنون ترس زیادی را در میان روستاییان منطقه ایجاد کرده است. این مسمومیت به افزایش میزان پلاک پروتئن در مغز منجر می شود و عملکرد آن را مختل می کند. علائم این بیماری بی شباهت به آلزایمر نیست.

حالا نظر​ها به هزاران مرگ مشکوکی معطوف شده که با دلایلی ساده مانند خودکشی براثر افسردگی و آلزایمر یا پیری، روی آنها سرپوش گذاشته شده بود.مدارک جدید حاکی است که مسمومیت 25 سال پیش آب، در مرگ همه این افراد نقش داشته است. نتایج به دست آمده، سوالات زیادی هم درباره رفتار سیستم بهداشتی بریتانیا ایجاد کرده است؛ زیرا آنها در 25 سال گذشته همواره از ربط دادن بیماری های متعدد ساکنان این منطقه به حادثه سقوط ون سر باز زده اند. خانواده های درگذشتگان اکنون پیگیری قانونی ماجرا را آغاز کرده اند.

در راس این گروه کریستوفر اکسلی حضور دارد.او دانشمند شیمی در دانشگاه کیلی است که مغز گیبونز را بعد از مرگش بررسی و اعلام کرد 4.35 میکروگرم آلومینیوم در هر گرم از نمونه آزمایشگاهی مغز متوفی پیدا کرده است. پزشکی قانونی نیز اعلام کرده این میزان به شکل عجیبی بالاست. نتایج به دست آمده از آزمایش روی مغز وین هم شگفت انگیز است. او که از علائم مشابه با گیبونز رنج می برد نیز میزان بسیار بالای آلومینیوم در مغزش داشت.

«میشل روز» یکی دیگر از اشخاصی است که در برملا کردن حقیقت نقش بسزایی داشته است. او که معاون پزشکی قانونی کورنوال است، شهادت داده میان مرگ گیبونز و مرگ های دیگر و آلودگی آب در 25 سال پیش رابطه ای وجود دارد. او گفته میان این اتفاق قدیمی و شیوع سرطان، فراموشی و انواع دیگر مرگ در این منطقه رابطه وجود دارد.

او اضافه می کند: با توجه به این که میزان بالای آلومینیوم در مغز گیبونز بعد از مرگ پیدا شده اما علت اصلی مرگ حمله صرع عنوان شده است.

خانه گیبونز در آخرین نقطه خط لوله آبی بود که در کملفورد وجود داشت. او سال 2005 مبتلا به صرع شد و برای مدتی طولانی از فراموشی، بیماری های کلیوی، مشکلات پوستی و لثه، عفونت گوش، استخوان های شکننده و مشکل ترمیم زخم رنج می برد.

سولفات آلومینیوم در اصل برای گندزدایی و ضدعفونی آب استفاده می شود اما بعد از حادثه 1988، میزان گزارش شده آلومینیوم در آب بین 500 تا 3000 برابر حد مجاز اتحادیه اروپا بود.

مقامات مسئول سازمان آب غرب بریتانیا هنگام وقوع حادثه وجود هر نوع مشکل را رد کردند و گفتند آب قابل آشامیدن است. کملفورد حدود 2000 نفر سکنه داشت اما با احتساب جمعیت روستاها و شهرهای مجاور که از این آب استفاده می کردند، حدود 20 هزار نفر مشترک آب وجود داشت که خیلی زود اثرات کوتاه مدت این مسمومیت را گزارش دادند. فقط 16 روز بعد از حادثه سازمان آب بالاخره وجود مشکل را پذیرفت.

لین رید دختر گیبونز که زمان حادثه 9 سال داشت، می گوید: ما همان موقع پدرمان را از دست دادیم. او دیگر هیچ وقت مثل قبل نشد. او خیلی زود علاقه اش را به زندگی، ما و همه چیز از دست داد.

لین که همان موقع دچار زخم دهان شده بود، ادامه می دهد: این موضوع روی گردشگری منطقه هم تاثیر گذاشت. مردم منطقه می خواهند این موضوع را فراموش کنند اما این ممکن نخواهد بود و باید همه ابعاد ماجرا روشن شود.

یکی از مشکلاتی که گیبونز را رنج می داد، وسواس ناشی از فراموشی بود. این نشانه در دو مورد قربانی خودکشی در همان منطقه دیده شده است. هر دو از آشفتگی ذهنی در زمان مرگ رنج می بردند، چیزی که احتمالا اثرات همان مسمومیت قدیمی است.

تاکنون هیچ شخص حقوقی در ارتباط این حادثه بازخواست نشده اما سازمان آب ده هزار پوند جریمه شده و علاوه برآن 25 هزار پوند برای تامین آب سالم هزینه کرده است. در همین حال مقامات تاکنون حداقل 123 هزار پوند برای جلب رضایت 500 شاکی پرونده پرداخت کرده اند. در سال 1997 هم 148 شکایت دیگر طرح شده بود که همه شاکیان با دریافت در مجموع 400 هزار پوند رضایت دادند. هم اکنون پرونده دیگری برای پیگیری در جریان است که خانواده گیبونز پیگیر آن هستند.

بیش از یک دهه است که موضوع اثرات بلندمدت این مسمومیت مطرح شده است. یکی از قربانیان پیش از مرگش مقاله ای درباره وجود میزان بالای آلومینیوم در مغزش ارائه کرد اما تا زمان مرگش در سال 2012 هیچ پاسخی از مسئولان دریافت نکرد.

پیتر وین، قربانی دیگر نیز هرگز پاسخی دریافت نکرد. دختر او می گوید:پدرم سال ها از درد کلیه، کمر و سردردهای وحشتناک رنج می برد. بسیار عصبی شده بود و ساده ترین اتفاق، او را خشمگین می کرد.پس از مرگ وین، خانواده او اجازه دادند مغزش بررسی و آزمایش شود و پروفسور اکسلی متوجه مسمومیت آلومینیوم در مغز او شد.

خانواده خانم سیلیفنت چهل و پنج ساله که در سال 2005 خود را حلق آویز کرد و آقای جوئل که در هفتاد و هفت سالگی خودکشی کرد نیز اجازه آزمایش دادند و مشخص شد این دو نیز از علائم مشابه رنج می بردند.

به نظر می رسد موضوع آلودگی آب در سال 1988 تا حدی سیاسی باشد. وزیر وقت محیط زیست بریتانیا در سال 2001 این موضوع را مطرح کرد که دولت وقت از یک اعتراض بی حد و مرز عمومی می ترسید و به همین دلیل هشت تیم قوی را در خفا مسئول رسیدگی به این اتفاق کرد و از آن زمان جنگی طولانی برای پنهان کردن حقیقت درگرفت.پسر گیبونز می گوید: پدرم قبل از مرگش از ما قول گرفت برای اثبات آنچه باعث مشکلات او شده بجنگیم و ما هم به وعده ای که داده ایم، عمل خواهیم کرد و تا روشن شدن حقیقت از پا نخواهیم نشست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393
اگر مقاومت بدن شما از نظر سیستم دفاعی پائین است!
مغز بادام را در آب خیسانده تا پوست مغز بادام کنده شود سپس این مغز را با آب نوش جان فرمائید. سامانه دفاعی بدن شما تقویت می گردد. افراط نکنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
فرودگاه مهرآباد ساعت 5 صبح
اون وقت صبح تعداد کارمندان زن فرودگاه که ترانزیت مسافران را به عهده داشتند بطور چشمگیری از کارمندان مرد بیشتر بود. این موضوع بطوری جلب توجه می کردد که این امر را شما در نگاه مردم هم می توانستید پی ببرید.
نتیجه گیری منطقی این که بخش های دولتی نیز بطور چشمگیری زن ذلیل هستند . البته این طنز را از روی خوشبینی عرض کردم. ولی در کنه این موضوع مطلب دیگری نهفته است.
اگر این موضوع را در فرودگاه مشهد هم ببینید متوجه عمق موضوع می شوید.
البته مورد دیگری که این روزها می شنویم تاکید دولت بر زایمان طبیعی که مجانی هم شده . می گم شاید خانمها با این طرفند دارند از زیر بار مسئولیت در میرند و این امر خطیر را به آقایان خانه نشین هدیه می کنند.
بهر حال خواستم گفته باشم که دولت زن ذلیل شده!




نوع مطلب : طنز اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
زندگی صنعتی توان تامین خوراک انسانهای شهرنشین را ندارد . پس چاره ای نداریم جز آنکه انواعی از موادرا خوراکی معرفی کنیم تا بتوان انسانها را سیر نگه داریم. از جمله این مواد سویا است که تفاله اش را خوراکی و روغن آن را هم خوردنی فرض می کنیم. مقاله را بخوانید. شاید یکی دیگر ازمقصرین بیماری های ناشناخته را بازشناسیم. سالهاس در بدن ما کارکرد دارد.دقت کنید اخیرا روی توفو تاکید زیادی میشود.

احتمالاً شما هم در مقالات مختلف در مورد خواص و فواید سویا و توفو (همان پنیر تهیه‌شده از شیر سویا) زیاد شنیده‌اید؛ اما برخی از متخصصان و مصرف‌کنندگان، مخالف مصرف زیاد این ماده غذایی هستند.

سویا در دادگاه سلامتی

واقعیت این است که هر 100 گرم لوبیای سویا 16 گرم پروتئین دارد که به طور متوسط دو برابر پروتئین موجود در حبوبات دیگر است. این پروتئین‌ها به کنترل دیابت و کلسترول خون کمک می‌کند و در کاهش خطر ابتلا به سرطان کولورکتال و بیماری‌های قلبی عروقی موثر است. سویا منبع فوق‌العاده آهن، فسفر، منیزیم، زینک، کلسیم و ویتامین‌های B1،B2 و B6 می‌باشد. علاوه بر این‌ها سویا حاوی ایزوفلاون‌های طبیعی به‌ویژه «ژنیستئین» و «دایدزئین» می‌باشد که به عقیده متخصصان نقطه ضعف آن است.آژانس فرانسوی امنیت سلامت مواد غذایی بر اساس نتایج آزمایش‌های انجام‌شده روی حیوانات آزمایشگاهی، مصرف سویا را به 1 میلی‌گرم برای هر کیلوگرم وزن افراد محدود کرده است. همچنین این آژانس مصرف سویا را برای کودکان زیر 5 یا 6 ماهه ممنوع کرده است. البته توجه داشته باشید که این نتایج به دست آمده مخالفان خود را دارد و محققان مشغول بررسی‌های جزئی و تکمیلی در فواید و مضرات سویا می‌باشند.

گزارش دانشگاه هاروارد

محققان دانشکده سلامت عمومی هاروارد نیز در خصوص مضرات احتمالی سویا بررسی‌هایی انجام داده و به این نتیجه رسیدند که زیاده‌روی در مصرف سویا به میزان اسپرم مردان آسیب ‌زده و کمیت و همچنین کیفیت آن‌ها را به طور چشمگیری کاهش می‌دهد. علاوه بر این مصرف زیاد سویا مکانیسم ترشح شیر مادران را نیز دچار اختلال کرده و میزان شیر ترشح‌شده را کاهش می‌دهد. همچنین باید بدانید که زیاده‌روی در مصرف سویا اجازه نمی‌دهد که بدن، برخی از پروتئین‌ها را جذب کند. این مساله نیز باعث می‌شود بدن در مقابل آلرژی‌ها به خصوص در برابر گرده‌های گل و گیاهان معلق در هوا کارایی لازم را نداشته باشد. توجه داشته باشید اگر جزو افراد آلرژی‌دار و همچنین طرفدار سویا هستید حتماً میزان مصرفتان را کاهش دهید.نتایج پژوهش‌های دیگری که در سال 2006 انجام شده، مصرف سویا را به خانم‌های باردار، کودکان زیر سه سال و همچنین افرادی که از کم کاری تیروئید رنج می‌برند توصیه نمی‌کند.

حرف حساب

به نظر می‌رسد هنوز محققان نتوانسته‌اند در خصوص فواید و مضرات احتمالی سویا به نتیجه واحدی برسند. آنچه مهم است نوع رژیم غذایی افراد است. در حالت کلی داشتن برنامه غذایی متنوع یعنی استفاده از گروه‌های غذایی مختلف و رعایت تعادل ضامن سلامتی است. حرف حساب این است که محض احتیاط و تضمین سلامتی خود تنوع را وارد رژیم غذایی‌تان بکنید.

آسیایی‌ها و مصرف سویا

سوالی که ذهن بسیاری از محققان را درگیر کرده این است: اگر مصرف سویا مشکل‌زا است، تکلیف آسیایی‌ها چه می‌شود؟ برخی از محققان بر این باور هستند که متابولیسم و میزان تحمل فیبرهای غذایی در افراد مختلف متفاوت است که به ژنتیک آن‌ها بر می‌گردد. آسیایی‌ها بیشتر از ملت‌های دیگر سویا مصرف می‌کنند و برای همین عوارض سویا را راحت‌تر تحمل می‌کنند.

فواید و مضرات سویا

به عقیده برخی از متخصصان سویا فواید زیادی داشته و در پیشگیری از پیری، بالا بردن قدرت ذهن و پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه و پروستات نقش دارد؛ اما در عوض عده دیگر بر این باور هستند که باید مطالعات بیشتری برای اثبات این فرضیه انجام بگیرد. به عقیده متخصصان مصرف سویا می‌تواند باعث بروز مشکلاتی مانند یبوست جزئی، حالت تهوع، مشکلات گوارشی، قرمزی پوست و یا علائم تنگی نفس شود.

علائم نشان‌دهنده‌ آلرژی

افرادی که به خود سویا آلرژی دارند معمولاً با علائمی مانند افت فشارخون، مشکلات تنفسی، مشکلات گوارشی و حالت اختناق مواجه می‌شوند.علاوه بر این‌ها یکی دیگر از مباحث که در خصوص سویا وجود دارد وجود ماده‌ای به نام «لسیتین» (به غیر از افزودنی‌های مجاز) می‌باشد. این مواد می‌توانند دلیل اصلی افت فشارخون، سردرد و حتی سرگیجه و استفراغ شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393
برخی از مواد غذایی برای سلامتی مفید اما به دلایلی کشنده هستند که در این مقاله با آنها آشنا می‌شوید.

برخی از مواد غذایی برای سلامت ما مفید و دارای ویتامین‌هایی هستند اما به دلایلی کشنده نیز هستند که باید از خوردن آنها خودداری کنید؛ این مواد غذایی بی‌ضررند اما گاهی خوردن زیاد بعضی از آنها کشنده است.

گیلاس- هسته گیلاس دارای سیانور است که خوردن دوتای آن کشنده است.

ریواس- برگ ریواس دارای اسید اکزالیک است که کشنده است.

کارامبولا– بومی اندونزی است در مناطق گرمسیری جهان یافت می‌شود به رنگ زرد متمایل به سبز یا زرد متمایل به نارنجی است دارای 5-6 دنده و به شکل ستاره است؛ اگر ناراحتی کلیوی دارید این میوه را نخورید و به دلیل داشتن «کارامبوکسین» باعث حملات قلبی و مرگ می‌شود.

سیب زمینی– اگر سیب‌زمینی سبز رنگ یا سایه‌هایی از رنگ سبز داشت را نخورید چون دارای «سولانین» نوعی سم است و موجب استفراغ و اسهال می‌شود.

مانیوک یا کاساوا– نوعی گیاه در آمریکای مرکزی و جنوبی مخصوصا در آمازون وجود دارد؛ همیشه باید شسته و پخته شود در غیر این صورت می‌تواند در بدن به سیانور تبدیل شود.

لوبیا قرمز– در صورتی که لوبیا قرمز خام خورده شود حالت تهوع شدید بوجود می‌آورد.

گردو– خوردن گردو بیش از حد می‌تواند شخص خورنده را دیوانه کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393
ایجاد روابط خوب بین همکاران کار راحتی نیست. دوست شدن با یکدیگر در محل کار، خیلی مشکل است و به دست آوردن اعتماد و احترام همکارها زمان، تلاش و اندکی سختی می‌طلبد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، گاهی اوقات با تمام کوششی که می‌کنیم، نمی‌توانیم اعتماد همکاران‌مان را جلب کنیم و ممکن است آنها همیشه با شک و بدبینی به ما بنگرند. چرا چنین اتفاقی می‌افتد و چه می‌شود همکاران‌مان به ما اعتماد نمی‌کنند. 15 مورد زیر می‌توانند دلایل این بی‌اعتمادی را شرح دهد.

1- همکارمان را قربانی می‌کنیم

یعنی این‌که رفاه و آسایش دیگری را فدای آسایش خودمان می‌کنیم، بویژه این‌که ممکن است آن فرد نسبت به ما آسیب‌پذیرتر باشد. تا به حال پیش آمده تمام گناه شکست پروژه‌ای را به گردن یکی از همکاران‌تان بیندازید؟ یا به رئیس‌تان بگویید دلیل عدم موفقیت‌تان، دخالت بی‌مورد همکارتان بوده است؟ یا بدتر از همه اگر هم واقعا خطایی کرده است، آن را بزرگنمایی کرده و برای همه اعضای محل کارتان بگویید. گاهی اوقات بدون این‌که خودمان متوجه باشیم چنین رفتاری در پیش می‌گیریم.

اگر می‌خواهید اعتماد همکاران‌تان را از دست ندهید یا دوباره کسب اعتماد کنید، دفعه بعد که رئیس‌تان اعتراض کرد چرا پروژه درست پیش نرفته است، درباره همه عوامل موجود در تولید مشکل توضیح دهید و شخص خاصی را متهم نکنید.

2- دروغ می‌گوییم

فرقی نمی‌کند دروغ مصلحت‌آمیز باشد یا هر چیز دیگر، دروغ گفتن به همکارها باعث می‌شود علاوه بر این‌که احترام‌مان را از دست بدهیم، بلکه آنها دیگر به ما اعتمادی نداشته باشند.

اگر می‌خواهید اعتماد از دست رفته همکاران‌تان را به سبب دروغی که به آنها گفته‌اید، دوباره به دست آورید، اول از همه صادقانه بپذیرید که دروغ گفته‌اید. البته می‌توانید دلیل دروغ‌تان را هم بگویید، اما معمولا دیگران آن را فقط توجیه کار زشت‌تان به حساب می‌آورند؛ اعتمادی را که با دروغگویی از بین برده‌اید به راحتی نمی‌توانید دوباره به دست آورید و این موضوع کمی زمان می‌برد. پس صبورانه تلاش کنید و یادتان باشد دیگر کلمه‌ای دروغ بر زبان نرانید.

3- پنهانکاری می‌کنیم

چه از روی بدجنسی این کار را انجام دهیم و چه فقط یادمان رفته باشد، اگر همکاران‌مان را از جلسه‌ای که دارید یا هر موضوع دیگری که به آنها مربوط است، بی‌خبر بگذاریم، موجب خشم و عصبانیت آنها می‌شوید. ما با این کار به آنها نشان می‌دهیم با نگهداشتن آنها در بی‌خبری قصد بهره‌برداری به نفع خود داشته‌ایم.

اگر هم چنین کاری کردیم برای اصلاح فضای محل کار از همکارانمان عذرخواهی کنیم.

4- کارهای مربوط به آنها را انجام می‌دهیم

بدون اجازه تکمیل کردن کار نیمه‌تمام همکارمان، او را بسیار عصبانی می‌کند. ما با این کار به او می‌فهمانیم توانایی انجام کارش را به درستی ندارد و اصلا قابل اعتماد نیست و این‌که می‌خواهیم او را نزد دیگران بی‌لیاقت نشان دهید. یک لحظه خود را جای همکارتان بگذارید و متوجه می‌شوید چه کار ناپسندی در حق او انجام داده‌اید و اگر روزی بدون نیت خاصی این کار را کرده‌اید، از او عذرخواهی کنید و دیگر در کار همکاران‌تان دخالت بیجا نکنید.

5- احساس مسئولیت نمی‌کنیم

مردم نمی‌توانند به کسانی که احساس مسئولیت ندارند، اعتماد کنند؛ اگر دائم از جلسه‌ها فرار می‌کنیم، دل به کار نمی‌دهیم، موجب می‌شویم که همکارانمان به ما چندان اعتماد نداشته باشند و بویژه در کارهای گروهی ما را وارد برنامه‌هایشان نکنند. تعهد داشتن یکی از نشانه‌های اعتماد است. وقتی همکاران‌تان مطمئن باشند شما کار مربوط به خودتان را به درستی انجام می‌دهید، می‌توانند به شما اعتماد کنند.

6- ثبات نداریم

هیچ چیز به اندازه بی‌ثباتی شخصیتی دیگران را گیج نمی‌کند. اگر در حرف‌ها و رفتارهایتان ضد و نقیض عمل کنید فقط موجب بروز بی‌اعتمادی در همکاران‌تان می‌شوید.

مراقب باشید حرف و عمل‌تان یکی باشد تا همکاران‌تان از شما فاصله نگیرند.

7- هنگامی که مشکل دارید روراست نیستیم

متاسفانه اکثر مردم وقتی موضوعی ناراحت‌شان می‌کند به جای این‌که آن موضوع را صادقانه و رودررو مطرح کنند در خود ریخته و دم نمی‌زنند، اما بعدها هنگام انجام دادن کار یا پروژه‌ای دل به کار نداده و حتی عمدا موجب خرابکاری می‌شوند.

بنابراین برای این‌که اعتماد همکاران‌تان را از دست ندهید، شهامت به خرج داده و چیزی را بی‌خود در دل نگه ندارید و تا مشکل کهنه نشده است، آن را حل کنید.

8- اشتباه‌های خود را نمی‌پذیریم

انسان جایزالخطاست. وقتی باعث به‌هم ریختن کاری می‌شوید، چه کار می‌کنید؟ آیا اشتباه‌تان را می‌پذیرید و عذرخواهی می‌کنید یا با اصرار هیچ چیز را به گردن نمی‌گیرید؟ فراموش نکنید پس از مدتی دیگر کسی علاقه‌ای به کار کردن با شما نخواهد داشت.

پس از هر خطایی ـ حتی اگر بسیار سخت بود و مجازاتی در بر داشت ـ بدون تردید آن را پذیرفته و عذرخواهی کرده و سعی کنید اشتباه‌تان را جبران کنید.

9- خبرچین و شایعه‌ساز هستیم

تصور کنید سر میز ناهار نشسته‌اید و مشغول به غیبت و بدگویی از یک همکار تازه‌وارد هستید و اخباری را که از او به دست آورده‌اید به جمع منتقل می‌کنید. با این کار شما اعتماد دیگران را از دست می‌دهید، زیرا آنها به این موضوع می‌اندیشند که ممکن است روزی خودشان سوژه سخن‌چینی‌های شما شوند. بنابراین تا وقتی غیبت می‌کنید، محال است بتوانید اعتباری در محل کارتان کسب کنید.

10- رفتار مناسبی نداریم

گاهی جوک‌هایی تعریف می‌کنید که باعث ناراحتی همکاران‌تان می‌شود و به نظر می‌رسد برای جمع ارزشی قائل نیستید. اگر تاکنون چنین رفتاری داشته و احتمالا تصمیم گرفته‌اید تغییر کنید کافی است فقط در برابر همکاران‌تان نوع حرف زدن‌تان را اصلاح کنید و باعث رنجش آنها نشوید.

11- از خود راضی هستیم

شما از ابتدای سال تمام روزهای تعطیلی خوب را درنظر می‌گیرید و قبل از این‌که اجازه دهید دیگران هم شانسی داشته باشند، مرخصی گرفته و به تعطیلات می‌روید. شما در برابر چشمان همکاران‌تان با خرید هدیه تولد، رئیس‌تان را غافلگیر می‌کنید و این فرصت را از همکاران‌تان می‌گیرید. دیر سرکار می‌آیید و زود هم می‌روید.

اگر می‌خواهید اطرافیان‌تان به شما اعتماد داشته باشند، اندکی هم به آنها و نیازهایشان توجه کنید و خودمحور نباشید.

12- عادت​هایی بد داریم

ممکن است عادت‌های بدی در زندگی پیش گرفته‌اید که موجب سلب آسایش دیگران می‌شود. مثلا روزی یک پاکت سیگار تمام می‌کنید و به این موضوع که دود سیگارتان آرامش همکاران‌تان را به هم می‌ریزد، اهمیتی ندهید. با تغییر‌دادن عادت‌های بد روزمره‌تان می‌توانید اعتماد اطرافیان‌ را به دست آورده و در جمع‌شان پذیرفته شوید.

13- از همه چیز شکایت داریم

لحن پر از گله و شکایت شما و سخنان مسموم‌تان می‌تواند انرژی و شادابی را از گروه گرفته و آنها را از کارشان دلسرد کند. هیچ کس دوست ندارد مدام سخنان ناراحت‌کننده بشنود. با رفتن پیش مشاور و مطرح کردن مشکلاتی که باعث شده به دنیا دید منفی داشته باشید و با اصلاح رفتار خود، پس از مدتی می‌توانید دوباره اعتماد از دست رفته را به دست آورید.

14- گوشه‌گیر هستیم

سرد و بی‌انرژی هستید و از جمع کناره می‌گیرید. شما تقریبا دعوت دیگران را به ناهار نمی‌پذیرید و هرگز به خودتان زحمت نمی‌دهید حال همکاران‌ و این‌که کارهایشان چگونه پیش می‌رود را بپرسید.

درست است ممکن است شما فرد درونگرایی بوده و چندان به فکر دوست‌یابی نباشید، اما حتی درونگراترین افراد، باز هم ظرفیت توجه نشان دادن به دیگران را دارند. گاهی در جمع همکاران‌تان شرکت کنید و به آنها نشان دهید که برایتان اهمیت دارند تا حس بدبینی و تردیدشان نسبت به شما از بین برود.

15- در کار همکاران سرک می‌کشیم

در امور همکاران‌تان دخالت می‌کنید و به طور کلی آنها را لحظه‌ای راحت نمی‌گذارید. مدام از آنها سوال‌های بی‌مورد می‌پرسید و این موضوع آنها را خسته و کلافه می‌کند. ممکن است کنجکاوی‌تان شما را وادار به انجام این کار می‌کند، اما این موضوع باعث می‌شود همکاران‌تان برداشت غلط کرده و شما را خبرچین بدانند. برای این‌که بتوانید این سوء تفاهم را برطرف کنید، خودتان را کنترل کرده و سرتان به کار خودتان باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393
«ریچارد برانسون» در 16 سالگی تحصیل را رها کرد و با کمک یکی از دوستانش مجله "دانش‌آموز" را راه انداخت. او بعدها، در دهه ۱۹۷۰، کمپانی "ویرجین رکوردز" را تاسیس کرد و مؤسس شرکت "ویرجین گروپ" هم هست. او در دهه ۱۹۸۰ شرکت هوایی "ویرجین آتلانتیک" را به وجود آورد و دهه ۱۹۹۰ شاهد "ویرجین موبایل" و "ویرجین ترین" نیز بود.

به گزارش شفاف نیوز، سایت بی‌بی سی با انتشار مطلبی درباره او افزوده است:

او یکی از موفق‌ترین بازرگانان در انگلستان و نمادی از کارآفرینی است. جدیدترین پروژه او "ویرجین گلکتیک" است که امیدوار است روزی به یک شرکت گردشگری فضایی بدل شود.

این شما و این 10 درس برتر او برای موفق بودن:

۱ - رویاهایتان را دنبال کنید و به خود شک نکنید

رؤیاهای خود را دنبال کنید، درگیر زندگی و چیزهای جدیدی شوید که برایتان جالب است. اگر می‌خواهید کار و کسبی به راه بیاندازید، مطمئن شوید که درباره سرگرمی مورد علاقه یا موضوعی باشد که برایتان جذاب است.

این‌طوری زندگی بهتری خواهید داشت. هدفتان انجام کاری، صرفاً برای پول درآوردن، نباشد.

برانسون برای مجله خود برای افراد و مشاهیر بسیاری نامه فرستاد و بسیاری از آن‌ها دعوت او برای مصاحبه را پذیرفتند

فکر می‌کنم خیلی از افراد ایده‌های خیلی خوبی در ذهن دارند، ولی افراد اندکی می‌روند و واقعاً ایده‌هایشان را اجرا می‌کنند.

خیلی افراد هستند که به این فکر می‌کنند که حتماً فرد دیگری قبلاً این کار را کرده، یا هیچ وقت نمی‌توانی پول لازم برای این کار را فراهم کنی و یا اینکه در زندگی نباید خطر کرد.

دست آخر کسانی شانس یک زندگی هیجان‌انگیز و پر ارزش را خواهند داشت که می‌گویند همین الان می‌روم و این کار را می‌کنم.

۲ – یک تغییر مثبت بوجود بیاورید و یک کار خوب بکنید

اگر می‌خواهید یک کارآفرین بشوید، اولین چیز لازم این است که ایده‌ای داشته باشید که بتواند تغییری مثبت در زندگی دیگران ایجاد کند. کسب و کار یعنی همین.

اگر صاحب کار و کسبی باشید، در موقعیتی هستید که بتوانید تغییرات بزرگی در این دنیا ایجاد کنید.

به نظر من این برای کارمندان یک شرکت هم خوب است، که از کار کردن در شرکتی که می‌دانند در دنیا کارهای خوبی انجام می‌دهد لذت ببرند.

۳ – به ایده‌هایتان ایمان داشته باشید و در کار خود از همه بهتر باشید

شما قطعاً باید به ایده‌های خود ایمان داشته باشید. اگر شخص احساس خوبی نسبت به کاری که می‌کند نداشته باشد و به آن افتخار نکند، انگیزه‌ای برای هیچ کاری نمی‌ماند. باید علاقه شدیدی به کاری که می‌خواهید بکنید داشته باشید و بتوانید دیگران را هم به آن علاقه‌مند کنید.

اگر یک ایده، ایده خوبی باشد، باید بتوانید آن را در دو یا سه جمله توضیح دهید و دو سه جمله خیلی راحت پشت یک پاکت نامه جا می‌شود.

اگر بنا نبود خط هوایی من از همه خطوط هوایی بهتر باشد، دلیلی برای راه اندازی آن نداشتم. باید اطمینان کنید که همه جنبه‌های کاری که می‌خواهید بکنید، از رقیب‌هایتان بهتر باشد.

۴ – لذت ببرید و هوای تیم‌تان را داشته باشید

من صددرصد معتقدم لذت بردن از کار بسیار مهم است، و اگر از کاری لذت نمی‌برید یعنی وقت آن رسیده که به سراغ کار دیگری بروید. از راس تا پایین چرخه اداری باید از کارشان لذت ببرند تا فضای کاری دلچسبی ایجاد شود.

اطمینان حاصل کنید که کسانی شرکت شما را اداره می‌کنند که عمیقاً به مردم اهمیت می‌دهند، به بهترین جنبه افراد دقت می‌کنند و در عوض انتقادکردن، تشویق می‌کنند.

انسان‌ها چندان هم با گل‌ها فرق نمی‌کنند. اگر به یک گل آب بدهید شکوفا می‌شود و اگر آب ندهید، می‌خشکد و می‌میرد، من معتقدم که انسان‌ها هم همین گونه‌اند.

۵ – بیخیال نشوید

بیخیال نشدن اهمیت بسیار زیادی دارد. در ماجراهایی که من داشته‌ام، مثلاً وقتی می‌خواستم با بالن از اقیانوس آرام بگذرم، موقعیتهای بسیاری بوده که در آن‌ها فکر کنم احتمال زنده ماندنم ناچیز است.

برانسون در سال ۱۹۸۹، آویزان به پایین یک هلیکوپتر وارد جزیره نکر شد تا با همسرش جون تمپلتن ازدواج کند

کارآفرینی بی‌شباهت به ماجراجویی نیست. شما با موقعیتهای بسیاری روبرو خواهید شد که راه پس و پیش ندارید و باید روز و شب کار کنید تا به مشکلات مختلفی که سر راه یک شرکت قرار می‌گیرد غلبه کنید. روز بعد خود را جمع و جور کنید و سراغ کارهای دیگر بروید.

فکر می‌کنم من نسبتاً در مواجهه با شکست موفق باشم؛ معمولاً نمی‌گذارم ذهنم را برای بیش از یکی دو ساعت مشغول کند و هر آنچه در توانم باشد را صرف پرهیز از اشتباهات گذشته می‌کنم.

۶ – لیست های متعدد درست کنید و برای خود چالش های جدید ایجاد کنید

من لیست‌های بسیاری برای خودم تهیه می‌کنم، چون فکر می‌کنم توجه به جزئیات کوچک است که یک شرکت استثنایی را از یک شرکت متوسط متمایز می‌کند. جزئیات خیلی مهم است و من فکر می‌کنم تعیین چالش‌ها و اهداف جدید برای خود هم مهم است.

معتقدم که ابتدای سال زمان خوبی است برای اینکه اهداف پیش روی خود در طول سال را بنویسید. اگر خود را سازماندهی نکنید و آنچه را می‌خواهید بدست بیاورید ننویسید، خطر آن وجود دارد که زمان از چنگتان برود و چیزی زیادی به دست نیاورده باشید.

۷ – برای خانواده‌تان زمان بگذارید و سپردن کارها به دیگران را بیاموزید

یکی از اولین کارهایی که به عنوان یک کارآفرین باید کرد، آموختن هنر سپردن کارها به دیگران است. کسانی را پیدا کنید که در اداره روزانه یک شرکت از شما بهتر باشند و با این کار وقت خود را، برای فکر کردن به موضوعات مهم‌تر و وقت گذراندن با خانواده، آزاد کنید.

این کار، مخصوصاً اگر فرزند دارید، خیلی مهم است. آنها تنها چیزی هستند که وقتی شما بروید از شما باقی می‌ماند.

من می‌دانم که کارآفرین موفقی‌ هستم ، ولی مطمئن نیستم که می‌توانستم مدیر خیلی موفقی هم باشم. ذهن من همیشه به آینده فکر می‌کند و به ساختن چیزهای جدید فکر می‌کنم.

فکر می‌کنم بهتر است به مجرد اینکه چیزی را راه انداختم، فرمان آن را به فرد دیگری بسپارم. می‌توانم بروم و بیایم و کمی دردسر هم برای کارمندانم ایجاد کنم، ولی بهتر است کسب و کار روزانه را به فرد دیگری محول کنم.

۸ – تلویزیون را خاموش کنید، بروید بیرون و کاری بکنید

مادرم، ما را طوری تربیت کرد که برویم بیرون و برای خودمان کاری بکنیم، نه اینکه بنشینیم و کارهای دیگران را تماشا و تلویزیون نگاه کنیم. به نظرم این روش تربیتی خوبی بود. من زمان زیادی را با فرزندانم در جزایر کارائیب گذرانده‌ام و در آنجا هیچ وقت تلویزیون نگاه نمی‌کنیم.

جزیره نکر (در جزایر ویرجین بریتانیا) جایی است که در آن خود را از دنیای بیرون جدا می‌کنم و می‌توانم دغدغه‌هایم را فراموش کنم. ولی کارهایی که می‌کنم آن‌قدر به نظرم جذاب، با‌ارزش و هیجان انگیز است که هیچ وقت نمی‌خواهم کامل فراموششان کنم. چون خود را در جایگاه قدرتمند و چالش برانگیزی می‌بینم و نمی‌خواهم این موقعیت را هدر بدهم.

۹ – وقتی از شما بد می‌گویند، نشان دهید که اشتباه می‌کنند

افرادی هستند که به لباس افراد موفق آویزان می‌شوند و سعی می‌کنند با استفاده از نام آن‌ها چند کتاب بفروشند. چندان دلچسب نیست، ولی می‌دانید که اگر از آنها شکایت کنید و سر و صدا براه بیندازید، فقط فروش کتابشان را بیشتر خواهید کرد. برای همین من هنر نادیده گرفتن چنین افرادی را آموخته‌ام.

به نظرم بهترین کار این است که به هر شکلی که می‌شود، اشتباه بودن گفته‌های آنان را نشان دهید. مثلاً کتاب خاصی ("برانسون: پشت نقاب" اثر تام باور)، می‌گوید که برنامه فضایی ما عملی نیست، در سال جاری اشتباه بودن ادعای آنها را ثابت خواهیم کرد.

۱۰ – کاری را بکنید که به آن عشق می ورزید و در آشپزخانه‌تان یک مبل داشته باشید

شما فقط یک بار زندگی می‌کنید، پس اگر من بودم، کاری را می‌کردم که بتوانم از آن لذت ببرم. شاید گفتنش از سوی من که مالک یک جزیره کوچک در کارائیب هستم کمی باور‌نکردنی باشد، ولی وقتی به آن جزیره می‌رویم، بیشتر وقت‌مان را در آشپزخانه می‌گذرانیم.

حقیقت این است که تا وقتی که آشپزخانه شما جای کافی برای یک مبل داشته باشد و شریکی در زندگی داشته باشید که به او عشق می ورزید، لزوماً به دیگر ملحقات زندگی احتیاجی ندارید.

پس اگر مشغول کاری هستید که به آن شدیداً علاقهمندید، زندگی بسیار لذت‌بخش‌تری را برای شما به ارمغان می‌آورد تا اینکه صرفاً برای پول کار کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393

حقایقی درباره ی شیرین کننده های مصنوعی:

آیا میدانید که شیرین کننده‌های مصنوعی درحدود ۵ هزار ماده‌ی غذایی مختلف از نوشابه‌ها گرفته تا آدامس و شکلات و غذاهای بسته‌بندی بصورت آشکار یا پنهان وجود دارند؟
آیا میدانید که معروفترین و پرمصرف‌ترین شیرین کننده‌ی مصنوعی آسپارتم در ابتدا توسط پنتاگون به عنوان ماده‌ای برای جنگ‌های شیمیایی شناخته شد؟
آیا میدانید که تمام شیرین کننده‌های مصنوعی تحت هرنام و به هرشکل و گونه یا خود و یا متابولیتهایشان در بدن سرطان‌زا می‌باشند؟
آیا میدانید که دلیل ورود شیرین کننده‌های مصنوعی به بازار برای سلامت بیماران دیابتی و یا برای کاهش میزان چاقی در جامعه نبوده بلکه تنها و تنها به دلیل اقتصادی و بهره برداری از سودهای کلان حاصله از تولید و فروش این محصولات می‌باشد؟
تولید شیرین کننده‌های مصنوعی بسیار ارزانتر از قندهای طبیعی بوده و میزان شیرینی و همچنین دوام آنها عموماً چند صدبرابر شیرین کننده های طبیعی می‌باشد. بعلاوه، محصولاتی که در حالت عادی بدلیل وجود قند کمتر یا ابداً مصرف نمی‌گردند توسط تبلیغات سالم و مفید بودن این شیرین کننده‌ها به مقادیر بسیار باورنکردنی به فروش می‌رسند.
آیا میدانید سازمان صدور پروانه‌ی غذا و دارو در امریکا تا ۸ سال از دادن پروانه‌ی مجاز به آسپارتم (نوتراسوئیت) بدلیل خطرناک بودن آن خودداری می‌کرد[۱]؟
آیا میدانید که برای شیرین کننده‌های مصنوعی میزان مجاز یا حداکثر مجاز قابل مصرف روزانه تعیین گردیده است. یعنی مصرف کننده مجاز است که در روز تنها میزان خاصی از این مواد را مصرف نموده مصرف بیش از حد مجاز آن برای بدن مضر یا خطرناک تشخیص داده شده است.
این نوع طبقه بندی برای سموم موجود در خاک، آب و هوا بکار می‌رود.
آیا میدانید که جامعه پزشکی بیماری جدیدی به نام «بیماری ناشی از شیرین کننده‌ های مصنوعی» را ثبت و نام گذاری نموده است؟

این بیماری که خود شامل علایم و نشانه‌های مختلف از قبیل اختلالات عصبی، عضلانی، هورمونی می‌باشد با قطع مصرف آسپارتم بخصوص و سایر شیرین کننده‌های مصنوعی در کل درمان می‌گردد.

آیا میدانید رونالدرامزفیلد وزیر دفاع امریکا در زمان بوش عامل اصلی صدور پروانه برای آسپارتم بود. ایشان که در آن زمان مدیر کل و سهامدار اصلی شرکت سازنده‌ی آسپارتم بود با زد و بند، رشوه و استفاده از نفوذ خویش موفق به گرفتن مجوز تولید و فروش این ماده گردیده و از این طریق صدها میلیون دلار به جیب خود و کمپانی مربوطه سرازیر نمود.
آیا میدانید که ارتباط آسپارتم با ایجاد سرطان‌های مختلف و سمپتومهای نورولژیک و پسیکولوژیک در آزمایشات مختلف به اثبات رسیده است[۲]؟
آیا میدانید که هشتاد درصد مواردی که به نام بیماری ام اس تشخیص داده میشوند در حقیقت به مصرف شیرین کننده‌ی مصنوعی آسپارتم مربوط بوده پس از قطع مصرف این ماده از هر ۴ نفر، ۳ نفر بهبود پیدا می‌کنند.
                                                                            ///////
مصرف شیرین کننده‌های مصنوعی برای بدن مضر- اگر نگوئیم خطرناک - می‌باشند. شیرین کننده‌های مصنوعی با این دو ادعا که برای بیماران دیابتی و همچنین برای افرادی که دارای اضافه وزن می‌باشند مفیده بوده به درمان این دو عارضه کمک خواهند نمود وارد بازار شدند. در این نوشته نشان خواهیم داد که هر دوی این ادعاها نادرست می‌باشند.
در حقیقت با تکیه براین دو ادعا شیرین کننده‌های مصنوعی این دو بازار عظیم را در اختیار گرفتنه تنها در امریکا میزان سود سالانه‌ی کمپانیهای تولید کننده‌ی این مواد به بیش از یک بیلیون دلار در سال می‌رسد.
شیرین کننده های مصنوعی برچند دسته می‌باشند از جمله:
ساخارین، سوکرالوز که با نام اسپلندا (Splenda) دربازار عرضه می‌گردد، آسولفم (Acesulfame) با نام سوئیت وان یا سانیت و استیویا (Stevia) که عصاره‌ی گیاهی طبیعی در امریکای لاتین می‌باشد اما اخیراً کمپانی‌های کوکاکولا و پپسی کولا دو فرم مصنوعی آنرا سنتز نموده‌اند.
اما از همه‌ی شیرین کننده های مصنوعی معروفتر و بسیار پرفروش‌تر آسپارتم Aspartame یا نوتراسوئیت می باشد که در اکثریت قریب به اتفاق نوشابه‌های غیرالکلی، آدامس‌ها، کولاها، شیرینی جات و غذاهای رژیمی و دیابتی وجود دارد.
همه‌ی شیرین کننده‌های مصنوعی به جز استیویا (عصاره‌ی گیاهی) بشدت سمی بوده عوارض مختلفی از جمله سرطان در بدن تولید می‌نمایند. سوکرالوز که در هنگام تهیه‌اش دو مولکول کلرین بکار میرود جذب ید در بدن را دچار اختلال نموده باعث کم کاری غذه تیروئید، سردرد، ناراحتی‌های معدی و اضافه وزن نیز می‌گردد. اما جای آنست که بیش از همه به نوتراسوئیت یا آسپارتم که بیش از ۹۵درصد بازار شیرین کننده های مصنوعی را به خود اختصاص داده بپردازیم.
ده درصد ساختمان نوتراسوئیت را متانول یا الکل چوب تشکیل داده و ۹۰ درصد بقیه از دو اسید آمینه‌ی فنیل آلانین و آسپارتیک اسید ساخته شده‌اند.
اگر چه فنیل آلانین و آسپارتیک اسید، اسیدهای آمینه بوده همه روزه توسط غذاهای مختلف وارد بدن ما می‌گردند اما زمانی که ایزوله گردیده و خارج از تناسب با اسیدآمینه‌های دیگر و به مقدار بیش از اندازه مصرف می‌گردند بصورت نورتوکسین (مواد سمی برای سلولهای مغز و دستگاه عصبی) عمل  نموده باعث تحریک سلولهای مغزی و در نتیجه ایجاد سردرد، تشنج، اضطراب، بی‌قراری، سرگیجه، حالت گیجی، حملات پانیک، لرزش، دپرسیون می‌گردند.
مصرف مقدار فراوان آسپارتم در مدت زمانی کوتاه باعث ازدیاد تعرق، ایجاد حس ترس و وحشت، طپش قلب، اضطراب و عصبیت می‌گردد.
متانول یا الکل چوب نیز سمی شناخته شده برای سلولهای عصبی است. مقدار بیشتر از آنچه که در نیمی از قوطی کوکاکولا وجود دارد خاصیت سمی برای بدن دارد. متانول قابلیت تبدیل خودبخودی به فرم آلدهید را دارد که تأثیرات سمی آن از جمله خاصیت سرطان زایی اش شناخته شده می باشد. سرطان سینه و پروستات را با فورم آلدهید ارتباط داده اند[۳].
اگر چه متانول نیز در برخی مواد غذایی طبیعی وجود دارد ولی هرگز نه بصورت اتصال به دو اسید آمینه (آنگونه که در آسپارتم موجود است) بلکه در طبیعت با موادی مانند فیبرهای غذایی همراه است. این فیبرها باعث می‌گردند متانول بدون شکسته شدن از روده خارج گردیده خاصیت سمی خود را بروز ندهد[۴].
دگیر ماده‌ی سمی موجود در آسپارتم دی کیتو پیپرازین (Diketo Piperazine) می‌باشد که خاصیت سرطان زایی شناخته شده ای دارد. این ماده در اثر تغییر ساختمان اسیدآمینه‌های موجود در آسپارتم در نتیجه‌ی تأثیر گرما د رهنگام حمل و نقل، یا بعد از گذشت مدت طولانی مثلاً نگهداری طولانی مدت در قفسه‌های مغازه‌ها بوجود میاید.
فورمیت سم دیگر موجود در آسپارتم می‌باشد که در اثر متابولیسم فورم آلدهید ایجاد می‌گردد. تجمع این سم در سلولهای بدن باعث کوری، آسیب کلیه‌ها، و صدمه‌ی همزمان به ارگانهای حیاتی گردیده می‌تواند به مرگ انجامد[۵].
آسپارتیک اسید یا دیگر اسیدآمینه‌ی موجود در آسپارتم محرک عصبی بوده و در انتقال پیامهای عصبی نقش دارد. میزان بیش از حد نیاز محرکهای عصبی در بدن میتوانند باعث تحریک سلولهای مغز تا سرحد مرگ آنها گردند. این نوع مواد را محرکهای عصبی سمی (excito toxins) نام گذاری کرده‌اند. اکسیتوتوکسین‌ها را در ایجاد پارکینسون و آلزایمر دخیل دانسته اند. اکسیتوتوکسین ها با تولید رادیکالهای آزاد در کل بدن باعث بوجود آمدن یا پیشرفت بیماریهایی مانند آرتروز، گرفتگی رگها، سرطان و… می‌گردند[۶،۷،۸].
خانمهای باردار باید از مصرف نوتراسوئیت مطلقاً خودداری نمایند. آزمایشات نشان داده‌اند که تجمع اسیدآمینه‌ی فنیل آلانین در خون جنین به ۶-۴ برابر رسیده می‌تواند باعث مرگ سلولی گردد[۹].
کودکان نسبت به سموم موجود در نوتراسوئیت (آسپارتم) حساستر بوده ممکن است دچار عوارض بازگشت ناپذیری مغزی گردند.
سایر عوارض جانبی آسپارتم شامل سردردهای میگرنی، تغییرات دربینایی، بی‌خوابی، توهم، ضعف حافظه، تغییرات رفتاری، تشنج و حملات صرعی، ضعف، دردهای مفصلی و اسهال گزارش گردیده‌اند.
میزان مصرف آسپارتم با میزان بالا رفتن تورمورهای مغزی ارتباط داده شده است[۱۰].
همچنین تومورهای مغزی در کودکان افرادی که آسپارتم مصرف می‌نمایند نیز به میزان بالاتری مشاهده گردیده است[۱۱،۱۲].
افزایش وزن و دیابت
اپیدمی ازدیاد وزن در سطح جهانی در بیست تا سی سال گذشته خلاف ادعای کمپانی‌های تولید کننده شیرین کننده های مصنوعی در مورد کمک این مواد به کنترل اضافه وزن را ثابت می‌کند.
 شیرینی یکی از مزه‌های اصلی است که توسط پرزهای چشایی در زبان حس گردیده بارساندن پیام‌های مربوطه به مغز باعث ایجاد فعل و انفعالات مختلف شیمیایی توسط آنزیمها، هورمونها و نوروترانسمیترها (Neuro transmiter) می‌گردد. از جمله این هورمنونها انسولین[۱۳] و پتین می‌باشند. هر دوی این هورمونها باعث تجمع چربی‌ در بدن می گردند.
انسولین چنانکه میدانید هورمونی است که در ساختن و ذخیره‌ی چربی از گلوکز موجود در خون نقش دارد. چون ترشح انسولین هنگام مصرف شیرین کننده‌های مصنوعی همراه با ازدیاد گلوکز خون نیست هیپوگلیسمی و یا سندرم انسولین اضافه در خون ایجاد گردیده باعث بالارفتن اشتها و افزایش میزان مصرف غذا می‌گردد.
آزمایشات نشان داده‌اند که مصرف قندهای مصنوعی بطور تدریجی و هربار بیش از سابق باعث پرخوری و افزایش میزان مصرف غذا گردیده و در نتیجه باعث ازدیاد بافت چربی و افزایش وزن بدن می‌گردند[۱۴].
علاوه براین، پاسخ طبیعی خوردن غذاهای قندی یا قندهای طبیعی این استکه اشتها را کم نموده در وعده‌ی غذایی بعدی نه تنها مصرف غذا بطور طبیعی کمتر می‌باشند بلکه مقداری از کالری اضافه‌ی مصرفی غذاهای قندی بطور اتوماتیک و پروگرام شده در بدن به صورت ایجاد حرارت و گرم نمودن بدن به کار می‌رود.
هردوی این عکس العملهای طبیعی بدن، با مصرف قندهای مصنوعی بطور تدریجی از بین میروند[۱۵].
در سال ۲۰۰۵ میلادی در یکی از دانشگاه‌های معروف تکزاس تحقیقی در مورد افرادی که نوشابه های حاوی آسپارتم می‌نوشیدند ارتباط مشخص بین افزایش وزن و چاقی و مصرف این شیرین کننده‌ی مصنوعی را نشان داد[۱۶].
بالا رفتن اشتها در اثر مصرف شیرین کننده ی مصنوعی آسپارتم  همچنین به واسطه ی کاهش سروتونین نیز میباشد. سروتونین نوروترانسمیتری است که عامل سیری و دست کشیدن از تناول غذا می‌باشد. مقدار اضافه برنیاز فنیل آلانین یا اسیدآمینه‌ای که در آسپارتموجود دارد باعث کاهش سروتونین می‌گردد. پائین رفتن سروتونین باعث مختل شدن پیامهای سیری به مغز گردیده با ایجاد هوس غیر قابل کنترل برای غذاهای مختلف باعث پرخوری و در نتیجه اضافه وزن می‌گردد[۱۷].
گلوکز یکی از مواد طبیعی مورد نیاز بدن می‌باشد که مانند هر ماده‌ی غذایی دیگر در بدن نقش خاص خود را ایفا می‌نماید. هر آنچه که در طبیعت بوجود نیامده باشد - از جمله شیرین کننده های مصنوعی - در بدن بعنوان ماده‌ی غذایی شناخته نشده باید متابولیزه گردیده دفع گردد و این خود باعث اختلال کار طبیعی بدن و ایجاد عوارض مختلفی که ذکر کردیم می‌گردد.
مزه‌ی شیرین قندهای مصنوعی با مزه‌ی قندطبیعی متفاوت بوده بنابراین میزان رضایت فراهم آمده از آنها متفاوت می‌باشد.
زمانی که بدن مواد غذایی لازم از جمله گلوکز و سایر قندهای طبیعی را به اندازه و نسبت مناسب با سایر مواد غذایی دریافت نمی نماید تمایل غیر طبیعی  و غیر قابل کنترل نسبت به مصرف شیرینی و مواد قندی در بدن تولید می گردد.
اگر چه بحث کالری و تأثیر آن در اپیدمی چاقی در جهان بحثی بخشاً نادرست بوده به کمیت غذا و نه کیفیت و چگونگی آن اشاره دارد ولی جالب توجه است بدانیم که مواد قندی دارای کالری برابر با پروتئین ها می‌باشند. اما جایگزین نمودن پروتئینها با پروتئینهای سنتز شده برای کنترل چاقی و همچنین دیابت که ارتباط مستقیم با اضافه وزن دارد بسی دور از ذهن می‌نماید.
جایگزین نمودن قندهای طبیعی با شیرین کننده‌های مصنوعی برای کنترل چاقی و اضافه وزن و دیابت همانقدر نادرست و بی‌معناست که جایگزین نمودن پروتئینهای طبیعی با پروتئینهای مصنوعی برای منظوری مشابه.
طبیعی است که منظور از این مقاله تبلیغ مصرف قند و شکر که خود اشکال تغییر شکل یافته‌ی عصاره گیاهان طبیعی می باشند نیست ولی مصرف شیرین کننده‌های مصنوعی عوارض خطرناکی برای سلامتی به همراه دارد که مصرف آنها را مطلقاً غیرقابل توجیه می‌نماید.
تبلیغاتی که درباره پیشگیری و درمان چاقی درمورد شیرین کننده های مصنوعی وجود دارد درباره دیابت و تأثیر در پیشگیری و درمان این بیماری نیز بکار میرود. ولی چنانکه ذکر گردید افزایش انسولین و ایجاد هیپوگلیسمی (و در نتیجه‌ی ان ازدیاد اشتها به مصرف غذا بخصوص مواد قندی)، از بین بردن بالانس هورمونی و اضافه وزن در حقیقت بیماری دیابت را وخیم‌تر می‌نماید.
و این همه علاوه بر خواص سمی شیرین کننده های مصنوعی است که بطور کلی بدن را از حالت بالانس و هوموستازی خارج نموده زمینه را برای بروز یا وخامت بیماریهای مختلف فراهم می‌نماید.
حس چشایی مانند تمام حواس دیگر خاصیت تربیت پذیری دارد. بدین معنا که مثلاً اگر برای مدتی نمک را از غذای خود حذف نمائید مصرف نمک به میزان سابق شور چشیده خواهد شد. این مسئله در مورد مزه‌ی شیرینی نیز صادق است. شیرین کننده های مصنوعی صدها برابر شیرین تر از مزه‌ی قند بوده پرزهای چشایی را به میزان بالای شیرینی عادت داده اشتهای افراد برای مواد قندی هرچه بیشتر را بالا می‌برند.
تبلیغ جایگزین شیرین کننده های مصنوعی به جای قند طبیعی در غذای اشخاصی که به بیماری دیابت دچار می‌باشند این تصور نادرست را در ذهن بوجود میاورد که بیماری دیابت از مصرف قند فراوان بوجود آمده و عدم مصرف قند به کنترل یا درمان این بیماری کمک می‌نماید. اگر چه مصرف قند و شکر سفید به میزان بالا در رژیم غذایی روزمره ناسالم بوده زمینه را برای ابتلا بیماریهای مختلف از جمله دیابت فراهم میسازد اما نباید فراموش نمود که بیماری دیابت هم مانند بیماری‌های دیگر حاصل مجموعه‌ی ناسالم تغذیه و نوع زندگی بطور کلی می‌باشد. تبلیغ مصرف شیرین کننده های مصنوعی به جای قند تلویحاً این پیام را با خود دارد که شخص دیابتی میتواند مثلا شیرینی که از آرد سفید و روغن مایع و رنگها و اسانسهای مصنوعی تهیه شده باشد را با خیال راحت مصرف کند. اگر شیرینی بکار رفته در آن از شیرین کننده های مصنوعی باشد.
مصرف غذاهای تغییر شکل یافته، افزودنی‌ها، چربیهای حیوانی، مصرف مواد حیوانی، روغنهای مایع، فست فودها به همان اندازه عامل بیماری دیابت می‌باشد که مصرف قند و شکر تصفیه شده فراوان در غذای روزمره و همه‌ی این عوامل همانقدر در ایجاد سایر بیماریهای انسان نقش بازی می‌نمایند که در بوجود آوردن بیماری دیابت. علاوه بر همه‌ی اینها شیرین کننده های مصنوعی بطور کلی در مواد«غذایی»ای به کار میروند که خود برای بدن مضر یا در بهترین حالت بی‌فایده بوده و باید از بدن دفع گردند. بهترین  مثال نوشابه‌های مختلف غیرالکلی می‌باشد که بیشترین میزان استفاده از شیرین کننده‌های مصنوعی را به خود اختصاص می‌دهند. مصرف این نوشابه‌ها بعد از سنتز قندهای مصنوعی بخصوص آسپارتم چندین برابر افزایش پیدا نمود ولی این نوشابه ها چه با آسپارتم شیرین شده باشند و چه با قند و شکر به اصطلاح طبیعی به هر صورت برای بدن بسیار مضر بوده و جز مقداری آلومینیوم سمی، مواد رنگی از جمله رنگ کارامل که سرطان زایی آن به اثبات رسیده، آب گازدار، کافئین و تعدادی افزودنی و نگهدارنده‌های شیمیایی در قوطی آلومینیومی چیز دیگری به بدن انسان عرضه نمی‌کنند. آلومینیوم چنانکه اطلاع دارید در ایجاد بیماری آلزایمر نیز نقش دارد.
سئوال اینجاست که چرا اصلاُ باید کوکاکولا یا امثال دیگر مواد غذایی که در آنها شیرین کننده های مصنوعی به کار میروند را مصرف نمود.
غذا در طبیعی ترین و اولیه ترین شکل آن و حتی الامکان بصورت خام باید مصرف گردد. هرآنچه غیر از این، سمی بوده و باید از بدن دفع گردد. غذای انسان مانند غذای همه‌ی موجودات دیگر در طبیعت تولید میشود نه در جعبه و قوطی و بصورت بسته بندی‌ کارخانه‌ها و لابراتوارها. تنها غذایی در بدن هضم و جذب می‌گردد که طبیعی بوده توسط بدن شناخته گردد. هرچیز غیرازاین از نظر بدن سمی بوده و باید که دفع گردد. پروسه‌ی دفع سموم نیازمند مصرف نیروی حیاتی بدن بوده بار کبد و کلیه‌ها را افزایش میدهد. تکرار مصرف سموم به خستگی کبد انجامیده مواد سمی در بدن جمع و ذخیره گردیده بدن را از حالت هوموستازی و بالانس خارج کرده نهایتاً بیماری‌های مختلف را بوجود میاورد.
تنها راه کنترل دیابت و اضافه وزن مصرف غذاها بصورت طبیعی، اولیه و بدون دستکاری در آنها می‌باشد. مصرف فراوان مواد گیاهی بخصوص سبزی ها اگر تا حد امکان بصورت خام نیز استفاده گردند بهترین درمان برای نه تنها دیابت و اضافه وزن بلکه بسیاری دیگر از بیماریها می‌باشند.
طبیعیت برای ارضاء حواس ما مزه‌ی شیرین را در گیاهان مختلف به زیباترین، سالم‌ترین و بهترین صورت برای ما فراهم آورده است. تنها این نوع شیرینی است که برای بدن قابل استفاده بوده بر نیروی حیاتی بدن می‌افزاید.
شیرین کننده های مصنوعی سمومی هستند که در ازای آلوده کردن بدن ما و زمین و آب و خاکمان سودهای کلان به جیب تولید کنندگان آن سرازیر می‌کنند.
دکتر زرین آذر
دارای بورد تخصصی در دستگاه گوارش، کبد و بیماری‌های داخلی
متخصص تغذیه
کالیفرنیای جنوبی




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393
داشتم وبلاگ ها و وبسایت ها را مرور می کردم که برخوردم به کامنتی که در زیر می آورم...
این راجع به کارخانه های شیر پاستوریزه است.
لینک زیر:
http://alef.ir/vdcjhie8muqeyyz.fsfu.html?205096

خواهر من مهندس صنایع غذایی کارخانه شیر پاستوریزه استان ماست

چند تا از گفته های ایشان :

-(ما هر چیز سفیدی را حتی اگر روی زمین ریخته باشد با آب مخلوط و به دوغ تبدیل می کنیم )

- برای مدیران کارخانه بسته های مخصوص ماست درست می کنند و هرگز از محصولات عمومی کارخانه مصرف نمی کنند

- هیچ فرایندی در کارخانه های محصولات شوینده را که هنگام حمل و نقل با شیر مخلوط می شود نمی تواند جدا کند

- کنترل کیفیت فقط گاه گاهی آن هم بخاطر بستن در دهان اداره بهداشت انجام می شود و نتیجه آن هر چه باشد هرگز در خط تولید اعمال نمی شود و تاثیری بر روی فرایند فروش و محصولات بسته بندی شده ندارد و تا حال هرگز در هیچ کارخانه ای اتفاق نیفتاده که یک بار محصول خام به علت آزمایش کیفی معدوم شود
یا محصول تولید شده جمع آوری شود

خوشبختانه مردم ما هر چند دست شان به جایی نمی رسد آگاه هستند و به تدریج کارخانه های لبنی را به جزای خود خواهند رساند



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393

کارشناسان علم مدیریت بر این باورند که جهت ارائه مدیریت موفق و کارآمد، مدیران باید به این نکات پایبند باشند  :
1-
از صرف وقت زیاد بر روی جزئیات اجتناب کنند. 
2-
در آگاهی دادن به کارمندان کوتاهی نکنند. 
3-
از مهم جلوه دادن موقعیت خود بپرهیزند. 
4-
از ایجاد موقعیت های ناراحت کننده وبی انگیزه شدن کارمندان نسبت به کار خودداری کنند. 
5-
به گونه ای رفتار نمایند که مورد احترام کارکنان قرار گیرند. 
6-
از پیگیری کارها به تنهایی اجتناب کنند.
 7-
برای رویاروئی با حوادث غیرمترقبه آمادگی داشته باشند. 
8-
شرایطی را در سازمان فراهم آورند که کارکنان مسئول و پاسخگویی اعمال خود باشند.
 9-
تمامی رویدادها در سازمان ثبت شوند. 
10-
در مورد اطلاعات محرمانه کارمندان باید رازدار آنها باشند.
 11-
برای تقویت بنیه سازمانی درصدد کسب حمایت از منابع مختلف باشند. 
12-
با کارکنان همانگونه رفتار کنند که مایلند با آنها رفتار شود. 
 13-
بین مدیر بودن و دوست بودن تعادل برقرار کنند و  بین کارمندان تبعیض قائل نشوند.
 15-
کارمندان را از مقررات آگاه نمایند و در صورت نیاز قوانین و مقررات را مورد تجدید نظر قراردهند. 
 16-
از رویدادهای مقطعی به منظور یادگیری و تجربه اندوزی بهره بگیرند. 
 17-
کارکنان خود را برای ارائه پیشنهادات جهت ارتقاء سازمان ترغیب نمایند.

 

بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم


ارزش انسان‌ها به توانایی‌هایشان نیست،بلکه به انتخاب‌هایشان است.


معیاری که نشان می دهد که فرد یک امپراطور است یا یک گدا این است : اگر در آینده سیر می کنی گدایی بیش نیستی.... و اگر در اکنون و همین جا سیر می کنی تو یک امپراطوری.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد به دلیل آنست كه شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

***************************

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده ای از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن  به دنیا می آیند

تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است

اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان

********************

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز

و دویدن که آموختی ، پرواز را

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند

------------ --------- -

دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر

------------ --------- --

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت

 بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند

پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت

کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید

و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت

وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی ..از طوفان ها و امواج نترس

بگذار تا از تو بگذرند ..تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش

********************

همیشه به خاطر داشته باش ..دریای آرام ناخدای با تجربه و ماهرنمی سازد 

جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند

جایی که در آن هر غیر ممکنی ؛ممکن می شودتنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم

چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم

..اعتقادات..اهداف و آرزوها ..عشق ..خانواده و دوستان  

و از همه مهم تر اعتماد به نفس

خودت را باور داشته باش

***************************************

سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری   ناراحت کننده است."

سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"

 مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."

سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟"

مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم."

سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393

بنابراین قاعده با شناخت غذاها ، محیط ، دواها و رفتارهای ایجاد كننده زمینه ی اصلی بروز هر خلطی در بدن انسان می توانیم در حال سلامت از هر كدام به اندازه ی نیاز بهره ببریم و در شرایط بیماری افزایش هر كدام از اخلاط در بدن را با مصرف ماده ضد آن كاهش دهیم و یا ضعف هر كدام از این اخلاط را جبران نماییم .
این سیستم درمانی در طب سنتی ایران به قاعده ی درمان به ضد موسوم است یعنی اگر ماده صفرا در بدن زیا د شد صفرازدا می دهیم و اگر بلغم زیاد شد بلغم زدا و بهمین ترتیب برای افزایش دم و سودا در بدن عمل می كنیم .
بر اساس همین قاعده وقتی كه بخواهیم برای پیشگیری از بروز بیماری ها اقدام كنیم باید مواد و رفتار ایجاد كننده ی آن خلط را كه سرمایه ی پیدایش آن بیماری است از دسترس دور كنیم و شخص را از محیطی كه در آن خلط مورد نظر پدید می آید خارج نمائیم و یا به محیطی كه زداینده ی آن خلط می باشد مهاجرت دهیم .
بیماری سرطان ناشی از افزایش سطح سودا در یك اندام و یا عضو بدن است و این ماده ی سوداوی به تناسب اینكه از كدام یك از اخلاط چهارگانه پدید آمده باشد تظاهر گوناگونی از خود بروز می دهد و اندام ویژه ای را در گیر می سازد .
توضیح این كه :سودای غیر طبیعی و بیماری زا یا ناشی از سوخت ، پوسیده شدن و عفونت سودای طبیعی است یا در اثر سوخت و رسوب صفرا ایجاد شده است و یا پس از گدازش و یا عفونت خون به وجود آمده است و یا تبلور بلغمی است كه در شرایطی ویژه از حالت طبیعی خود خارج گردیده است .
این انواع سوداها كه معلوم شد انواع گوناگونی دارد هر كدام در بخشی از اندام كارآیی ویژه ای دارند و هر كدام جایگاه خاصی را برای تظاهر بیماری انتخاب می كنند و این جایگاه و اندام ها در حقیقت همان خاستگاه آنان است .
طب سنتی ایران با بررسی مزاجی ، طبع بیمار را بررسی می نماید و پس از آن مزاج بیماری را در آن جستجو می كند و آن گاه بعد از شناخت نوع سودای پدید آورنده ی بیماری در حقیقت نوع سرطان را شناسایی و به درمان آن می پردازد .
و از این مجرا دسته بندی نوع سرطان ها و متعاقب آن رده بندی ، درمان پذیری و یا عدم درمان پذیری و سرعت و شتاب به سوی بهبودی و یا دشوار بودن آن تعیین می گردد .
مثلا سرطان كبد كه از ماده صفراوی پدید می آید چون سودای آن از خلط صفراوی ایجاد شده و ماده ای سخت غلیظ و بسیار گرم است درمان ناپذیر تعریف شده لكن سرطان سینه كه ماده ی سودایی پدید آورنده ی آن از خلط بلغم ایجاد شده است درمان پذیر و یا كنترل شونده توصیف گردیده است و می توان با جراحی آن را مهار نمود . (لازم به ذكر است كه جراحی پیشنهاد طب سنتی ایران است برای درمان سرطان سینه )
پس از تعریف ماده ی پدیدآورنده ی سرطان نكته ی مهمی كه در طب سنتی ایران به آن می پردازد زمینه های گوناگون پیدایش سودای غیر طبیعی در بدن انسان است و این از موضوعات مهمی است كه پرداختن به آن در عصر حاضر می تواند بسیار راه گشا باشد .
به نظر می رسد با جستجویی كوتاه به این جمع بندی می رسیم كه قرن حاضر قرن فراوانی بروز بیماری سرطان در جهان است و هیچ زمانی تا این حد بشریت در معرض بروز این بیماری نبوده است و زمانی به این اعتقاد پایبندتر خواهیم شد كه درك كنیم زمینه های پیدایش خلط سودا در آداب زیست و معیشت و تغذیه ی مردم فراوان تر یافت می گردد ، نگاهی گذرا به آیین زیست انسان مدنی در شرایط كنونی این ادعا را آشكار می سازد .
همه می دانیم كه غذاها زمینه ی بروز اخلاط مورد نیاز بدن انسان هستند و اگر غذاها سالم باشند انسان سالم و اگر عذاها نامناسب باشند اخلاطی غیر طبیعی پدید می آورند و موجبات بروز بیماری را ایجاد می كنند .
با این نگرش غذاهای سودازا در جامعه بسیار فراوانند از آن جمله :
گوشت گاو كهنسال كه از مدت زیادی یخ زده و گوشت ها و مذبوحات تركیب شده ی نیم پخت به صورت سوسیس و كالباس و مواد شیمیایی گوناگون كه به عنوان نگاهدارنده ی غذاها و جلوگیری از فساد غذامصرف می شود ، مواد شیمیایی شوینده و سم های فراوانی كه برای جلوگیری از توسعه ی حشرات در دشتها و مزارع به كار گرفته می شود و مصرف بی رویه ی كودهای شیمیایی به گونه ای ساختار گیاه و مواد غذایی را تغییر می دهد كه از طریق آنها سم و تمامی مواد سودازا وارد غذا و در نهایت وارد بدن انسان می شود .
علاوه بر آن افزایش برخی از غذاهای پرمصرف در سیستم تغذیه ی مردم مانند روغن نباتی و معطرسازان چای و نگهدارنده ی نوشابه های گازدار ماده ی اصلی سوداسازها هستند .
ظرف نگهداری و پخت غذاها ، پخت سریع و گرم كننده های سریع غذاها كه عمدتا با ابزار الكتریكی دما می گیرند غذاها را به سودا تبدیل می كنند .
خوراك سریع و ناجویده و بدون اشتها و فارغ از یاد و نام خدا و عدم دقت به غذا در هنگام جویدن و همچنین بلع غذاهای خیلی داغ و یا خیلی سرد و خوراك غذای خیلی سرد و خیلی گرم با هم و تنوع و چند گونگی غذا در یك وعده ی غذا و استفاده ی بیش از حد از غذاهای حیوانی ، عدم رعایت تناسب مزاج انسان و مصرف كردن غذاها و میوه های غیر فصل نیز از عوامل دیگر ایجاد سودا در بدن هستند .
می بینید كه عوامل و ابزار سودازا چقدر در فضای تغذیه ی ما رسوخ كرده است و یا به تعبیری دیگر پوشش كامل سودا فضای تغذیه ی مار ا پر كرده است .
علاوه بر موارد غذایی كه برخی از آنها برشمرده شد ، عوامل مهمتری نیز هستند كه معمولا مد نظر قرار نمی گیرند :
از جمله این موارد بهره گیری نامطلوب از ابزار زندگی صنعتی است مانند صداهای ناهنجار صنعتی ، ابزار موسیقی ناهنجار ، پرتوهای تلفنی بیسیم ، تلفن همراه و پرتو لامپها و بهره گیری غیر ضروری از روشنایی ها در طول روز ، استفاده ی افراطی از كامپیوتر و حضور مداوم در پرتو مانیتور , تلویزیون , زنگ تلفن و موبایل و صدای دزدگیر و خلاصه تمامی آلودگی های صوتی و صداهای ناموافق با سرشت انسان به همراه درگیری های ذهنی و روانی گوناگون , غم مداوم , سردرگمی , دودلی , بحران اندیشه , تردید در مسیر عمل در زندگی , عدم اعتاد به خداوند و جدیت مقاوم در تغییر سرنوشت و عدم سر سپردگی , تسلیم در مقابل ناکامی ها , خنده های ریاکارانه و دوری از گریه و اشک جهت دار فرح بخش روح و روان , و حقد و حسادت , حرص و آز و عدم تسلیم و رضا , حذف ارتباطات صمیمی و عاشقانه و قطع مراودات فامیلی و دوستانه و خداجویانه از زمینه های قطعی بروز سودا است .
شما می توانید اثر سریع و آشکار بخل و کینه و حسادت را در تغییر ترکیبات خون مشاهده نمایید ,
همچنان که ابزارهای علمی اثر خداجویی و ایمان و یکتاپرستی بر افزایش توان سیستم ایمنی بدن انسان را مشاهده و اثبات نموده اند . موارد فوق نیز مشهود است و زمانی که تمامیِ این رفتارهای ناخوشایند در فضایی تهی از عشق و معنویت عملی گردد مانند آب نیم گرمی است که در معرضِ سرمای شدید قرار داده شده و ناگزیر تبدیل به یخ می شود و این همان سودای مد نظر طب سنی است .یک فضای معنوی می تواند چنان گرمایی پدید آورد که تمام ناامیدی ها و پلیدی های فکری و پنداری را ذوب نماید و بدن را از شر سودا برهاند .
 گذشته از موارد فوق فضای زیست آلوده ی شهری , عدم وجود آرامش , هوای آلوده و استفاده ی افراطی از فلزات و مصالح ساختمانی با دانه های فشرده در ساختمان , تیر آهن های با ضخامت زیاد , درب های آهنی و سطح های صیقلی از کف تا دیوار و سقف موجب ایجاد مانع برای گذر پرتوهای مفید آسمانی به تن انسان گردیده و از سوی دیگر باعث بازتاب تفکرات مثبت انسان به مغز می شود و طنین مستمر این امواج در سر خون را فشرده می سازد و موجب پیدایش سودا در مغز می گردد .
و زمانی که زندگی انسان در قالبی از بی تحرکی , آسایش طلبی طی شد , پیاده روی , کوه پیمایی , تحرک بدنی و ورزش , آرام از برنامه ی زندگی حذف شده , زمینه برای بروز سودا فراهم تر می شود .

 رفتارهای جنسی ناقص نیز در عصر حاضر یکی از زمینه های مهم پیدایش سرطان سینه و پروستات است .
از منظر طب سنتی ایران هر گاه ترشح جنسی در بدن پدید آمد باید تخلیه شود و این تخلیه باید بصورت طبیعی صورت گیرد , اگر چنانچه ترشح انجام گرفت لکن تخلیه نشد مواد در مجاری جنسی باقی می ماند و با تکرار ترشح رسوب می کند و موجب ایجاد عفونت و سودا گردیده و زمینه ی پیدایش تومور یا سرطان را در آن ناحیه فراهم می آورد .
ورود به بستر زن بدون تمهیدات تهییج کننده ی شهوت و تخلیه ی سریع جنسی موجب مشکلاتی از این قبیل برای زن است .
همچنین چشم چرانی مردان در محیطی که تحریک کننده باشد چنین عوارضی را برای مردان ببار می آورد که البته ممکن است برای زنان نیز وضعیتی مشابه را ایجاد نماید ,
از این جهت نگاه حرام در دستورات اخلاقی دین مبین اسلام تیری زهرآگین از تیرهای ابلیس نامبرده شده است که تن را آغشته به سم می سازد .

 چه بسا کسانی باشند که این گونه تعریف برای پیشگیری از بروز سرطان را به دیده ی استهزاء بنگرند و نیم نگاهی به این اظهارات ننمایند , اما هستند در گوشه هایی از جهان که برای پژوهش دقیق علمی پیرامون آن هزینه های گزافی را صرف می کنند و با رویکردی بسیار عالمانه به آن , فرضیه های طب سنتی را مورد توجه ویژه قرار می دهند .
قبل از آن که ثروت خودی را از بیگانه تمنا کنیم , شایسته است دستورات طب سنتی را مورد توجه قرار دهیم و جام زهر پربهای دیگران را به شربت شفابخش بر آمده از دشت و صحرای خود مبدل سازیم .

نکته ی بسیار اساسی و مهمی که در روش درمان طب سنتی ایران برای کنترل سرطان به چشم می خورد و در این کتاب بصورت ویژه به آن توجه شده است این که طب سنتی ایران قبل از این که به نوع تومور و غده ی سرطانی توجه کرده و جایگاه پدید آمدن آن را مد نظر قرار دهد به تقویت کل بدن می پردازد و از این طریق سربازان رو به تزاید سرطان را در قلعه ی ایمنی تن و روان محاصره می نماید .
و در عین حال درمان موضعی را با توجه به نوع سودای زمینه ساز تومور و غده ی سرطانی بکار می گیرد , به نظر می رسد این روش نسبت به سایر مکاتب درمانی جامع نگرتر و در درمان موفق تر باشد
یک بررسی کامل پیرامون داروهای درمانگر سرطان ها و تمهیدات رفتاری و معنوی پیرامون آن , صحت این استراتژی درمانی را تایید می کند و تمام کسانی که دستی در طب سنتی دارند به توفیق این روش در درمان اذعان دارند امیدوارم تمام کسانی که پیگیری روش های درمانی طب سنتی ایران در درمان بیماری ها به ویژه پیرامون درمان سرطان , شنای مخالف جریان رود می پندارند , به این باور برسند که رودی که در ذهن شما پدید آمده است رودخانه ای صنعتی است که هیچ قطره ای از آسمان آب های آن را تامین نمی کند و اطلاعات بدست آمده ی ناشی دو قرن تلاش برای درمان چنین بیماری هایی بوسیله ی طب کلاسیک نتیجه ی رضایت بخشی نداده است
و به ما گوشزد می کند که بسنده کردن به یک روش محدود برای درمان بیماری روشی غیرعالمانه و غیر عاقلانه است و تجربه کردن نظرات حکمای بزرگ طب سنتی بصورت جدی و پیگیری علمی , چراغی را روشن خواهد کرد که نورر امید بر قلب تمام بیماران سرطانی بتاباند کما این که تجربیات درمانی دست اندر کاران این رشته چنین حکایت می کند .
این جانب از تلاش علمی و جسارت و شجاعت جناب آقای موسوی كه در این عصر چنین فرضیه ای را مطرح ساخته اند تقدیر نموده و توفیق ایشان را از خداوند بزرگ درخواست می كنم و از پزشکان دلسوز خدمت و جویای درمان استدعا دارم تا با مورد توجه قرار دادن این روش درمان دریچه ای دیگر برای درمان بشر را بازگشایی نمایند و از این که در این بخش به هاریسون و شوارتز و سیسیل و... اعتماد نکرده اند نهراسند و به خداوند بزرگ اعتماد کنند و بدانند که خدایی که جلوه ی رحمت عام او بر رحمت ویژه اش سبقت دارد وقتی که می گوید برای هر درد هزار درمان خلق کرده ام , حتماً تمام این درمان ها را در کیسه ی هاریسون پنهان نکرده است و اگر یک صدم تلاش و مطالعه و جستجو و تحقیق و سرمایه گذاری با روش طب کلاسیک را صرف فرضیه های طب سنتی ایران کنیم یقیناً به صد برابر نتایج جاری دست پیدا می کنیم. مطمئناً و یقیناً .

و من یتق الله یجعل له فرقاناً

حسین خیراندیش




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 فروردین 1393

 کاکوتی

خواص دارویی: ضد نفخ معده و روده، تحریک کننده کار کلیه ­ها، افزایش دهنده جریان خون و فعالیت­های قلبی می‌باشد.

مواد:

کاکوتی 3 قاشق غذا خوری، عسل 2 قاشق مربا خوری در هر لیوان، آب جوش 4 لیوان.

طرز تهیه:

کاکوتی را به همراه آب جوش در قوری چینی بریزید و آن را به مدت 30 دقیقه روی حرارت ملایم دم کنید. سپس دم کرده را در یک لیوان و یا فنجان بزرگ بریزید، عسل را به آن افزوده و هم بزنید تا کاملاً حل شود و به آرامی آن را میل کنید.

خواص: این نوشیدنی بسیار خوش طعم، برای رفع خستگی مناسب بوده و ضد عفونی کننده خوبی نیز محسوب می شود.





نوع مطلب : طب سنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 فروردین 1393

همیشه‌بهار گیاهی از تیره مرکبات، علفی و پایا است. ساقه هوایی افراشته منشعب و دارای پرزهای غده‌ای گل آن زردرنگ می‌باشد.همیشه‌بهار در ایران از جمله در بلندی‌های بالای ۲۵۰۰ متر در استان کهگیلویه و بویراحمد می‌روید.

گیاهی علفی، یکساله دارای ساقه­ای به طول ۲۰ تا ۵۰ سانتی­متر است، برگ­هایی ساده بیضوی، دراز، پوشیده از کرک، با کناره­های موجدار و به رنگ سبز، مایل به قهوه­ای روشن دارد، روی ساقه منشعب آن کاپیتول­های درشت و زیبا ظاهر می گردد که به تناسب گرما و رطوبت محیط زندگی، به طور منظم صبح­ها در فاصله ساعت ۹ تا ۱۰ شکفته و سپس در بعد از ظهرها بین ساعات ۴ تا ۵ جمع می­گردد.

کاپیتولهای آن دارای دو نوع گل یکی لوله­ای و دیگر زبانه­ای به رنگ زرد مایل به نارنجی و واقع در حاشیه نهنج است.

 میوه فندقه و قهوه ای رنگ و سطح آن نا صاف می­باشد.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 فروردین 1393

نوشابه را که فراموش نکرده اید ؟

نوشابه میتونه خیلی مزایای دیگه داشته باشه ، به بخشی از اونها نگاهی بندازیم

نوشابه سیاه یکی از پرمصرف‌ترین و البته مضرترین نوشیدنی‌های دنیاست. سال‌هاست سازمان‌های بهداشتی و درمانی درباره مضرات مصرف نوشابه حرف می‌زنن، اما اقلا گوش ما ایرانی‌ها بدهکار نیست و می‌خواهیم همچنان بزرگ‌ترین مصرف کننده نوشابه باشیم.

نوشابه خارج از بدن می‌تونه مفید باشه. مثلا می‌تونه دوست خوبی برای ماشین‌تون باشه. یه تیکه فویل آلومینیومی رو مچاله کنید و تو نوشابه سیاه فرو کنید، بعد فویل رو روی زنگ‌زدگی سپر ماشین بمالید تا از بین بره. یا برای یخ‌زدایی شیشه جلوی ماشین ازش استفاده کنید. لک بدمنظره روغن ماشین روی موزائیک رو هم می‌تونید با یه قوطی نوشابه پاک کنید.

حالا که با نوشابه سراغ ماشین رفتید، بقیه بطری رو دور نریزید. برای اینکه چمن‌های سرسبزتری داشته باشید ماهی یه بار روی چمن نوشابه بپاشید.

برای پاک کردن درز بین کاشی‌ها از نوشابه سیاه استفاده کنید.

اگه از آخرین هنرنمایی آشپزی‌تون یه تابه سوخته به یادگار مونده، توش نوشابه بریزید و بذارید بجوشه و تکه‌های سوخته رو از تابه جدا کنه. از همین روش برای از بین بردن رسوب کتری و سماور هم می‌شه استفاده کرد.

دو لیتر نوشابه برای پاک کردن رسوب و زنگار یه استخر کافیه. بذارید نوشابه و آب یه روز تو استخر بمونه و از نتیجه لذت ببرید.

نوشابه لکه ماژیک رو به راحتی از روی فرش و دیوار پاک می‌کنه. بعد از لکه‌بری با نوشابه، با آب و صابون محل لک رو بشورید و خلاص!

یکی از مصیبت‌های دنیا چسبیدن آدامس به لباس و بدتر ازاون چسبیدنش به موی سره. اما نوشابه سیاه می‌تونه به راحتی اونو از هر سطحی جدا کنه.

یه کار دیگه که می‌تونید با نوشابه بکنید حالت دادن به موهای فر و مجعدتونه. اول موهاتون رو با نوشابه خیس کنید و بعد از چند دقیقه بشوریدش. اگه نمی‌خواهید رنگ موهاتون تیره‌تر بشه از نوشابه رژیمی استفاده کنید.

خب! حالا خودتون قضاوت کنید. چیزی که می‌تونه از روغن موتور تا رسوب آهک رو از بین ببره، با دندون و معده‌ و دستگاه گوارش‌تون چیکار می‌کنه؟ 

راستی لاستیک ماشینها رو هم با نوشابه برق میندازند.

بی دلیل نیست که فرمولاسیون نوشابه باید مخفی باشد.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 فروردین 1393

شكی نیست كه روش‌های زیادی برای رسیدن به چهره‌ زیبا وجود دارد. در واقع لیست این روش‌ها لیستی بلند بالا است و شاید شامل چیزهای مهمی نظیر رژیم مناسب، فعالیت ورزشی، مراقبت پوستی آرایشی و حتی جراحی پلاستیك باشد، كه می‌تواند به شما كمك كند تا عیوب صورتتان برطرف شود و یا اعتماد به نفستان را افزایش دهید.

اما نكته اصلی، «رفتارتان با خودتان» است.

باید به یاد داشته باشید رابطه‌تان با خودتان پس از رابطه‌تان با خداوند مهم‌ترین رابطه‌ای است كه دارید و اگر شما به خودتان علاقه‌مند باشید، افراد دیگر هم به سمت شما متمایل می‌شوند.البته با تکبر اشتباه نشود.

یعنی نباید خودخواهی بروز کند بلكه عزت نفس است كه باید جدی گرفته شود.

اولین راهكار این است، خود را با دیگران مقایسه نكنید، خودتان باشید و به آنچه هستید افتخار كنید.

دوم سعی نكنید كسی باشید كه نیستند!

مسلما برای همه بسیار جذاب است كه خودت باشی و این كار، بزرگترین كاری است كه می‌توانید انجام دهید. شما می‌بینید، خوش چهره بودن آسان است پس، شروع كنید!

نگاه سالم داشتن هنر است و خنده­ رو بودن هنرمندی می ­طلبد.

احترام گذاشتن به دیگران و کمک کردن ولو در اندک زمان و کوتاه مقدار می تواند چهره رضایتمندی را در شما ایجاد کند و خوش چهره به نظر آئید.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 فروردین 1393

نظریه فشار بزرگ روزن اشتاین رودن


پل روزن اشتاین-رودن(1) از نخستین كسانی است كه نظریه رشد متعادل را تبیین نموده و نظریه وی به نظریه فشار بزرگ معروف شده است. روزن اشتاین بیش از همه به نقش صرفه جویی‌های خارجی(2) و وجود وابستگی متقابل بین بخش‌های مختلف اقتصادی تاکید دارد. وی معتقد است که در برنامه‌ریزی اقتصادی به منظور رسیدن به توسعه اقتصادی می‌بایست جامعه را به صورت یک موسسه تولیدی عظیم در نظر گرفت. بر اساس نظریه رشد متعادل برای رهایی از دایره فقر و عقب ماندگی باید سرمایه‌گذاری‌های وسیع و همزمان در بخش‌های متعدد و مختلف صورت گیرد. زیرا سرریز منافع این سرمایه‌گذاری‌ها اثرگذاری آن‌ها را در رشد اقتصادی افزایش می‌دهد. در این میان از نظر روزن اشتاین طرح‌های اجتماعی بالاسری بیش از سایرین نیازمند سرمایه‌گذاری هستند.

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 فروردین 1393
غلامرضاکردافشاری درباره تدابیر دوره نقاهت پس از شکستگی استخوان، اظهار داشت: هفته اول پس از شکستگی استخوان افراد از مصرف غذاهای غلیظ مانند کله پاچه، ماکارونی، غذاهای حاوی سیب زمینی و غذاهای دیر هضم پرهیز کنند و غذاهای لطیف مانند آب و عسل، شربت جلاب، سوپ جوجه و سوپ‌های رقیق جایگزین کنند.

به گفته وی افرادی که دچار شکستگی استخوان شده‌اند، هفته اول پس از شکستگی افراد باید لینت مزاج داشته باشند تا مواد زائد از بدنشان دفع شود، مصرف سوپ‌های رقیق به دفع بیشتر مواد زائد کمک می‌کند، همچنین پس از گذشت این یک هفته می‌توانند غذاهایی مانند کله پاچه، شیر و عسل همراه با 4 مغز یا پودر سنجد یا خرما مصرف کنند.

این استاد دانشگاه درباره ویار زنان باردار به مصرف گِل یا مهر نماز، افزود: برخی از زنان باردار به دلیل کم‌خونی و ضعف معده به مصرف گِل یا خاک یا مهر نماز مبادرت می‌ورزند که تقویت و تنقیه معده می‌تواند برای رفع این مسئله مفید باشد.

کردافشاری عنوان کرد: زنان بارداری که دچار چنین مشکلی هستند می‌توانند گل قند و سکنجبین مصرف کنند یا گل سرخ را شب در گلاب خیسانده و صبح صاف کرده مصرف کنند که به تقویت معده کمک می‌کند، همچنین مالیدن روغن مصطکی بر روی معده خود معده را تقویت و از بروز چنین حالاتی پیشگیری می‌کند.

وی که در برنامه تلویزیونی خانه محبت حضور یافته بود، درباره گیاهان دارویی که موجب سقط جنین می‌شود، اضافه کرد: بنفشه، گشنیز، ختمی، دارچین، زعفران، پونه، رازیانه، کنجد و هر گیاهی که خون حیض را جاری کند، سقط کننده جنین به شمار می‌رود.

ایشان با بیان اینکه مصرف گشنیز در دوران بارداری موجب کاهش قند خون مغزی می‌شود، گفت: مصرف مربای “به”، سیب، بالنگ، آب”به”، آب سیب در دوران بارداری بسیار مفید است چرا که تقویت کننده معده بوده و برای جنین و زن باردار مفید است.





مرجع: شبکه خبری گیاهان دارویی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 فروردین 1393

این کتاب، گزارشی نگران کننده از پیش بینی آینده نفت (یعنی آینده ایران و خلیج فارس) و تفسیر متفاوتی از مناقشه اتمی ایران و نقش غرب در آن است. بازگویه طرح احتمالی ای است که غرب  و بویژه آمریکا  از طریق دمیدن در تنور مناقشه اتمی ایران، برای رهایی تمدن غرب از گرفتاریهای تاریخی خودش، دنبال می کند. تدوین اولیه این کتاب هشت سال پیش (در سال 1384)  آغاز شد و بسط ها و بازنویسی های آن در زمستان 1385 و بهار 1386 انجام شده است. آنگاه یک بار دیگر در بهار و تابستان 1387 اطلاعات آن بهنگام سازی شده سرانجام متن نهایی آن در مهر 1387 فقط برای چند نفر از مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران ارسال شده است.

 من این کتاب را از ترس نوشتم، ترس از واقعیت هولناکی که خموشانه دارد محاصره مان می کند؛ و اکنون نیز با "ترس" منتشر می کنم، ترس از این که دیر شده باشد و تازه عده ای گریبان چاک کنند که زود بود. اما می دانم که زمان انتشار آن اکنون نیز دیر شده است. من این کتاب را برای دلم و به امید کمک به بهروزی ملتم نوشتم و به امید اثر گذاری بر سیاست های جاری ایران در حوزه مناقشه اتمی، آن را فقط برای برخی مقامات کشورم فرستادم و» پنج سال « صبر کردم. اکنون که دریافتم پافشاری بر تداوم مسیر گذشته همچنان پای برجاست و هنگامی که دریافتم پیش بینی های به ظاهر جسورانه من در این کتاب، بسیارمحافظه کارانه تر از تحولات دنیای واقع بوده است و فرصت های ما با سرعت بیشتری روبه پایان است، تصمیم به انتشار عمومی آن گرفتم. و البته جبران چند سال عمری که من بر سر تدوین این کتاب نهادم تنها زمانی خواهد شد که این کتاب تاثیری هر چند اندک بر روند پرهزینه و فرساینده سیاست های ما بگذارد. و البته دو سه سال عمر من کجا و سرمایه های انسانی و اجتماعی ملتی بزرگ کجا که به شتاب در حال تخریب است؟ و دو سه سال عمر من کجا و عرق شرم کارگران و کشاورزان و زحمتکشان و شهروندان ما کجا که روزبه روز در زیر فشار یک اقتصاد بی ثبات و تفتیده در تورم و فرسوده در رکود، شکسته تر می شوند؟ و امروز اقتصاد ما هیچ راه حل اقتصادی ندارد. اقتصاد ما در بن بست سیاست به دام افتاده است و سیاست ما نیز در دام مناقشه اتمی زمین گیر شده است.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 فروردین 1393

سلامت نیوز: اما داشتن عمری طولانی وسوسه‌ای است که افراد زیادی را به فکر واداشته تا با دانستن اسرار طول عمر ژاپنی‌ها و الگوبرداری از آن، چندسالی به عمرشان بیفزایند. اگر زندگی بر وفق مرادتان است و مایل نیستید به این زودی‌ها تمام شود، از همین فردا سعی کنید با توجه به رموز زیر رژیم غذایی سالم‌تر و در نتیجه عمر طولانی‌تری داشته باشید.

 راز اول

خوردن ماهی به جای گوشت قرمز اولین رمز طول عمر ژاپنی‌هاست که به کاهش خطر حملات قلبی منجر می‌شود. ماهی یکی از اجزای اصلی اغلب غذاهای ژاپنی برای تأمین پروتئین مورد نیاز بدن است. گوشت قرمز قیمت بالاتری دارد و معمولاً به مقدار کمی مصرف می‌شود.

ضمن اینکه ماهی غذای سالم‌تری است و هرچه تازه‌تر باشد فواید بیشتری دارد. ماهی‌ها در ژاپن خام مصرف نمی شوند و روش‌های آماده‌سازی متعددی از جمله کبابی کردن، پختن، سرخ کردن، پوره و ... برای مصرف آنها وجود دارد. همچنین زنان ژاپنی معتقدند که پوست ماهی باعث بروز زیبایی طبیعی پوستشان شده و رنگ چهره را باز می‌کند.

راز دوم

استفاده از سویا در رژیم غذایی دومین راز طول عمر ژاپنی‌هاست. فرآورده‌های سویا به کاهش بیماریهای قلبی و پایین آوردن فشار خون کمک می‌کنند و یک منبع عالی پروتئین محسوب می‌شوند.

توفو (یک نوع غذای ژاپنی که با سویا تهیه می‌شود) و سایر فرآورده‌های سویا از اجزای اصلی رژیم غذایی ژاپنی‌ها هستند. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که چربی‌های اشباع شده موجود در گوشت و لبنیات باعث افزایش کلسترول خون می‌شود.

اما غذاهای مشتق‌شده از گیاهانی چون سویا اثر معکوسی نسبت به مصرف گوشت و فرآورده‌های لبنی دارند و برای سلامتی بسیار مفیدند. دانه‌های سویا میزان پروتئین کافی و مورد نیاز بدن را بدون داشتن چربی اشباع‌شده و کلسترول موجود در گوشت، تأمین می‌کند.

ضمن اینکه فاقد چربی زیاد موجود در فرآورده‌های لبنی است. سس سویا، توفو و ناتو (دانه‌های سویای مخلوط شده با تخم‌مرغ خام که با برنج خورده می‌شود) نمونه‌هایی از غذاهای تهیه شده با سویا هستند که هر روز توسط مردم ژاپن مصرف می‌شوند.

راز سوم

مصرف آرد گندم و آرد غلات سومین رمز داشتن عمری طولانی است که ژاپنی‌ها از آن بهره‌مندند و به مراحل هضم غذا کمک می‌کند. مصرف نشاسته در رژیم غذایی آنها در حداقل ممکن است و اغلب غذاهایی که می‌خورند اصلاً آرد سفید ندارد.

همچنین رشته فرنگی ژاپنی‌ها از آرد غلات یا آرد گندم تهیه می‌شود که هر دوی این آردها سالم‌تر از آرد سفید غنی شده هستند. برنج نیز یکی دیگر از غذاهای اصلی ژاپنی‌هاست که البته فقط شامل یک کاسه کوچک در هر وعده غذایی است و نه بیشتر!

راز چهارم

داشتن وعده‌های غذایی کم‌حجم رمز دیگر افزایش طول عمر است. پرس‌های غذایی کوچک امکان غذا خوردن بیش از اندازه را کاهش می‌دهد و بدین منظور غذاهای ژاپنی‌ها در ظروف کوچکی سرو می‌شود.

همچنین خوراک ژاپنی‌های سنتی تقریباً نصف یک پرس غذای معمولی غربی‌هاست. با وجود اینکه اغلب غذاهایی که این افراد می‌خورند سالم است ولی در غذا خوردن زیاده‌روی نمی‌کنند و سهم هر نفر مقدار ناچیزی را شامل می‌شود.

راز پنجم

آخرین رمز از اسرار ژاپنی‌ها مصرف چای است. چای اثرات ناسالم غذاها را در بدن از بین می‌برد؛ در حقیقت مصرف چای سبز ژاپنی یا چای چینی که به صورت سرد یا گرم تهیه می‌شود، مزایای متعددی برای سلامتی دارد.

چای نصف کافئین موجود در قهوه را دارد و به تجزیه روغن در دستگاه گوارش کمک می‌کند؛ به همین دلیل ژاپنی‌ها معمولاً هنگام صرف غذا چای می‌نوشند؛ به ویژه وقتی که غذاهای سرخ‌شده می‌خورند.





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 فروردین 1393

بچه‌ها به اسفنج می‌مانند. نگاه می‌کنند و هر چه که در محیطشان باشد را جذب می‌کنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود. اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌ها آشنا کنید، می‌توانند به خود متکی شده و زندگی شاد و راحت داشته باشند.

۱. صداقت

جایی در مسیر بزرگ شدن، بچه‌ها دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، حتی ممکن است آن را از والدینشان هم یاد نگرفته باشند. تلویزیون، بچه‌های دیگر یا حتی بزرگترهای دیگر ممکن است باعث این نوع رفتارهای آنها شده باشند. حتی می‌تواند یک نوع مکانیزم دفاعی برایشان باشد. اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و مطمئنشان سازید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایشان آماده‌اید، آنوقت برایشان در دسترس‌تر خواهید بود مخصوصاً زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند. خیلی از بچه‌ها بخاطر ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن می‌ترسند واقعیت را با والدینشان در میان بگذارند. باید به آنها بفهمانید که رفتار بد آنها مطمئناً عواقبی خواهد داشت اما همیشه بخاطر اینکه شجاعت لازم برای گفتن واقعیت را داشته‌اند تحسینشان کنید. از همه مهمتر اینکه شما هم باید خود فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی‌صداقتی ببینند آنها یاد خواهند گرفت.

 

۲. احترام

بچه‌ها احترام را از محیط خانه و خانواده‌شان یاد می‌گیرند. اگر بچه ها ببینند که شما بعنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چقدر رفتارتان با خود آنها و بقیه افراد خانواده با ادب و احترام است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مثل کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مثل «خواهش می‌کنم»، «لطفاً»، «متشکرم» و «عذر می‌خواهم» در جلو آنها به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آنها یاد بدهید به بدن، اموال، نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

۳. قدرشناسی

خوب می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است زندگی و آدم‌ها را کوچک بشماریم. آنقدر درگیر نقاط منفی زندگی خود می‌شویم که یادمان می‌رود برای نقاط مثبت آن شکرگزار باشیم. به فرزندانتان یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باشند، چیزهای کوچکی مثل هوا یا یک لبخند از کسی. به آنها یاد بدهید که برای اینکه زنده هستند، برای خانواده و دوستانشان، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی‌شان قدرشناس باشند. به آنها نشان دهید که هر روز برای آنها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آنها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آنها بخشیده لیست تهیه کنند. این کارها به آنها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

۴. سخاوت

ما در دنیای «من می خواهم» زندگی می‌کنیم. من، من، من! بچه‌ها هم در چنین دنیایی زندگی می‌کنند اما لزومی ندارد که آنجا بمانند. در سال‌های قبل از مدرسه بچه‌ها تقسیم کردن را یاد می‌گیرند. اگر روی این مسئله در خانه تاکید شود، برای آنها دشوار نخواهد بود. اینکه به آنها یاد بدهید به دیگران کمک کنند هم نوعی سخاوت و بخشندگی است زیرا به آنها یاد می‌دهد که در وقتشان بخشنده باشند. وقتی خودتان به نیازمندان لباس و غذا هدیه بدهید، آنها هم درک می‌کنند که باید بخشنده باشند.

۵. خاص بودن

بچه‌های کوچک موجودات سازگاری نیستند. هر کاری که دوست دارند را در هر زمان که دوست دارند و با هر کسی که دوست دارند انجام می‌دهند. اما هرچه سنشان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه کنند و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین آنها را می‌بینند. ممکن است تلاش کنند با آنچه که بقیه دارند یا انجام می‌دهند سازگار شوند یا ممکن است نفهمند چرا بعضی افراد اینقدر با آنها فرق دارند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. به آنها بفهمانید که فردیت آنها باعث خاص بودنشان است. آنها را تشویق کنید فردیت خودشان را از طریق علایقشان کشف کنند. آنها را هم‌کلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدمها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آنها برخورد شود. ممکن است بچه‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا اینطوری حرف می‌زند یا رفتار می کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و بر روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این به آنها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدمها را بپذیرند.

۶. بخشش

اگر بخشیدن به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدمها ممکن است چه خواسته و چه ناخواسته در حق آنها بدی کنند. این چیزی نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم. اما اگر بخشندگی را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی کسی به آنها صدمه می‌زند، وقتی می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه نگه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی آنها می‌شود. کینه آنها را اسیر خود می‌کند و به فرد آسیب‌رسان قدرت بالاتری می‌دهد. دیگر نخواهند توانست مثل قبل در زندگی خود پیش روند و زندگی شادی داشته باشند زیرا تلخی از درون، آنها را می‌خورد. سعی کنید به آنها بفهمانید که آن فرد به این علت به آنها صدمه زده است که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده‌ایم کنار بیاییم.

۷. شوخ‌طبعی

زندگی پر از فراز و نشیب است. پر از هیجان و همچنین درد است. بچه‌ها در هر موقعیتی خنده را می‌بینند و در واقعیت باید این را از آنها یاد بگیریم. آنها می‌توانند خیلی راحت به عقب برگردند و معمولاً هیچ چیز را جدی نمی‌گیرند. برای آنها زندگی فقط یک زمین بازی بزرگ است. باید به بچه‌هایتان کمک کنید تا پایات عمر با این طرز تفکر زندگی کنند. وقتی بزرگتر می‌شوند، با شروع شدن مدرسه و فشار همسالان زندگی سخت‌تر می‌شود. به آنها نشان دهید چطور می‌توانند با خندیدن زندگی‌شان را بهتر کرده و با جوک تعریف کردن برای هم دیگر انجام فعالیت‌های مفرح مثل کتاب خواندن، بازی کردن در پارک یا فقط حرف زدن با همدیگر درمورد زندگی، وضعیت خود را بهتر کنند. اینکه بدانید چه چیز باعث به خنده انداختن یا لبخند زدن فرزندانتان می‌شود رابطه شما را با آنها قوی‌تر خواهد کرد.

 ۸. نگرش مثبت

داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ‌طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و بعنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی‌بافی‌های دور و برمان شویم. مخصوصاً وقتی همه چیز آنطور که ما دوست داریم پیش نرود و به آنچه که می‌خواهیم نرسیم، ایمانمان را برای داشتن فردایی روشن‌تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه آدمها و اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آنها خواهند شد. و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند، خواهند توانست در زندگی پیش رفته و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف‌ها یا رفتارهای منفی ببینند، آنها هم همانطور رفتار خواهند کرد و برعکس.

 ۹. پشتکار

هیچکدام از ما انسان کاملی نیستیم، به همین دلیل هیچوقت نمی‌توانیم کاری را کامل انجام دهیم، مخصوصاً اگر دفعه اولی باشد که آن را امتحان می‌کنیم. پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچوقت دلسرد نشده و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند. اما آنقدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده‌اند. اما این مسئله با بالا رفتن سنشان تغییر می‌کند. دچار ترس‌هایی می‌شوند و شروع به مقایسه خودشان با همسالان خود می‌کنند. فشارهای مدرسه و درس‌هایشان هم هست. شما بعنوان والدین آنها باید بطور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه داده، بیشترین تلاششان را به کار گیرند. باید به آنها نشان دهید که چقدر به وجودشان افتخار می‌کنید. وقتی می‌بینید خسته و ناامید شده‌اند، با هدایت و راهنمایی آنها و سوال پرسیدن از آنها به جای ارائه پاسخ سوالاتشان، به آنها کمک کنید. اگر در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سخت‌کوش شده و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.

۱۰. عشق

آخرین مورد که البته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، آموزش شور و عشق به فرزندان است: شور زندگی و عشق به مردم و چیزهایی که از آن لذت می‌برند. بدون عشق آنها زندگی بسیار عادی و رویاهایی معمولی خواهند داشت. عشق مجموعه‌ای از سایر ارزش‌هایی است که در بالا ذکر کردیم زیرا باعث می‌شود هیجان زندگی کردن داشته باشند و آنها را تشویق می‌کند آدم‌های بهتری باشند. با داشتن زندگی سرشار از شور و عشق و اشتیاق و عشق ورزیدن به فرزندانتان به آنها عشق را بیاموزید. برای حتی کوچکترین چیزها اشتیاق نشان دهید. انرژی شما به فرزندانتان منتقل خواهد شد زیرا به این ترتیب می‌بینند که چقدر زندگی فوق‌العاده و عالی است.

ارزش‌های دیگری هم هستند که بچه‌ها باید با آنها آشنا شوند اما اینها ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌های زندگی بودند که برایتان عنوان کردیم. یادتان باشد بچه‌های ما نیاز به راهنمایی ما دارند. ما بعنوان والدین آنها، بزرگترین الگوی آنها به شمار می‌رویم و وقتی خودمان با این ارزش‌ها زندگی کنیم، به آنها کمک خواهیم کرد زندگی خود را به خوبی شکل دهند.

اما بجز این 10 مورد، در زیر مهارت های دیگری را بصورت تیتر وار بیان می کنیم که خوب است به فرزندان خود آموزش دهید:

 - گره زدن بند کفش

- شنا

- مسواک زدن و نخ دندان کشیدن دندانها بصورت روزانه

- دوچرخه سواری

- مرتب کردن تخت خواب

- مطالعه پیش از خواب

- آشپزی

- تماشای تلوزیون و بازی های کامپیوتری بصورت متعادل

- استعمال کرم ضد آفتاب

- دوختن دکمه لباس

- گفتن زمان با یک ساعت غیر دیجیتال

- گرفتن بینی با دستمال

- شستن ناحیه تناسلی از سمت جلو به عقب

- اتو کردن لباسها

- انتخاب وعده های غذایی سالم

- تعمیر شیر آبی که چکه میکند

- کنترل خود هنگام عصبانیت

- حل معما

- نقشه خوانی

- احترام گذاردن به بزرگترها

- عذرخواهی بعد از اشتباه

- استفاده از توالت عمومی

- شستن لباسها

- کاشتن گل و درخت

- داشتن اعتماد بنفس

- سخنرانی در یک جمع

- استفاده از وسائط نقلیه عمومی بجای خودروی شخصی

- تمیز کردن بهم ریختگی ها

- خاموش کردن همه لامپها قبل از ترک خانه

- لباس پوشیدن بر طبق مناسبت ها

- خواندن حداقل یک آهنگ بطور صحیح

- رقص

- آموزش نکات ایمنی یک رابطه جنسی بی خطر

- چه زمانی نه بگویند

- سرودن شعر یا غزل

- کسب درآمد مشروع

- پس انداز پول و خرج هوشمندانه

- برقراری تماس چشمی هنگام صحبت با دیگران

- پیدا کردن یک کتاب در کتابخانه

- کادو کردن یک هدیه

- خواندن روزنامه

- زمان گذاشتن برای افراد مستمند

- مستقل بودن و تکیه بر خود

- سرفه و عطسه در دستمال شخصی

- رهبری کردن یک گروه

- آموختن زبان دوم، بخصوص انگلیسی

- سؤال پرسیدن

- نگهداری از کودک

- مدیریت استرس

- تمایز خواسته ها از نیازها

- فن مذاکره و گفتگو

- نوشتن انشاء و مقاله

- جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بدون استفاده از ماشین حساب

- کنار آمدن با افرادی که علاقه چندانی به آنها ندارند

- برخورد با اتفاقات دلخراش

- جشن گرفتن و تبریک گفتن به دیگران

- کنار آمدن با ناامیدی و ناکامی در عشق

- تعویض یک لاستیک پنچر

- استفاده از کپسول اطفاء حریق

- پختن کیک

- گوش دادن





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 فروردین 1393

پروفسور دکتر یحیی عدل در سال 1287 شمسی در تهران در خانواده‌ای متمکن که از اعیان تبریز بودند به دنیا آمد . پدرش یوسف عدل (مکرم الملک و بعدا قائم مقام ) بود که اکثراً حاکم ولایات می‌شد. در تبریز، وی ابتدا به مکتب خانه رفت و بعداً محضر مرحوم میرزا باقر خان حکمت ابتدایی را خواند ، پدرش حاکم کرمانشاه شد و با خانواده به آنجا رفتند. در آنجا به دبیرستان رفت ولی بعد از مدتی کمی پدرش به توصیه برادرش که در پاریس بود، یحیی و برادر ارشدش غلام‌رضا را به همراه یک سرپرست به پاریس فرستاد.


مسافرت از راه تهران- انزلی- باکو- تفلیس- باطوم- استانبول و پاریس با کشتی و راه آهن در مدت 40 روز طی شد.در پاریس در منزل خانمی که فرزندش را در جنگ بین‌المللی اول از دست داده بود. پانسیونر شدند مرحوم پروفسور همیشه از صحبت‌های خانم و سختگیری و جدیت او در مورد درس و تربیت خودشان تعریف می‌کردند و تا این اواخر که خانم زنده بود در هر سال در مسافرت‌ها ایشان را ملاقات می‌کردند. عدل در یک مدرسه خصوصی مشهور دبستان و دبیرستان را تمام کرد، وارد دانشگاه شد و در مدرسه پلی تکنیک پاریس که امتحان ورودی سختی داشت موفق شد، اما عموی دیگر ایشان مرحوم دکتر حبیب عدل که در تهران به امر رادیولوژی مشغول بودند در نامه‌ای به ایشان نوشت که اگر مهندس شوی باید کارمند دولت باشی که با مشکلات همراه است و برو کار آزاد انتخاب کن که کار آزاد در آن زمان دو تا بیشتر نبود، حقوق و طب. لذا یحیی پلی تکنیک را ترک و بعد از گذراندن امتحان در 1928 میلادی وارد دانشکده پزشکی شد. در سال 1931 م. در مسابقه اکسترنای پاریس شرکت و موفق شد که اکسترن شود در سال 1934 که در امتحان کنکور انترنی که سخت‌ترین امتحان فرانسه است موفق به قبولی در انترنی شد، مدت 4 سال انترن بیمارستان‌ها بود، زنان و مامایی، اورولوژی و جراحی عمومی را در بهترین بخش‌ها گذراند، پروفسور گریگوار جراح معروف پاریس رئیس بخش جراحی و همچنین آناتومی بود، از یحیی عدل خیلی خوشش آمد و او را به مقام رئیس درمانگاهی خود رساند.


عدل در امتحان اگرگاسیون هم شرکت کرد ولی چون خارجی بود قوانین فرانسه اجازه استخدام در کادر دانشگاهی را ‌نمی‌داد ولی به علت درخشش تحصیلی و کمک پروفسورگرگوار ماده‌ای در قانون اضافه کردند که یک خارجی بتواند پروفسور شود. لذا ایشان امتحان دادند و پروفسور شدند و مرحوم پروفسور ژان گاسه که نوبت پروفسوری داشت نوبتش را به ایشان داد. عدل با وجود اصرار زیاد اساتید خود برای ماندن در فرانسه به قصد خدمت به ایران به وطن برگشت و بلافاصله به خدمت نظام رفت.

 


در آن موقع پروفسور اوبرلین فرانسوی برای سامان دادن به وضع دانشکده پزشکی تهران استخدام شده بود و چند نفر پزشک جوان ازجمله یحیی عدل را به امر تدریس انتخاب کرد. وی ابتدا رئیس درمانگاه و بعد دانشیار شد و سپس بخش جراحی سینا را به ایشان سپردند.
بعدها ایشان استاد کرسی تئوری جراحی دانشکده شدند و دستور ایشان به همکاران جوان این بود که همه بیماران اورژانس را بستری کنند و رد نکنند و بدین ترتیب بیمارستان مرکز اورژانس پایتخت شد و بعدها به همین مناسبت خدمات اجتماعی سه بخش اورژانس به بیمارستان سینا اضافه کرد و بودجه آن را هم پرداخت می‌کرد و یک واحد انتقال خون که بسیاری ضروری بود تاسیس و چون مردم در آن زمان از اهدای خون اکراه داشتند، عده‌ای را به نام خون دهنده تعیین کردند که خون در مواقع اضطراری از آن‌ها دریافت و به بیماران داده می‌شد و دیگر آنکه دستور دادند که اگر تخت خالی هم نبود بیمار اورژانس باید بستری شود ولو اینکه کف اطاق باشد. ایشان جراحان زیادی تربیت کردند و در اقصی نقاط ایران همیشه یک جراح از شاگردان ایشان بود. دوره آسیستانی آزاد (بدون مزد) را برنامه ریزی نموده و جراحان بسیاری را تربیت نمودند و این دوره همانی است که امروز دوره رزیدنتی می‌نامند.


هر ساله در تابستان در سفری که به پاریس می‌رفتند کارهای نوین جراحی را سوغات می‌‌آوردند و وسائل جراحی را با هزینه خود خریده و به بیمارستان سینا هدیه می‌کردند و به جوان‌ها آموزش می‌دادند و به علت نیاز مملکت به جراح عمومی تمام رشته‌ها اعم از جراحی عمومی، ریه قلب، استخوان، مغز و اعصاب و غیره را تعلیم می‌دادند..همیشه می‌گفت که من نمی‌دانم این مرض من است یا حسن من که هرچه می‌دانم و بتوانم به شاگردانم باید یاد بدهم ، شما هم همین‌طور باشید.وی از دولت ایران و دول خارجی مدال‌ها و نشان‌های علمی زیادی گرفتند عضو آکادمی جراحی پاریس شدند. البته مقالات فارسی نیز از ایشان وجود داشت.وی بیهوشی به طریقه جدید را با استخدام متخصصین بیهوشی از خارج (دکتربوله) راه‌اندازی کرده و بسیاری از عمل‌های ناممکن را ممکن ساخت.به دستور ایشان در انستیتوپاستور سرم‌های تزریقی را که امروزه مصرف می‌شود به صورت غیر تب زا تهیه نمود.


اما مهم‌تر از سرم آپایروژن ابداعات جراحی و علمی ایشان، از مشخصه‌های بارز ایشان، تعلیم نکات اخلاقی به شاگردانش بود بطوریکه وی به هیچ‌کس بدی نمی‌کرد و بدگویی در باره کسی را قبول نمی‌کرد. گذشت زیادی داشت و از اعتبار علمی و اجتماعی خود که با جراحی اکثر رجال و صاحب منصبان و مقامات کشوری و لشکری و روحانی به دست آمده بود و بسیاری از گرفتاری‌هایی که برای همکاران و ادارات از نظر امنیتی پیدا می‌شد کمک می‌کرد و برای حل گرفتاری اطباء استفاده کرده از حقوق حقه آن‌ها نیز دفاع می‌کرد.در عوارض جراحی که برای شاگردان پیش می‌آمد سینه خود را سپر ‌کرده و مسئولیت‌ها را خود به عهده می‌گرفت و در درمان عوارض حاصله مزدی دریافت نمی‌کرد.
اوصاف این مرد باهوش و نابغه توصیف ناپذیر است بطوریکه ایشان تا 93 سالگی بدون لرزش دست و ناراحتی دید اعمال جراحی بسیار مشکل و بزرگ را انجام می‌داد.وی اهتمام زیاد داشت که شاگردان خوب را برای بهتر شدن کار و سوادشان به خارج بفرستد و توصیه‌های ایشان را همکاران فرانسوی‌شان با جان و دل قبول می‌کردند.



پروفسور عدل در 14 بهمن سال 1381 در سن 94 سالگی با سابقه‌ی بیش از 70 سال جراحی و آموزش و پرورش شاگردان بیشماری دیده از جهان فرو بست و با مراسمی کم نظیر تشییع شد. یادش گرامی باد

 





نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 16 فروردین 1393


( کل صفحات : 9 )    ...   5   6   7   8   9   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی