تبلیغات
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
دامون پی سازان DAMOONPEYSAZAN
غذای سالم ، خانواده سالم جامعه سالم با تلگرام SAMINHM@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :دامون
از مدرسه نامه ای به فرزندم دادند مبنی بر اینکه آیا اجاره می دهید برای دندان فرزند دلبند تان فلوراید استفاده نمائیم؟ ما هم اجازه ندادیم. چون به بی ثمر بودن آن براساس مطالعات طب سنتی اشراف داشتیم. با این حال بدون اجازه ما مدرسه راسا این کار را نموده و فلوراید را روی دندان بچه ها ریخته اند. خوب تازه میفهمم که خاویر کرمنت در کتاب بی شعوری اش چرا میکوید اغلب افراد جامعه بدون آنکه آگاه باشند به بیماری بی شعوری مبتلا هستند و فکر میکنند که دارند به مردم کمک میکنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 بهمن 1394
دیشب به محض رسیدن به منزل ، دخترم دستور خرید مقوایی بزرگ با ماژیک بزرگ را صادر کرد. خریدم و آوردم. گفت که باید با هم روی این مقوا شعرهای دوران انقلاب را بنویسیم. دخترم متولد 1387 و تفاوت سنی اش را با تولد انقلاب محاسبه کنید. جدا از اینکه این کار خوب است یا خیر؟!  با جستجویی در فضای مجازی، تعداد زیادی از شعارهای انقلاب 57 را یافتیم. در بین شعارها یک شعار نظرم را جلب کرد. شعار این بود:
زندگی مصرفی  معادل بردگی ست
اندیشیدم و تفکری کردم.سوالهایی برایم تولید گشت. زندگی ما الآن چیست؟ غیر مصرفی؟! این همه تبلیغات در شبکه های داخلی برای مصرف فلان کالا و ... چیست؟! شعار ما اشتباه بود یا انقلاب ما مسیرش را بد منحرف شد؟! راستی این همه فقیر و مستضعف را از کجا آورده ایم؟! جنگ عامل تولید فقر بود؟! یا عوامل بیگانه در تولید فقر دخیل اند؟! فاصله بین طبقات اجتماعی 99 درصد و 1 درصد از کجا ایجاد گردیده است؟! خلاصه سوال پشت سوال آمد و کلافه شدم. برای خلاصی از این سردرگمی رفتم تمرین دو دقیقه فکر نکردن را انجام دادم  اندکی آرام شدم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 بهمن 1394
سالها میگذرد و سال دگر می آید اما بنزین یورو 2004 خبری ازش نیست بلکه بنزینی که به مردم بیچاره عرضه می گردد از نوع عهد پارینه سنگی بوده که به ما ارث رسیده و داریم مزه میکنیم که مبادا تمام شود. نه تنها مزه که با جان و دل داریم لمسش میکنیم حتی جان مان را برایش میدهیم.
تازه گران تر که میشود بیشتر مصرف میکنیم و به محیط زیست احترام میگذاریم که مبادا بار این بنزین روی دوش منابع زیرزمین بماند و سنگینی کند . پس سعی میکنیم بار آن را بر ریه های خود حمل کنیم. پس ای شیرمردان عرصه رانت و رانت خواری تا میتوانید بنزین عهد پارینه سنگی را برای مان وارد کنید تا ما بهتر و بیشتر خدمت کنیم.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 دی 1394
دیروز بود که نوبت دکتر گرفتم برای دخترم. رفت خوبی داشتیم به تهران در آلودگی نفرت انگیز هوت. اما برگشت نفرتی بر نفرت آلودگی هوا افزون شد. ترافیک. مشکل همیشگی کلان شهر های بی در و پیکر. فاصله شرق تا غرب تهران 4 ساعت زمان برد تا با سر درد و تهوع خود را به منزل رساندیم. از ما که سنی گذشته اما کودکان ما حق دارند هوای سالم و خاکی پاکیزه از ما طلب کنند. اما دریغ و درد که با این مدیران کارآمد! امکان چنین امری میسر نمی باشد. ادعای مدیریت بر جهان در حالی که در حل بحرانهای کوچک خود در مانده ایم، ادعای بیهوده ای است. سالهاست کنفرانس و جلسه و سمینار به این انجامید. با هزینه آنها می شد فرهنگ را اصلاح کرد. اما افسوس که ....
در تمام دنیا ایستگاه مترو ها در مکانهایی تعبیه می شود که ترافیک را بشکند. در ایران ایستگاه جایی زده می شود که بازاری شلوغ تر ایجاد گردد تا کسب و درآمدی برای شهرداری و ... باشد. این الگوی یک جامعه عقب وانده در بحث مدیریت و مهندسی فکر مدیران است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 دی 1394
گاوها و گوسفندان مزاحمان طبیعت بودند و جنگلها را چوپانان آتش میزدند و جنگلها و محیط زیست نابود میشد. پس آنها را ازجنگل ها خارج نمودند و بازهم جنگلها بیشتر نابود می شوند.
 نتیجه اخلاقی: بیچاره گوسفندان و گاوها از خانه و کاشانه خارج و در محیط دامداری محصور شدند. اما جنگلها آباد نشدند. بلکه خراب تر شدند. نتیجه آنکه کسی خوراک دام وارد میکند و باید محل مصرفی پیدا میکرد. چاره را در این طرح دید.
آیا میدانستید حضور چوپان ها مزاحم آنهائی است که جنگلها را غارت میکنند؟
آیا میدانستید گاو و گوسفندان به حفظ ذخایر طبیعی کمک بیشتری میکنند تا انسانها؟ در پهن آنها بذر گیاهان در طبیعت برای تکثیر جابجا میگردد. شیر تولیدی انها و گوشتشان بهداشتی تر است.
عشایر در ییلاق و قشلاق خودشان و داهایشان زمینها را بارور میکردند. بذر می پاشیدند برای دور برگشت کوچ. اما با یکجا نشینی شان این فرآیند مضمحل گشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 5 آذر 1394
یک مقاله خواندم جالب بود برای شما هم میگذارم.
 استفان کارپمن روانپزشک آمریکایی و شاگرد اریک برن مثلثی را در تحلیل رفتار متقابل توصیف کرد که به توصیه اریک برن مثلث کارپمن نامیده شد.
مثلث کارپمن توصیفی است از وضعیت کسانی که نقش قربانی را پذیرفته اند و نه تنها از این نقش بیرون نمی روند بلکه آن را تقویت می کنند.

مثلث کارپمن سه ضلع دارد؛
1- قربانی: محور اصلی مثلث کارپمن کسی است که خود را قربانی می داند. زندگی با او بی رحم بوده و انسانها مانع از شادکامی او شده اند. قربانی همیشه زخم خورده و آسیب دیده است و بقچه ای از خاطرات بد و سبدی از آه و ناله را با خود یدک می کشد!

2- زجر دهنده: آسیب رسان یا زجر دهنده فرد یا گروهی هستند که بر "قربانی" بی رحمی و بی انصافی روا داشته اند: پدر و مادر بی کفایت، خانواده حسود، جامعه بی فرهنگ، همسر بی وفا و ... در زندگی قربانی همیشه یک "دشمن" وجود دارد ، کسی که مانع از رسیدن قربانی به جایگاه شایسته اش بوده است!

3- نجات دهنده: قربانی های حرفه ای هیچ گاه خود برای برون رفت از مسأله تکانی به خود نمی دهند. آنها منتظر یک ناجی افسانه ای هستند که سوار بر اسب سپید بیاید و لب های این "زیبای خفته" را ببوسد و این "سیندرلای قربانی" را از خانه نامادری بدجنس نجات دهد. این ناجی افسانه ای بر خلاف زجر دهنده که تبلوری از بدی هاست، تبلور همه صفات خوب و شایسته است!

با این مقدمه به "قرائت تاریخی ایرانیان" نگاهی بیندازیم. در هر دوره تاریخی، کسی یا کسانی آمده اند و سرنوشت ملت ایران را تغییر داده اند!
ضحّاک (اژدهاک) افسانه ای هر روز مغز سر دو جوان ایرانی را غذای مارهای روییده بر شانه هایش میکرد و ملّتی هر روز دو جوان را خاموش و ساکت تقدیم آشپزخانه حکومت می کرد و تا زمانی که کاوه دلاور بیرق چرمین قیام را برنداشته و فریدون افسانه ای از آن سوی کوه ها ظهور نکرده یک ملّت کاری جز بوسیدن دست ضحاک انجام نداده است!

از این افسانه شاهنامه بگذریم و به آنچه تاریخ خوانده می شود بپردازیم. اسکندر مقدونی از یونان راه می افتد، این سپاهیان هزاران فرسنگ راه را می پیمایند، از دریا عبور می کنند، از دیواره سهمگین زاگرس عبور می کنند، سپاه آریو برزن را تار و مار می کنند، تمام ایران را با شمشیر (نه سلاح هسته ای!) می گیرند، با پای پیاده و اسب (نه ناو هواپیمابر و موشک بالستیک!) تمام عرض فلات ایران را می پیمایند و فتح می کنند و به سوی هند و چین می روند و پس از عبور هم حکومت بیگانه سلوکوس (سلوکیان) نه یک سال و نه ده سال بلکه صدها سال بر مردم "ایران" حکومت می کند تا زمانی که اختلافات داخلی بین سرداران یونانی الاصل آنها را ضعیف می کند و سپاه پارت ها نیز بر آنها می تازد و حکومت به "ایرانیان" برمیگردد!

این داستان بارها تکرار می شود: سعد ابی وقاص از قادسیه می آید و با اسب و شتر بخش بزرگی از ایران را می گیرد، فرزند چنگیز از شرق می آید و تمام ایران را شخم می زند و به آسیای صغیر می رود.

این افسانه های تاریخی به کنار، در تاریخ مستند نیز انگلیسی ها شاهی را می آورند و بعد از چند سال آن شاه را می برند! راستی ملّت ایران در این میانه کجاست؟ گویی در میدانگاهی اهریمن و اهورا جدال می کنند و ملّت ایران تماشاگرانی هستند دور آن میدان! (إذهب أنت و ربّک فقاتلا، إنّا ههنا قاعدون/مائده/24).


مگر ضحّاک و اسکندر و سعد و هولاکو چند نفر با خود داشتند که بتوانند یک ملت را در شعاع چند هزار کیلومتری و در زمان چند صد ساله به زنجیر بکشند؟!

وقتی انگلیسی ها رضاخان را آوردند و بردند "ملّت ایران" کجا بودند؟!

آیا اساسأ تاکنون چیزی به نام "ملّت ایران" محقق شده است یا "هویت جمعی ما" همان نجات دهنده افسانه ای است که قرار است همچون فریدون و ابومسلم و سوشیانت بیاید و ما را نجات دهد؟!

چرا این ملّت دهها سال صبر می کند تا فریدون و اشک و ابومسلم ظهور کنند و بیگانگان را بیرون کنند؟!
اگر سربداران باشتین توانستند مغولان را فراری دهند چرا دهها سال باشتیان مال و ناموس خود را به مغولان دادند و صبوری کردند؟!

من در پس تمام این سؤال ها یک پاسخ می بینم: مثلث کارپمن!  "قرائت تاریخی ما شباهت غریبی با مثلث کارپمن دارد، قربانی بودن انتخاب جمعی ناخودآگاه ماست!
دشمن بهانه است!
                              قل الحقِّ و إن کان مُرّأ!

دکتر محمد سرگلزایی، روانپزشک
منبع سایت تابناک




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 آبان 1394
یک سوء تفاهم رسانه ای موجی از اعتراضات را دربر داشت که نشان از بی ظرفیتی برخی از افراد شده است. غافل از آنکه برای برنامه ای وزین با نفوذ اجتماعی بسیار عمیق می توان جائی را برای بخشش مد نظر داشت. این نشان از آن دارد که  برخی افراد -نه اقوام و لهجه ها- از تمام ظرفیت مغزشان برای تحلیل شرایط استفاده نمی کنند. این مسئله ی کل اجتماع است که مغز مهندسی شده متناسب با شرایط روز ندارد. عمدتا این مهندسی از منظر دیگری صورت پذیرفته و همواره بصورت مخرب عمل میکند. مثلا در قالبی همانند تجزیه طلبی. شخصا افتخارم آن است که بهترین دوستانم آذری زبان و لر هستند و زیباترین لطیفه ها را همانها با همان لهجه های  شیرینشان عنوان میکنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آبان 1394
ماده سیاهی که ملتهائی هان سوم میکند و مللی دیگر را جهان اول. وقت به این بستگی دارد که کی ؟ چگونه؟ از ان استفاده میکند.
ماده سیاهی که چهره مللی را سیاه نموده تا سفیدپوستانی به عنوان جهان اول آنان را استثمار کنند.
ماده سیاهی که قدرت تشخیص را از ملتهائی میگیرد تا همیشه دربند باشند.
ماده سیاهی که اجازه نمیدهد ملل جهان سوم پیشرفت را در همه حوضه ها در پیش گیرند.
ماده سیاهی که باید شبهای سیاه زمستان جهان سوم و همه را گرم کند ، روزهای شان را هم سیاه میکند.
ماده سیاهی که آسایش را به جهان اول داده در قبال آن آرامش را از جهان سوم گرفته است.
و...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 آبان 1394
شورای شهر. محصول قانون اساسی و دستپخت بجای دولت اصلاحت و مردم ناپخته و مدیران! فرصت طلب.
من فکر میکنم که بحث شوراها به آخرش نزدیک است. با این همه انحلال و فسادی که در شوراها دیده میشود، این محصول اصلاحات عنقریب در کوره فساد تبدیل به خاکستر خواهد شد. بنابراین یکبار دیگر اصلاحا میمیرد و زنده باد اصلاحات دیگر.
به نظر من این پدیده زود هنگام به بار نشست و علی القاعده باید همین روزها فکر دیگری برای این بیمار نزار کرد. فسادی که در این نهاد باصطلاح دموکراتیک ! دیده میشود، خود منشاء فسادهای کلان دیگر است. خصوصا که شهرداری ها نماد ناتوانی در مدیریت شهری هستند و خصوصی سازی ها و واگذاری های کلان در ان بیداد میکند. تبانی در این نهادها حرف اول را میزند. آدمهای سالم فقط میگویند مدرک داریم اما توی گاو صندوقمان است. و...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 آبان 1394
باز امروز بنا به دلائلی گذرم به بیمارستان افتاد. بیمارستان مرکز قلب تهران. تاسف خوردم از این همه سرگردانی ملت. صف صندوق بیمارستان از صف یارانه و صف خرید خودروهای لگنی بیشتر و شلوغ تر بود. ارزش وقت با چه چیزی سنجیده میگردد.؟آدم سالم با انرژی های منفی مستتر در بیمارستان های ما، بیمار میشود. بیچاره بیماران.
ظاهرا اگر صد تا دکتر هاشمی دیگر هم بیایند سیستم بیمارستانها و بیمه های ما درست نخواهند شد.
 بیچاره پیرمردی که همسرش را برای اسکن قلب آورده بود، از شنیدن عدم پذیرش بیمه اش- که سینا بود- داشت پس می افتاد. آخه پرستار گفته بود: هزینه اسکن همسرتحدود 600 هزار تومان میشود. میتونی بدهی؟

احتمال میدادم که بجای همسرش وی را بدلیل شنیدن این موضوع و سکته قلبی، اورژانسی بستری کنند که بخیر گذشت. بیچاره پول نداشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 آبان 1394
    شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند
    شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه ! حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!! به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید... داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن را بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده...!
    روزی، چطورش را نمیدانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد، سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان... دزدها میامدند؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند و میرفتند... اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روز بعد هم چیزی برای خوردن ندارد !!!
  


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 14 آبان 1394
من فکر میکنم هنوز باید تحریم خوردزو های داخلی ادامه یابد.خودرو که نه، لگنهای وطنی. قاتلهای متحرک. حلب تیکه هایی بنام ماشین.
همین دیروز ماشین پژو من یکهویی داخل تونل متوقف شد. فهمیدم که مشگل جدی است. بلی ، تسمه تایم از کار افتاده بود. تازه 4 ماه بود که عوضش کرده بودم. اما بررسی های من و دو نفر فنی نشان میداد که تسمه دینامی را که همان زمان با همان تسمه تایمینگ در نمایندگی 1140 ایران خودرو عوض کرده بودم جنس نامرغوب بوده و فرسوده شده و رشته های آن جدا و باعث شده که تسمه تایمینگ تخریب و الخ.
فردا تماس گرفتم با نمایندگی موضوع را گفتیم. گفتند بیاورید هزینه را تقبل میکنیم. جراثقال 100 هزارتوامنی گرفت. ماشین را گذاشتیم نمایندگی1140 خیابان تیموری . به بهانه شلوغی خودرو را رسید نکردند. گفتند بروید زنگ میزنیم به شما. یکی دو ساعت بعد تماس گرفتند که : چون چایه دینام شما خراب بوده تسمه دینام پاره شده و تسمه تایم را خراب کرده. گفتم شما تسمه دینام را تعویض کرده بودید. اگر پایه دینام خراب بوده نباید بدون تعویض پایه دینام تسمه را عوض میکردید. خلاصه بحثمان بالا گرفت تا جائی که کار به شکایت به بازرسی ایران خودرو رسید. تازه فهمیدم که چرا حاضر به رسید کردن خودرو نشده است. این ترفنیدی برای در رفتن از زیر بار تعهدات اس. اگر رسید میکرد یعنی پذیرفته که باید هزینه ها را متقبل شود.چون در سامانه ایران خودرو هم ثبت می شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 آبان 1394
شرکت در مراسم عزاداری محرم به یک عادت و تفریح تبدیل شده. خصوصا برای جوانانی که هدف را گم کرده و شناختی جز ساز و دهل زدن از این مراسم نمیدانند. خرافات توام با احساس طلب ساز و برگ مانع از درک واقعیت و هدف مبارزه عاشورا گردیده است. خیلی از مسائل اصلی عاشورا گفته نشده.
نسل جدید که در حال تحویل گرفتن این مراسم از نسل قبل است شناخت زیادی از عاشورا ندارد. برای همین به سطحی نگری محکوم است. ساز و برگ همراه با موسیقی ای که برگرفته از فرهنگ غربی است با کلماتی به ظاهر فارسی عربی  اما با ریتم موسیقایی جاز و ... که باعث ایجاد نوع خفیفی از حالت خلسه در شخص میگردد.
صدای طبل های دو متری هم که گوش آسمان را کر میکند و آزار مردم را در بر دارد. گاهی اگر طبل را از مراسم حذف نمائید دیگر چیزی از مراسم باقی نمی ماند.
سنج که سازی با ظرافت است و نواختنش خلاقیت و توانمندی میخواهد از مراسم حذف شده است.
این همه که نوشتم خواستم این را بگویم که نگران نسل جدید باشیم که دچار سطحی نگری نشود و کل شناختش از فرهنگ و محیط اطراف و تاریخش، محدود به فعالیتهای سطح پائین مغزش نباشد.
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 4 آبان 1394
به ضرورت شغلم باید هرازگاهی به ریخته گری بروم. یکی از این روزها رفتم و کارگاه ریخته گری را آلوده به گاز سیانید هیدروژن دیدم. خفه کننده بود. بیرون آمدم و از کارگر مبوطه سوال کردم علت چیست.؟
گفت : امروز بازرس وزارت کار برای تعیین سخت و زیان آور بودن کار اینجا میآید. من هم یونولیت را آتش زدم که ثابت کنم کار من آلوده است. گفتم: مگر همان بخارات آلومینیم ریخته گری کم آلوده است که شما به این کار متوسل میشوید. گفت: بازرس آنها را نمی بیند ولی این دود سیاه را خوب میبیند.
یاللعجب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 مهر 1394
چند روزی است که بازی با دلار های بدون پشتوانه آمریکایی شروع شده. بیچاره مردم برای اندک درآمدی صبح دلار میخرند به امید آنکه عصر اندکی گرانتر بفروشند. غافلند که این سود فقط باید به جیب صراف جماعت برود. انهم کسانی که رانت موقعیت و اطلاعاتی دارند. یان بازی سر درازی دارد. هر دولتی که خزانه را خالی کرد و یا عرضه اشتغال زایی نداشت و ... بازی با دلار را شروع میکند. فرقی نمیکند. چپ یا راست. همه در خدمت دلارهای بدون پشتوانه آمریکایی هستند. غافلند که دلارهای با پشتوانه شان فقط یک سوم حجم کل دلارهای موجود است آنهم فقط در داخل مرزهای آمریکا. با این تفاسیر ما با پول خودمان در زمین خودمان با خودمان برای دیگری در جنگیم. دلار ها را نخرید. همچون تحریم خودرو داخلی!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 مهر 1394

این روزها تحریم خودروهای ساخت داخل حرف و حدیثهای زیادی را دارد.

یکی میگفت: این کار خوب نیست. چون سیصدهزار نفر بیکارمی شوند.

گفتم: بیکاری سیصدهزار نفر هزینه اش کمتر از کشته شدن بیست تا سی هزارانسان در یکسال است.

دیگری میگفت : کار کار دشمن است.

گفتم : دشمنی که مانع کشته شدن حتی یک انسان( دوست و برادر ما) شود، بهتر است از دوستان نادانی است که باعث کشتن هزاران انسان است.

و دیگری میگفت: این کار ادامه نمی یابد. ملت خسته می شوند.

گفتم : تا الآن که خسته نشده اند. ماشینهای دست دوم شان را، همه ! برای فروش گذاشته اند. این ممکن است اعتراضی ناخواسته باشد. اما تاثیرش را داشته. وانگهی اگر مردم در این کار هم خواستند خدای کارهای ناتمام باشند، می تواند از شعورشان باشد. امیدوارم از این آزمون برای سرفرازی ایران اسلامی مدیران محترم خودرو ساز سرفراز آیند برون.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 18 مهر 1394
وقتی فیلمهای مرتبط با پلیس را در داخل میبینم، فقط از خوبیهایش میبینیم، همین چندصباح پیش بود که رئیس پلیس میگفت تعداد 2000 تا ... پلیس بدلیل تخلفات اخراج و یا ... اعمال قانون شدند. پس گاهی هنرمندان هم باید شفاف تر با مردم برخورد نمایند. این مایه تحکیم و اعتماد بیشتر مردم با ساختارهای حکومت می شود. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 مهر 1394
همین امروز بود که کارگر افغانی آمد و گفت: مهندس میشه یک شماره برایم بگیری تا برم بقیه پول بیمه ام را بگیرم؟ گفتم: بیمه واسه چی؟ گفت چند سال قبل توی کارگاه بغلی کار میکردم دچار حادثه شدم و پایم مسئله دار شد. رفتم و 14 میلیون بیمه گرفتم و دو میلیون توامن دیگر آن باقی است باید بگیرم. گفتم : کارگر افغانی بیمه نمیشه که؟! گفت من خودم هم تازگی ها فهمیدم  که طرف منو به عنوان تصادف با ماشین منظور کرده و بیمه برام گرفته.
مهمان نوازی خیلی خوب است. گفتم دمش گرم همه مهمان نواز بوده اند. میشه در نظر داشت در یک همچین پرونده ای چند کارمند مهمان نوازی کرده اند؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 مهر 1394
برای ارتقاء دانش فنی و به دلیل بیکاری چند دوره آموزشی ثبت نام کردم. اولین جلسه که حضور یافتم من و دیگر آموزندگان یکساعت منتظر مدرس عزیز گشتیم اما حضور نیافتند. بالاخره یکی آمد ضمن عذرخواهی گفت: استاد تصادف کردند و نمیتوانند بیایند.اما شما تا گلوئی تازه کنید ما یک استاد برای شما پیدا میکنیم. با تی تابی گلو تازه کردیم. استادان جدید(دو نفر) آمدند. از چهره برافروخته شان معلوم بود که این کاره نیستند. احتمالا از سر خیابان آورده بودند اینها را. خلاصه آموزش شروع شد. همه هاج و واج با دهانهای گشاد و چشمان بیرون زده به موضوع گوش میکردند. اما نه فقط می شنیدیم. چون نمی فهمیدیم. خلاصه دو سه نفری که گویا اندک اطلاعاتی داشتند، سوالاتی نامفهوم ، برای جمع ، پرسیدند. بالاخره سوال اصلی مطرح شد. گفتند: استاد اصول مقدماتی را باید درس دهید. استاد که به زور آمده بود، زیر بار زور دیگری نرفت و الخلاصه کلاس تعطیل و دوره دو روز دیگر تجدید شد.
هدفم این بود که بگویم یک سازمان عریض و طویل توان برنامه ریزی به این کوچکی را ندارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 مهر 1394
چهره در اندوه کشیده خانواده ها و همراهان چهار هزار نفر انسان عرفه دیده و در منا ، غم در چهره جامعه بشری نمایان میکند. شیطان در سوگ نمی نشیند. بلکه شادیش را اذعان میداردکه : دیدید در نزد خدا چهار هزار از شما را که مطیعم نبودید، به مسلخ کشاندم؟! شیاطین به شادی نشسته اند که بندگان مخلص را به سلاخ خانه وهابیت کشاندیم و در دم نفس شان را به عزرائیل تحویل نمودیم.
اما من و تو هنوز هم مماشات را پیشه ی اندیشه ی خویش نمودیم و هدایای مان را از شیاطین تهیه مینمائیم. غافل از اینمه هدف چیز دیگری است. خدائی شدن. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 مهر 1394
اساتید پایان نامه را نخوانده قضاوت می کنند. چون می دانند که سطح علمی آنها نازل است.
دانشجو حال کار علمی را ندارد. چون پول ندارد.
استاد حال سر زمین رفتن را ندارد. چون پول کم می دهند.
داشنجو می خواهد مقاله دهد حتما باید اسم استاد هم زیرش باشد.
استادمی خواهد کتاب ترجمه کند می دهد به دانشجویان فصل به فصل در پایان ترم یک کتاب ترجمه شده که فقط ویرایش نیاز دارد آماده شده و زیر چاپ می رود و استاد از بابت ترجمه ترفیع درجه میگیرد. 
دانشجو نظراتی که می دهد باید در چارچوب نظرات اساتید باشد . یعنی نمی تواند نظری خلاف نظر استادش دهد. یعنی نظر علمی اش باید مطابق نظر استاد یا تائید کننده آن باشد. در غیر این صورت نظرش مردود است.
این یعنی توقف علم، ایستائی اندیشه، نخبه کشی مدرن ،یعنی پیشرفت کشک. امنیت علمی که نداریم. از بابت نمره می ترسیم. می ترسیم نظر علمی دهیم چون رانت قدرت و ثروت نداریم.

برای درست شدن این مسیر بیائیم اول خودمان را اصلاح کنیم سپس دانشجو ، استاد ، مدیر و .... شویم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 5 مهر 1394
به مدد اطلاع رسانی این روزهای رسانه ها در خصوص حوادث مکه، غم و اندوه توام با غیرت ملی بر روحیه مردم مستولی گردیده. عنقریب است که اگر دولت و حکومت کاری نکنند، مردم دوباره کمپینی همانند کمپین نخریدن خوردرو صفر برای حاجی نشدن به راه بیاندازند که موثرتر از قبل باشد. توهینها به ساحت مسلمانان کم نبوده است. وهابیت تازه به دوران رسیده از فرط زیادی درآمد نفتی به ورطه ناکام مدیریتی در نظام اجتماعی اش دچار شده. اختلافات شازده های ریز و درشت به قیمت جان مسلمین تمام شده و برخوردهایی با اجساد مسلمین صورت میگیرد که یک انسان متمدن قطعا با جسد یک حیوان نمیکند.
طرحی نو باید دراندازیم. این مردم اند که باید این طرح نو را دراندازند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 4 مهر 1394
هنوز مدیران ما افتخار میکنند که فولاد تولید میکنند و از خیلی کشورها مثل بورکینافاسو و ... جلوتریم. اما نمیدانند به چه قیمتی. دنیای اول افتخارش این است که دیگر معادن ذغالش را استخراج نمیکند و آهن و فولاد تولید نمیکند و کارخانه سیمان نمیسازد و... چون همه اینها آلوده کننده محیط زیست هستند. در عوض همه اینها را از جهان سوم میخرد.  اما تکنولوژی تمام این موارد را به کشورهای جهان سوم گرانتر میفروشد. حتی کارخانه های دست دومش را به کشور ما هم قالب میکنند. امنیت ملی آینده نگر یعنی همین.




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 29 شهریور 1394
سال پیش بود که در تعطیلات از گردنه خوش ییلاق عبور میکردیم . تاریک بود و مه گرفتگی غلیظ حاکم بر گردنه. چشم هیچ نمیدید. توقف کردم . خط کشی جاده اصلا نبود. زنگ زدم 110 . توضیح دادم که گیر کردیم و نمی توانیم جلو برویم. گفتم به عنوان یک شهروند حق دارم موضوع امنیت جاده ای را طلب کنم. راهنمایی مدبرانه ای از سوی کارمند آنسوی گوشی تلفن شدم. گفت: لطفا آهسته بروید. انشااله گردنه را رد میکنید. گفتم: همین؟! گفت موفق باشید.
همچین قانع شدم که نگو.
یارو طوری گفت که انگار اگر نمی گفت، من گردنه خوش ییلاق را با سرعت 160 کیلومتر ، در مه گرفتگی غلیظ می خواستم برم.
انتظار زیادی از 110 داشتم؟!




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 مرداد 1394
به نسل امروز که مگاه میکنی ساسر ناسپاسی و بی اندیشگی از آن می بارد. ریشه آن در نوع تربیت خانواده و اجتماع است. شدیدا متوقع و بی مسئولیت . حتی در قبال اجتماع کوچک خانواده هم خود را مسئول نمیداند. بدیهی است که در آینده نه چندان دور ما باید بحران مدیریتی را در انتظار باشیم. همین چند ماه پیش بود که مدیریتی پیر و فرتوت گفته بود: ما باید از خارج مدیر وارد نمائیم. راست گفته است؟!




نوع مطلب : مقالات علمی و اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 مرداد 1394
داشتم فکر میکردم که در آینده جنگهای بشر به چه روشی خواهد بود. دویست سال پیش تصور این را هم نمی کردیم که صدای کسی از این طرف کره به آن طرف کره زمین مخابره شود. حالا هم صدا و هم تصویر در کسری از ثانیه مخابره می شود. باید منتظر بود تا بشر از راه سیم اقدام به مهاجرت و مسافرت نماید. خیلی دور نیست. اما زمانی بود که بشر با شمشیر رودرروی یکدیگر می جنگید. زمانی شد که با شلیک گلوله ای و یا یک انفجار، یک نفر یا گروهی را از بین می بردند. زمانی خواهد رسید که تکنولوژی جنگ و خونریزی به حدی از پیشرفت می رسد که یک نفر با استفاده از ماهواره و اعمال یک دستور کلی، بخشی از یک جامعه هدف را که همه با یک پیش شماره خاصی که دارای یک کد برای هر نفر هست، از پای در می آورند. یعنی فشار دکمه ای ممکن است یک میلیون انسان را که در موقعیت جغرافیایی مشخص و یا در یک کشور مشخص هستند از پای درآورد. مثل انفجار یک گوشی موبایل که این روزها در جیب هر شخصی هست. یعنی در لحظه ای واحد شهروندان یک کشور و یا یک استان نقش زمین می شوند. این تکنولوژی خاص شیاطین بشر نماست. سازنده آن می تواند یک بیمار روانی باشد. این امر با هدف ایجاد جنگهای نامتقارن و حذف خط مقدم جبهه صورت میگیرد و شما دیگر دشمن را نخواهید دید. اسارت مفهومی ندارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 تیر 1394
خانمی بود با همه صلابت یک مرد. به مهربانی یک زن . یک مادر مهربان و یک زن با همه خصایص زنان. اما چشم امید دیگران. آن هنگام که کسری همسایگان مهمان را جبران می کرد. مهربانی اش زبانزد خاص  و عام بود. کوله بار تجربه اش کم از پیران سرای اش نبود . چشمان نافذش مدیریتی سنتی را تدوین می کرد. 
مهربانی اش برای من وقتی برون زد داشت که مادرم مرا برای اجازه گرفتن در استفاده از تنور کاهگلی اش روانه منزل اش مینمود. او ضمن اجازه ای که میداد می گفت: تنور مال همه دولتی سرا است. حتی اگر شاخه هم کم دارید از انبار ما هم استفاده کنید.
آن روزها کم نبود از این گذشت و مهربانی ها. اخلاق دور هم بود و ما کودکان دیروز با این محبتها بزرگ شدیم. اما این روزها در آپارتمانهای کوچک و متنوع و تهوع آورمان فقط خاطرات شیرین آن روزها مرا به وجد می آورد. زندگی ماشینی نیم بندمان چیزی برای عرضه کردن به دنیای کودکانم ندارد. فقط خاطرات کهن من توام با نقاشی سردستی ام است که دخترم را به وجد می آورد. گویا پدرش قهرمانی بی بدیل بوده است.
خانم خاله ، خاله ای مهربان ، یادگار رزوگار نه چندان کهن من و برادر و خواهرانم بود که سالهاست در تلاطم زمان و مکان به مرز کهکشان فراموشی ام روانه اش ساختم. حال دیگر خاله های اصل هم مثل قدیم ها مهربانی را در کنج پستو خانه دلشان اسیر کرده اند.
هر سال سه ماه تعطیلات برای فرار از تنش گرمای تابستانی شمال شرجی پناهگاهمان ییلاق نرسو و گاهی هم الستان بود. سه ماه مهربانی با بستگان و دوستان. در فضایی مملو از شادی و گردو بازی . برد و باخت. عروسی های سنتی که شادباشهای سکه ای را از زیر خاک انبار شده در جای خشک شده چرخهای ماشینها در جلوی حمام سنتی جمع میکردم. در حالی که همه در حال بردن داماد از حمام به خانه بودند. و این سه ماه مهمانی در همسایگی خانم خاله بودیم.
دولتی سرا: سرایی مربوط به دولتی ها از فامیلهای مادری که خانه هایشان به مانند قطاری سرایی را در بر گرفته است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 تیر 1394
اگر بخواهی اندکی منطقی فکر کنی و منظم افکارت را با جامعه اطرافت سنجه کنی ، بسیار سخت لطمه خواهی خورد. تا زمانی که جامعه ای نتواند خویشتن خود  را نقد نماید و مسائل خود را  تجزیه و تحلیل کند، عیوب تشخیصی هیچ یک درمان نخواهد شد. روشنفکرش هم در کوران حوادث پیرامونی اش دچار اضمحلال شخصیتی خواهد شد، وقتی می بیند تلاشش برای خوب اندیشیدن فدای بی نظمی منتشره در اجتماعش می شود. پس یا مهاجرت نموده و یا مرگ تدریجی اندیشه های اصلاحی اش را شاهد خواهیم بود. انزوای اجتماعی حداقل چیزی است که از این قشر در فضای پیرامونی خود خواهیم دید. در چنین جامعه ای نخبگان منزوی شده و کودن ها اریکه قدرت را ملک لایطلق خویش می انگارند. 
کم نیست این شرایط پیرامون ما. همه در رنجیم اما بیکار و بی عار نشسته ایم که شاید کسی بیاید و ما را نجات دهد. فقط در افواه عمومی دم از خوبی دیگران دور می زنیم و دیگران نزدیک را بد انگاشته و همه معیوب اند و ما بی عیب و نقص. در بهترین شرایط مدیرانمان را مقصر می دانیم. شاید این مدیران را انتخاب می کنیم که مقصر قلمدادشان کنیم و بی عرضگی مان را جائی برای توجیه داشته باشیم.
خودم که نفمیدم چی نوشتم. فقط میدونم که دردم را نوشتم تا اندکی از فشار روحی ام بکاهم. شما فهمیدید به من هم بگید لطفا.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 تیر 1394
میگن نان كیفیت نداره گرونش كنیم خوب میشه . گرون كه شد خوب نشد ولی كوچك شد.
گفتند بنزین كیفیت نداره !داره ! ما كه نفهمیدیم . ولی با گرون شدنش ماشین ارزون نشد.
به این نتیجه رسیدم كه اینجا هیچ چیز سر جاش نیست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 تیر 1394
در یک اقدام دوست داشتنی تعداد زیادی از انجمن پورشه سواران تصمیم گرفتند با سبدهای کالا درجنوب شهر تهران اقدام به توزیع خوراکی در بین مردم نیازمند نمایند. امید است این عمل فقط محدود به امسال نباشد و سالهای متمادی تا ریشه کنی فقر غذائی در تمام کشور ادامه یابد.این را گفتم تا دولت تدبیر و امید به خود آید.شما هم میتوانید همانند برنامه جشن رمضان به این کار بصورت محله ای مبادرت نمائید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 تیر 1394


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی